حجتالاسلام و المسلمین سیدمهدی ذاکری، کارشناس مذهبی و استاد حوزه علمیه مشهد، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی به مناسبت 30 ذیالقعده و سالروز شهادت امام جوادالائمه(ع) در خصوص زندگی امام جواد(ع) اظهار کرد: امام جواد نهمین امام شیعیان و طبق نقل مشهور مورخین اسلامی تنها پسر، بلکه تنها فرزند امام رضا(ع) بودند. نقلی وجود دارد که امام رضا(ع) دختر نیز داشتند که شاید غیر مشهور باشد و نقل مشهور این است که امام جواد(ع) تنها فرزند امام رضا(ع) بودند. فشارهای اجتماعی وارده بر امام رضا(ع) مانند پیامبر اکرم(ص) بود که صاحب پسر نبودند و وقتی ابراهیم، فرزند پیامبر، به دنیا آمد و پس از مدتی از دنیا رفت مورد زخم زبان دشمنان قرار گرفتند، پیغمبر(ص) را ابتر و بدون نسل نامیدند و خداوند فاطمه زهرا(س) را به ایشان داد و این موضوع در سوره کوثر بیان شده است.
وی ادامه داد: امام رضا(ع) نیز با گذشت حدود 49 سال از عمر شریفشان، صاحب فرزند نشده بودند. در روایت داریم که ایشان فرمودند «خداوند مولودی پربرکتتر از فرزندم، محمد بن علی، خلق نکرده است» و این اشاره به جایگاه عظیم امام جواد(ع) و برهه و زمانی که ایشان متولد شدند دارد که جلوی زخم زبانها را گرفتند و موجب احیای شیعه و امامت شدند.
ذاکری با بیان اینکه «نقلهای متفاوتی از سن امامت امام جواد(ع) وجود دارد»، عنوان کرد: ایشان در سنین هفت یا هشت سالگی به امامت رسیدند. نقلی وجود دارد که در 9 سالگی به امامت رسیدند که غیرمانوس است. تا 25 سالگی امام شیعیان و جوانترین امام در میان امامان 12گانه بودند و در 25 سالگی نیز به شهادت رسیدند.
مسائل مالی و دنیوی را هم از امام جواد(ع) بخواهیم
این استاد حوزه علمیه مشهد تصریح کرد: حضرت القابی داشتند که برخی از آنها مانند «تقی» و «جواد» نزد ما، به ویژه ایرانیها، معروف است. هریک از این صفات معانی والایی دارند. «تقی» به معنی پرهیزکار است، یعنی کسی که متقی است، زندگی امام سراسر زهد و پارسایی و ورع بوده است. حضرت همچنین به «جوادالائمه» معروفند، یعنی انسان کریمی که بدون عطا میبخشد و جود، کرم و بخشش دارد. «تا هست خدای را خدایی/ تو جود کنی و ما گدایی» ما افتخار میکنیم که گدای شخصیتی مانند امام جواد(ع) هستیم. در روایات داریم که گشایش گرهها و حل مشکلات مالی را از وجود امام جواد(ع) بخواهید. این به این معنا نیست که سایر امامان عدم امکان و توانایی در این موضوع را دارند اما این روایات وجود دارد که مسائل مالی و دنیوی را از امام جواد(ع) بخواهید.
وی ادامه داد: یکی دیگر از مشهورترین صفات ایشان علم فراوان است. امام جواد(ع) در برههای از تاریخ تشیع به امامت رسیدند که شخصیت بسیار مکار و حیلهگری مانند مامون عباسی بر جایگاه خلافت رسول خدا تکیه زده بود. او کسی بود که امام رضا(ع) را با فراست و زیرکی از کانون تشیع که در آن زمان مدینه بود، به مرو فراخواند تا حکومت خود را در امان نگاه دارد، علویها و بنیهاشم را به دلیل پذیرش امام(ع) تحت کنترل قرار دهد و اساساً یک انسان زیرک بود.
این استاد حوزه علمیه مشهد افزود: زمانی که او محبوبیت امام رضا(ع) را دید و متوجه شد که نقشههایش در حال شکست است، امام(ع) را با آن وضعیت فجیع به شهادت رساند و جالب اینجاست که طوری وانمود کرد که انگار آب از آب تکان نخورده و گفت: «من هیچ مسئولیتی در قبال فوت ایشان ندارم و امام به مرگ طبیعی از دنیا رفته است». مامون در عزای امام رضا(ع) سیاه پوشید، گریبان چاک داد، جلوی تابوت ایشان حرکت میکرد و خود را صاحب عزا معرفی میکرد و بر همگان مسلم گشت که امام رضا(ع) به مرگ طبیعی و نه به دسیسه مامون از دنیا رفتهاند. جالب است که عده زیادی از علمای شیعه تا مدتها قائل به شهادت امام رضا(ع) نبودند بلکه قائل به مرگ طبیعی ایشان بودند.
این کارشناس مذهبی بیان کرد: در توس و مکان کنونی دفن امام، بقعهای بنا کرده بودند که به بقعه هارونیه معروف بود. مامون بهترین مکان آن زمان، یعنی بقعه هارونیه را که یک سرزمین و باغی به نام حمید بن قحطبه بود را برای امام(ع) در نظر گرفته بود و قصد داشت که ایشان را پشت سر هارون دفن کند، تا امام را ذلیل و پدرش هارون را عزیز کند. از آنجایی که خدا این را نمیخواست، هرچه تلاش کردند قبر پشت سر هارون حفر نشد و به دستور امام(ع) که پیش از شهادتشان فرموده بودند، در مقابل هارون دفن شدند.
ذاکری گفت: مامون با سیاست و حلیهگر بود و خود را پسرعموی امام رضا(ع) و نزدیک ایشان میدانست. بعد از فوت امام او خلافت خود را بیرقیب میدید اما یک رقیب به نام محمد بن علی، فرزند امام رضا(ع) داشت، که در سن هفت یا هشت سالگی به امامت رسید. مامون جایگاه علمی امام جواد(ع) را میدانست اما برای اینکه این جایگاه را به دیگران نشان بدهد و شاید در این میان بتواند از لحاظ علمی امام(ع) را کوچک کند، جلسات علمی تشکیل داد.
وی اضافه کرد: در یکی از این جلسات که در سن نه سالگی امام جواد(ع) برگزار شد، حدود بیش از هزار پرسش علمی در علوم مختلف و توسط دانشمندان مختلف مطرح شد و امام جواد(ع) بدون مکث به همه این سوالات پاسخ دادند، حتی گاهی پیش از اینکه فرد سوال خود را بیان کند پاسخ میدادند، دیگران تعجب میکردند و میگفتند «ابن رضا، شما که سوال این فرد را نشنیدی!» و ایشان پاسخ میدادند« «این فرد قصد پرسش این سوال را داشت که من پاسخ دادم»، یعنی اخبار از غیب میدادند. با این جلسات علمیت، قدرت و حقانیت ایشان بر مردم و علما ظاهر شد.
این استاد حوزه علمیه مشهد اظهار کرد: مامون باز هم از راه حیله وارد شد و برای اینکه خود را نزدیک امام جواد(ع) نشان بدهد، دختر خود به نام ام فضل را به عقد ایشان درآورد در حالی که امام سن کمی داشت. مامون این کار را انجام داد که شورش علویان را خنثی کند، یعنی من نه تنها به امام رضا(ع) گزندی نرساندم بلکه فرزندش را داماد خودم قرار دادم. امام به این ازدواج رضایت نداشتند اما مجبور به این کار شدند.
مبارزه سیاسی مستمر امام جواد(ع) در طول زندگی
ذاکری عنوان کرد: یکی دیگر از ویژگیهای امام جواد(ع) مبارزه سیاسی مستمر در طول زندگی شریفشان است. همه اهلبیت این مبارزه با ظلم و جور را همواره به روشهای مختلف داشتهاند. امام جواد(ع) با سیاسترین و قدرتمندترین خلفای عباسی همعصر بودند، مامون و متوکل عباسی که در نهایت نیز به دستور متوکل عباسی و توسط ام فضل، همسرشان، در کاظمین به شهادت رسیدند. امام جواد(ع) این مبارزه را داشتند و به واسطه خطری که از جانب حضرت احساس کردند ایشان را به رسم ناجوانمردانهای به شهادت رساندند.
وی اضافه کرد: مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانیهای خود درباره زندگی و سیره جاری اهل بیت اینچنین فرمودند که «از زمان خلافت و امامت امیرالمومنین، یعنی از آغاز سال یازدهم هجری که پیامبراز دنیا رفتند، تا آغاز امامت امام زمان که با غیبت توام بود، یعنی پایان زندگی امام حسن عسکری(ع)، سال 260 هجری. در این 250 سال منش، رفتار، کردار، قیام، قعود، سکوت، مطالبهگری، سخنان، شبکهسازی اهل بیت یک مسیر ثابت و مستمر و یکی بوده اما در دورانها متناسب با زمان و مکان روش آن تغییر کرد، اما کلیت آن تغییری نکرده است.»
این کارشناس مذهبی ادامه داد: مقام معظم رهبری میفرمایند: «انگارما یک انسان میبینیم با عمر 250 ساله». یعنی حرکتی که امام علی(ع) از ابتدای امامت خود آغاز کردند تا پایان زندگی امام حسن عسگری(ع)، همه در یک جهت و با یک هدف خاص اما با روشهای گوناگون بود. هر امامی متناسب با زمان زندگی خود و اجتماع و جامعه اسلامی، رفتار و منش خاص خود را داشت، لذا لازم است که جوانان توجه کنند که ما امامی نداریم که نسبت به امور، حکومتی، اجتماعی و سیاسی جامعه بیتفاوت بوده باشد، امامی نداریم که بگوید من سرم در سجاده یا کرسی علمآموزی باشد و نسبت به آنچه در جامعه مسلمانان میگذرد بیتفاوت هستم، هر چه اتفاق افتاد فرقی نمیکند و من صرفاً وظیفه سیر و سلوک دارم. گاهی امامان باید برای حفظ جان خود و شیعیان تقیه میکردند، همراه خلافت میشدند، مردم را آگاه میگردند، مطالبهگری میکردند و حتی شمشیر میکشیدند مانند امام حسین(ع).
ذاکری بیان کرد: زمانی که موضوع الگوپذیری و معرفی الگو در اجتماع مطرح میشود، گفته میشود که برای راهبر و کسی که میخواهد طی طریق کند، باید همزادپنداری رخ دهد. در میان امامان، شاید برای جوانان جامعه ما، وجود امام جواد(ع) متناسب با سن شریف ایشان این همزادپنداری یا نزدیکی، بیش از سایر امامان است. مثلاً امام رضا(ع) 55 سال عمر کردند یا امام صادق(ع) که به شیخالائمه معروف هستند و در 65 سالگی به شهادت رسیدند یا پیغمبر اکرم(ص) و امام علی(ع). همه اهل بیت نور واحد هستند اما از جهت همزادپنداری بیشتر و الگو واقع شدن، شاید امام جواد(ع) مناسبتر باشند.
وی ادامه گفت: زمانی که متوکل عباسی امام جواد(ع) را سد راه خود و به عنوان مانع دست یافتن به اهداف خود یافت، ام فضل را با وعده سکه طلا و وعدههای مختلف تطمیع کرد که امام را به شهادت برساند. ام فضل امام جواد(ع) را مسموم کرد و حتی به ایشان آب نیز نداد. آب بدن انسانی که مسموم است خشک میشود و نیاز به آب زیاد دارد تا درمان شود و سم از بدنش خارج شود اما آن نانجیب حتی آب را از حضرت دور کرد. اتفاق دیگر این بود که به کنیزکان خود گفت شادی و هل هله کنند تا صدای امام جواد(ع) به همسایهها نرسد و اینگونه امام جواد(ع) در غربت و مظلومیت به شهادت رسیدند.
این استاد حوزه علمیه مشهد ادامه داد: ام فضل کینه خود را بیشتر نشان داد، او گفت بدن بیجان حضرت را بالای پشتبام ببرند و سه شبانه روز بدن امام جواد(ع)، آنجا و مانند جد غریبشان امام حسین(ع) در معرض آفتاب بود که این نهایت مظلومیت ایشان را در تاریخ ثبت کرد. دشمنان اهلبیت در راه رسیدن به اهداف خود، حتی حاضر نیستند کوچکترین اصول انسانی را به جا آورند. وقتی کسی را به قتل میرسانند حداقل بدن او را دفن میکنند و طوری رفتار میکنند که خلق و خوی انسانیشان آسیب نبیند، اما آن نانجیب دستور داد که بدن امام جواد در زیر آفتاب قرار بگیرد تا مردم آرام آرام از شهادت ایشان باخبر شوند و شورش و آشوب نکنند. سرانجام پس از گذشت سه شبانه روز شیعیان متوجه شهادت ایشان شدند.
انتهای پیام