زیست جنسی مجموعهای از رفتارها، ارزشها و هنجارهایی است که فرد درباره مسائل جنسی دارد. انحراف از این ارزشها و هنجارها به صورت تدریجی میتواند تهدید کننده سلامت جنسی جامعه باشد. به خصوص جامعه امروز، که جامعهای در حال گذار و تغییرات شگرف اجتماعی است. به همین دلیل باید با فرهنگسازی و آموزش مهارتهای لازم از بروز آسیبهای جدی و جبرانناپذیر در این حوزه گرفته شود. به همین منظور خبرنگار ایکنا اصفهان گفتوگویی با کوروش محمدی، رییس انجمن آسیب شناسی ایران و عضو شورای اسلامی شهر اصفهان، انجام داده است که متن آن را در ادامه میخوانید:
ایکنا - اگر بخواهید ارزیابی کلی از وضعیت آسیبهای اجتماعی در جامعه به خصوص آسیبهای ناشی از انحرافات جنسی در جامعه داشته باشید، چه تحلیلی در این زمینه ارائه میدهید؟
بعضی از روابط و تعاملات اجتماعی براساس تغییراتی که در ساختارهای اجتماعی جدید و متحول شدهای که جامعه با آن مواجه شده، شکل میگیرد و به لحاظ آسیبشناسی، از دو منظر میتوان به آن نگاه کرد؛ از منظر ایدئولوژیک ما به عنوان یک جامعه مسلمان با اعتقادات دینی و مذهبی کاملا مشهود، اگر زیر نگاه رادیکال ایدئولوژیک قرار بگیریم، این مسئله میتواند یک آسیب تلقی شود. از این منظر، بسیاری از تعاملاتی که در خصوص روابط ناسالم و خارج از عرف میان جنس مخالف در گوشه و کنار دیده شده و یا آمارها نشان میدهد، نشان دهنده تغییر و تحولاتی است که از منظر اعتقادی قطعا برای جامعه، آسیب به شمار میرود. آمار خاصی در این خصوص وجود ندارد، ولی میتوان گفت تا حدودی شکل و شیوه ارتباطی در آن تعاملات دستخوش تغییر شده که این تغییر الزاما به سمت نامشروع شدن نیست، اما شاید برخی از آن ویژگیهای اصیل و سنتی روابط، در ملاحظات ارتباطی برخی از اقشار خاص جامعه مانند دانشجویان و همکاران مخصوصا در بخش خصوصی چندان مورد توجه قرار نگرفته و حساسیتهای جامعه سنتی را ارضا نکند، اما غالب ارتباطات ما به عنوان یک جامعه اعتقادی و ایدئولوژیک همچنان در غالب کنترل شده و مبتنی بر نگاه ایدئولوژیک است.
ایکنا - به نظر شما عوامل بروز انحرافات جنسی در جامعه چیست؟
نه در جامعه ایران، بلکه در همه جوامع مسلمان تا حدودی فاصله میان عقاید مذهبی و رفتارهای مشاهده شده میتواند عامل آسیب باشد، در عین حال محصولات فرهنگی وارداتی و تهاجم فرهنگی موجود در جامعه نیز این مسئله را تشدید میکند. به طور مثال امروزه فضای مجازی اگرچه باید به عنوان یک فرصت در نظر گرفته شود، اما تهدیدهای خود را هم دارد، به طور مثال ماهواره همچنان میتواند فرصتی به عنوان یک رسانه برای اطلاع رسانی، آموزش و پر کردن اوقات فراغت باشد، اما همزمان میتواند تهدید کننده و یا ابزاری در خدمت مهاجمین فرهنگی باشد و روی اقشار حساس جامعه یعنی قشر جوان و زنان تأثیرهای نگرشی داشته باشد. پروژه تهاجم فرهنگی موضوعی گذرا و سطحی نیست؛ تهاجم فرهنگی وجود دارد و در جامعه ایران مرزبندی و سدسازی در مقابل آن خیلی کم به چشم خورده و دستگاههای متولی فرهنگ و کنترل اجتماعی جامعه از جمله آموزش و پرورش و رسانه نتوانستهاند به خوبی عمل کرده و با آن مقابله کنند، البته منظور از مقابله، شیوهای که اکنون در حال اجرا است، نیست. گاهی اوقات اتخاذ شیوههای ناکارآمد میتواند عاملی برای تقویت آسیبهای تهاجم فرهنگی باشد. مثلاً در زمینه ماهواره، ما هیچ گاه به دنبال تولید محتوا، آموزش و افزایش سواد رسانهای جامعه نبودیم و همین ماهواره و فضای مجازی آسیبزا شدهاند. در صورتی که اگر از همین فضاها و تکنولوژی جدید با عنوان یک فرصت استفاده میشد، میتوانستیم ارتباط بسیار بهتری با اقشار جامعه داشته باشیم و آنها را تحت کنترل گرفته و اجازه ندهیم ذهن، افکار و توجه مخاطب به استفاده نامناسب از آن فضا کشیده شود.
ما به اغنای فرهنگی و اجتماعی جامعه نیاز داریم که رسانهها و دستگاههای فرهنگی باید روی آن کار کنند، اما متأسفانه شیوههای اتخاذ شده ناکارآمد است. ما سالها پیش قانون منع استفاده از ماهواره را در مجلس تصویب کردیم که این قانون به صورت بلااثر در جامعه وجود داشته و به نوعی به عنوان یک رفع تکلیف از دستگاههای فرهنگی به شمار میرود. با تصویب این قانون دستگاههای فرهنگی از دور خارج شده و مسئولیت پاسخگویی و انجام تکالیف از دوش آنان برداشته شده است. از طرف دیگر برخلاف این قانون، استفاده از ماهواره منع هم نشد، چراکه ماهواره ابزاری از تکنولوژی است و نمیتوان آن را منع کرد. اما ما میتوانستیم به جای چنین قوانینی، تکالیفی برای دستگاههای فرهنگی ایجاد کنیم که پا به پای امواج ماهواره، محصولات فرهنگی تولید کرده و از اقشار مختلف جامعه نیازسنجی کرده و با اقشار فعال جامعه مانند جوانان و زنان ارتباط فرهنگی برقرار کنیم. آن ارتباط امروز میتوانست برای ما مانند یک نوع بیمه عمل کند. حتی ماهواره میتوانست فرصتی برای افزایش دانش جامعه باشد. با کنار هم گذاشتن این عوامل میبینیم که ما در حوزه مقابله و پیشگیری راهکارهای کارآمدی را اتخاذ نکردیم و شواهد نشان میدهد که این فضاها خود عاملی برای ایجاد آسیب در بخشهایی از جامعه است که از دانش مقابله و سواد رسانه به اندازه کافی برخوردار نیستند.
ایکنا - نوع نگاه و نگرش جامعه امروز به مسائل جنسی چگونه است؟ آیا دیدگاه تکاملگرایانه یا دیدگاهی غریزی غالب است؟
در هر جامعهای در ارتباط با مسائل جنسی باید کارشناسانه و اصولی برخورد شود. در ارتباط با مسائل جنسی در جامعه آنچه که از دین و عقاید دینی و مذهبی به ما رسیده و از آموزههای دینی دیده میشود، نگاهی تکاملی است. اما آن بخشی از جامعه که آسیب دیده همان حوزهای است که در آن کار نکردهایم و نتوانستهایم آن فضای فرهنگی و آموزههای دینی و اعتقادی جامعه را به خوبی ترویج دهیم و نوجوانمان را به سمت جذابیتهای دینی سوق دهیم. دین اسلام، دینی بسیار جذاب است، اما اگر نتوانیم از آن جذابیتها به خوبی استفاده کنیم قطعاً به دشمن این فرصت را دادهایم که با تهاجم فرهنگی از جذابیتهای خاص خودش علیه دین و برای مقابله با آن روی جوانان کار کند. همان فضاهایی که ما از آن غفلت کردهایم، نگاه تکاملی در آن کمرنگ شده و نگاه غریزی، هیجانی و احساسی نسبت به مسائل جنسی نمود بیشتری پیدا کرده که در بخشهایی از جامعه اثر گذاشته و تأثیر آن را در مواردی مانند ازدواجهای ناموفق میبینیم. در واقع منطق و تعقلی که باید پشت ازدواجهای امروزی وجود داشته باشد کمتر به چشم میخورد و آمار طلاق نشان میدهد که جوانان بدون آگاهی لازم در خصوص مسائل سالم جنسی گاه با ناآگاهی کامل زندگی مشترک را آغاز میکنند و انحراف در بخشهایی از جمعیت فعال جامعه رخ میدهد که خود عامل آسیبزایی شده است که حتی در سن باروری جامعه تأثیر منفی گذاشته است.
بالا رفتن سن ازدواج جامعه به معنای کاهش نرخ باروری خواهد بود و بخشی از پیر شدن میانگین سنی جامعه مربوط به همین نگاهی است که در این حوزه به صورتی کنترل نشده و غریزی اتفاق افتاده است، چراکه مباحث غریزی به مدیریت و مهارت نیاز دارند و این وظیفه سنگینی است که باید در حوزه تعلیم و تربیت بر اساس موازین دینی و اصول و مبانی اخلاقی به همراه اقتضائات خاص هر سن و در هر مقطع تحصیلی متناسب با نیازهایی که بتواند یک نوجوان را ماهرانه در مقابل چالشهای غریزی موفق کند، آموزش داده شود که متأسفانه به خاطر تابوهایی که در جامعه وجود دارد، اکنون این کار انجام نمیشود. این تابوها ریشه تاریخی داشته، اما این قابلیت را دارند که به کمک موازین دینی نیازهای اصلی نوجوانان را به گونهای مهارتی، مدیریتی و کنترلی روی غرایض مدیریت کنیم. اما متأسفانه این تابوها به ابزاری تبدیل شده که حتی آن حوزه تکالیف و مسئولیت فرهنگی دستگاههای متولی را هم تحت تأثیر قرار داده و به بهانه این تابوها تکالیف نادیده گرفته میشوند، در حالی که تابوها نگاهی افراطی هستند و زمانی که صحبت از آموزش و مهارت میشود، قرار نیست که ما وارد خطوط قرمز اخلاقی و غریزی شویم، بلکه مهارتهای کنترلی و شناختی لازمه دانش اجتماعی هر فردی است که باید در سنین ابتدایی فراگیرد که در جامعه ما این موضوع مورد غفلت واقع شده و همین امر گاهی مایه دامن زدن به صورت غیر متعارف به مباحث غریزی توسط برخی از اقشار جامعه میشود.
انتهای پیام