به گزارش ایکنا از اصفهان، حجتالاسلام والمسلمین محمد نصراصفهانی، قرآنپژوه و عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در نشست تفسیر و تدبر در قرآن کریم با موضوع سوره لقمان که در معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد، با بیان اینکه قرآن برای هدایت انسان نازل شده است و بهرهمندی از آن را باید نصبالعین خود قرار دهیم، اظهار کرد: ترتیب سورههای قرآن بعد از وفات پیامبر(ص) توسط مسلمانان تنظیم شد، بنابراین چینش سورهها چیزی نیست که حجیت و سندیت داشته باشد، ولی آنچه اهمیت دارد، این است که بدانیم مخاطب آیات قرآن چه کسانی هستند و هر سورهای در کجا نازل شده است.
وی با اشاره به سوره لقمان، گفت: این سوره، سیویکمین سوره قرآن است که 34 آیه دارد و سورهای مکی محسوب میشود و یکی از نشانههای مکی بودن آن نیز کوتاه بودن سوره لقمان و پررنگ بودن جنبههای ادبی و بلاغی در آن است. علاوه بر این، شرایط سیاسی و اجتماعی در مکه به گونهای بود که سورههای نازل شده در این شهر، مباحث اعتقادی و اخلاقی را شامل میشد و سورههای مدنی، آن دسته از سورههایی هستند که مباحث فقهی و سیاسی در آنها منعکس شده است.
عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیان کرد: خداوند قرآن را برای هدایت انسان فرستاده است، ولی برخی از مردم به دنبال لهو الحدیث یعنی سخنان بیفایده، بازیگونه و سرگرمکننده، و گروهی به دنبال سخنان محکم و استوار مثل حکمتهای لقمان میروند که موجب ارتقاء و کمال انسانیت در آنها میشود.
محتوای حکیمانه هیچگاه تکراری نیست
حجتالاسلام نصر اصفهانی با بیان اینکه تمام سورههای قرآن به جز سوره توبه با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع میشوند، افزود: برخی میگویند بسم الله جزء سوره به حساب نمیآید، ولی گروهی دیگر آن را جزء سوره میدانند. من معتقدم بسم الله جزء سوره است، چون با محتوای آن ارتباط دارد و چون محتوای حکیمانه هیچگاه تکراری نیست، بسم الله در هر سورهای با بسم الله در بقیه سورهها متفاوت است.
موضوع قرآن فقط الله است
وی تصریح کرد: تمام انبیا برای اعتلای کلمه الله مبعوث شدند و موضوع قرآن فقط الله است و بس. در واقع تمام انبیا مبعوث شدند تا انسانها را به الله متصل کنند، اگرچه انسان هنوز به الله متصل نشده است. الله دو خصوصیت بارز دارد که عبارتند از رحمانیت و رحیمیت.
عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اظهار کرد: آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» حاوی این نکته است که ما همه کارهای خود را با تکیه بر موجودی به نام الله آغاز میکنیم که منشأ و جمیع همه کمالات است. در قرآن، تفکیک میان الله و رب خیلی روشن نیست و الله هم به معنای آفریدگار و هم به معنای پروردگار به کار رفته است. در واقع الله فقط موجودات را خلق نمیکند، بلکه آنها را به هدفشان نیز میرساند که همان حالت رحمانیت اوست، البته الله در قرآن عمدتا به معنای پروردگاری به کار رفته تا آفریدگاری، چون مردم مکه با آفریدگاری خدا مشکل نداشتند، ولی معتقد بودند که خدا، پروردگار نیست و بعضی از امور در اختیار غیر خداست، در حالی که اسلام بر پروردگاری به معنای تام کلمه تأکید میکند.
وی ادامه داد: منظور از رحمانیت این است که خدا هر خیری را بیحساب به هر موجودی با هر ایدئولوژی، جنسیت، سن و در هر سرزمینی اعطا میکند و منظور از رحیمیت این است که انسان میتواند بیش از آنچه که از رحمت خدا دارد، از آن کسب کند، یعنی با اراده خود، خیر و کمال افزونتری را به دست آورد.
قرآن، بسط «بسم الله الرحمن الرحیم» است
این قرآنپژوه بیان کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم» با دو هدف یعنی آموزش عملی و آموزش نظری به انسانها در قرآن تکرار شده است. آموزش عملی یعنی اینکه انسان در ابتدای هر کاری، نام خدا را به زبان آورد که اساس پرستش الله است و آموزش نظری یعنی اینکه معنای «بسم الله الرحمن الرحیم» را یاد بگیریم و مرکز ثقل تفکر ما، الله باشد. در واقع قرآن، بسط «بسم الله الرحمن الرحیم» و خلاصه هر سورهای در بسم الله آن آمده و رحمان و رحیم نیز بسط الله است.
خدای واجبالوجود دور از ذهن و دور از دسترس است
وی با بیان اینکه از ابتدای خلقت تاکنون چهار نوع تصور راجع به خدا وجود داشته است، گفت: در تصور اول، خدا موجودی مثل بقیه موجودات ولی خالق این عالم است، البته کارهایش را خودش نمیتواند انجام دهد و آنها را به برخی موجودات واگذار میکند که همه کاره این عالم محسوب میشوند. تصور اعراب جاهلی، ایرانیان قبل از اسلام و حتی مسیحیان از خدا، همین تصور بود. قرآن میگوید این افراد بر این تصورند که الله فقط خدای آسمانها و عرش است. این تصور با شرک تفاوت زیادی ندارد. در تصور دوم، خدا هم آفریدگار و هم پروردگار است، ولی شبیه انسان بوده و خصوصیات او را دارد. در واقع خدای عوام این نوع خداست و این خدای انسانی رحمان نیز است.
حجتالاسلام نصر اصفهانی اضافه کرد: در تصور سوم، خدا مثل هیچ کس و هیچ چیز نیست و موجودی کاملتر از همه است که فلاسفه او را واجبالوجود مینامند و در مقابل او، سایر موجودات، ممکنالوجود هستند، تغییر در او راه ندارد، ولی همچنان خدایی متشخص و محدود است. در تصور چهارم، خدا غیر متشخص و واحد است که عرفا سیمای او را ترسیم کردهاند. در واقع آیات زیادی در قرآن هست که با واجبالوجود مورد نظر فلاسفه همخوانی ندارد. خدای واجبالوجود دور از ذهن و دور از دسترس است، ولی خدایی که قرآن معرفی میکند، کاملا در دسترس است و تمام آنچه در عالم وجود دارد، همان خدا و جلوه رحمانیت و رحیمیت اوست.
انتهای پیام