
به گزارش ایکنا از اصفهان، آیه 183 سوره بقره، از آیاتی است که فلسفه و وجوب روزه را تبیین کرده است. آیتالله سیدمحمود طالقانی، مفسر قرآن و از بنیانگذاران نواندیشی در کتاب تفسیر پرتوی از قرآن خود در تفسیر آیه ۱۸۳ و ۱۸۴ سوره بقره آورده است:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(آیه ۱۸۳). «کما کتب»، بیان مشابهت در اصل روزه است، نه چگونگی و مقدار آن. «من قبلکم»، ظهور در پیروان ادیان الهی «یهودیت و مسیحیت» دارد. در تورات به وجوب روزه و حدود آن تصریحی نیست، ولی روزهداران را ستوده. موسی پیش از دریافت وحی چهل روز روزه گرفت. یهود به یاد خرابی اورشلیم و یک روز از ماه آب روزه میگیرند. روزه دیگر هم دارند. در اناجیل نیز بهوجوب روزه تصریح نشده و روزهدار را ستوده و از ریا بر حذرش داشته. روزه مشهور مسیحیان پیش از عید فصح است. روزه دیگر هم دارند که حیوانی نمیخورند. از اینگونه روزههای پراکنده که در میان یهودیان و مسیحیان معمول بوده، معلوم میشود که اصل روزه از ارکان عبادات آنها شمرده میشده. گویند: در مذاهب قدیم مصر و روم و یونان و هند نیز انواع روزه معمول بوده. گویا روزه، پیش از وجوب در ادیان الهی، انگیزه فطری داشته است، زیرا بشر تعالی طلب که نمیخواسته در سطح حیوانات پایین آید و یک سر محکوم تمایلات و شهوات حیوانی گردد، روزه را وسیله و سپری برای مقاومت در برابر اینگونه تمایلات شناخته تا خود را برتر آرد و قهرمانی نماید. همین حکمت اصلی روزه است: «لعلکم تتقون». روزه چون ناشی از مبدأ ایمان و امر خدا: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ ...» باشد، نیروی مقاومت را افزایش میدهد تا به مقام تقوا رساند و شخصیت برتر انسان محقق گردد.
این حکمت اصلی و برتر روزه است، نه برای رنجور داشتن جسم تا خشم خدا یا خدایان را فرو نشاند که یهود و بعضی مشرکین میپنداشتند و نه برای احساس همدردی با گرسنگان و تساوی با آنان که بعضی روشنفکران میپندارند. روزه هر چه آثار و فواید بدنی و اخلاقی و اجتماعی دارد در طریق تقوا است، نه حکمت اصلی آن. چون روحیات با بدن و هر دو در چگونگی روابط اجتماعی وابسته و از هم متأثر میباشند. تحلیل رسوبات و رطوبتهای زائد دستگاههای تغذیه، سبک و حساسشدن دستگاه اعصاب و مغز، بیدارشدن احساس رأفت و همچنین یاد پیوسته خدا و فرمان او، همه برای رسیدن به تقوا میباشد. از سوی دیگر، تقوایی که در خلال درونمایه و پایه گرفته باشد خود اینگونه آثار را همیشه دارد و نگهبانی مینماید و اگر تقوا نباشد تأمین و نگهبان دیگری برای جسم وجان و روابط اجتماع در آن نیست. شخص بیتقوا چون ماشین بیفرمانی است که جادههای لغزنده و نشیبها، چرخهای آن را به هر سو میکشانند.
ایاما معدودات ـ ظرف کتب یا فعل مقدر، وصف معدودات برای تحدید و تسهیل ایامأ، است: روزه مکتوب باید در روزهای محدود و معدودی از سال باشد، نه همیشه ونه پراکنده. تا همه با هم از آغاز تا انجام آن روزها را روزه بدارید: و به صورت اجتماعی، مسیر عادات شبانه روز و بندهای شهوات پست که دامهای شیطانی است از میان بردارید. ندا تنبیهی یا ایهاف وصف ایمانی ـ الذین امنوا، تشبیه کما کتب ...، ظرف ایامأ معدودات، برای هشیاری و شناخت سنت پیشینیان و حکمت و ظرف روزه است، تا مسلمانان با بینش و تصمیم همگانی، برای انجام این عبادت سنگین آماده شوند.
انتهای پیام