کد خبر: 3895976
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۸

جامعه از گفتمان شهید مطهری دور شده است

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) با بیان اینکه مرحوم مطهری در بخشی از آثار خود به علل تداوم انقلاب و آفات آن پرداخته است، گفت: اکنون در جامعه گفتمان‌های متعددی وجود دارد که هیچ‌کدام از آنها گفتمان مطهری نیست.

مطهری

مرتضی مطهری، استاد فلسفه و کلام اسلامی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران و از نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بود که در اردیبهشت 1358 هدف ترور گروه فرقان قرار گرفت و به شهادت رسید. ایشان با آثار متعدد در موضوعات مختلف اسلامی و نیز روشی که در نگارش در پیش گرفت شناخته می‌شود، به گونه‌ای که آثارش امروز نیز مورد استفاده پژوهشگران و متفکران بوده و همچنان برای مسائل روز جامعه قابلیت کاربرد و اجرا دارد.

خبرنگار ایکنا اصفهان، به مناسبت سالروز شهادت این معلم و استاد فرزانه، گفت‌و‌گویی با عبدالله نصری، استادتمام گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی(ره) و از شاگردان علامه جعفری، احمد فردید و مهدی حائری یزدی، در خصوص اندیشه‌ها و آثار استاد مرتضی مطهری داشته است که قسمت اول آن در روز جمعه، 12 اردیبهشت‌ ماه با عنوان «شهید مطهری به دنبال نقد آرای علامه طباطبایی نبود» تقدیم خوانندگان گرامی شد و اینک بخش دوم و پایانی آن منتشر می‌شود.

ایکنا ـ به لحاظ فلسفی، چه ویژگی‌ها و خصوصیات برجسته‌ای را می‌توان برای مرحوم مطهری لحاظ کرد؟

با اینکه فلسفه اسلامی خیلی انتزاعی است، اما با این حال فیلسوفان ما به مباحث انتزاعی کمتر پرداخته‌اند. این در حالی است که فیلسوفان غربی به مسائل انضمامی نیز توجه کرده‌اند. برای مثال، سیاست مسئله‌ای مهم است، حال باید دید آیا فیلسوفان ما به مسئله سیاست پرداخته‌اند؟ هر چند امروز برخی در تلاش هستند که آرای سیاسی فلاسفه را بیان کنند، اما این میزان طرح برخی نکات از سوی فیلسوفان گذشته است و به معنای امروزی کلمه، پرسش‌های جدیدی که امروز در فلسفه سیاسی مطرح می‌شود، برای فیلسوفان گذشته مطرح نبوده است. مرحوم مطهری مباحث مهمی را در فلسفه سیاسی و نیز بحث‌هایی را در زمینه فلسفه اخلاق و فلسفه حق و عدالت مطرح کرده که در آرای فیلسوفان گذشته کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. ایشان همچنین به مسئله فلسفه تاریخ و فلسفه تربیت نیز پرداخته‌‌اند.

فیلسوفان گذشته به مسئله نفس‌شناسی زیاد پرداخته‌اند، اما مباحث زیادی درباره انسان‌شناسی نداشته‌اند. مباحث نفس‌شناسی نمی‌تواند جایگزین مباحث انسان‌شناسی شود. بحث‌های انسان‌شناسی برخی عرفا مثل مولوی بسیار پررنگ‌تر و بیشتر از بحث‌های انسان‌شناسی است که بتوان آن‌ها را در آرای ملاصدرا پیدا کرد. یعنی عرفا در مقایسه با فلاسفه به مسئله انسان‌شناسی بیشتر توجه کرده‌اند. مرحوم مطهری در این زمینه‌ بحث‌های بسیار مهمی دارد و حتی به مسائل حقوق بشر که امروز مطرح می‌شود، پرداخته و نکاتی را مطرح کرده و به نوعی وارد مسائل انضمامی شده است. وی اگر بحث نظام حقوق زن در اسلام را مطرح می‌کند، نمی‌خواهد فقط مباحث درون‌دینی را مطرح کند، بلکه علاوه بر طرح مسائل درون ‌دینی به مسائل و مبانی فلسفی حقوق زن به عنوان مسئله‌ای برون‌دینی و فلسفی نیز پرداخته است. مرحوم مطهری اگر وارد حوزه‌های دین‌شناسی هم می‌شود، باز براساس مبانی فلسفی به آن حوزه‌ها ورود پیدا می‌‌کند.

ایکنا ـ اگر بخواهیم از اندیشه و منش مرحوم مطهری به عنوان الگویی مدون در ساحت‌های مختلف جامعه بهره‌مند شویم، چه نکات و مؤلفه‌هایی از این اندیشه چنین قابلیتی را دارد؟

مسائلی که ایشان مطرح کرده‌اند، بسیار مهم هستند. تا زمانی که به صورت مجزا درباره این مسائل صحبت نکنیم، نمی‌توانیم به نتیجه مطلوب و موردنظر دست پیدا کنیم. یکی از مسائل امروز حقوق بشر، مربوط به حقوق زن و فمینیسم است. حال سؤال این‌طور مطرح می‌‌شود که آیا می‌توان با مبانی فلسفی مرحوم مطهری چالشی با دیدگاه‌های فمینیستی پیدا کنیم؟ معتقدم بله، می‌توان چنین چالشی پیدا کرد. درباره نسبت دین و ملیت، قبل از مشروطه نیز بحث ایرانیت و باستان‌گرایی مطرح بود و تا دوره پهلوی اول و دوم نیز ادامه پیدا کرد و برخی سعی کردند بین ایران و اسلام تعارض ایجاد کنند، اما مرحوم مطهری در این زمینه کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» را نوشتند و در آنجا بحث‌هایی درباره دین و ملیت مطرح کردند. این مسئله امروز نیز، بحث بسیار مهمی است. ایشان همچنین بحث علل عقب‌افتادگی مسلمانان را که از زمان سیدجمال مطرح بوده، مطرح کردند و در مقدمه کتاب «انسان و سرنوشت»، حدود 27 مسئله را به عنوان علل عقب‌ماندگی مسلمانان مطرح می‌کنند که یک مورد آن درباره انسان و سرنوشت است. این بحث امروز برای جهان اسلام اهمیت دارد و اهمیت آن بیشتر از دوره قبل است.

ایکنا ـ گفتمان امروز جامعه و انقلاب اسلامی، چه اندازه با گفتمان شهید مطهری قرابت دارد؟

مرحوم مطهری فرصت چندانی پیدا نکردند تا در این زمینه بحث‌های مستوفایی مطرح کنند، اما دو کتاب ایشان با عنوان «نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر» و کتاب «پیرامون انقلاب اسلامی»، می‌تواند برای امروز ما نیز کارگشا باشد. علاوه بر این، مطالب متعددی در لابه‌لای آثار ایشان وجود دارد که می‌تواند برای امروز قابل استفاده باشد. ایشان در باب علل تداوم انقلاب اسلامی به چند موضوع مهم توجه داشتند. اولین مورد آن، بحث عدالت اجتماعی است. مرحوم مطهری معتقد بود اگر انقلاب اسلامی بخواهد تداوم پیدا کند، باید به مسئله عدالت اجتماعی توجه داشته باشد. دومین عامل تداوم انقلاب از منظر شهید مطهری، بحث استقلال است. ایشان معتقد بود اگر استقلال فکری و مکتبی خود را حفظ کنیم، می‌تواند موجب تداوم انقلاب شود. سومین علت تداوم انقلاب را مسئله آزادی می‌دانست و در این زمینه می‌گفت: «اگر بنا باشد حکومت جمهوری اسلامی زمینه اختناق را به وجود بیاورد، قطعاً شکست خواهد خورد». شهید مطهری رشد اجتماعی را مبتنی بر آزادی می‌دانست و در این زمینه به آزادی‌های اجتماعی تأکید زیادی داشت و در بحث آزادی بیان مطالبی را بیان کرد؛ حتی درباره سانسور کتاب و اینکه آیا کتاب باید سانسور شود یا نه، تقسیم‌بندی انجام داده است.

نکته چهارمی که ایشان درباره علل و عوامل تداوم انقلاب مطرح می‌کند، مسئله معنویت است. ایشان معتقد بود اگر بناست انقلاب تداوم پیدا کند، باید معنویت وجود داشته باشد. از منظر شهید مطهری، اگر در جامعه‌ای عدالت اجتماعی وجود نداشته باشد، پایه‌های معنویت نیز متزلزل خواهد بود. به گفته مرحوم مطهری، شما نمی‌توانید در جامعه‌ای که عدالت اجتماعی وجود ندارد، معنویت و یا مسئله دین و دیانت را مطرح کنید. بنابراین عدالت اجتماعی، لازمه این است که در جامعه دین و معنویت داشته باشیم.

شهید مطهری درباره آفات انقلاب نیز هفت مسئله را مطرح می‌کند. سه نکته اول نفوذ اندیشه‌های بیگانه، تجددگرایی افراطی و ناتمام گذاشتن نهضت است که در اینجا رأی و نظر خاصی دارد و می‌گوید اسلام دین یک طبقه خاص نیست، اسلام ایدئولوژی روحانیت نیست. ایدئولوژی انسان بما هو انسان است و ... .

نکته چهارم، رخنه فرصت‌طلبان است. به گفته مرحوم مطهری اگر فرصت‌طلبان به اریکه قدرت دست پیدا کنند به انقلاب آسیب می‌زنند. پنجمین مسئله، ابهام در طرح‌‎های آینده است. وی معتقد بود نهضت اسلامی باید برای آینده طرح و برنامه داشته باشد.

مورد ششم، تعیین انگیزه‌ها است که وی معتقد بود باید کاری کرد که انگیزه‌ انقلابیون از بین نرود. وقتی ببینند دیگران دارند از انقلاب سوءاستفاده می‌کنند و پای تقسیم غنائم انقلاب در میان باشد، حفظ اخلاص مشکل‌تر خواهد شد.

هفتمین مسئله این است که در اداره جامعه اسلامی، رهبران جامعه اسلامی نباید اهل مصانعه، سازش‌گری و معامله‌گری باشند. از منظر شهید مطهری، رهبران جامعه اسلامی نباید اجازه دهند مردم آن‌ها را ستایش کرده و آن‌ها را با عناوین کذایی یاد کنند. وی در کتاب «نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر» درباره این موضوع به بخشی از خطبه 11 نهج‌البلاغه امام علی(ع) اشاره می‌کند که می‌فرماید: «با من با سبک مصانعه معاشرت نکنید، با من به طرزی که با جباران و ستمگران سخن گفته می‏‌شود یعنی چاپلوسانه و تملق‌‏آمیز و مداحانه و در لفافه القاب مطنطن و عناوین مجلل سخن مگویید». صریحاً می‏‌گفت دوست دارم مردم آن‌گاه که با من روبرو می‌شوند به جای تعارفات و مداحی‌ها، نقص‌ها و عیب‌هایی را که به نظرشان می‏رسد با کمال صراحت رو در روی من بگویند.

گفتمان جامعه را در حال حاضر گفتمان مرحوم مطهری نمی‌بینم. اکنون گفتمان‌های متعددی داریم که نه گفتمان چپ و نه گفتمان راست، هیچ‌کدام گفتمان مطهری نیست و اگر مجموع آرای ایشان را جمع‌بندی کنیم، می‌بینیم که از گفتمان ایشان دور شده‌ایم.

ایکنا ـ در طرح مسائل دین‌شناسی مرحوم مطهری چه ویژگی‌های خاصی می‌بینید؟ آیا پارادایم ایشان همان پارادایم متکلمان، فقها و متفکران گذشته است یا اینکه مطالب جدیدی در دین‌شناسی ایشان وجود دارد؟

این پرسش دامنه بسیار گسترده‌ای دارد که باید به آن توجه داشته باشیم. اولاً اگر مرحوم مطهری به طرح مسائل کلامی می‌پردازد، سعی می‌کند برخی از این مسائل را با نگاه جدید و ابداعات و ابتکارات جدید مطرح کند. برای مثال وقتی ایشان مسئله توحید را مطرح می‌کند، نسبت توحید با تحول انواع را توضیح می‌دهد که آیا نظریه تحول انواع می‌تواند با مسئله توحید تعارض پیدا کند یا نه؟ یا زمانی که بحث نبوت را مطرح می‌کند، به مباحثی نظیر نقش تاریخی پیامبران، تحلیل نهضت انبیا و تجدید نبوت‌ها می‌پردازد و بحث خاتمیت را با سبک جدیدی مطرح می‌کند، همین‌طور دیدگاه کسانی مثل اقبال لاهوری را مطرح کرده و مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد، یا برخی از آثار مرحوم شریعتی را در این زمینه تجزیه و تحلیل و نقادی می‌کند. یعنی این‌طور نیست که صرفاً همان مسائل گذشته را بیان کند. یا اینکه در آثار خود وارد بحثی می‌شود که امروزه برای فلسفه دین مطرح است، یعنی نسبت علم و دین، و مطالب بسیار مهمی را بیان می‌کند.

نکته جالب این است که وقتی وارد مسئله علمی جدید مثل تحول انواع یا نظریه داروینیسم می‌شود، مثل برخی از معاصران که تخصصی در زیست‌شناسی ندارند و به نقد داروینیسم می‌پردازند، به جای اینکه وارد حیطه‌ای شود که در آن تخصص ندارد، به صراحت می‌گوید که وارد این مسئله نمی‌شود و آن را از زاویه نسبت علم و دین مطرح می‌کند. این نشان می‌دهد چه ذهن خلاقه‌ای داشته که در بحثی که تخصصی ندارد وارد نشود، حیطه علم را به عالمان واگذار کند، حیطه دین هم متعلق به دین‌شناسان باشد و در عین حال، کسی که در عرصه دین‌شناسی کارهایی در خصوص فلسفه دین انجام می‌دهد، باید حتماً به این نکته توجه داشته باشد که وقتی مسئله جدیدی مطرح می‌شود، می‌تواند با مهم‌ترین مسئله دین یعنی توحید تلاقی داشته باشد یا خیر و وارد حیطه‌ای می‌شود که در آن تخصص دارد.

بحث‌های متعدد و گسترده دیگری نیز مطرح می‌کند، برای مثال به نظر من یکی از شاهکارهای فکری مرحوم مطهری که هم در حوزه فلسفه و هم در حوزه کلام جای می‌گیرد، بحث عدل الهی است. کتاب «عدل الهی» ایشان کتاب بسیار مهمی محسوب می‌شود و بعد از این کتاب، کسی از میان متفکران اسلامی نتوانسته است قوی‌تر از ایشان در این خصوص کتابی بنویسد و با توجه به مبانی‌ که در بحث عدل الهی مطرح کرده است، می‌توانیم به تجزیه و تحلیل اندیشه‌هایی بپردازیم که امروزه فیلسوفان معاصر راجع به مسئله شر و عدل الهی مطرح کرده‌اند و حتی نقدها و گفت‌وگوهای اساسی در این‌ باره انجام دهیم.

مطالب بسیار زیاد دیگری در مباحث دین‌شناسی مرحوم مطهری وجود دارد و متأسفانه هنوز به ابعاد بسیار مهم این مباحث نپرداخته‌ایم. جای آن دارد که هم در رابطه با معرفت دینی از دیدگاه وی بحث مستوفایی داشته باشیم و هم درباره دینداری که مرحوم مطهری دینداری را مبتنی بر چه شاخصه‌هایی می‌داند.

علاوه بر این، بحث بسیار مهمی که وی مطرح می‌کند و از مباحث جدید محسوب می‌شود، بحث نسبت دین با مقتضیات زمانه است که آیا دین می‌تواند به پرسش‌های هر عصر و زمانی پاسخ دهد یا نه و اگر مرحوم مطهری وارد این بحث می‌شود، متدولوژی و روش بحثش چگونه است. چون بحث‌هایی مطرح می‌شود که زمان وی مطرح نبوده است، مثل بحث انتظار بشر از دین، اما می‌توانیم بر اساس آرای مرحوم مطهری به همین پرسش از دیدگاه و زاویه تفکر ایشان پاسخ دهیم. من سعی کردم در کتاب «انتظار بشر از دین» و کتاب «حاصل عمر»، مروری بر این مباحث انجام دهم. در واقع مرحوم مطهری ساحت‌های مختلفی دارد که راجع به آنها باید مطالب متعددی را مطرح کنیم. از طرف دیگر، باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که مرحوم مطهری هم ذهن روشمندی دارد و هم آثاری که به نگارش درآورده، بسیار روشمند است. از منظر ایشان، وقتی مسئله‌‌ای پیش می‌آید، برای پاسخ دادن به آن مسئله باید به روش مربوط به حل آن توجه کرد، نه اینکه مثلاً مسئله‌ای فلسفی را با روش علمی مطرح کرد یا مسئله علمی را با روش فلسفی پاسخ داد. اگر هم مسئله‌ای پیدا شود که بتوان از زوایای گوناگون به آن نگاه کرد، از هر زاویه‌ای که نگاه می‌کنیم، باید بدانیم از چه روشی استفاده کنیم تا دچار سلسله‌ای از مغالطات منطقی نشویم.

انتهای پیام
captcha