مفسر قرآن و نهجالبلاغه گفت: روزه عملی عبادی و فطری برای گام نهادن در طریق تقوا و برای رسیدن به مرتبه عالی آن یعنی «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» است.

محمد مهدی جعفری در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: خداوند در آیه 183 سوره بقره میفرماید که «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ اى مؤمنان بر شما روزه مقرر گرديده است همچنانكه بر كسانى كه پيش از شما بودند نيز مقرر شده بود، باشد كه تقوا پيشه كنيد». خداوند در این آیه چند نکته را بیان کرده که مهمترین آن« لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» است. در اینجا «لَعَلَّكُمْ» به معنای شاید و تردید نیست، بلکه به آنچه شایسته است، معنا میشود. یعنی روزهداری انسان را به پرواپیشگی میرساند. حکمت اصلی روزهداری نیز رسیدن به پرواپیشگی است.
وی افزود: در این آیه گفته شده: «كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»، و این به یهودیت و مسیجیت اشاره میکند. البته در تورات اشاره نشده که روزه واجب است، ولی حضرت موسی(ع) قبل از رفتن به کور طور، چهل روز روزه گرفت و یا یهودیان هم به یاد خرابی اورشلیم، روزه گرفتهاند. در انجیل نیز به وجوب روزه تصریح نشده، اما روزهدار را ستایش کرده است و این نشان میدهد پیش از وجوب روزه در ادیان الهی، روزه انگیزه فطری داشته، و بشر تعالیطلب نمیخواسته که در سطح حیوانیت بماند و در تمایلات و شهوات حیوانی محکوم گردد، به همین دلیل روزه را وسیله و سفری در برابر این گونه تمایلات مقرر کرده تا بتواند به برتری برسد.
این مفسر قرآن و نهجالبلاغه بیان کرد: حکمت اصلی و برتر روزه همان تقوا است. روزه و تقوا، شخصیت انسان را برتر از سطح مادی و حیوانی جلوه میدهد. یهود و بعضی از گذشتگان، روزه را برای برطرف کردن خشم خدایان میگرفتند. برخی روشنفکران امروز هم میگویند که روزه تنها برای همدردی با گرسنگان است.
جعفری ادامه داد: آثار و فواید بدنی و اجتماعی روزه همه بر طریق تقوا است. روحیات با بدن و با روابط اجتماعی وابسته و از یکدیگر متاثر هستند. تحلیل رسوبات و رطوبتهای زائد دستگاه تغذیه و سبک و حساس شدن دستگاه اعصاب و مغز به بیدار شدن احساس رافت و یاد پیوسته خدا کمک میکند و اینها همه برای رسیدن به مقام تقوا است. تقوایی که در درون پایه و ریشه گرفته باشد، چنین آثاری دارد و همیشه نگهبانی میکند. اگر تقوا نباشد تامین و نگهبان دیگری برای جسم و جان و روابط اجتماعی در میان نیست. شخص بیتقوا مانند ماشین بیفرمانی است که جادههای لغزنده و پر نشیب چرخهای آن را به هر سو میکشاند. به همین دلیل روزه بر بدن، روحیه و روابط اجتماعی تاثیر میگذارد و اینها بر یکدیگر تاثیر دارند و در نهایت همه در طریق تقوا است.
وی بیان کرد: سقف حکمت روزه داری همان« لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» است. ولی انسان با همین وضع عادی هم که روزه میگیرد، بیتاثیر نیست. انسان باید نیت خود را خالصتر کند و روزه را به همه وجودش سرایت بدهد، یعنی نه تنها غدا نخورد وآب نیاشامد، بلکه چشم و قلبش هم روزه باشد، چنان که که عرفا این گونه بودند و علاوه بر روزه بدن، روزه قلب میگرفتند. یعنی قلب انسان از هرچه نادرست و ناصواب است، پرهیز کند، در این صورت انسان خودش را به مراتب بالای تقوا میرساند و خالص میشود.
وی افزود: ریاکاری در روزه خیلی کمتر است. یعنی انسان کاری را برای رضا خدا میکند. انسان میتواند بهطورپنهانی مثلا غذا بخورد که کسی متوجه نشود، ولی وقتی در پنهانی و تنهایی خود نیز به یاد خدا باشد و پیوسته این توجه را داشته باشد که نباید کار خلافی انجام دهد، حتی نیت و فکر خلافی هم نداشته باشد، این یعنی مراتب را یکی پس از دیگری طی میکند تا اینکه به آن مرحله عالی تقوا برسد.
این مفسر قرآن و نهجالبلاغه درباره کارکردهای اجتماعی روزه گفت: تقوا تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه مسئله اجتماعی است، یعنی انسان هر عملی چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی انجام میدهد، خدا را در نظر داشته باشد و برای انجام وظیفه این کار را انجام دهد. وقتی انسان روزه میگیرد در روابط اجتماعی او نیز تاثیر میگذارد، نه تنها از درد گرسنگان با خبر میشود، بلکه به کمک و یاری رساندن به آنها گام بر میدارد.
انتهای پیام