کد خبر: 3897689
تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

غلبه سبک زندگی شرقی بر زندگی غربی / کرونا و تقابل فرهنگ‌ها

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گفت: کرونا زمینه‌ای را فراهم کرد که تقابل دو فرهنگ و سبک زندگی شرقی و غربی سنجیده شود. در واقع در بحران کرونا، سبک زندگی شرقی بر سبک زندگی غربی غلبه پیدا کرد.

سبک زندگی شرقی بر سبک زندگی غربی غلبه پیدا کرد / کرونا و تقابل فرهنگ‌ها

کرونا همچنان افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده و دولت‌ها نیز در حال مقابله با این بحران هستند. در ایران نیز دولت با همه امکانات و ظرفیت‌های خود در حال مقابله است. خبرنگار ایکنا اصفهان، در همین رابطه گفت‌وگویی با حمید دهقانی، عضو هیئت‌ علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان، داشته است که در ادامه می‌خوانید: 

ایکنا ـ جامعه ما در مواقع بحران چه کنش و واکنشی از خود نشان می‌دهد؟ این کنش و واکنش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بحران کرونا شاید بیش از هر چیز آزمون خیلی خوبی بود تا میزان انطباق ادعاهای کشورهای مختلف را با واقعیت بسنجد. در واقع کرونا مهم است، چون همه ابعاد اعم از بهداشتی، روانی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی را دربرمی‌گیرد، به همین دلیل آزمون بسیار مهمی برای سنجش توانایی دولت - ملت‌ها در مدیریت بحران‌ها است. کشورهای پرادعا در مواجهه با بحران کرونا نشان دادند که عملکرد ضعیفی دارند و برخلاف تصور ذهنی اکثریت مردم جهان که فکر می‌کردند کشورهای اروپای غربی و آمریکا زیرساخت‌های بسیار قوی و مستحکمی برای مقابله با بحران کرونا دارند، در این بحران مشخص شد که این‌طور نیست و این کشورها همچنان نتوانسته‌اند موفق عمل کنند و در بیشتر زمینه‌ها ناتوان بوده‌اند. در مقابل، کشورهای شرقی از جمله چین، کره جنوبی و تا حدودی ایران موفق عمل کردند. به نظر می‌رسد کرونا بستری را فراهم کرد که تقابل دو فرهنگ و سبک زندگی شرقی و غربی در این بستر سنجیده شود. در واقع در بحران کرونا، سبک زندگی شرقی بر سبک زندگی غربی غلبه پیدا کرد. شاخص‌های سبک زندگی شرقی عبارتند از نظم و دیسیپلین، فرهنگ جمعی، منافع ملی، انسجام اجتماعی، خانواده‌گرایی و حمایت‌های اجتماعی. در مقابل، متغیرهایی مثل فردگرایی، منافع شخصی و خودمحوری در سبک زندگی غربی مورد تأکید قرار می‌گیرند.

در بحران کرونا، آن دسته از کشورها و فرهنگ‌هایی که بر متغیرهای جمعی و انسجام اجتماعی تأکید داشتند، موفق‌تر عمل کردند، چون با هم متحد و یکدست شدند. در ایران، رزمایش کمک مؤمنانه نمود اصلی این همکاری است که همچنان شاهد آن هستیم. به جز روزهای اول که عملکرد خوبی صورت نگرفت، چون بحران به تازگی شکل گرفته بود و ابعاد آن برای مردم و مسئولان مشخص نبود، بعد از مدت کوتاهی مردم و مسئولان آرام آرام به به نقطه مشخصی رسیدند و آن فشار سنگینی که بر بخش بهداشت و درمان وارد می‌شد، بین اکثریت جامعه توزیع شد و بخش مهمی از جامعه شروع کردند به رعایت اصول بهداشتی و بسیاری از مردم، از مساجد و تکایا و خیریه‌ها گرفته تا نهادهای مردمی دیگر، هر کمکی از دستشان برمی‌آمد، از ضدعفونی بیمارستان‌ها، کوچه‌ها، خیابان‌ها و عابربانک‌ها تا تهیه آبمیوه، کمک‌های مالی و تهیه ماسک انجام دادند. همه این‌ها ذیل سبک زندگی شرقی است و البته در ایران، متغیر دینداری نیز دخالت داشت که تأکید زیادی بر حمایت و پشتیبانی اجتماعی دارد. بنابراین این‌ها کمک کرد تا کارنامه ایران در زمینه مدیریت بحران کارنامه‌ای قابل قبول باشد.

ایکنا ـ می‌توانیم این‌طور نتیجه بگیریم که کشور ما در مواقع بحران ابتدا دست و پای خود را گم می‌کند و سپس می‌تواند کنترل و مدیریت اوضاع را به دست بگیرد؟ آیا در تمام بحران‌ها همین‌طور است؟

بستگی به نوع بحران دارد. در بحران‌های نظامی و امنیتی عملکرد بسیار خوبی داریم، اما بحران کرونا به دلیل جدید و ناشناخته بودن خیلی غافلگیرانه بود. در بحث متغیرها، چند شاخص بسیار مهم است. یکی از این شاخص‌ها خانواده‌‌گرایی است. براساس تحقیقات جهانی، نمره ایران در زمینه خانواده‌گرایی 8.1 از 10 است، این نمره بالایی است. در بین چند کشور اول دنیا هستیم که نمره و متغیر خانواده‌گرایی در آن بالاست. متغیر خانواده‌گرایی یعن افراد خانواده با یکدیگر منسجم، همدل و متحد هستند و اعتماد اجتماعی بالایی نسبت به یکدیگر دارند و در شرایط حساس و بحرانی، کنار هم هستند و به هم کمک می‌کنند. این نمره در کشورهایی غربی بسیار پایین است و در آنجا خانواده از هم پاشیده شده که این به نوع سبک زندگی آن‌ها مربوط می‌شود. خانواده در ایران دژ مستحکمی برای مقابله با مشکلات و بحران‌ها است. کشورهایی که میزان خانواده‌گرایی در آن بالاست به خصوص در ایران و به طور عام کشورهای شرقی، عملکرد موفقی داشته‌اند.

در ایران متغیر دین‌داری بسیار مهم است. دینداری بر روی همه این ابعاد تأکید دارد. اعمال عبادی جمعی مثل نماز جماعت ثواب بیشتری در مقایسه با نماز فردی دارد. تأثیر این نوع فرهنگ در بحران‌ها نشان داده می‌شود. فرهنگی که تأکید بر فردگرایی افسار گسیخته داشته است می‌فهمد که در بحران‌ها، عملکرد ضعیفی دارد. یکی از کارشناسان کشورهای اسکاندیناوی گفته بود که کشورهای اسکاندیناوی چون دهه‌ها است که پس از جنگ جهانی درگیر بحران تازه‌ای نشده‌اند و حتی بحران‌هایی مثل سیل و زلزله هم در آن‌ها اتفاق نیفتاده است، اکنون به نوعی خنثی هستند و در شرایط اخیر، وضعیت خیلی شکننده‌تری پیدا کرده‌اند.

ایران بیش از هر کشور دیگری در جهان با بحران‌های متعددی در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیست محیطی مواجه شده است که بخشی زیادی از آن به فشار حداکثری آمریکا و بخشی هم ناشی از کم و کاستی‌هایی است که در کشور خودمان وجود دارد. این میزان بحران کشور ما را به بالاترین میزان آمادگی رسانده است. بحران‌ها هم تهدید و هم فرصت هستند. یعنی در عین حالی که فشار وارد می‌کنند و تبعات منفی در پی دارند، می‌توانند آزمونی برای سنجش توانایی کشورها باشند و آن‌ها را به میزان بالایی از آمادگی برساند. به همین دلیل کشور ایران وقتی با بحرانی مواجه می‌شود در مقایسه با کشورهایی که در آن بحران رخ نداده و آسیب‌پذیری بالایی دارند، بهتر می‌تواند مدیریت کند.

متغیر بعدی، رسانه‌ها هستنند که در این زمینه با مشکل جدی مواجه هستیم، زیرا رسانه‌هایی مثل ماهواره‌های خارجی و شبکه‌های اجتماعی گسترش زیادی پیدا کرده‌اند و خانواده‌ها نیز در روزهای خانه‌نشینی از آن‌ها استفاده می‌کردند و نمی‌توانیم نظارتی بر محتوای آن‌ها داشته باشیم، به همین دلیل انتشار اخبار کذب، شایعه و خبرهای ناامید کننده و اینکه موفقیت‌های بزرگ کوچک جلوه داده شود و مشکلات کوچک بزرگ جلوه داده شوند و ... ضررهای زیادی برای ما به همراه داشت. در بحران کرونا از این فضاها بیشتر آسیب دیدیم، زیرا بحث اعتماد متقابل مردم و مسئولان هدف گرفته شد. نیاز است در زمینه رسانه تحولاتی رخ دهد و استراتژی و رویکردهای جدیدی در این زمینه در پیش گرفته شود تا بتوان نواقص را در بحران‌های بعدی به حداقل برسانیم.

ایکنا ـ اعتقاد ندارید که اعتماد اجتماعی بین مردم و مسئولان از بین رفته است؟

اعتماد ابعاد مختلفی دارد؛ یک بعد آن مربوط به اعتماد مردم به یکدیگر است. رسانه‌ها در بعد اعتماد مردم نسبت به یکدیگر و مردم نسبت به مسئولان تأثیر منفی داشته‌اند، اما رسانه‌ها نتوانسته‌اند که در اعتماد بین اعضای خانواده تأثیرگذار باشند. در ایران، اعتماد افراد خانواده نسبت به یکدیگر خیلی بالاتر از اعتماد به دیگران و یا دولت است. به همین دلیل خانواده دژ مستحکمی برابر مقابله با بحران است. رسانه‌های خارجی نقش منفی خود را در بی‌اعتماد کردن مردم و مسولان نشان داده‌اند. البته مسئولان هم ضعف‌های داشته‌اند که زمینه بی‌اعتمادی فراهم شود. در همه جای دنیا نیز این‌طور است، باید بپذیریم دولت‌ها امکانات و شرایط لازم را برای مدیریت ندارند و نمی‌شود گفت همه آن‌ها خوب و سالم هستند. به هر حال قدرت و ثروت بخش زیادی از افراد جامعه را آلوده می‌‌کند و ضعف‌‎هایی به دنبال دارد، اما اگر این موضوع برجسته شود و به خصوص در شرایط بحران، روی آن تأکید شود، آن هم در حالی که باید روی انسجام و اتحاد تأکید شود، کمک چندانی به ما نمی‌‌کند.

اگر در چنین شرایطی رسانه‌ها و منابع دیگری آمدند و خواستند سرمایه اعتماد عمومی را هدف بگیرند، مشخص است که بدخواه هستند و منافع خود را دنبال می‌کنند. با دو سطح و دو بعد روانی و عملی مواجه هستیم. در سطح روانی، رسانه‌ها به ویژه شبکه‌های اجتماعی دست به تحریف واقعیت‌ها می‌زنند. در بعد عملی، عملکرد نظام‌ها سیاسی ارزیابی می‌شود. چون رسانه‌ها در اختیار کشورهای قدرتمندی مثل آمریکا است، چنین تصویرسازی می‌کنند که آمریکا قدرت شماره یک جهان است و در مدیریت بحران‌ها عملکرد بهتری دارد، اما در عمل می‌بینیم که این اتفاق نیفتاد و با واقعیت منطبق نیست. اما چون ایران، قدرت رسانه‌ای ندارد و منابع و امکانات لازم آن را در اختیار ندارد، در حوزه جنگ روانی مورد هجمه زیادی قرار می‌گیرد ولی در عمل و واقعیت عملکرد بهتری دارد. در شرایط اخیر کرونا می‌توان گفت ایران به رغم مشکلات و ضعف‌های موجود، نسبت به دیگر کشورها عملکرد بهتری داشت، اما در حوزه جنگ روانی این‌طور گفته می‌شد که اساساً موفقیتی نداشته است. در همین شرایط بحرانی کرونا، ماهواره نور بر مدار زمین قرار گرفت و این یک ابر پروژه و موفقیت و دستاورد بزرگی بود که ایران را جزء چند کشور اول صاحب ابداع در این زمینه کرد، اما رسانه‌های خارجی به راحتی از کنار آن عبور کردند. از منظر امنیتی و نظامی، اگر کشوری بتواند ماهواره‌ای را بر مدار زمین قرار دهد و فضا را تسخیر کند، می‌تواند جهان را رصد کند و راه‌های توسعه و پیشرفت را فراهم سازد، اما این اتفاقات در حوزه جنگ روانی کوچک جلوه داده می‌شود.

ایکنا ـ ارزیابی شما درباره عملکرد رسانه‌های داخلی چگونه است؟

در زمینه رسانه‌های داخلی باید گفت که بسیاری از خبرنگاران صداوسیما، چون به دل این بحران رفتند به این بیماری نیز مبتلا شدند. اگر چه انتقاداتی به عملکرد صداوسیما وارد است، اما در شرایط اخیر کرونایی عملکرد خوبی داشت. روزنامه‌ها نیز عملکرد خوبی داشتند، اما به دلیل تعطیلی کشور و اجرای طرح فاصله‌گذاری اجتماعی، امکان انتشار نداشتند و خانه‌نشین بودند. در فضای مجازی نیز اتفاقات خوبی افتاد.

در حوزه جنگ روانی منابع کمتری در اختیار داریم، اما کشورهایی که در مقابل ما قرار دارند صاحب قدرت و ثروت بیشتری هستند و طبیعی است که آن‌ها در این حوزه قدرت بیشتری داشته باشند. کشورهای شرقی به رغم اینکه زندگی منسجم‌تری دارند، اما زبان و رسانه‌های مشترک ندارند و در مقابل کشورهای غربی یک زبان مشترک و در عین‌ حال رسانه‌های مشترک دارند.

ایکنا ـ به نظر شما کرونا چه تأثیری بر ناهنجاری‌های اجتماعی خواهد داشت؟ آیا کرونا میزان آسیب‌های اجتماعی را در جامعه افزایش می‌دهد؟

به طور کلی این موضوع بستگی به متغیرهایی مختلفی دارد. در هفته‌های اول شیوع کرونا، به نظر می‌رسید که این بحران در حوزه خانواده تأثیر منفی نداشته است، اما بعد از مدتی که خانه‌نشینی بیشتر و با بیکاری همراه شد و به تبع آن مشکلات اقتصادی رقم خورد، تبعات اجتماعی در اشکال مختلف مثل افسردگی، استرس و اختلافات خانوادگی در شکل همسرآزاری و کودک آزاری نمود پیدا کرد، اما وقتی دولت در حوزه کمک‌های معیشتی ورود پیدا کرد و در حوزه بورس اتفافات و رشد خوبی صورت گرفت، مجموع این‌ عوامل کمک کرد که نگرانی‌ها کمتر شود و طبیعتاً برخی آزار و اذیت‌ها که مولود شرایط بحرانی بود، کمتر شود.

انتهای پیام
captcha