
سیدهصدیقه حسینی، عضو هیئت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه مفید، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، با بیان اینکه تاکنون سه جنبش برابریخواهانه از سوی سیاهپوستان در آمریکا اتفاق افتاده است، اظهار کرد: در دهه 1960، مالکوم ایکس و مارتین لوترکینگ از جمله افرادی بودند که اعتراضات زیادی را رهبری کردند و هر چند هدف هر دو، برابریخواهی برای جامعه سیاهپوستان آمریکا بود، ولی جنبش آنها تفاوتهای زیادی با هم داشت، چنانکه مالکوم ایکس طرفدار استفاده از نیروی اسلحه و قدرت نظامی بود، ولی مارتین لوترکینگ که در سال 1964 برنده جایزه صلح نوبل شده و طرفدار نظریه گاندی بود، اعتقاد داشت که از طریق فعالیتهای صلحجویانه میتوان خواستار برابری اجتماعی بود. در دهه 1960 نیز گروه پلنگان سیاه پا گرفت. اعضای این گروه را جوانان سیاهپوستی تشکیل میدادند که کتهای چرمی میپوشیدند و از قدرت نظامی استفاده میکردند، طبق نظریه مائو تسهتونگ که معتقد بود قدرت از اسلحه نظامی خارج میشود. این گروه معتقد بود کسانی که مخالف برابری حقوق سیاهپوستان هستند، باید از بین بروند. جنبش سوم نیز اعتراضات گستردهای است که به دنبال کشته شدن جرج فلوید هماکنون شاهد آن هستیم.
وی افزود: در رابطه با افول قدرت آمریکا، نظریات متفاوتی وجود دارد. چند وقت قبل مقالهای خواندم که نویسنده آن معتقد بود امپراتوری آمریکا به شدت در حال سقوط است. این نظریه قبلاً نیز مطرح بوده است، مثلاً بعد از حوادث 11 سپتامبر، «گی جان ایکنبری» کتابی نوشت با عنوان «تنها ابرقدرت: هژمونی آمریکا در قرن 21» که معتقد بود بعد از پایان جنگ سرد و نیز بعد از سال 2001، به دلایل مختلف شاهد کاهش قدرت آمریکا هستیم، به این معنا که قبلاً نظم دو قطبی حاکم بود، ولی در حال حاضر نظم تک قطبی ـ چند قطبی وجود دارد و آمریکا به جز قدرت نظامی، در حوزه اقتصاد و تکنولوژی با کشورهای دیگر شریک است. حتی ولادیمیر پوتین در سال 2019 از واژه B5 استفاده کرد.
عضو هیئت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه مفید اضافه کرد: در مورد افول قدرت سیاسی یا اقتصادی آمریکا به دنبال اعتراضات گسترده اخیر نمیتوان به راحتی نظر داد، به خصوص با تغییراتی که با شیوع ویروس کرونا در حوزه روابط بینالملل رخ داده و قدرت اقتصادی همه کشورها کاهش پیدا کرده است، اما معتقد نیستم که اعتراضات اخیر به شدت در افول قدرت اقتصادی آمریکا تأثیرگذار بوده، چون آمریکا هنوز هم یکی از قدرتهای بزرگ در حوزه اقتصادی، نظامی، سیاسی و اجتماعی محسوب میشود.
حسینی در پاسخ به این سؤال که اگر اعتراضات سراسری در آمریکا همچنان ادامه داشته باشد و با توجه به اینکه بیشترین آمار ابتلا و مرگومیر ناشی از کرونا متعلق به این کشور است، آیا در درازمدت میتواند افول سیاسی و اقتصادی آمریکا را رقم بزند؟ تصریح کرد: بله دقیقاً میتوان چنین پیشبینیای انجام داد. چند روز قبل استفان والت، از اندیشمندان حوزه روابط بینالملل و مؤسس نظریه واقعگرایی تدافعی در مجله «فارین پالیسی» نوشت که وقتی آمریکا نمیتواند مردم خودش را متقاعد کند که برای کاهش ابتلا به کووید 19 ماسک بزنند، چگونه در سایر جوامع دخالت میکند و سعی در اصلاح جوامعی دارد که هیچ گونه شناختی از آنها ندارد. وی این حرف را با این عنوان مطرح کرد که دولت آمریکا هنوز نتوانسته است تظاهرات و اعتراضات داخلی خود را کنترل کند، بنابراین حق دخالت در امور دیگر کشورها را ندارد. معتقدم اگر اعتراضات داخلی آمریکا کنترل نشود و دولت ترامپ نتواند پاسخگو باشد و اصلاحاتی را در قانون اساسی و در داخل جامعه به نفع سیاهپوستان ایجاد نکند، این اعتراضات تأثیر بسیار زیادی بر اقتصاد و سیاست آمریکا خواهد گذاشت و مطمئناً قدرت این کشور را کاهش خواهد داد.
وی بیان کرد: چند وقت پیش مقالهای از هارولد جیمز، استاد دانشگاه پرینستون خواندم که معتقد بود دولت آمریکا به سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی شباهت پیدا کرده است. یکی از مشکلاتی که در شوروی وجود داشت، این بود که بسیاری از اقلیتهای قومی سرکوب شده بودند و اعتراض آنها در نهایت به فروپاشی شوروی به خصوص در حوزه اقتصاد و جامعه انجامید، ولی در واقع تفاوتهای اساسی میان دولت آمریکا و شوروی سابق وجود دارد، به این معنا که در آمریکا دموکراسی نسبت به کشورهای اروپایی پایدارتر است و این کشور در ابتدا از مهاجرینی تشکیل شد که به شدت آزاداندیش بودند. در مقطعی که روشنفکران و اندیشمندان یهودی ساکن در کشورهای اروپایی مورد تعقیب قرار گرفتند، آمریکا به عنوان جامعهای آزاد مطرح بود، ولی چنین وضعیتی را در شوروی تحت حاکمیت کمونیستها شاهد نبودیم. بنابراین شخصاً موافق تطبیق دادن آمریکا با شوروی نیستم و اینطور نیست که همان اتفاقی که برای شوروی رخ داد، لزوما برای آمریکا نیز رخ بدهد. فرایند شکلگیری دموکراسی در آمریکا و افرادی که به عنوان مقامات این کشور مطرح هستند، بسیار متفاوت از وضعیت اتحاد جماهیر شوروی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه مفید درباره جایگاه دلار در آینده نظام بینالملل، گفت: با توجه به سیاستهایی که ترامپ دنبال کرده و از دلار به عنوان حربهای اقتصادی برای تحریم کشورها استفاده میکند، اگر این سیاستها همچنان ادامه داشته باشد، همانطور که بسیاری از اندیشمندان در داخل آمریکا هشدار میدهند، قدرت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آمریکا کاهش خواهد یافت. یعنی اگر در قطببندی اقتصادی، آمریکا را در کنار چین و اتحادیه اروپا قرار دهیم، به معنای کاهش قدرت اقتصادی آمریکا یا ضعیفتر شدن این کشور خواهد بود. همینطور در حوزه قدرت سیاسی، نفوذ سیاسی آمریکا در نظام بینالملل کاهش خواهد یافت؛ مگر اینکه تغییراتی در سیاست خارجی ترامپ ایجاد شده یا فرد دیگری به جای وی به عنوان رئیسجمهور آمریکا انتخاب شود. بسیاری پیشبینی میکنند که با توجه به شیوع ویروس کرونا، اعتراضات گسترده و افزایش خواستههای مدنی جامعه آمریکا در حوزه برابری و عدالت اجتماعی، ترامپ رأی نخواهد آورد، چون محبوبیتش به شدت کاهش پیدا کرده است. پیشبینی میکنم که اگر قرار باشد این فرایند ادامه پیدا کند، مطمئناً شاهد افول قدرت آمریکا در چند سال آینده خواهیم بود، همانطور که اکنون نیز قدرت آن در حال کاهش است، ولی نه به آن شدتی که بسیاری معتقدند قدرت آمریکا خیلی کاهش پیدا کرده یا به شدت ضعیف شده است.
انتهای پیام