کد خبر: 3919277
تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۷

سیدرضی و جمع‌آوری گنجینه حکمت علوی از کتابخانه‌ها

امروز سالروز رحلت سیدرضی، مؤلف و جمع‌کننده نهج‌البلاغه است. سیدرضی در زمان آشفته بازار حدیث‌گرایی در عالم اسلام که جعل حدیث به صدها هزار رسیده بود، اقدام به جمع‌آوری روایات و خطبه‌های امیرمؤمنان(ع) کرد تا از دستبرد تحریفات در امان بماند.

سیدرضی و جمع‌آوری گنجینه حکمت علوی از کتابخانه‌ها

به گزارش ایکنا، امروز سالروز رحلت ابوالحسن محمد بن حسین الطاهر ذوالمناقب معروف به سید رضی، مؤلف و جمع‌کننده نهج‌البلاغه شریف است. کتابی که گنجینه کلام امیرمؤمنان(ع) است و خدمات بسیار بزرگی به بشریت و به ویژه نشر فرهنگ شیعه و اهل بیت(ع) ارائه کرده است. 

قرن چهارم هجری، عصر طلایی تاریخ اسلام به شمار می‌رود؛ عصری که دانشمندان بزرگ اسلام، شیعی، سنی، زیدی، اسماعیلی و... و حتی دانشمندان غیرمسلمان در عراق، مصر، سوریه، ایران و دیگر نقاط جهان اسلام، سرگرم درس و بحث و تالیف و تصنیف بودند و مرکز تمام تبادلات علمی، شهر بغداد بود. شریف رضی در سال ۳۵۹ هجری در بغداد به دنیا آمد. او از کودکی هوش و استعداد سرشاری داشت و در محضر استادانی بزرگ به تحصیل صرف، نحو، قرائت، انساب، حدیث، کلام، فقه، اصول، عروض و... پرداخت به طوری که می‌گویند در بیست سالگی از تحصیل تمامی علوم متداول عصر بی‌نیاز شد. سید رضی در سن ۴۱ سالگی نهج‌البلاغه را تألیف کرد و در سال ۴۰۶ هجری در سن ۴۷ سالگی درگذشت.

بر اساس اسناد، سید رضی برای گردآوری سخنان امام، ببشتر از کتابخانه برادرش علم الهدی، که به دارالعلم معروف بوده است و نیز کتابخانه بیت الحکمه ابونصر بن شاهپور وزیر آل بویه و پاره‌ای از کتابخانه‌های عمومی در مسجد‌ها و مدرسه‌ها بهره گرفته است. برخی از کتاب‌هایی که سید رضی در متن به آن اشاره دارد شامل کتاب بیان و تبین جاحظ درگذشته ۲۰۵، تاریخ طبری در گذشته ۳۱۰، جمل واقدی درگذشته ۲۰۷، مغازی سعید بن یحیی اموی در گذشته ۲۴۹، مقامات ابوجعفر اسکاتی در گذشته ۲۴۰، مقتضب مبرددر گذشته ۲۸۵ است. اما سید رضی همجنین حکایاتی از امام باقر و ثعلب از ابن اعرابی و خبر ضرار ضباءی و نیز روایتی از ابوجحیفه و کمیل ابن زیاد نخعی و امام صادق گفته است.

با توجه به سال فوت امام در ۴۰ هجری، چنانچه به تاریخ کتاب‌ها نگاه کنیم، همه حدوداً ۱۶۰ سال پس از فوت آن حضرت نوشته شده است. استفاده از این منابع البته اقدامی بس ارزشمند در زمانی است که شاهد آشفته بازار حدیث گرایی در عالم اسلام هستیم و جعل حدیث به صد‌ها هزار رسیده بود و متاسفانه بسیاری وارد احادیث صحاح شده بود. از این منظر شاید یکی از دلایل سید رضی هم همین باشد که اقدام به جمع‌آوری روایات و خطبه ها‌ی امام کرد تا از دستبرد تحریفات بیشتر در امان ماند.

به همین مناسبت ترجمه مقدمه سید رضی بر نهج‌البلاغه در ادامه از نظر می‌گذرد؛ 

بسم الله الرحمن الرحیم

ستایش خدا را سزاست که حمد را بهای نعمت‌ها و پناهگاه از بلاها، و وسیله رسیدن به نعمت‌ها و بهشت جاویدان و موجب افزایش احسان و کرمش قرار داده است. درود بر پیامبر رحمت و پیشوای رهبران الهی و چراغ روشنی بخش امت که ریشه‌های وجود بزرگوار و درخت اصل و نسبش پربرگ و پرثمر بوده است؛ و درود بر اهل بیتش که چراغ‌های روشنی بخش تاریکی‌ها و وسیله نجات امت‌ها و نشانه‌های روشن دین و مرکز ثقل فضیلت و برتری‌اند.

درود بر همه آنان باد؛ درودی که با فضل و بزرگواری آن‌ها برابری کند و پاداش اعمال آن‌ها قرار گیرد؛ پاداشی که مناسب با پاکیزگی اصل و فرع ایشان است. درود بر آنان باد تا زمانی که سفیده صبح گریبان شب را می‌شکافد و ستارگان طلوع و غروب می‌کنند.

در آغاز جوانی و طراوت زندگی، دست به تألیف کتابی در «خصایص و ویژگی‌های ائمه(ع)» زدم که مشتمل بر خبر‌های جالب و سخنان برجسته آن‌ها بود. انگیزه این عمل را در آغاز آن کتاب یادآور شده و آن را آغاز سخن قرار داده‌ام. پس از گرد آوردن خصایص امیر مؤمنان(ع)، در اثر مشکلات و حوادث روزگار، از اتمام کتاب باز ماندم. من آن کتاب را به باب‌ها و فصل‌های مختلفی تقسیم کرده بودم. در پایان آن، فصلی متضمّن سخنان جالب امام(ع) از سخنان کوتاه در مواعظ، حکم، امثال و آداب(نه خطبه‌های طولانی و نه نامه‌های گسترده) آورده شد.

برخی از دوستان، از جنبه‌های گوناگون آن را جالب و شگفت انگیز دانستند و از من خواستند کتابی تألیف کنم که سخنان برگزیده امیر مؤمنان(ع) در جمیع فنون و بخش‌های مختلف، از خطبه‌ها، نامه‌ها، مواعظ و ادب در آن گرد آید. آنان می‌دانستند این کتاب متضمّن شگفتی‌های بلاغت و نمونه‌های ارزنده فصاحت و جواهر سخنان عرب و نکات درخشان از سخنان دینی و دنیوی خواهد بود که در هیچ کتابی جمع آوری و در هیچ نوشته‌ای تمام جوانب آن گردآوری نشده است؛ زیرا امیرمؤمنان منشأ فصاحت و منبع بلاغت و پدیدآورنده آن است؛ گوهر‌های پنهان بلاغت به وسیله او آشکار گردیده و قوانین و اصول آن از او گرفته شده است؛ تمام خطبا و سخن رانان به او اقتدا نموده و همه واعظان بلیغ از سخن او استمداد جسته‌اند.

با این همه، او همیشه پیشرو است و آن‌ها دنباله رو؛ او مقدم است و آن‌ها مؤخّر؛ چون سخن او کلامی است که آثار علم الهی و عطر سخن پیامبر را با خود دارد. از این رو خواسته دوستان را اجابت و این کار را شروع کردم؛ در حالی که یقین داشتم سود و نفع معنوی آن بسیار است و به زودی همه جا را تحت سیطره خود قرار خواهد داد و اجر آن ذخیره آخرت خواهد بود. منظورم این بود که علاوه بر فضایل بی شمار دیگر، بزرگی قدر و شخصیت امیر مؤمنان(ع) را از این نظر روشن سازم که:

امام علی(ع) تنها فردی است که از میان تمام گذشتگانی که سخنی از آن‌ها به جا مانده، به آخرین مرحله فصاحت و بلاغت رسیده و گفتار او اقیانوس بیکرانه‌ای است که سخن هیچ بلیغی به پا‌ی آن نخواهد رسید.

خواستم در افتخار کردن به امام(ع) به قول شاعر معروف «فرزدق» متمثّل شوم(که در مورد افتخار به پدران خود به شخصی به نام «جریر» خطاب می‌کند). «اولئک آبائی فجئنی بمثلهم اذا جمعتنا یا جریر المجامع»؛ (ای جریر! این‌ها پدران و نیاکان من‌اند. اگر می‌توانی، در آن هنگام که در مجمعی گرد آمدیم، همانند آن‌ها را برای خود برشمار).

سخنان آن حضرت بر مدار سه اصل می‌چرخد: اول: خطبه‌ها و اوامر. دوم: نامه‌ها و رسائل. سوم: کلمات حکمت آمیز و مواعظ.

تصمیم گرفتم ابتدا خطبه‌ها، پس از آن نامه‌ها و سپس کلمات حکمت آمیز جالب آن حضرت را جمع کنم. سپس بابی را به هر کدام اختصاص دادم و صفحاتی را ویژه آن گردانیدم، تا مقدمه‌ای باشد برای به دست آوردن آنچه به آن دست رسی ندارم(و ممکن است) در آینده به آن برسم؛ و هر گاه به سخنی از آن حضرت در مورد بحث و مناظره، یا پاسخ سؤال و یا منظور دیگری دست یافتم که جزء هیچ یک از این سه بخش نبود، آن را در مناسب‌ترین و نزدیک‌ترین بخش قرار دادم. اگر در میان آنچه برگزیده‌ام فصول غیرمنظم و سخنان غیرمرتبی آمده، به خاطر آن است که نکته‌ها و جملات درخشان آن حضرت را جمع می‌کنم و منظورم حفظ تمام پیوند‌ها و ارتباطات کلامی نیست.

از شگفتی‌های سخن امام(ع) که او خود در این زمینه تنهاست و شریک و همتایی در آن‌ها ندارد ـ این است که: هر گاه کسی در سخن آن حضرت درباره زهد و مواعظ تأمل کند بدون آن که توجه داشته باشد که این سخن شخصی عظیم‌القدر و نافذالامر است که همه در برابر او سر فرود می‌آورند، شک و تردید نخواهد کرد که گوینده این سخن کسی است که جز در وادی زهد و پارسایی قدم نگذاشته و هیچ اشتغالی به جز عبادت نداشته و در گوشه خانه‌ای یا در یکی از غارها، تنها و دور از اجتماع قرار گرفته که جز صدای خودش را نمی‌شنود و غیر خویش، دیگری را نمی‌بیند و همواره مشغول عبادت است؛ و هیچ گاه نمی‌تواند باور کند که این سخنان از کسی است که به هنگام جنگ در دریای لشکر دشمن فرو می‌رفت و پهلوانان و جنگ جویان نیرومند را بر زمین می‌افکند و، با این حال، در زهد و درستکاری و پاکی نمونه‌ای بی نظیر است.

این است فضایل عجیب و شگفتی‌زا و ویژگی لطیف او که جمع میان اضداد کرده است. من در این باره بسیار با برادران مذاکره می‌کردم و شگفتی آن‌ها را از این ویژگی خاص امام(ع) بر می‌انگیختم و راستی این خود جای عبرت و شایسته اندیشه و فکر است. اگر در اثنای سخنان انتخاب شده، لفظ مردّد و یا معنی مکرری آمده است، عذر من در این باره این است که در روایات مربوط به سخنان امام(ع) اختلاف است: گاهی سخنی از روایتی، همان طور که بود نقل کردم؛ سپس روایت دیگری در همان موضوع به دستم رسید که با روایت قبل یکسان نبود ـ یا به خاطر مطالب بیش‌تر و یا به خاطر لفظ جالب تری که در آن به کار رفته بود ـ و لازم بود آن را نیز بیاورم.

این نیز ممکن است که بر اثر سهو و نسیان، نه از روی عمد، دوباره آورده شده باشد، با این حال ادعا نمی‌کنم که به همه جوانب سخنان امام(ع) طوری احاطه پیدا کرده‌ام که هیچ یک از سخنان ایشان از دستم نرفته است؛ بلکه بعید نمی‌دانم که آنچه نیافته‌ام بیش از آن باشد که یافته‌ام؛ و آنچه در اختیارم قرار گرفته، کم‌تر از آنچه باشد که به دستم نرسیده است. اما وظیفه من غیر از تلاش و کوشش فراوان برای یافتن این گم شده نیست و از خدا می‌خواهم در این راه مرا راه نمایی کند.

بعد از تمام شدن کتاب، خوب دیدم که نامش را نهج‌البلاغه بگذارم؛ زیرا این کتاب در‌های بلاغت را به روی بیننده می‌گشاید، حاجت عالم و متعلم و هم خواسته شخص بلیغ و زاهد در آن یافت می‌شود. در بین کلمات امام(ع) سخنان شگفت انگیزی در مورد توحید، عدل و تنزیه خداوند از شباهت به خلق می‌بینم که تشنگان را سیراب می‌کند و پرده‌ها را از روی تاریکی شبهات برمی گیرد.
از خداوند بزرگ توفیق و نگه داری از لغزش را خواستارم؛ و نیز می‌خواهم که به من در این راه مقاومت و یاری بخشد؛ و از خطای فکر، پیش از خطای زبان، و از خطای سخن، پیش از لغزش قدم، به او پناه می‌برم. او مرا کفایت می‌کند و بهترین حافظ و یاور است.

سال ۴۰۰ هجری - شریف رضی، ابوالحسن محمد بن حسین الطاهر ذو المناقب

انتهای پیام
captcha