
آیتالله محمدعلی مقدس، استاد حوزه علمیه، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره سیره اخلاقی پیامبر اکرم(ص)، اظهار کرد: قرآن کریم خطاب به پیامبر(ص) میفرماید: «وَإِنَّكَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری» و در جای دیگر میگوید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ...؛ به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده میشدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن...». این آیه درباره جنگ احد نازل شد. در این جنگ، پیامبر(ص) 50 نفر را مأمور حفاظت از معبری مخصوص کرد و به آنها سفارش کرده بود که در هر دو صورت پیروزی یا شکست در جنگ، این معبر را رها نکنند.
وی افزود: زمانی که مسلمانان پیروز شدند و کفار فرار کردند، افرادی که مأمور حفاظت از آن معبر بودند، مشغول تقسیم غنائم شدند و 10 نفر از آنها که در محل مأموریت خود باقی مانده بودند، از پشت مورد حمله کفار قرار گرفته و به شهادت رسیدند. در نهایت نیز جنگ با شکست مسلمانان به پایان رسید و پیروزی به شکست تبدیل شد. در اینجا با اینکه آن افراد از دستور پیامبر(ص) سرپیچی کردند و موجب شکست مسلمانان شدند، خداوند از پیامبر(ص) میخواهد که آنها را ببخشد، برایشان طلب مغفرت کرده و حتی در امور با آنها مشورت کند. در واقع مشورت کردن از امور مهم محسوب میشد، علیرغم اینکه پیامبر(ص) از عقل کامل برخوردار بوده و از همه بهتر مسائل را درک میکردند، ولی در عین حال به مشورت با دیگران میپرداختند.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد: در همین جنگ احد، ایشان با دیگران مشورت کردند که بهتر است در مدینه بمانیم یا اینکه از شهر خارج شویم با اینکه نظر خودشان بر ماندن در مدینه بود، چون اکثریت رأی به خروج از شهر دادند، پیامبر(ص) نظر اکثریت را پذیرفتند. در واقع ایشان به نظرات دیگران اهمیت میداد و برای آنها ارزش قائل بود. زمانی هم که برخی افراد موجب شکست در جنگ شدند، خداوند فرمود که آنها را ببخش و در امور با ایشان مشورت کن. این یکی از خلقیات پیامبر(ص) بود که با دیگران مشورت کرده و نظر شخصی خود را اعمال نمیکردند، در واقع دیکتاتورمآب نبودند و نمیگفتند چون پیامبر هستم و به من وحی میشود، نظر شخصی من باید اعمال شود. البته در احکام شرعی که خداوند دستور خاصی داشت، پیامبر(ص) دستور الهی را اجرا میکرد، ولی در امور اجتماعی و مسائل مربوط به اداره کشور به نظر مردم اهمیت میداد.
آیتالله مقدس تصریح کرد: اینها باید راهنمای عمل ما باشد، چنانکه خداوند در قرآن میفرماید: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...؛ قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست...». ما باید از پیامبر اکرم(ص) سرمشق بگیریم، ایشان اسوه و نمونه بودند، یعنی هم عقلشان از همه بهتر بود و هم با وحی در ارتباط بودند. یکی از مواردی که باید از ایشان سرمشق گرفت، همین مشورت کردن است. در واقع مسئولان امور و کسانی که اداره کشور به عهده آنهاست، باید با دیگران مشورت کنند و اینطور نباشد که یک نفر تصمیم بگیرد، بلکه تصمیمات همراه با مشورت باشد، حتی مشورت با مخالفان و کسانی که کار خلافی انجام دادهاند، ولی اهل نظر هستند.
وی بیان کرد: پیامبر اکرم(ص) حتی به کودکان نیز احترام میگذاشتند و یکی از فرمایشات ایشان این است که: «حُبِّبَ إِلَيَّ مِنَ اَلدُّنْيَا اَلنِّسَاءُ وَ اَلطِّيبُ وَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي اَلصَّلاَةِ؛ از دنيا سه چيز به نظر من خوشآيند است، زنان و عطر، ولی روشنی چشم من در نماز است». ایشان همیشه عطر میزدند و خودشان را خوشبو میکردند و هر کجا میرفتند، مردم از بوی عطرشان ایشان را میشناختند. از طرف دیگر، در زمانهای که مردم دخترانشان را زنده به گور میکردند و بنابر آیات قرآن، وقتی به آنها گفته میشد که همسرشان دختری به دنیا آورده، صورتشان از خشم و ناراحتی سیاه میشد، پیامبر اکرم(ص) میفرمود از دنیای شما، زن و عطر را دوست دارم. ایشان به زنان اهمیت داده و در مسائل با آنها مشورت میکردند. همچنین از هر راهی میگذشتند، به هر کس که میرسیدند، سلام میکردند و در سلام کردن حتی به بچهها، سبقت داشتند. در موقع سخنرانی و صحبت کردن با مردم نیز به تمام جمعیت حاضر در محل نگاه میکردند و در موقع اشاره کردن نیز نه با یک انگشت بلکه با تمام کف دست اشاره میکردند.
این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه جامعه ما در الگوبرداری از سیره اخلاقی پیامبر اکرم(ص) بسیار ضعیف عمل میکند، گفت: ما اگر خلقیات پیامبر(ص) را رعایت میکردیم، وضعیتمان اینطور نبود. متأسفانه امروز نظرات شخصی بر نظرات عمومی ترجیح دارد و بیشتر اعمال میشود. عفو و گذشت بسیار کم و ضعیف است. پیامبر(ص) موقع فتح مکه، قبل از ورود به شهر، به یاران خود تأکید کردند که شبیخون نزنید و اعلام کنید که ما در حال آمدن هستیم تا وحشت نکنند. یک نفر شروع کرد به شعار دادن که امروز، روز انتقام است. وقتی خبر آن به پیامبر(ص) رسید، امیرالمؤمنین(ع) را فرستادند تا اعلام کند که امروز، روز رحمت الهی است و پیامبر رحمت دارد میآید. حتی ابوسفیان که در رأس کفار قرار داشت، جنگافروز بوده و علیه پیامبر(ص) لشکرکشی کرده بود، وقتی خبر آمدن ایشان را به مکه شنید، وحشت کرد و دست به دامن عباس، عموی پیامبر(ص) شد. عباس از وی خواست تسلیم شود تا پیامبر(ص) او را ببخشد و به ابوسفیان امان داد و گفت طبق فرموده محمد(ص)، هر کس از مسلمانان که به دیگری پناه بدهد، این پناهندگی محترم است و کسی حق تعرض به آن شخص را ندارد. پیامبر(ص) ابوسفیان را بخشیده و حتی اعلام کردند هر کس که داخل خانه ابوسفیان شود نیز در امان است.
وی اضافه کرد: وقتی پیامبر(ص) وارد مکه شده و از بلال خواستند اذان بگوید تا مردم استماع کنند، آنگاه خطاب به مردم پرسیدند: درباره من چه گمان میبرید؟ آنها در جواب گفتند: شما برادر بزرگوار ما و برادرزاده بزرگوار ما هستی و جز نیکی از شما انتظار نداریم. در اینجا اشک در چشمان پیامبر(ص) حلقه زد و فرمودند: بروید، همه شما آزادید. فقط چند نفر را که خیلی شرور بوده و جنایتهایی مرتکب شده بودند، مهدورالدم خواندند، ولی حتی آنها را نیز نکشتند. اینها عفو و گذشت پیامبر اکرم(ص) را نشان میدهد، ولی متأسفانه ما چنین رفتاری نداشته و نداریم.
آیتالله مقدس افزود: شخصا به برخی ادارات رفتهام و در آنجا، به شخصی که پشت میز نشسته و قرار است به کار اربابرجوع رسیدگی کند، سلام کردهام، ولی سرش را بلند نکرده تا جواب بدهد. بار دوم و سوم بلند سلام کردهام، آن وقت سرش را بلند کرده، ولی باز هم جواب سلام را نمیدهد. بعضا حتی سرشان را هم بلند نمیکنند، در حالی که هر کس میزی را اشغال کرده، وظیفهاش خدمت کردن به مردم است. متأسفانه بسیاری از افرادی که میزها را اشغال کردهاند، اخلاق اسلامی ندارند و نه تنها اخلاقشان به پیامبر اکرم(ص) شباهت ندارد، بلکه ضدّ اخلاق ایشان است. البته همه اینگونه نیستند و افراد خدمتگزار و خوشبرخورد نیز وجود دارند، ولی بسیاری از افراد اخلاق اسلامی و شبیه به پیامبر اکرم(ص) ندارند.
انتهای پیام