
محمدعلی بصیری، عضو هیئت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه اصفهان، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، با بیان اینکه استراتژی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران را ساختار و کلیت نظام سیاسی این کشور تعیین میکند، نه قوه مجریه و رئیسجمهور یا یک حزب، اظهار کرد: این استراتژی در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب مبتنی بر مهار حداکثری ایران بوده و با تغییر رؤسای جمهور از دموکرات به جمهوریخواه و بالعکس کماکان ادامه داشته و فشارها بر ایران نیز به مراتب بیشتر شده است، بنابراین با روی کار آمدن بایدن از حزب دموکرات، این استراتژی تغییر نمیکند.
بیشتر بخوانید:
وی ادامه داد: حتی اگر بایدن اعلام کند با قید و شرط به برجام برمیگردد، مطمئناً تحریمهای پایهای و اساسی که دموکراتها و جمهوریخواهان از گذشته طراحی و اجرا کردهاند، تغییر نمیکند و هر دو جریان حداکثر به دنبال تغییر نظام در ایران هستند و حداقل به دنبال کنترل و مهار حداکثری این کشور، به گونهای که منافع آنها و متحدانشان در منطقه را تهدید نکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بیان کرد: بایدن حداکثر تاکتیکهای رفتاری فشار بر ایران را تغییر میدهد تا بتواند بده بستان و مهار ایران را از طریق دیگری پیش برد. علاوه بر این، در خصوص ابزارهای تحریم، آمریکاییها به لحاظ تاریخی تجربه عملی دارند و سیاستشان مبتنی بر واقعگرایی و عملگرایی است. در واقع آنها طی صد سال گذشته با تحریمهای حداکثری، بزرگترین قدرتهای رقیب و دشمن را عملاً تسلیم کردهاند؛ مثلاً یکی از علل کلیدی فروپاشی شوروی به لحاظ خارجی، تحریمهای هوشمند گستردهای بود که غرب اعمال کرد و باعث زمینگیر شدن ساختار اقتصادی و صنعتی شوروی و نهایتاً فروپاشی این ابرقدرت شد. بنابراین با توجه به تجربهای که آمریکاییها در مهار دولتهای انقلابی دردسرساز با استفاده از ابزار تحریم داشتهاند، مثل مهار کوبا و کره شمالی، هیچگاه این تجربههای موفق و کمهزینه را در ارتباط با ایران رها نمیکنند و تا حصول نتیجه موردنظر، آن را ادامه میدهند.
بصیری تصریح کرد: در تحلیل جامعهشناختی تاریخی، غیرممکن است که با روی کار آمدن بایدن، همه تحریمها در یک شب تمام و مسیر گذشته عوض شود و به تبع آن، در اقتصاد ایران آثار شدیدی بروز کند. البته بایدن تاکتیکها را تغییر میدهد، با این استدلال که به کارگیری این تاکتیکها برای مهار بیشتر ایران موفقتر است تا تاکتیکهایی که ترامپ به صورت خشن اعمال میکرد. اعتراض بایدن به ترامپ نیز همین بود که با این روش، ایران بیشتر به سمت بمب و غنیسازی سوق پیدا میکند و ما بهتر میتوانیم سیاست مهار را اجرا کنیم. در مجموع، هر دو به سیاست مهار قائل هستند و آن را دنبال میکنند، این مسئله عملاً در چهل سال گذشته اثبات شده است و تجربه موفق آنها در ارتباط با کشورهای دیگر نشان میدهد که به راحتی از ابزار تحریم دست نمیکشند، مگر اینکه ایران به گونهای عمل کند که آنها احساس کنند این کشور دیگر خطر و تهدید نیست و این خود بحث دیگری است.
وی در پاسخ به این سؤال که اگر با روی کار آمدن بایدن، فرصتی برای مذاکره و احیای برجام ایجاد شود، رویکرد ایران چگونه باید باشد، گفت: ایران باید دو رویکرد را به صورت همزمان دنبال کند؛ رویکرد اول اینکه اقتصاد داخلی را به گونهای برنامهریزی کند که از وضعیت تک محصولی و وابستگی به نفت در شرایط فشار حداکثری فاصله گیرد و تغییرات پایهای در آن ایجاد شود. دولت فعلی شاید دیگر این فرصت را نداشته باشد، ولی در سطح کلان و استراتژیک نگاه به اقتصاد باید اینگونه باشد. رویکرد دوم اینکه، مذاکرات را نیز پیش برد تا از این فرصت برای کاهش فشار و جلوگیری از بیثباتی در برنامهریزی استفاده کند. در واقع یکی از علل شکست ترامپ این است که وی قول تسلیم شش ماهه ایران یا فروپاشی اقتصاد آن را در مدت دو سال داده بود، ولی هیچ کدام اتفاق نیفتاد و رقیب ترامپ همه اینها را به امتیاز منفی در انتخابات تبدیل و آرای وی را تضعیف کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در پایان اظهار کرد: این فرصتی برای ایران است تا اقتصاد داخلی را در جهت چندمحصولی بودن بازسازی کرده و در تجارت خارجی نیز سیاست چندقطبی را در پیش گیرد، نه اینکه نگاهش صرفاً به غرب یا شرق باشد و طرف دیگر را نادیده گیرد. ضمن اینکه اگر با روی کار آمدن بایدن، فرصت مذاکره و گشایشهای حداقلی از سوی آمریکا فراهم شد، از آن استفاده کند و با ایجاد توازن میان این دو رویکرد بتواند اقتصادی با ثبات، پایدار و قدرتمند را شکل دهد.
انتهای پیام