
محمدرضا ایمانی، مشاور خانواده و مدرس دورههای مهارت زندگی و رفتارشناسی، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، با بیان اینکه شکلگیری، تسری و تشدید بیماری کووید 19 در جامعه واکنشهای مختلفی را باعث شده و در مقاطع زمانی مختلف تغییراتی در الگوهای رفتاری ایجاد کرده است، اظهار کرد: وقتی این بیماری شکل گرفت، به دلیل ترس، استرس و نگرانیهای ناشی از آن و نیز تأثیرات رسانهها، عموم افراد جامعه با اجرای پروتکلهای بهداشتی سختگیرانه و مراقبتهای بیشتر سعی در کنترل این بیماری داشتند. همه اینها در کنار هم به فشارهای روانی سنگین منجر شد که تشدید بیخوابی، پایین آمدن کیفیت زندگی و نگرانیها، دلهرهها و ترسها را به دنبال داشت. اگرچه مرگومیر اتفاق میافتاد، ولی به گستردگی وضعیت کنونی نبود.
وی افزود: این بیماری شاخصهای مختلف زندگی را تحت تأثیر خود قرار داد، مثل اینکه بسیاری از مشاغل تعطیل و به همین دلیل، مشکلات اقتصادی وارد چرخه زندگی شد، کیفیت زندگی افت پیدا کرد و ناراحتیها و آشفتگیها تشدید شد و در چنین فضایی، اعضای خانواده بیشتر در کنار هم قرار گرفتند. همین مسئله باعث شد اختلافات و سوءتفاهمهای زیادی شکل گیرد که به مشاجرات و ناراحتیها و درگیریهای فراوانی منجر میشد.
این مشاور خانواده بیان کرد: چون انسان موجودی تطبیقپذیر است، با شکلگیری ملاحظات درمانی و ایجاد فضای بازتر از سوی دولتها برای بازگشت به چرخه کسبوکار، افراد خود را با این شرایط تطبیق دادند و از آن پروتکلها و روشهای خودمراقبتی خارج شدند. در نتیجه، ترس تا حدود زیادی فروکش کرد و در اثر آن، ملاحظات و مراقبتها کاهش یافت و بسیار راحت با این قضیه برخورد کردیم. در واقع این بیماری در افراد مختلف، طیفهای مختلف رفتاری را ایجاد کرد. افرادی هستند که قائل به مراقبت و رسیدگی نیستند و افراد دیگری که به شدت خود را در فضایی محبوس کردهاند، با هیچ کس رفتوآمد ندارند و پروتکلها را رعایت میکنند، گرچه به آنها سخت میگذرد. در میانه این دو نیز افراد مختلفی با طیفهای رفتاری مختلف وجود دارند که همه این موارد، بیماریهای وسواسگونه، استرسها و نگرانیها، مشکلات اقتصادی، برخوردها و رفتارهای پرخاشگرانه و درگیریها و نزاعهایی را در سطح جامعه بین کسانی که مراقبت میکنند و کسانی که قائل به این کار نیستند، ایجاد کرده است.
ایمانی به آموزش الکترونیکی در شرایط همهگیری کرونا اشاره کرد و افزود: بار این نوع آموزش برعهده والدینی قرار گرفته است که بسیاری از آنها مربی و معلم نیستند و اکنون درگیر پروسه تحصیل فرزندانشان شدهاند. برخی از این والدین کسبوکاری برعهده دارند و نمیتوانند از فرزندان خود مراقبت کنند، بچهها خود به خود با آفتهای آموزشی مواجهند و چون از نظام آموزشی و پروتکلهای آن خارج شدهاند، نظمپذیری، قاعدهمندی و بسیاری موارد دیگر در آنها متأسفانه در حال زوال است و رفتارهایشان خارج از کنترل میشود که مزاحمتهایی برای خود و خانوادههایشان ایجاد میکند. مسئله دیگر این است که بسیاری از خانوادهها در کشور ما به دلیل عدم دسترسی به منابع و امکانات مورد نیاز مثل گوشیهای هوشمند، با آسیب مواجهند و شاهد خودکشی، نزاع و درگیری والدین با فرزندان و مشاجرات خانوادگی بودهایم.
وی تصریح کرد: مسئله بزرگتری که عمومیت دارد، این است که ما برای شرایط اضطرار آماده نشدیم و وقتی این شرایط بر جامعه غالب شد، جنبههایی را که مطابق میل بود، پذیرفتیم و به آن واکنش نشان دادیم. امروز تمام اینها چرخه زندگی ما را با مشکلات و مخاطرات فراوانی روبرو ساخته، هم دولت در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و درمانی با مشکل و چالش مواجه است و هم مردم در چرخه زندگیشان. عمومیت این مسئله، دو نوع وضعیت وخیم برای جامعه ایجاد کرده است که یکی را به عینه شاهدیم و دیگری را با ملاحظاتی میتوانیم ببینیم. در مواردی که با مرگومیر، آسیب و بستری شدن افراد در بیمارستانها مواجهیم، وضعیت را به عیان مشاهده میکنیم و از آمار و ارقام آن اطلاع داریم، ولی در مواردی که خانوادهها با مشکلات و مخاطرات روحی روانی مواجهند، چون مسئلهای درونی است، بروز زیادی ندارد و افراد کمتری به مشاوران و روانشناسان مراجعه میکنند، نمیتوانیم این موارد را ببینیم و از تأثیر آن بر میزان طلاق، نزاع و درگیری درون خانوادگی، همسرآزاری، فرزندآزاری، خودکشی و درگیریهای اجتماعی، به وضوح اطلاع نداریم و لازم است آمار و ارقام مربوط به آن تحلیل شود تا بدانیم وضعیت جامعه چگونه است و چگونه میتوان خصوصیات در حال شکلگیری را مدیریت کرد.
این مدرس دورههای مهارت زندگی ادامه داد: همه ما موظفیم با آگاهی، تمرکز و دقت برای صیانت از سلامتی خود، خانواده و جامعه، ملاحظاتی را رعایت کنیم. بنابراین باید رفتار و تماسهای اجتماعیمان را کنترل کنیم تا به بیماری و بروز مشکل برای دیگران منجر نشود. مسئله بعدی این است که باید در رفتارهایمان در حوزه اجتماعی و خانوادگی، کنترل خشم، ملاطفت، انعطافپذیری و صبر و حوصله زیادی داشته باشیم. کلنجار رفتن با فرزندان بسیار سخت است، به خصوص اینکه بحث آموزش آنها نیز وارد چرخه خانواده شده است و کاملاً در محیط خانه هستند. بچهها نیاز به تحرک، حرکت، بازی و بیرون رفتن از خانه دارند و وقتی یک فرد پرانرژی را در فضایی کوچک محدود میکنیم، درگیریهای میان فرزندان، میان والدین و فرزندان و میان والدین تشدید میشود و تأثیرات نامطلوبی به جا میگذارد. بنابراین اگر آگاهی داشته باشیم، میتوانیم با یک منطق و روش درست این مسائل را کنترل کرده و فضای روانی مطلوبتری برای خانواده خود ایجاد کنیم.
وی اظهار کرد: مهارتهای زندگی مؤلفههای مختلفی را دربرمیگیرد، مثل حل مسئله، کنترل خشم، حل تعارضات، انعطافپذیری و ... در واقع اینها نکاتی است که به لحاظ رسانهای باید به آنها پرداخته شود. وقتی کودک یا نوجوانی کل شبانهروز در خانه است و والدین ساعتهای زیادی را با آنها میگذرانند، باید وقت و زمان آنها را تقسیمبندی و برای آموزش، استراحت، خوراک، بازی و تفریح و نیازهای عاطفیشان آگاهانه برنامهریزی کنند، چون در حال حاضر نبض زندگی به هم ریخته است و کودکان و نوجوانان تا پاسی از شب بیدارند. از طرف دیگر، با توجه به اینکه فضای ارتباط جمعی و شبکههای اجتماعی در اختیار آنها قرار دارد و هر چیزی را بخواهند، به راحتی به آن دسترسی پیدا میکنند، در نتیجه، خوابشان دچار اختلال شده و با مسائل گستردهای مواجه شدهاند و وقتی والدین خسته و عصبی میشوند، نمیتوانند از فرزندانشان مراقبت زیادی انجام دهند، بنابراین آنها به حال خود رها میشوند و به خصوص نوجوانان که در سن بلوغ هستند، وقتی با این مسائل مواجه میشوند، مشکلات و چالشهای بعدی برایشان به وجود میآید، ارتباطات خارج از قاعده برقرار میکنند و با فضاها و موضوعات متعدد و متنوعی مواجه میشوند که به دلیل قرار گرفتن در سن بلوغ، بسیاری از آنها را پنهان میکنند. در واقع همه اینها، درگیریها و مسائل پیچیدهای را شکل میدهد که بر بنیان خانواده فشار وارد میکند.
ایمانی در پایان تصریح کرد: وقتی فضای دوستی، محبت، شادی و تفریح را برای خانواده خود ایجاد میکنیم، خود به خود زنجیره خانواده محکمتر و قویتر میشود و از این فرصت میتوان برای بهسازی روابط خانوادگی استفاده کرد. در حال حاضر، رفتوآمدها در مقایسه با قبل محدودتر است، ولی ما به روابط اجتماعی و دوستیهایی نیاز داریم که به نشاط زندگیمان کمک کند، بنابراین میتوان از همین شبکههای اجتماعی در مناسبتهای مختلف برای برقراری ارتباط صوتی و تصویری استفاده کرد. به لحاظ روحی و روانی و حتی برای رشد فرزندانمان، به انرژیها و روابط اجتماعی خیلی نیاز داریم. در حال حاضر، بچهها به دلیل قرار گرفتن مداوم در محیط بسته خانه از هوش آموزشی و منطقی عقب میمانند و این مشکلات و چالشهایی ایجاد میکند که متأسفانه آثار آن بعداً بروز میکند. بنابراین تا جایی که امکان دارد، خانوادهها باید وقت و انرژی بیشتری برای فرزندانشان صرف کرده و با آنها بازی کنند، چون بسیاری از مهارتهای یادگیری را در حین بازی میتوان به بچهها آموخت.
انتهای پیام