کد خبر: 3940965
تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۱

قرآن مایه غنای شعر فارسی است

یک استاد دانشگاه بیان کرد: هر زمان که آیات قرآن پشتوانه شعر فارسی باشد، شعر نیز قوی‌تر و محکم‌تر است و هر چه این پشتوانه سست‌تر شود، متقابلا شعر نیز سست‌تر خواهد شد.

قرآن مایه غنای شعر فارسی است

قرآن کتاب دینی و قانون زندگی مسلمانان محسوب می‌شود و آموزه‌ها و معارف آن با تمام ابعاد زندگی آنها پیوند خورده است که از جمله این ابعاد می‌توان به گستره ادبیات فارسی اشاره کرد. در ادبیات فارسی، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به آیات و آموزه‌های قرآن اشاره شده و بزرگان ادب فارسی در آثار خود از مفاهیم قرآنی تأثیر پذیرفته‌اند، به‌گونه‌ای که برخی غنای شعر فارسی را به‌دلیل همین تأثیرپذیری‌ها می‌دانند. اینکه قرآن چگونه در ادبیات فارسی ظهور و بروز دارد و ادیبان پارسی چه رویکردی در مواجهه با قرآن داشته‌اند، موضوع گفت‌وگویی است که خبرنگار ایکنا در اصفهان با حسین آقاحسینی، استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان انجام داده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ آیات و آموزه‌های قرآن چه سهمی در ادبیات فارسی مقاطع مختلف دارد؟ نوع بروز و ظهور این آیات و آموزه‌ها در ادبیات فارسی چگونه است؟

ادبیات در ایران سیر و تحول خاصی را طی کرده است، یعنی ابتدایی دارد و بعد به اوجی می‌رسد و حالت ثباتی پیدا می‌کند و سپس حالت حضیضی به خود می‌گیرد. در واقع این سیر یکسان نبوده است، چون شاعران و نثرنویسان دوران اولیه، بنا به دلایل گوناگون و شرایط سیاسی و اجتماعی، کمتر به موضوعات قرآنی می‌پرداختند و آموزه‌‌های قرآنی خیلی کم در آثار آن‌ها نمود دارد، البته نه اینکه اصلا نباشد، ولی به مرور زمان این تأثیرپذیری بیشتر می‌شود. مثلا در دوره غزنوی و در ابتدای شعر فارسی از زمان رودکی و فردوسی، در شکل ظاهری شعر شاعران این دوره، تأثیرپذیری چندانی به چشم نمی‌خورد، چون اصلا ساختار شاهنامه به‌گونه‌ای بوده است که شاعر به صراحت نمی‌توانسته از آیات قرآن و روایات بهره ببرد، البته در برخی ابیات شاهنامه می‌توان به تأثیرپذیری شاعر از آیات قرآن پی‌ برد.

اگر در شعر شاعران دوره غزنوی از آیات قرآن استفاده شده، بیشتر برای مدح سلاطین بوده است، ولی هر چقدر از این دوره فاصله می‌گیریم و به قرن پنجم و ششم می‌رسیم، یعنی در شعر سنایی و بعد از آن عطار، مولوی و...، آیات قرآن در شعر این شاعران کاملا نمود و تجلی پیدا کرده است. البته یک دلیل عمده آن این است که آن‌ها در دوران تحصیل خود، قرآن می‌خواندند و این کتاب یکی از درس‌های اصلی آنان بوده است. در حدیقة‌الحقیقه و دیگر اشعار سنایی و یا در اشعار عطار از جمله دیوان و منطق‌الطیر او، عینا به آیات قرآن و یا به ترجمه آیات اشاره شده است. این تأثیرپذیری از قرآن در شعر مولانا به حد اعلی خود می‌رسد. یکی از عوامل دیگر در این تأثیرپذیری، نوع نگرش کلامی شاعران نیز بوده است. در متون عرفانی، تأثیرپذیری از قرآن به حد اعلی خود رسیده، مثلا در شرح تعرف، کشف المحجوب، رساله قشیریه و کشف‌الاسرار میبدی که اصلا تفسیر قرآن است، این تأثیرپذیری خیلی برجسته و مشهود به چشم می‌خورد. در شعر سعدی نیز همین تأثیرپذیری مشهود است. این تأثیرپذیری مبتنی بر اندیشه‌های کلامی و بیان عقاید کلامی شاعر و نیز در راستای تعلیم و تربیت بوده است. حافظ نیز نه تنها حافظ قرآن بوده، بلکه خودش مدعی است که قرآن را به چهارده روایت می‌خواند. در ظاهر اشعار حافظ آیات قرآن کمتر به چشم می‌خورد، ولی قطعا شاعر تحت‌تأثیر آیات قرآن بوده است، اگر چه در مقایسه با مولوی که در ابیات خود عینا آیه‌ای از قرآن را آورده و یا اقتباس کرده، در ظاهر اشعار حافظ اشاره به آیات قرآن کمتر است.

در دوره صفویه، شعر حالت عام‌تری پیدا می‌کند، یعنی از خواص به عوام می‌رسد. البته نگرش شاعران این دوره در مقایسه با قبل از آن خیلی سطحی‌تر بوده است. به همین دلیل شاعران این دوره کمتر با قرآن مأنوس بودند، یعنی ممارست و تأثیرپذیری که سنایی، عطار، مولانا و حافظ از قرآن داشتند، در بین شاعران دوره صفویه کمتر بوده است.

در این دوره شعر فارسی سطحی‌تر می‌شود، چون هر زمان که آیات قرآن پشتوانه شعر فارسی باشد، شعر نیز قوی‌تر و محکم‌تر است. یکی از دلایلی که در دوره صفویه شاعرانی در ردیف حافظ و مولانا نداریم، ناشی از پشتوانه‌ شعری آن‌هاست که این پشتوانه قوی نیست. بنابراین، هر چه این پشتوانه سست‌تر شود، متقابلا شعر نیز سست‌تر خواهد شد. هر چه به زمان معاصر نزدیک می‌شویم، این ضعف پشتوانه بیشتر به چشم می‌خورد. در دوران صفویه و بعد از آن کسانی هم مثل حاج ملاهادی سبزواری شعر می‌سرودند، ولی آن‌ها بیشتر فیلسوف بودند تا اینکه شاعر باشند و اگر هم شعری می‌گفتند، از روی تفنن بوده، ولی با این حال پشتوانه شعر این دسته از فیلسوفان قوی است. در دوره معاصر نیز علامه طباطبایی(ره) شعرهای خوب و قوی می‌گفتند، ولی کار ایشان فلسفه بود، اما شعر با وجود شاعرانی مثل حافظ و مولانا عجین شده است.

ایکنا ـ آیا وضعیت شعر و ادبیات دوره معاصر، ادامه همان وضعیت دوره صفویه است؟

در قدیم همه افراد نمی‌توانستند شعر بگویند و شاید کسانی هم که شعر می‌گفتند، امکان مکتوب کردن آن فراهم نبوده است، اما در این میان شعرهایی هم بوده‌اند که ارزشمند بودند و به همین دلیل دست به دست به نسل‌های بعدی رسیده و مدام کتابت ‌شده‌اند.

در دوره معاصر چون علم و سواد شکل عام‌تری پیدا می‌کند، معمولا بیشتر انسان‌ها در خودشان نوعی قریحه شاعری احساس می‌کنند، ولی شاعران دوره معاصر را باید به چند دسته تقسیم کرد. دسته‌ای از آن‌ها تحت‌تأثیر اندیشه‌های دینی و اسلامی هستند و شعر آن‌ها از نظر قریحه شاعری، قوی و پشتوانه شعری‌شان نیز به دلیل تأثیرپذیری از قرآن قوی است که نمونه آن امثال مرحوم حمید سبزواری هستند. در شعر معاصر، مسئله سیاست خیلی تأثیر داشته است، ولی در گذشته چنین تأثیرگذاری را شاهد نیستیم، اما در دوره معاصر شعرهای سیاسی جهت‌دار گفته می‌شود.

البته در دوره معاصر، اندیشه‌های بیرونی و غیردینی بر فکر و اندیشه مردم تأثیر زیادی گذاشته‌اند، مثلا بسیاری از شاعران ما تحت تأثیر اندیشه‌های سوسیالیستی و کمونیستی یا ناسیونالیستی و غربی قرار گرفتند و خیلی‌های دیگر با توجه به شرایط و مسائلی که پیش آمده است، با آیات و احادیث بیگانه و اصلا مخالف‌اند. بنابراین، در شعر آنها نه تنها حرفی از آیات و احادیث نیست، بلکه ممکن است گاهی مخالفت‌هایی نیز وجود داشته باشد. البته ممکن است شاعری از نظر دینی قوی نباشد، ولی گاهی مواقع در شعر او مضامین عالی به چشم بخورد.

اصلا یکی از دلایل ماندگاری شعر این است که شاعر بتواند حرفی بزند که من آن را سخن فطرت انسان می‌نامم، یعنی با فطرت انسانی سازگاری داشته باشد. اینکه می‌بینیم وقتی بسیاری از شعرا از عشق صحبت می‌کنند، سخن‌شان خریدار دارد، دلیلش این است که عشق در ذات انسان وجود دارد، اینکه درست فهمیده شود یا مورد کج‌فهمی قرار نگیرد، بحث دیگری است. همین‌طور اگر شاعری مسلمان باشد یا نباشد و بحث صداقت و راستگویی را مطرح کند، قرآن نیز به همین آموزه دستور می‌دهد، بنابراین حرف آن شاعر زیبا می‌شود، چون قرآن بر مبنای فطرت است و در بسیاری از مواقع سخنانی که شعرا می‌گویند، براساس فطرت خودشان است و به همین دلیل، آن سخنان زیباست.

بنابراین در دوره معاصر، آنهایی که به عنوان شاعر شناخته می‌شوند و دیدگاه دینی دارند، مسلما آیات و احادیث نیز در شعرشان وجود دارد، ولی همه آنها به نوعی تحت تأثیر مسائل سیاسی قرار دارند، مثلا حمید سبزواری یا علی معلم و امثال آنها که شاعرانی قوی محسوب می‌شوند، علاوه بر داشتن تربیت دینی، مسائل سیاسی نیز بر آنها تأثیرگذار است. شاعرانی مثل حافظ و سعدی، حافظ قرآن نیز بودند، ولی امروز شاید کمتر شاعری را سراغ داشته باشیم که شعر بگوید، شاعر هم باشد و به عنوان حافظ قرآن نیز شناخته شود.

ایکنا ـ یعنی در دوره ادبیات معاصر، در مقایسه با دوره‌های قبل، تأثیرپذیری‌ها از قرآن کمتر شده است؟

در واقع مسائل دیگر مثل نوع تربیت و نوع نگرش توجهات را جلب کرده و جهت دیگری به شعر داده است. در قدیم، بسیاری از افرادی که شعر می‌گفتند، وقتی به مکتب می‌رفتند، یکی از درس‌هایی که می‌خواندند و بر آن ممارست داشتند، قرآن و حدیث بوده است، ولی آیا شاعران معاصر حتی متدینین آنها این‌گونه هستند؟ در حال حاضر، وقتی افراد به مدرسه می‌روند، آن‌قدر درس‌های جانبی دارند که به قرآن و حدیث نمی‌رسند. بنابراین، ممکن است شاعران معتقد باشند، ولی علت اینکه متن قرآن حتی در شعر شاعران مذهبی ظاهرا کمتر نمود می‌کند، یکی به همین دلیل است و دیگر اینکه بر خلاف شاعری مثل مولوی که مستقیما می‌گوید قرآن را بخوان، به آموزه‌هایش عمل کن و حتی بخش‌هایی از یک آیه را در شعر خود می‌آورد، شاعران معاصر در بسیاری از مواقع نمی‌خواهند این سخنان را به‌صورت مستقیم بیان کنند. البته هستند کسانی که خیلی سعی می‌کنند از قرآن در شعر خود استفاده کنند، منتها ممکن است شاعر بما هو شاعر نباشند.

ایکنا ـ بزرگان ادبیات فارسی که آیات و آموزه‌های قرآن در آثار آنها نمود دارد، چه نوع مواجهه‌ای با قرآن داشتند و با چه رویکردها و پیش‌فرض‌هایی سراغ آن می‌رفتند؟

البته این خاصیت انسان است که تلاش دارد آنچه بیان می‌کند، مطابق با اندیشه‌هایش باشد. شاعر نیز همین‌طور است و در 90 درصد موارد، سعی می‌کند اندیشه‌های خودش را بیان کند. بستگی به نوع تفکر شاعران دارد. همان‌طور که گفتم، شاعران قدیم علاوه بر اینکه بر قرآن و حدیث ممارست می‌کردند، اندیشه‌هایی هم داشتند، مثلا تفکر سعدی از نظر کلامی، اشعری بود و برای نمونه در خصوص عدل دقیقا مطابق اندیشه‌های اشاعره می‌گوید «عدل است اگر عقوبت ما بی‌گنه کنی»، در حالی که ما چنین چیزی را از عدالت خدا و ساحت او به دور می‌دانیم. یا مولوی اگرچه از نظر تفکر تحت تأثیر اشاعره است، ولی در بسیاری از مواقع نشان می‌دهد که نمی‌خواهد مثل تفکر اشعری فکر کند و مثلا در بحث جبر و اختیار، می‌خواهد راه میانه‌ای را برگزیند و حرف دیگری بزند، یا خیلی مواقع می‌خواهد اندیشه‌های عرفانی را مطرح کند و علی‌رغم اینکه فلسفه را رد می‌کند، ولی خیلی وقت‌ها که به تفکرات فلسفی می‌پردازد، از آیات قرآن استفاده و برای اندیشه‌های خودش استدلال می‌کند. تقریبا هر شاعری مطابق با اندیشه‌های خودش این کار را انجام می‌دهد. البته اگر می‌گوییم اندیشه، نه اینکه خلاف اندیشه دینی باشد، بلکه ممکن است حرفی باشد که همه قبول داشته باشند، مثلا احسان به دیگران ممکن است در شعر بسیاری از این‌ها باشد و برای بیان آن از آیات قرآن استفاده کرده باشند.

ایکنا ـ آیا تأثیرپذیری ادیبان و شاعران معاصر از قرآن بیشتر وجه سیاسی داشته و برای بیان اندیشه‌هایشان بوده است؟

در دوره معاصر به دلایل بسیار گوناگون، مسائل سیاسی بروز و ظهور بیشتری دارد که معمولا در شعر قدیم این را کمتر می‌بینیم؛ مثلا در خصوص قیصر امین‌پور، شعرهای آغاز شاعری وی با اشعار پایانی‌اش از نظر دیدگاه و نگرش سیاسی با هم تفاوت دارد، با اینکه فردی معتقد بود، ولی نگرش سیاسی‌اش سبب شد که شعر خود را به گونه دیگری بیان کند، اما شعر افرادی مثل مهرداد اوستایی و حمید سبزواری از ابتدا تا انتها یک جهت دارد و شعر خود را در جهت خاص بیان می‌کنند. یا شاملو که اصلا با آموزه‌های دینی بیگانه بود، شعر خود را در جهت خاصی بیان می‌کرد و اخوان ثالث و دیگران نیز همین‌طور.

ایکنا ـ در مورد تأثیرپذیری شاعران معاصر نیز می‌توان گفت تأثیرپذیری آنها از قرآن برای بیان اندیشه‌هایشان بوده است و چون می‌خواستند اندیشه‌های خود را مطرح کنند، از آیات قرآن استفاده می‌کردند؟

بله طبیعی است وقتی کسی شعر گفتن بلد باشد، سعی می‌کند از آن برای بیان اندیشه‌هایش استفاده کند، یا اگر بخواهد در جایی سخنرانی کند و حدیث یا شعر یا مطلبی گردآوری کرده باشد، از آنها برای بیان و اثبات اندیشه‌های خودش استفاده می‌کند. این یک اصل کلی است که برای هر شاعری وجود دارد و دیدگاه وی در مورد جهان هستی و موضوعات گوناگون، سبب می‌شود که به مناسبت، از آیات قرآن نیز استفاده کند. البته منظور سوءاستفاده نیست، بلکه تفکر شاعران ایجاب می‌کرده که در مواردی، از آیات قرآن و احادیث استفاده کنند.

انتهای پیام
captcha