کد خبر: 3943853
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۹
آیت‌الله محقق داماد:

قیامت ظرف ظهور نتیجه اعمال است

قیامت ظرف ظهور نتیجه اعمال است آیت‌الله سیدمصطفی محقق‌داماد به تفسیر آیه «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» پرداخت و بیان کرد: همانطور که «یوم» زمانی است که تاریکی شب از بین می‌رود و حقایق آشکار می‌شود، در قیامت نیز اینچنین است و آن روز،‌ روز ظهور نتیجه اعمال آدمی است.

به گزارش ایکنا، صوت هشتمین جلسه «تفسیر قرآن در حکمت متعالیه» با محوریت تفسیر آیات سوره «حمد» و با تدریس آیت‌الله سیدمصطفی محقق‌داماد شب گذشته، 7 دی‌ماه، منتشر شد که در ادامه متن آن را می‌خوانید؛

به آیه «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» رسیدیم که در مورد مالک قدری توضیح دادیم. «یوم» از نظر لغت مقطعی از زمان میان طلوع و غروب آفتاب است. در اصطلاح و در ادبیات و اشعار به عصر و زمان و دوره‌ای که یک حادثه‌ای تاریخی در آن ظاهر شده اطلاق می‌شود. چرا اینطور می‌گویند و از یوم قدرت و یا روز سلطنت یاد می‌کنند؟ و یا در قرآن از روز خلقت تعبیر شده است؟ از این حیث است که ظهور آن حادثه مانند طلوع آفتاب است و روز کاری می‌کند که دیدنی‌ها از پرده تاریکی بیرون می‌آید. اگر هیچ نوری نباشد، همه واقعیات هستند اما شما آنها را نمی‌بینید. چشم و واقعیت‌ها وجود دارد و نور که اتاق و درخت و ... را ایجاد نمی‌کند اما نور است که ظاهر می‌شود و این واقعیت‌ها را از پس پرده بیرون می‌آیند. پس یوم دوره‌ای است که یک حادثه‌ای ظهور و بروز پیدا می‌کند.

اما به «دین» می‌رسیم. دین به معنای جزاست. اگر به شریعت نیز دین می‌گویند به دلیل این است که آثار و جزای نیک و بد اعمال را بیان می‌کند که جزای فلان کار خوب اجر و عقاب برای کار بد است و به شریعت نیز دین می‌گویند. ظاهراً این کلمه را به طوری که مفسرین تبیین کرده‌اند، در لغت‌های دیگر نیز موجود است و این کلمه از زبان‌های دیگر وارد عربی شده است و به معنای جزا است.

اما به آیه «مالک یوم الدین» می‌رسیم. اراده آزاد و اختیار عمل یکی از ویژگی‌های آدمی است و انسان اراده آزاد و اختیار دارد. ظاهراً جدایی انسان از دیگر موجودات همین نکته و اختیار داشتن و آزاد بودن است که در اعمالش آزاد است و به خاطر همین است که اعمالش ارزش نیک و بد دارد. اگر قرار بود کسی اختیار نداشته باشد دیگر خوب و بد معنا نداشت. اگر مسئولیت و تکلیف نیز بر عهده بشر گذاشته می‌شود به دلیل همین آزادی و اختیار است.

حقیقت مالکیت، حق تصرف کامل انسان آزاد و متصرف در عمل است. شما مالک یک خانه هستید یعنی در مورد آن آزادی دارید و برای ورود به آن از کسی اجازه نمی‌گیرید. مالکیت عمل یعنی می‌توانید آن را انجام دهید و این اختیار چیز کمی نیست که مالک انجام عمل خود هستیم و مختار هستیم و می‌توانیم اراده کنیم لذا فلاسفه حقوق می‌گویند اگر آزادی را از بشر بگیریم بشریت را از او گرفته‌ایم و بشریت در سایه آزادی‌اش بشر است و کسی نباید چیزی را به او تحمیل کند. قرآن مجید آنهایی که اراده آزاد و فکر آزادشان تحت تاثیر تبلیغات از آنها گرفته شده و محکوم به تبلیغات رسانه‌های جمعی می‌شوند و نمی‌توانند آزاد فکر کنند مستضعف نامیده است.

مستضعف در زمان ما به کسانی اطلاق شد که فقیر هستند اما مستضعف در قرآن کسانی هستند که آزادی فکری از آنها گرفته شده است. در سوره «نساء» فرمود، عده‌ای که دارند می‌میرند، بدبخت و جاهل هستند و خیال می‌کنند عالم هستند اما وقتی پرده از جلوی چشمشان کنار می‌رود، متوجه می‌شوند که مدت‌ها بی‌شعور بودند و خیال می‌کردند شعور داشتند و کارهایی می‌کردند و خیال می‌کردند خوب است اما حالا می‌فهمند چه خبر است و قرآن می‌گوید ملائکه وقتی می‌خواهند جان اینها را بگیرند می‌گویند شما چرا انقدر بدبخت هستید؟ می‌گویند ما مستضعف بودیم. معلوم می‌شود اینها درک می‌کردند که دارند احمق می‌شوند اما نمی‌توانستند خود را نجات دهند.

خیال می‌کنند خدا این عذر را قبول می‌کند که ما تحت تأثیر تبلیغات گرفتار بودیم و خیال می‌کردیم این افکار درست است. از قرآن بر‌می‌آید که این مأمورین عذر را نزد خدا می‌برند و خدا می‌گوید برگردید و به اینها بگویید می‌فهمیدید دارید جاهل می‌شوید یا خیر؟ می‌فهمیدید دارید آزادی خود را از دست می‌دهید یا خیر؟ اگر می‌فهمیدید مگر زمین خدا تنگ بود از زیر آن تبلیغات فرار می‌کردید و می‌رفتید تا آزادی فکری را از شما نگیرند و می‌گوید خدا قبول نمی‌کند و شما بدبخت هستید.

مایه امتیاز بشر از موجودات این نکته است که خودش فکر می‌کند و آزادی فکر دارد اما این آزادی که بشر دارد از کجا تا کجا است؟ یک اینکه تصور می‌کند که تشنه است و آب هم هست و بعد اختیار دارد که بخورد یا نخورد، بعد تصمیم می‌گیرد و می‌خورد اما به محض اینکه عمل کرد نتیجه آن عمل در اختیار ما نیست. ما فقط تا عمل اختیار داریم و دست ما است اما نتیجه دست ما نیست. این که این آب ضرر دارد یا منفعت و .. دست ما نیست و ما تا وقتی خواستیم آب را بخوریم، اختیار داشتیم، اما بقیه‌اش دست ما نیست. یا مثلاً این چراغ خاموش است و تصمیم می‌گیرید روشن کنید اما نتیجه دست شما نیست تا زمانی که دست به این کلید می‌برید در اختیار شما است، اما از آنجا به بعد دست شما نیست. شما یک حرفی را می‌زنید و تا جایی که فکر کردید و زبانتان را حرکت دادید دست شما است، اما اثر این حرف دست شما نیست که دل چه کسی را خوش کرد و ... .

آثار اعمال دست انسان نیست، بنابراین هر فعل و عمل برای آدم دو عالم دارد؛ محیط اول تصور و اختیار و عزم و انجام است که در این محیط انسان مکلف است و امر و نهی دارد اما نتیجه و آثارش برای او کاملاً مجهول است اما محیط دوم ظهور آثار است؛ آنجایی که این آثار ظاهر می‌شود که «یوم» لازم دارد که این تاریکی برود لذا به آن «یوم» گفته است. همانطور که روز تاریکی شب را از بین می‌برد و در سایه روشنایی روز حقایق را می‌بینید «یوم الدین» روز جزا یعنی روز نتیجه اعمال شما است. نتیجه اینجا در اختیار انسان نبود اما آنجا نتیجه‌اش ظاهر می‌شود. لذا نامش را «یوم» گذاشته است که نتیجه اعمال ظاهر می‌شود. همانطور که با روز پرده تاریکی شب از بین می‌رود و واقعیت جهان را می‌بینید.

ملاصدرا در تفسیر این آیه ابداعش این است که می‌گوید مبادا خیال کنید آن روز اینطور است و روزهای دیگر اینطور نیست؛ آن عالم که روز ظهور و بروز است و نتایج اعمال در آنجا است، مالکش خداوند است اما اینجا مالکش شما بودید. ملاصدرا می‌گوید حواستان باشد اشتباه نکنید که خیال کنید فقط آن روز است، این اعمال همین امروز است و ممکن است نتیجه‌اش را نبینید. ممکن است در کنار دریایی ایستاده باشید و سنگی در آب بیندازید تا جایی که می‌بینید چند دایره ایجاد می‌شود اما خیال می‌کنید معدوم می‌شود؟ خیر، اثر این سنگ تمام دریا را می‌گیرد اما شما نمی‌بینید و این آثار عمل ما است، اما بر ما پوشیده است. یک کلام را فرمودید و توجه نکردید که دل کسی را آزرد اما آن روز، روز بروز اعمال است.

انتهای پیام
captcha