به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، شب بیست و هفتم شب مبعث و از لیالی متبرکه از جمله اعياد عظيمه و روزى است كه حضرت رسول(ص) در آن روز به رسالت مبعوث و جبرئيل بر آن حضرت نازل شد. براى این روز چند عمل وارد شده است که شامل غسل کردن، بسیار صلوات فرستادن و زیارت پیامبراعظم(ص) است. همچنین يكى از چهار روزى است كه در تمام سال براى روزه گرفتن امتیاز دارد و روزه آن برابر با روزه هفتاد سال است.
شيخ در مصباح فرموده از ريان بن الصلت مروى كه: حضرت امام جواد(ع) در زمانى كه در بغداد بود روز نيمه رجب و روز بيست و هفتم را روزه گرفت و جميع حشم آن حضرت روزه گرفتند و ما را امر فرمود كه بهجا آوريم؛ دوازده ركعت نماز كه خوانده شود در هر ركعت حمد و سوره و بعد از فراغ از نمازها خوانده شود هر يک از حمد و توحيد و معوذتين چهار مرتبه و لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ چهار مرتبه، اللَّهُ اللَّهُ رَبِّي لا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئا چهار مرتبه، لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدا چهار مرتبه.
شيخ روايت كرده از جناب ابوالقاسم حسين بن روح رحمة الله عليه كه فرموده بهجا میآورى در اين روز دوازده ركعت نماز میخوانى و در هر ركعت حمد و سورههایی كه آسان باشد و تشهد میخوانى و سلام میدهى و مینشينى و میگويى بين هر دو ركعتى: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيرا يَا عُدَّتِي فِي مُدَّتِي يَا صَاحِبِي فِي شِدَّتِي يَا وَلِيِّي فِي نِعْمَتِي يَا غِيَاثِي فِي رَغْبَتِي يَا نَجَاحِي فِي حَاجَتِي يَا حَافِظِي فِي غَيْبَتِي يَا كَافِيَّ فِي وَحْدَتِي يَا أُنْسِي فِي وَحْشَتِي أَنْتَ السَّاتِرُ عَوْرَتِي فَلَكَ الْحَمْدُ وَ أَنْتَ الْمُقِيلُ عَثْرَتِي فَلَكَ الْحَمْدُ وَ أَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتِي فَلَكَ الْحَمْدُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْتُرْ عَوْرَتِي وَ آمِنْ رَوْعَتِي وَ أَقِلْنِي عَثْرَتِي وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ پس چون فارغ شدى از نماز و دعا، میخوانى هر يک از حمد و اخلاص و معوذتين و قل يأيها الكافرون و إنا أنزلناه و آية الكرسي را هفت مرتبه و بعد میگويى لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ هفت مرتبه و بعد میگويى هفت مرتبه اللَّهُ اللَّهُ رَبِّي لا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئا و میخوانى هر دعا كه خواهى همچنین قرائت دعاهای دیگری که مشروح آن در مفاتیح الجنان آمده در این روز وارد شده است.
در این میان زيارت حضرت اميرالمؤمنين (ع) بوده كه برترين اعمال اين شب است.
و بدان كه ابوعبداللّه محمّد بن بطوطه كه يكى از دانشمندان اهل سنت است در ششصد سال پيش از اين زمان (زمان تأليف مفاتيح الجنان) میزيسته، در سفرنامه خود معروف به «رحله ابن بطوطه» در بيان ورودش از مكه معظمه به نجف اشرف، روضه و قبر مبارک مولايمان امير المؤمنين(ع) را ذكر کرده و گفته است همه اهل اين شهر رافضى هستند و براى اين روضه مباركه كراماتى ظاهر شده: از جمله در شب بيست و هفتم، ماه رجب كه نامش نزد اهل آنجا «ليلة المحيا» [شب بيدارى يا شب زندگانى] است، از عراقين [بصره و كوفه] و خراسان و شهرهاى فارس و روم، افراد شل و مفلوج و زمينگيرى را كه حدود سى يا چهل نفر میشوند پس از نماز عشا نزد ضريح مقدس على(ع) مىآورند، آنگاه مردم اجتماع مىكنند و به انتظار شفا يافتن و برخاستن آنان مىمانند. گروهى از اجتماعكنندگان نماز مىخوانند و ذكر مىگويند و گروهى قرآن تلاوت مىكنند و بعضى هم به تماشاى روضه مباركه مشغول میشوند تا آنكه نصف يا دو سوم از شب بگذرد. در اين هنگام تمام مبتلايان و زمينگيران كه محروم از حركت بودند، از جاى برمىخيزند درحالى كه صحيح و تندرستند و نقصى در آنان نيست و مىگويند: لا اله الاّ اللّه، محمّد رسول اللّه، علىّ ولى اللّه و اين امرى است مشهور و معروف.
من گرچه آن شب را در آن روضه درنيافتم، ولى از مردمان مورد اطمينان كه بر گفتارشان اعتماد داشتم شنيدم و همچنين در مدرسهاى كه مهمان خانه آن حضرت است، سه نفر زمينگير را كه قدرت بر حركت نداشتند مشاهده كردم. يكى از مردمان روم و ديگرى از اهالى اصفهان و سومى از مردم خراسان بود. از هر سه پرسيدم: چگونه شما درمان نيافته و در اينجا ماندهايد؟ گفتند: ما شب بيست و هفتم رجب را درك نكرديم، اينجا ماندهايم تا شب بيست و هفتم آينده برسد و شفاى خود را بگيريم و به خاطر اين شب، مردم بسیاری از شهرها جمع مىشوند و بازار بزرگى به مدت 10 روز برپا مىشود. مؤلف گويد: مبادا اين حكايت را دور از واقع بدانى، چه همانا معجزات و كراماتى كه اين مشاهد مشرّفه به ظهور رسيده و به حد تواتر نقل شده بسيار زيادتر از آن است كه در شمار آيد.
و در ماه شوال [گذشته نسبت به زمان نوشتن اين قسمت از مفاتيح الجنان به وسليه مؤلّف بزرگوارش مرحوم محدّث قمى رحمه الله] سال هزار و سيصد و چهل و سه هجرى قمرى در حرم مطهر حضرت ثامن الائمة الهداة، و ضامن الامّة العصاة مولانا ابوالحسن على بن موسى الرضا (ع)، سه زن كه هر سه به علت بيمارى فلج و مانند آن زمينگير بودند و علاجشان از توان پزشكان بيرون بود، شفا يافتند و اين معجزه از آن قبر مطهّر بر همه واضح و آشكار شد، همچون پديدار شدن خورشيد در آسمان صاف و بى ابر و باز شدن دروازه نجف به روى عربهاى باديهنشين و شفا يافتن اين سه زن به اندازهاى روشن بود كه براى مردم بيان شد و حکیمانی كه از بيمارى آنان مطلّع بودند، با اينكه در امر مداواى آنان دقت بسيار داشتند، شفا يافتن معجزهگونه آنان را تصديق كردند و بعضى از آنها تصديق خود را بر شفاى آنان به صورت نوشته اعلام داشتند و اگر ملاحظه اختصار و عدم مناسبت محل نبود، داستان آنها را به تفصيل نقل میكردم.
منبع: مفاتیحالجنان شیخ عباس قومی
انتهای پیام