
یکی از اقشاری که در طول هشت سال دفاع مقدس حضور فعال و مؤثری در جبهههای جنگ داشتند و رشادتهای زیادی از خود نشان دادند، دانشجویان بودند. دانشجویان بهعنوان موتور محرکه جامعه که نقش پیشران را در تحولات بر عهده دارند، از همان روزهای آغازین جنگ با احساس مسئولیت نسبت به حفظ کیان جامعه، در جبههها حضور یافتند و در عین حال، نسبت به فراگیری دروس و انجام وظیفه دانشجویی خود نیز اهتمام داشتند. در گفتار پیش رو، فرهاد رفیعیان، از دانشجویان اعزامی دانشگاه اصفهان به جبههها، به روایت کوتاهی از نقش دانشجویان در جریان دفاع مقدس پرداخته است که متن آن را در ادامه میخوانید.
۲۷ آذر ۱۳۶۴، اولین اعزام عمده دانشجویان پس از انقلاب فرهنگی در دانشگاهها انجام شد و جمع زیادی از دانشجویان که عمدتاً با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری داشتند، عازم جبههها شدند. این اعزام و حضور دانشجویان با استقبال بسیار زیادی از سوی مسئولان و فرماندهان جنگ مواجه شد و با توجه به اینکه اکثر دانشجویان اعزامی از دانشگاه اصفهان، در لشکر ۱۴ امام حسین(ع) مستقر شدند، بهخصوص شهید حسین خرازی استقبال فوقالعادهای از آنها به عمل آورد، بهویژه اینکه ایشان جمعی از افرادی را که این اعزام را تدارک دیده و همراه دانشجویان به جبههها آمده بودند، میشناخت و با برخی از آنها سابقه دوستی داشت.
برخورد مثبت فرماندهان و استقبال آنها از حضور دانشجویان در جنگ به چند عامل برمیگشت. یکی از این عوامل، به نقشی مربوط میشد که دانشجویان از ابتدای جنگ در این زمینه ایفا کردند. از همان روزهای آغاز جنگ که شهید مهدی نیلفروشزاده، منصور موحدی و تعداد بسیار زیاد دیگری از دانشجویان در جبههها حضور یافتند و نقشی کلیدی ایفا کردند، نگاه مثبتی نسبت به دانشجویان در ذهن فرماندهان بهوجود آمد. در کنار آن، نقشی که دانشجویان در افشای جریان بنیصدر داشتند و حتی برخوردی که تعدادی از شهدا مثل شهید منصور موحدی و شهید نعمتی با بنیصدر در جبهه انجام داده بودند، نگاه مثبتی را در ذهن فرماندهان ایجاد کرده بود. علاوه بر این، حضور دانشجویان در بخشها و لشکرهای مختلف، بهخصوص جمعی از دانشجویان پیرو خط امام که در تنگه چذابه شهید شده بودند، تأثیرات مثبتی بهجا گذاشت. همچنین تسخیر لانه جاسوسی، آرام کردن فضای ملتهب دانشگاهها و رخداد انقلاب فرهنگی، در نگاه مثبت فرماندهان نسبت به حضور دانشجویان در جبهههای جنگ مؤثر بود.
این نکته را باید در نظر داشت که در آن زمان، دیدگاه عمومی نسبت به دانشجویان و نقشی که میتوانستند در آینده کشور ایفا کنند، بسیار مثبت بود و جمع دانشجویان، جمع بسیار گستردهای نبود. به همین دلیل، وقتی دانشجویان در جبهه حضور پیدا میکردند، در کنار استقبالی که از آنها میشد، تلاش فرماندهان این بود که به نوعی از دانشجویان حفاظت جانی به عمل آورند، چون امید داشتند که آنها سالم برگردند و بتوانند به کشور خدمت کنند. در مواردی نیز فرماندهان با حضور دانشجویان در جبهه مخالفت میکردند و توصیه آنها این بود که دانشگاه حفظ شود، چراکه دانشجویان در دانشگاه نقش پررنگتری در رابطه با انقلاب و جنگ میتوانستند ایفا کنند، چنانکه شهید حسین خرازی یکبار این مطلب را به جمعی از دانشجویان متذکر شده بود.
قبل از ۲۷ آذر ۱۳۶۴ نیز برخی از دانشجویان به صورت پراکنده یا جمعی در جبههها حضور پیدا کرده و تعداد زیادی از آنها نیز به شهادت رسیده بودند. در اعزام ۲۷ آذر ۶۴، وقتی دانشجویان وارد لشکر ۱۴ امام حسین(ع) شدند، در بخشهای مختلف حضور یافتند. عمده آنها به گردانهای رزمی رفتند و مهمترین گردانی که در آن حضور پیدا کردند، گردان امام رضا(ع) به فرماندهی شهید محمد زاهدی بود. البته دانشجویان در ردههای فرماندهی، توپخانه و بخشهای دیگر نیز حضور داشتند و این حضور بهصورت متناوب تا پایان جنگ ادامه داشت. بعد از این اعزام، چند اعزام سراسری دیگر نیز در دانشگاهها انجام شد، از جمله سپاهیان حضرت محمد(ص)، سپاهیان حضرت مهدی(عج) و اعزامهای دستهجمعی و پراکنده دیگر. در اعزام سپاهیان حضرت محمد(ص)، تعداد زیادی از دانشجویان در جبهه حضور پیدا کردند که تعداد دقیق آنها در اسناد و مدارک دانشگاه و جهاددانشگاهی موجود است، ولی تعداد دانشجویان در این اعزام آنقدر زیاد بود که در اکثر گردانهای رزمی و واحدهای دیگر لشکر امام حسین(ع) و حتی لشکر قمر بنیهاشم و لشکر ۸ نجف اشرف نیز دانشجویان حضور داشتند. البته چون این اعزام سراسری بود، دانشجویان در همه لشکرها حضور پیدا کردند. در لشکر امام حسین(ع)، آنقدر دانشجویان در همه بخشها حضور داشتند که یکبار وقتی برای انجام کاری از مقر لشکر در حال خروج بودم، متوجه شدم دانشجویان حتی در دژبانی لشکر نیز حضور دارند. شهید خرازی عنایت ویژهای به دانشجویان داشت و همواره جویای احوال آنها بود.
نقشی که دانشجویان در جبهه داشتند، دوطرفه بود؛ هم تأثیر میگرفتند و هم تأثیر میگذاشتند. از سادگی، صفا و صمیمیت، شجاعت و معنویت رزمندهها بهره میگرفتند و واقعیت جنگ را میدیدند و از طرف دیگر، با توجه به اینکه با معنویات و معارف دینی بیشتر آشنا بودند، این زمینهها را به رزمندهها منتقل و فضای فرهنگی و معنوی جبهه را تقویت میکردند. یکی از برنامههایی که دانشجویان در گردان امام رضا(ع) اجرا میکردند، برگزاری جلسات تفسیر قرآن بود، به این صورت که خود افراد برداشتشان را از قرآن بیان میکردند، نه اینکه به تفسیر خاصی مراجعه کنند. در این جلسات، هم دانشجویان و هم رزمندههای غیردانشجو شرکت میکردند و تأثیر ماندگاری برای آنها داشت.
یکی دیگر از کارهایی که به عهده دانشجویان گذاشته میشد، رستههای فرماندهی بود که بسته به حضور، تجربه و توانایی دانشجویان، در سطوح مختلف این رستهها از آنها استفاده میشد. البته فقط رستههای فرماندهی نبود و بسیاری از دانشجویان ترجیح میدادند که بهعنوان نیروهای ساده در جبههها حضور داشته باشند، حتی برخی از آنها که میتوانستند در سطح فرماندهی بهکار گرفته شوند، اصرار و تمایل داشتند که بهعنوان نیروی ساده و رزمی در گردانها فعالیت داشته باشند و در خط مقدم حضور پیدا کنند.
حضور دانشجویان در جبههها از اولین روزهای جنگ آغاز شد و تا روزهای پایانی آن و حتی پس از پذیرش قطعنامه ادامه داشت. دانشجویانی که در جبهه حضور داشتند، معمولاً برای امتحانات مرخصی میگرفتند، البته شرایط بهگونهای تنظیم شده بود که دانشجویان در مقاطع مختلف بتوانند امتحان دهند. از این نظر، شرایط فراهم بود، ولی به هر حال دوران سختی محسوب میشد، چون دانشجویان در کلاسها حاضر نمیشدند و خودشان باید درسها را فرا میگرفتند و از این نظر، شرایط برایشان سخت بود، ولی به هر حال انجام شد.
در اعزامهای دانشجویی، تعداد زیادی از دانشجویان به شهادت رسیدند. در مجموع، ۱۸۰ نفر از دانشگاه اصفهان اعم از دانشجویان، اساتید و کارکنان در طول جنگ به شهادت رسیدند و تعداد دانشجویان جانباز و مجروح نیز زیاد بود، اسرایی نیز در میان دانشجویان وجود داشتند، ولی آمار دقیقی در این خصوص وجود ندارد.
در اینجا یادی کنیم از شهید محمد زاهدی، فرمانده گردان امام رضا(ع) که تعداد زیادی از دانشجویان در گردان تحت فرماندهی وی خدمت کردند. شهید زاهدی اصرار داشت که اگر دانشجویان به مرخصی میروند، یا پایانه میگیرند و مجدداً مصمم به برگشتن میشوند، حتماً در کنار ایشان باشند، فوقالعاده به دانشجویان احترام میگذاشت و برای آنها ارزش قائل بود. البته این ارتباط دوطرفه بود و شهید محمد زاهدی از شهدایی بود که ناشناخته ماند و آن طور که باید و شاید، معرفی نشد، ولی احترام و جایگاهی که برای دانشجویان قائل بود، بسیار درخور توجه بود.
شهید خرازی نیز برای دانشجویان فوقالعاده احترام قائل بود. یادم است روزی که برای تمرین شنای دانشجویان همراه با تجهیزات نظامی مشخص شده بود و تمرین سخت و نفسگیری محسوب میشد، شهید خرازی در کنار دانشجویان حضور پیدا کرد. در خط مقدم نیز یک روز بالگردی عراقی برای لحظاتی روبروی خاکریز نیروهای خودی ایستاد و نیروها شروع به تیراندازی و آن را منهدم کردند، یکی از دانشجویان نیز در منهدم کردن آن بالگرد نقش داشت که شهید خرازی هدیهای حاوی یک یادداشت برای وی فرستاد. یک دلیل جایگاهی که ایشان برای دانشجویان قائل بود، به شناختش از شهید مهدی نیلفروشزاده و رشادت وی در مقابل تانکهای عراقی و نیز رشادت شهید منصور موحدی در عملیات فرمانده کل قوا برمیگشت. زمانی که جنگ شروع شد، شهید خرازی در منطقه غرب حضور داشت و عزیزانی مثل شهید موحدی و نیلفروشزاده قبل از اینکه شهید خرازی به منطقه جنوب بیاید، در این منطقه حضور پیدا کرده بودند و از آن شناخت داشتند. بنابراین، زمانی که شهید خرازی به منطقه دارخوین آمد، توسط شهید موحدی نسبت به منطقه توجیه شد.
انتهای پیام