کد خبر: 4007870
تاریخ انتشار : ۰۳ آبان ۱۴۰۰ - ۱۳:۴۳
یک استاد دانشگاه:

جامعه گرفتار در فقر فرهنگی روی توسعه را نمی‌بیند

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان گفت: بخش اعظم فقر فرهنگی ناشی از نابرابری و ناعدالتی در توزیع فرهنگ و کالاها و خدمات فرهنگی است و اگر در جامعه‌ای، سیاستگذاری فرهنگی مبتنی بر عدالت نباشد، آن جامعه دچار فقر فرهنگی خواهد شد.

فقر فرهنگی؛ ثمره نابرابری در توزیع کالاها و خدمات فرهنگی/ جامعه گرفتار در فقر فرهنگی روی توسعه را نمی‌بیند

رضا اسماعیلی، عضو هیئت علمی گروه مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، در تعریف فقر فرهنگی، اظهار کرد: کسی که از ظرفیت‌های مناسبی برخوردار باشد، ولی به آنها دست پیدا نکند و مسیرهایی برای دستیابی به شکوفایی فرهنگی در نظر نگیرد، اصطلاحاً از نظر فرهنگی در فقر به سر می‌برد. در نگاه عینی و ابزاری، اگر افراد نتوانند به کالاها، امکانات و خدمات فرهنگی مناسب دسترسی پیدا کنند و در تعبیری جامع‌تر، حقوق فرهنگی خود را به‌دست نیاورند، اصطلاحاً دچار فقر فرهنگی هستند. در این نگاه، فقر فرهنگی به معنای دسترسی محدود و ناکافی به منابع، امکانات و ابزارهای فرهنگی نظیر کتاب، روزنامه، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، سینما و سالن‌های نمایش، تئاتر و گالری‌ها تعبیر می‌شود.

وی افزود: از منظری دیگر، فقر فرهنگی به این معناست که افراد در پدیده‌های فرهنگی جامعه خود مشارکت مؤثر نداشته باشند، یا نتوانند از مزایا و مواهب مادی حوزه فرهنگ بهره‌برداری کافی به‌عمل آورند، یا از طریق تولید فرهنگ زیست مادی خود را تأمین کنند. در معنای عام، فقر فرهنگی به ناکافی بودن آگاهی‌های فرهنگی، فقدان شناخت و درک درست از پدیده‌ها و تقلیل زندگی افراد به زیست مادی و زنده ماندن برای بقا اطلاق می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان درباره عوامل مؤثر در بروز فقر فرهنگی، گفت: در سطح کلان، بخش اعظم فقر فرهنگی ناشی از نابرابری و ناعدالتی در توزیع فرهنگ و کالاها و خدمات فرهنگی است، مثلاً یک دانش‌آموز در سیستان و بلوچستان به مراتب منابع و امکانات آموزشی کمتری نسبت به یک دانش‌آموز تهرانی در اختیار دارد. در واقع، اگر خط‌مشی‌گذاری فرهنگی مبتنی بر عدالت نباشد، اصطلاحاً دچار فقر فرهنگی می‌شویم و در حال حاضر، شاهد توزیع نابرابر امکانات و منابع فرهنگی در گستره جغرافیایی ایران هستیم. استان‌های کشور به لحاظ برخورداری از امکانات فرهنگی بسیار متفاوت‌اند و حتی در درون استان‌ها، شهرستان‌ها و سکونتگاه‌های روستایی از نابرابری در حوزه فرهنگ رنج می‌برند.

اسماعیلی اضافه کرد: در سطح میانی، سازمان‌های فرهنگی به لحاظ کارکردی مفید، کارآمد، کارا و مؤثر عمل نمی‌کنند. در واقع، پایین بودن سطح کارایی و کارآمدی این سازمان‌ها در پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، یکی از دلایل فقر فرهنگی قلمداد می‌شود. در سطح خانواده، نگرش‌های نادرست به مقوله فرهنگ، یا فقیر بودن خانواده‌ها به لحاظ اقتصادی، عدم دسترسی به منابع و پایین بودن سرمایه فرهنگی آنها، موجب تشدید فقر فرهنگی می‌شود. در سطح فردی نیز اگر افراد قادر به شکوفایی استعدادهای فرهنگی‌شان نبوده و اساساً شناخت درستی از خود نداشته باشند و برخی متغیرهای روانشناختی مثل پایین بودن عزت نفس و ضعف در شناخت استعدادها و ظرفیت‌های وجودی، از عوامل فقر فرهنگی تلقی می‌شود.

وی درباره رابطه فقر فرهنگی و فقر اقتصادی، گفت: مطمئناً شرط لازم برای توسعه فرهنگی، پاسخگویی به نیازهای حداقلی افراد محسوب می‌شود. شرط دیگر نیز این است که ساختارهای اجتماعی و فرهنگی مناسب و عادلانه طراحی شود و در گام سوم، افراد برای مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی اشتیاق داشته باشند. در واقع، پایین بودن سطح کیفی زندگی اقتصادی موجب فقر فرهنگی می‌شود، ولی لزوماً رابطه دوطرفه‌ای میان این دو مقوله وجود ندارد، یعنی این‌طور نیست که افراد برخوردار از موقعیت اقتصادی بالاتر، فقر فرهنگی کمتری داشته باشند و نمی‌توان چنین رابطه‌ای برقرار کرد. بسیاری از افرادی که متوسط درآمد بالاتر و دسترسی به منابع بیشتر دارند، ممکن است از منابع و سرمایه‌های فرهنگی بالاتری بهره‌مند باشند، ولی این‌ها لزوماً به معنای داشتن آگاهی صحیح در این زمینه نیست.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان به آثار و تبعات فقر فرهنگی در جامعه اشاره کرد و افزود: جامعه‌ای که در سطح کلان، میانی یا فردی دچار فقر فرهنگی می‌شود، هیچ‌گاه نمی‌تواند پیشرفت و توسعه به معنای وسیع و جامع را تجربه کند. جوامع پیشرفته و توسعه‌یافته اساساً از افراد توسعه‌یافته تشکیل شده‌اند. انسان‌های توسعه‌یافته، کسانی هستند که زیست آنها معنادارتر و معناگراتر است و به منابع و امکانات فرهنگی دسترسی دارند. امکان ندارد جامعه‌ای در سطح عالی و توسعه‌یافته پیدا کنید که در آن دسترسی به ابزارهای فرهنگی یا سرانه مطالعه پایین باشد، در غیر این صورت، نمی‌تواند وارد مرحله پیشرفت و توسعه‌یافتگی فرهنگی شود.

وی در خصوص رابطه فقر فرهنگی و نوع استفاده از فضای مجازی در جامعه ایران، بیان کرد: اگر در دنیای امروز سواد رسانه‌ای کافی و تربیت رسانه‌ای مناسب نداشته باشیم، موجب تشدید فقر فرهنگی و عدم شکوفایی فرهنگ در جامعه می‌شویم. از این لحاظ می‌توان گفت، پایین بودن سواد رسانه‌ای و فقدان اطلاع کافی از چگونگی فرایند ارتباطات و مدیریت حاکم بر منابع رسانه‌ای، موجب می‌شود که فقر فرهنگی با شیوه‌ای مدرن‌تر و آراسته‌تر که از آن با عنوان صنعت فرهنگ یاد می‌شود، در خدمت توسعه نابرابری‌ها، ستم‌ها، استثمارها، درماندگی‌ها و بیگانگی‌های فرهنگی، اجتماعی و انسانی قرار گیرد. بنابراین، سواد و تربیت رسانه‌ای و استفاده افراد از رسانه‌ها بدون تبدیل شدن به موجودی منفعل در این بستر، نشانه توسعه‌یافتگی و ثروت و سرمایه فرهنگی به‌شمار می‌رود.

انتهای پیام
captcha