
به گزارش ایکنا، به نقل از روابط عمومی حوزه هنری استان اصفهان، «پاتوق کتاب» این ماه که همزمان با هفته پژوهش، شب گذشته، ۲۳ آذرماه در سالن سعدی حوزه هنری اصفهان برگزار شد، به معرفی سه کتاب «فخر کانون»، «تاریخ سینمای سیار در ایران» و «سودای سیمرغ» پرداخت.
«فخر کانون» نوشته سیدعلیرضا ابطحی است که به روایت مستند زندگی فخرالسادات ابطحی میپردازد. نویسنده در پاسخ به این سؤال که نگارش این کتاب چقدر زمان برده است، گفت: کتاب «فخر کانون» در واقع اثری در تکمیل کتاب «رود زاینده» است که در سال ۹۷ از سوی حوزه هنری استان اصفهان منتشر شد.
وی ضمن تشکر از حوزه هنری برای تشویق خود به نوشتن کتابهای پژوهشی، افزود: در کار قبلی با نام خانم ابطحی آشنا شده بودم، البته نسبت فامیلی مستقیم با یکدیگر نداریم، بهخصوص در گزارشهای ساواک از ایشان نام برده شده بود.
نویسنده کتاب «فخر کانون» ادامه داد: در کنار من، دو نفر از دانشجویان دکترای تاریخ دانشگاه اصفهان، کیمیا کشتیآرا و سمیهسادات سجادی به شکلگیری این کار کمک کردند و البته همراهی برخی از مدیران کانون و دوستان خانم ابطحی و آرزوی آنان برای شکلگیری زندگینامه ایشان باعث شد تا این اثر با یک کار فشرده چندین ماهه شکل بگیرد.
وی با بیان اینکه کار ما با پیگیری اسناد ثبت و چاپ شده آغاز شد، اضافه کرد: در حوزه علمیه خواهران، اسناد پراکندهای درباره ایشان وجود داشت و با کسانی هم که با خانم ابطحی همکاری داشتند، مصاحبه انجام شد.
ابطحی در پاسخ به اینکه چه میزان از این کتاب به زندگی شخصی و چقدر از آن به عملکرد کانون میپردازد، گفت: دوست دارم هر کس این کتاب را میخواند، بداند که این اثر جدا از مسائل سیاسی، به سرگذشت یک زن و زندگی اجتماعی او میپردازد. خانم ابطحی اصالتاً اهل خمینیشهر است، پس از ازدواج به اصفهان میآید و پس از فوت همسر و یکی از فرزندانش وارد صحنه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی میشود. این نکته که ایشان به این نتیجه میرسند که بانوان به مرکزی برای آموزش علوم دینی و فعالیتهای اجتماعی نیاز دارند، قابل توجه است و اگر ایستادگی، صبوری و جاذبه ایشان نبود، قطعاً حوزه علمیه خواهران اصفهان شکل نمیگرفت. همچنین اینکه یک خانم موفق شده است با وجود ریشههای قوی مردسالاری در جامعه آن زمان ایران، هدفی را تعیین کند، از افراد کمک بگیرد و حرکتی را ایجاد کند، بسیار قابل توجه است.
وی ادامه داد: ایشان در زمان جنگ تحمیلی اقدامات زیادی در کمکرسانی به معاودین عراقی و جنگزدههای خوزستانی، تهیه میوه برای رزمندگان، کمک به جمعآوری پول برای تهیه ماشینهای شیمیایی و آمبولانس انجام میدادند، حتی مانند مهندس ناظر برای ساخت حوزه علمیه تلاش شبانهروزی داشتند و همچنین در تهیه لباس و پرستاری از مجروحان نیز فعالیت میکردند.
نویسنده کتاب «فخر کانون» تصریح کرد: این کتاب در چهار بخش کلی به زندگی شخصی خانم ابطحی، شکلگیری کانون، کسانی که با کانون همکاری کردند و تحلیل مسائلی که اتفاق افتاده است، میپردازد و این کار به فهم اینکه انقلاب چگونه رخ داده، کمک میکند و من سعی کردم از دو طرف قضیه به ماجرا نگاه کنم، هم از سوی کسانی که قدرت را از دست دادند و هم کسانی که قدرت را به دست آوردند.
وی یادآور شد: به من پیشنهاد نوشتن فیلمنامه از روی این کتاب نیز داده شده است، چون زندگی یک زن اجتماعی موفق را روایت میکند.
کتاب دوم، «تاریخ سینمای سیار در ایران» نوشته مجید فدایی، با حمایت مؤسسه فرهنگی تبلیغاتی بهمن سبز بود.
نویسنده درباره این کتاب، گفت: سینمای سیار دغدغه من از کودکی بود و علاقهمندیام به سینما با این نوع از نمایش فیلم شکل گرفت و خاطرات زیادی از آن دارم. در دوره دبیرستان نیز در درس «طرح کار» به نمایش این فیلمها میپرداختم. در مرکز اسناد کرمان، اسنادی درباره سینما سیار مشاهده و آنها را دنبال کردم تا به موضوعی که در کتاب میبینید، رسید.
پژمان نظرزاده آبکنار، مجری کارشناس این بخش از برنامه با اشاره به اینکه در ایران نگاه امنیتی به اسناد وجود دارد و آنها را در اختیار پژوهشگران قرار نمیدهند، گفت: این کتاب به رابطه مستقیم میان سیاست و سینما میپردازد و با اشاره به انقلاب شوروی، حزب محافظهکار انگلیس، حزب نازی و...، استفاده دولتها از سینما سیار را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد.
فدایی با اشاره به اینکه با روی کار آمدن دموکراتها در آمریکا نقش سینما سیار مثبت و فرهنگی بود، گفت: در دوره ترومن، سینما سیار نقش مثبتی داشت، ولی بعد از کودتای ۲۸ مرداد جهتگیری آن عوض شد و جنبه سیاسی بر فرهنگی غلبه کرد.
وی افزود: این کتاب نواقصی هم دارد، من شش سال برای آن وقت گذاشتهام که همه با عشق و علاقه بوده است و در جمعآوری اسناد سختی زیادی را متحمل شدم.
نویسنده کتاب «تاریخ سینمای سیار در ایران» با اشاره به نقش حزب توده در کشور، یکی از علتهای مخالفت با بعضی از فیلمهای سینما سیار را مردم دانست که با بعضی از این موضوعات ارتباط برقرار نمیکردند، آنها را نمیفهمیدند و به محتوای فیلمها معترض بودند.
وی اظهار کرد: سعی کردم در این اثر جانبداری را کنار گذاشته و دیدگاههای متضاد در ایران را مطرح کنم. بسیاری از روستاهای ما برق نداشتند و در زمان جنگ نیز سینمای سیار، رسانهای قدرتمند بود و همه ارگانهای فرهنگی از آن استفاده میکردند و مردم روستاها نیز منتظر نمایش فیلم از این طریق بودند. در زمان جنگ تحمیلی، سینمای سیار فعال بود و نقش مهمی در اطلاعرسانی داشت و بسیاری از سینماگران ما نیز از این طریق با سینما آشنا و بعدها به فیلمسازان مطرحی تبدیل شدند.
کتاب بعدی، «سودای سیمرغ» نوشته مجید فدایی بود که نویسنده درباره آن گفت: این کتاب، یکی از پروژههای خستهکننده بود که البته با عشق دنبال شد. من به بیان سیاستهای سینمایی و بررسی آنها علاقهمند شدم و فکر میکردم در این زمینه حمایت میشوم، ولی هیچ کس این کار را نکرد. در این اثر، سیاستهایی که در پس سینما از سالهای ۵۷ تا ۹۲ وجود داشت، بیان شده است و اولین پژوهش در حوزه سیاستهای سینمایی برای فیلمسازی در ایران محسوب میشود.
وی ادامه داد: نوعی سینمای ایدهآل در فکر مدیران سینمایی ما وجود داشت که هر کدام نامگذاری مخصوص خود را برای آن داشتند و هر دورهای، جریان مخصوص به خود را دارد، ولی ایده همه آنها ایجاد سینمایی ملی بود و هر کس با دید و سلیقه خود یک سری سیاستهای سینمایی را اعلام کرد.
نویسنده کتاب «سودای سیمرغ» تصریح کرد: بسیار خرسندم که توانستم بخشی پنهان از سینمای ایران را در این اثر ارائه دهم.
در پایان برنامه، از این سه اثر با حضور حمیدرضا جعفریان، معاون سینمایی حوزه هنری کشور، سیدمصطفی حسینی، مدیرعامل مؤسسه بهمن سبز، وحید پناهلو، مدیرعامل مؤسسه هنرهای تصویری سوره و احمد نوری، رئیس حوزه هنری استان اصفهان، رونمایی شد.