
مسعود کثیری، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: آنچه امروزه با عنوان شب یلدا میشناسیم، عنوان واقعی آن، شب چله است و چله به چهل یا همان چهله برمیگردد. گاهشماری اقوام آریایی و ایرانیان قدیم براساس چهل بود. البته منظور از چهل، اصطلاحاً همان عدد 40 نبود، بلکه دوره زمانی مدنظر بود. یعنی یک چله تابستانه وجود داشت و یک چله زمستانه. چله تابستانه از اول تیرماه آغاز و چله بزرگ تابستان محسوب میشد که 40 روز بود و بعد از آن میگفتند بادخنک میوزد و چله دوم یا کوچک، 20 روز بود.
وی افزود: چله زمستانی از ابتدای دیماه یا شب آخر آذرماه آغاز میشد و به این شب، شب چله میگفتند. در واقع، چله بزرگ زمستان از روز اول دیماه و چله کوچک از 10 بهمنماه آغاز میشد که به مدت 10 تا 20 روز ادامه داشت.
عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان با بیان اینکه یلدا واژهای ایرانی نیست، گفت: زمانی که آریاییها وارد ایران شدند و با سریانیها در ارتباط قرار گرفتند، شب یلدا به شب چله اطلاق شد. یلدا به مفهوم زایش است و بخشی از فلسفه شب چله به افکار آریاییها برمیگردد که همواره از سرما و تاریکی و ظلمت میهراسیدند و آن را ودیعه اهریمن میدانستند و فکر میکردند چون در ذات تمام پدیدههای دنیا دوگانگی وجود دارد، بین تاریکی و روشنایی و سرما و گرما نیز این دوگانگی حاکم است. سرما و تاریکی در اختیار اهریمن و گرما و روشنایی در اختیار هورمزد قرار دارد. بنابراین، به عنوان یک مزداپرست همواره جانب هورمزد را میگرفتند و در رکاب او میجنگیدند. این جنگیدن به مفهوم جنگ امروزی نبود، بلکه با بزرگداشت و پاسداشت اینگونه روزها سعی میکردند پیروزی روشنایی بر تاریکی و گرما بر سرما را جشن بگیرند، تا از این طریق، به الههای که باعث زایش گرما شده بود و همچنین طولانی بودن روزها کمک کنند.
وی اضافه کرد: فلسفه دیگر یلدا به آیین میترائیسم برمیگردد که پیروان این آیین معتقد بودند در چنین شبی که درازا و ظلمت شب باعث ترس انسانها شده بود، خدای خورشید یا صلح، میترا را که الهه پرتو خورشید است، آفرید تا به زمین بیاید و به مردم نوید دهد که این شب ظلمانی ادامه پیدا نخواهد کرد و در پس آن، روشنایی و گرما وجود دارد و کسانی رستگار خواهند شد که طرفدار روشنایی و گرما باشند. بنابراین، میترا در چنین شبی به دنیا آمد و یلدا به مفهوم زایش میترا نیز محسوب میشود.
کثیری تصریح کرد: پاسداشت اینگونه سنتها میتواند ما را به ریشههای تاریخیمان وصل کند و مبنای هویت قرار گیرد، یعنی هویتی تاریخی که در سنتهای گذشته ریشه دارد و ما را با اجدادمان و تفکرات آنها مرتبط میکند. این هویت ملی هم غرورآفرین است و هم میتواند مبنای پیشرفت قرار گیرد، ولی اگر از مسیر اصلیاش منحرف شود و به سمتوسویی برود که آیینهای دیگر یا روشهایی را که قبلاً معمول نبوده است، جایگزین آن کنیم، از مبنای هویتیاش تهی میشود و کارکرد مثبت و سازنده آن در جامعه آرام آرام از بین میرود. بنابراین، باید تلاش کنیم همه سنتهای گذشتگان از جمله شب چله را آنگونه که بوده است، پاس بداریم و از آلوده شدن این سنتها به مواردی که آنها را از فلسفه وجودیشان تهی میکند، جلوگیری کنیم.
انتهای پیام