کد خبر: 4079890
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۰۰
پاسخی به بیانیه دارالعلوم مکی؛

باب نقد صحابه مسدود نیست/ انتقاد قرآن از برخی صحابه

اخیرا بیانیه‌ای از دارالعلوم مکی زاهدان انتشار یافته و نویسندگان برخی تعابیر به کار رفته توسط یکی از مسئولین در مورد معاویه را توهین به صحابه تلقی و به آن اعتراض کرده‌‌اند. این در حالی است که قرآن کریم در آیات متعدد صحابه را به خاطر برخی رفتارهای ناشایست مذمت کرده لذا باب نقد ایشان برخلاف تصور برخی، مسدود نیست.

باب نقد صحابه مسدود نیست/ انتقاد قرآن از برخی صحابهبه گزارش ایکنا، اخیرا بیانیه‌ای از دارالعلوم مکی زاهدان انتشار یافته و نویسندگان برخی تعابیر به کار رفته توسط یکی از مسئولین نظام را توهین به صحابه تلقی و به آن اعتراض کرده‌‌اند.

به دلیل اینکه مبنای اعتراض مذکور این است که نویسندگان باب هرگونه نقد و ایرادی را در مورد صحابه مسدود می‌دانند؛ لذا در ادامه برخی اسناد قرآنی جواز انتقاد به صحابه را ارائه می‌کنیم تا میزان اعتبار دعاوی نویسندگان بیانیه مذکور روشن شود.

1: در بین صحابه، بالاترین درجه و مقام ایمانی را بدریون داشته‌اند؛ و اما با این حال خداوند گروهی از آنان را مذمت کرده و می‌گوید «أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَريقاً مِنَ الْمُؤْمِنينَ لَكارِهُونَ؛ يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ» (6 و 5 انفال) بر اساس این آیات علی‌رغم این که حقانیت خروج از مدینه، برای صحابه روشن بود اما گروهی از آنان با پیامبر ستیزه کرده و با رفتن به غزوه بدر مخالفت می‌کردند «إِنَّ فَريقاً مِنَ الْمُؤْمِنينَ لَكارِهُونَ؛ يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ»؛ خوب وقتی در بین بدریّون کسانی بوده‌‌اند که با پیامبر(ص) درباره یک امر حق بیّن و آشکار مخالفت می‌کرده‌اند و خداوند آنان را در قرآن به‌خاطر مخالفت با حق روشن، مذمت می‌کند؛ چرا آقایان انتقاد از صحابه را جایز نمی‌دانند؟ 

2: بعد از بدریون، بالاترین درجه و مقام ایمانی را اُحدی‌ها داشته‌اند؛ اما خداوند باز عده از احدی‌ها را به خاطر دنیاخواهی مذمت می‌کند؛ «مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الْآخِرَة» (152 آل عمران)؛ وقتی در بین احدی‌ها کسانی بوده‌اند که به‌جای آخرت، دنیا طلب بوده‌اند و خداوند آنان را در قرآن بخاطر دنیاطلبی مذمت می‌کنند چرا آقایان همه صحابه را عادل و انتقاد از آنان را جایز نمی‌دانند؟   

3: قرآن عده‌ای از ثروتمندان صحابه‌ را که حاضر به حضور در جنگ نبودند با عنوان «رجس» مذمت کرده و چنین می‌گوید؛ «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (95 توبه)؛ از آنان اعراض کنید که آنها پلیدی‌اند و جایگاه آنان جهنم است؛ وقتی در بین صحابه کسانی بوده‌اند که خداوند آنان را با عنوان بسیار زننده‌ای مذمت می‌کنند، چرا انتقاد از آنان جایز نباشد؟

4: قرآن در مسئله افک عموم صحابه را به بی‌مبالاتی در گفتار توبیخ می‌کند و می‌گوید؛ «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيمٌ» مطابق این آیه، عموم صحابه اتهام بی‌عفتی را به یکی از زنان پیامبر دهان به دهان نقل می‌کردند و گفتن این نسبت دروغین به امّ المؤمنین برای آنان ساده و راحت بود (تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً)؛ خوب وقتی چنین کار ناشایستی برای آنان سهل و ساده بوده است و خداوند آنان را به خاطر این کار زشت، سرزنش می‌کند چرا باید انتقاد از صحابه ممنوع باشد؟    

آیات فراوان دیگری نیز هست که خداوند در آنها برخی صحابه را به خاطر کارهای ناشایست مذمت می‌کند و ما فعلا از آنها صرف نظر می‌کنیم؛ این آیات همه نشان می‌دهند که نظریه عدالت همه صحابه یک دیدگاه ضد قرآنی است؛ و مؤمنان باید از آن، کریمانه عبور کنند. 

در بیانیه مذکور، نویسندگان برای تایید دیدگاه خود به آیه؛ «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»(100 توبه) استناد کرده‌اند؛ ولی راجع به این آیه باید گفت:

اولا بخش أعظم صحابه از مهاجران و انصار نبوده‌اند؛ زیرا أنصار همان ساکنان اصلی مدینه‌ بودند؛ و مهاجران نیز افرادی بودند که از مکه به مدینه هجرت کردند؛ ولی قبل از وفات پیامبر کل جزیرة العرب ایمان آوردند؛ روشن است مکی‌ها و مدنی‌ها بخش کوچکی از مجموع جزیرة العرب بودند؛ پس به استناد این آیه نمی‌توان همه صحابه را ممدوح به عدالت دانست.

ثانیا این آیه حتی همه مهاجران و انصار را مدح نمی‌کند بلکه سابقین اولین از مهاجران و انصار را مدح می‌کند و آنها عده‌ای از مهاجران و انصارند نه همه آنان؛ لذا قرآن برخی از اهل مدینه را منافق معرفی می‌کند و می‌گوید «وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلى‏ عَذابٍ عَظيمٍ»(101 توبه) پس به استناد این آیه حتی نمی‌توان همه مهاجران و أنصار را ممدوح دانست؛ بنابراین نظریه عدالت همه صحابه، نظری نادرست و ضد قرآن است.

از این‌ روست که در آیه‌ (29 فتح) که خداوند از همه صحابه یاد می‌کند و می‌گوید «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً...» در آخر این آیه با تعبیر «منهم» به همه مسلمانان بعدی یاد‌آور می‌شود که فقط گروهی از جمع صحابه اهل نجات‌اند نه همه آنان، زیرا می‌گوید؛ «وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيما» یعنی از جمع صحابه پیامبر خداوند به مؤمنان و صالحان از آنان وعده مغفرت و اجر عظیم می‌دهد؛ نه به همه.

یادداشت از علی فرج زاده

انتهای پیام
captcha