کد خبر: 4082361
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۲:۵۱

تجربه غرقگی با فراموش کردن خود

یک استاد دانشگاه گفت: تجربه غرقگی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد خود را فراموش کند، به خود توجه نداشته باشد و احساس کند که با محیط و طبیعت عجین شده است.

نشست گفت‌وگو درباره کتاب شغل خوب شغل پوچ

به گزارش ایکنا از اصفهان، نشست گفت‌وگو درباره کتاب «شغل خوب، شغل پوچ؛ رهبری، غرقگی و خلق معنا» نوشته میهای چیکسنت میهای و ترجمه بهروز نوری، از سلسله‌نشست‌های فصل سخن، روز گذشته، هشتم شهریورماه در محل کتابفروشی جهاددانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد.
 
نوری در این نشست با اشاره به انگیزه و هدف از ترجمه کتاب، اظهار کرد: ۱۷ سال پیش، زمانی که همه به رشته‌های مهندسی گرایش داشتند، مهندسی شیمی خواندم، ولی بعد از مدتی احساس کردم علاقه‌ای به این رشته ندارم. در نتیجه، به سراغ رشته‌های مدیریت رفتم، وارد حوزه مدیریت انرژی شدم و در نهایت، به این نتیجه رسیدم که به رشته‌های علوم انسانی از جمله مدیریت، اقتصاد و روانشناسی علاقه‌مند هستم.
 
وی افزود: چند سال پیش با حوزه روانشناسی مثبت‌گرا آشنا و به شدت به آن علاقه‌مند شدم، به طوری‌که تقریباً همه کتاب‌های این حوزه را خواند‌ه‌ام. با مطالعه این کتاب، تصمیم گرفتم آن را به فارسی ترجمه کنم. در واقع، تغییر مسیر و رشد زندگی شخصی‌ام باعث شد تا گمان کنم اگر این کتاب ترجمه شده و در اختیار دیگران قرار بگیرد، باعث رشد زندگی آنها نیز خواهد شد.

توجه؛ کلید ورود به غرقگی

مترجم کتاب «شغل خوب، شغل پوچ» با اشاره به بزرگترین سرمایه هر انسان، گفت: همیشه فکر می‌کنیم که بزرگترین سرمایه هر انسانی زمان است، در حالی که به باور نویسنده، بزرگترین سرمایه هر کس، توجه نام دارد که اگر به تمرکز تبدیل شود، انسان در حالت غرقگی قرار می‌گیرد. ظرفیت پردازش در ذهن ما محدود است و زمانی که این توجه به تمرکز تبدیل می‌شود، همه توانایی پردازش ذهن‌ به یک محرک محدود شده و در نتیجه، محرک دیگر، مجال ورود پیدا نمی‌کند.

وی درباره نویسنده کتاب، بیان کرد: میهای چیکسنت میهای، نویسنده مجارستانی، مثل بعضی از روانشناسان دیگر که در جنگ جهانی دوم حضور داشتند و بعد از جنگ توانستند از تجربه‌های سخت آن در نظریه‌پردازی استفاده کنند، دوران جنگ جهانی را از سر گذرانده و به گفته خودش، سختی دوران جنگ در ادامه زندگی کمک زیادی به او کرده است. بسیاری از اندیشمندان، میهای را بنیان‌گذار روانشناسی مثبت‌گرا می‌دانند.

غرقگی و احساس رشد و رضایت

نوری با بیان اینکه همه افراد در لحظه غرقگی، احساس خشنودی دارند، اظهار کرد: دلیل اصلی این خشنودی، احساس رشد است که فرد با غرقگی تجربه می‌کند؛ با وجود آنکه هیچ‌کس کار کردن را بهترین زمان زندگی‌ خود نمی‌داند، ولی بررسی‌های تجربی نشان می‌دهد که غرقگی و حس رشد و رضایت، در زمان کار ایجاد می‌شود. اغلب افراد در زمان کار، به بازنشستگی و کناره‌گیری علاقه دارند، ولی در عین حال اذعان می‌کنند که حتی اگر به اندازه کافی پول داشته باشند، باز هم کار می‌کنند و این، نشان‌دهنده تناقض درونی با فرهنگ بیرونی است.

وی درباره این تناقض میان احساسات درونی با فرهنگ بیرونی، گفت: فرهنگ بیرونی به ما می‌گوید آن‌قدر کار کن تا بازنشسته شوی و بعد استراحت کن، ولی آنچه در درون برای ما ارزشمند خواهد بود، درگیر شدن با کار و داشتن حس غرقگی است. کتاب تعبیر جالبی از کار به‌دست می‌دهد و می‌گوید: «کار شبیه به همسر است که نه با او می‌شود زندگی کرد و نه بدون او».

مترجم کتاب «شغل خوب، شغل پوچ» تأکید کرد: به گفته میهای،  لذت استراحت و آرمیدگی در انسان از کاری که در حالت غرقگی انجام داده است ناشی می‌شود؛ در غیر این صورت، اگر کسی دو روز کنار دریا استراحت کند، دچار خستگی و دل‌زدگی خواهد شد. غرقگی به‌دلیل ترشح هورمون لذت به شدت اعتیادآور است و توصیه شده که افراد بیش از ۴۸ ساعت در حالت غرقگی نباشند، چراکه دچار افسردگی و اضطراب خواهند شد و از همین رو، به پدر و مادرها توصیه می‌شود که در هر ترم، فرزند خود را به بیش از یک کلاس نفرستند، زیرا درگیری بیش از حد کودک با غرقگی و مسائل مختلف فراتر از حد ظرفیت آنها، آسیب‌زا خواهد بود.

تجربه غرقگی با خودشناسی ممکن است

در ادامه این نشست، فائزه روحانی طباطبایی، مدرس دانشگاه و مروج کتاب‌خوانی با اشاره به تجربه میهای چیکسنت میهای در جنگ جهانی دوم، اظهار کرد: کودکی نویسنده در دوران جنگ گذشته و به گفته خودش، در دوران بعد از جنگ افرادی را مشاهده کرده که با وجود شغل‌های بلندپایه و اعتماد به نفس بالا، ‌نتوانستند به زندگی عادی برگردند، در حالی که افرادی با اعتماد به نفس نه چندان بالا و مشاغل معمولی پس از جنگ به زندگی عادی برگشتند. این مسئله و دلایل آن، ذهن نویسنده را به خود مشغول و درگیری با همین موضوع، او را به سمت روانشناسی و به‌خصوص روانشناسی رفتارگرا متمایل کرده است.

وی افزود: میهای نظریه غرقگی را مطرح کرده و در کتاب‌های مختلفش تلاش می‌کند میان این نظریه و دیگر نظریه‌ها ارتباط برقرار کند، از جمله حوزه کسب‌و‌کار که در این کتاب بیشتر به آن می‌پردازد. کتاب به مشاغلی اشاره دارد که ذاتاً در فرد شور و شوق ایجاد می‌کند، مثل نویسندگان یا ورزشکاران حرفه‌ای که به هنگام نوشتن یا تمرین و تلاش، احساس جدایی کامل از محیط دارند، ولی بعضی از مشاغل این‌طور نیستند و روالی تکراری و یکنواخت دارند.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: وقتی از افراد مشغول به کار در سطوح مختلف خواسته شد تا حس خشنودی خود در کار را توصیف کنند، شباهت‌هایی در توصیف آنها وجود داشت که نویسنده نام غرقگی بر آن گذاشت.

وی با طرح این سؤال که آیا زمانی وجود داشته که حس غرقگی را تجربه کرده باشیم، تأکید کرد: این حس اغلب در جایی تجربه می‌شود که با مهارت‌های شخصی درگیر حل چالشی باشیم و با حل آن، حس خشنودی را تجربه کنیم.

روحانی در توضیح ماهیت احساس شادی و خشنودی، گفت: به‌‌دلیل نقش این احساس در زندگی کاری و فردی، چگونگی ایجاد آنها در زندگی اهمیت دارد. فصلی از کتاب که درباره غرقگی و خویشتن است، با خودشناسی شروع می‌شود و می‌گوید تجربه چنین حسی فقط با وجود خودشناسی ممکن است و چالش اصلی ما در طول روز این خواهد بود که چقدر با کارهایی درگیر هستیم که حس غرقگی به ما می‌دهند؟

پیچیدگی و یکپارچگی؛ بال‌های غرقگی

وی ادامه داد: یکی از بال‌های غرقگی، پیچیدگی است و پیچیدگی از تمایز ناشی می‌شود؛ این ویژگی در وجود همه ما هست که از نوجوانی شروع به تمایز یافتن از دیگران می‌کنیم و همین مفهوم در مباحث کسب‌و‌کار به مزیت متمایز معروف است. مثلاً، یک کارمند می‌تواند مثل سایر کارمندان باشد، ولی در عین حال باید از آنها متمایز باشد. بال دیگر غرقگی، یکپارچگی است؛ هر اندازه تمایزطلب باشیم، باید ارتباطات را حفظ کنیم. انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و اگر به ارتباطات اهمیت ندهد، بعد پیچیدگی نیز در او دچار مشکل می‌شود.

این مروج کتاب‌خوانی با بیان اینکه زندگی انسان با طبیعت گره خورده، بیان کرد: طبیعت ما، زندگی در جامعه و به دنبال آن، ارتباط با دیگران است، در نتیجه باید این تمایز را در دل ارتباطات ایجاد کنیم. بسیاری از مواقع، افراد غرق در کار، به خودخواهی و انزوا شناخته می‌شوند، در حالی که بر اساس تجربه رهبران موفق در کسب‌وکار که رشد شخصی کارکنان برای آنها مهم است، اهمیت ارتباطات قابل توجه به نظر می‌رسد.

وی درباره تمایزگذاری و یکپارچه‌سازی، گفت: این احساسات، ما را به سمت شادی سوق می‌دهد و همه این‌ها باعث تجربه حس غرقگی می‌شود. دو رکن شادی، تمایز و یکپارچگی است، به این معنا که برای تمایز یافتن به سمت فردیت گرایش داریم، در حالی که لازمه اجتماعی بودن، ارتباطات است. در اینجا، نویسنده به سلسله مراتب نیازهای مازلو می‌پردازد که اولین آنها، نیازهای فیزیولوژیک هستند. پس از رفع نیازهای اولیه، حس خشنودی خواهیم داشت و بعد از آن نیازهای بعدی مثل امنیت، تعلق خاطر، عشق و خودشکوفایی مجال بروز پیدا می‌کنند.

غرقگی حالتی دائمی نیست

روحانی با اشاره به ارتباط ناگسستنی افراد با سازمان‌ها در جامعه امروز، تأکید کرد: ما در بیمارستان متولد می‌شویم، در سال‌های بعد زندگی ما در سازمان‌هایی مثل مدرسه و دانشگاه ادامه می‌یابد، در جوانی در سازمان‌های متفاوتی کار می‌کنیم و در نتیجه، دائماً با سازمان‌های مختلف ارتباط اساسی داریم‌. غرقگی، حالتی نیست که بتوان دائماً در آن به سر برد، چون از دو پارامتر مهارت و توانمندی و چالش‌ها نشئت می‌گیرد که توانمندی‌ به‌طور مداوم در درگیری با چالش‌ها صرف می‌شود. اگر مهارت و توانمندی ما پایین باشد و با چالش‌های روتین برخورد داشته باشیم، دچار حس بی‌علاقگی می‌شویم. از طرف دیگر، اگر در این مرحله سطح چالش افزایش پیدا کند، در ما استرس به‌وجود می‌آورد. حالت دیگر، شرایطی است که در یک موقعیت شغلی جدید قرار می‌گیریم و سطح چالش‌ها در آن افزایش پیدا کرده، ولی مهارت‌های ما در سطح مناسبی نیستند. در این موقعیت، برای ارتقا انگیزه پیدا می‌کنیم.

وی به دو مفهوم روان‌مایه و تن‌مایه اشاره کرد و افزود: روان‌مایه، انرژی روانی و تن‌مایه، انرژی جسمانی است که برای رسیدگی به کارها صرف می‌کنیم. در این حالت باید انگیزه‌ای روانی داشته باشیم تا ذره ذره از آن استفاده کنیم. انرژی روانی‌ زمانی از بین می‌رود که آن را صرف کاری بی‌فایده‌ از نظر مالی و معنوی می‌کنیم. زمانی که روان‌مایه کاهش می‌یابد، ۱۰ تا ۲۰ دقیقه برای بازیابی تمرکز و ادامه کار زمان نیاز داریم.

این مدرس دانشگاه با اشاره به راهکار ایجاد حس غرقگی، تصریح کرد: هم در سازمان‌ها و هم در زندگی شخصی، باید اهداف مشخص داشته باشیم. در زندگی فردی باید بدانیم چه کسی و به دنبال چه چیزی هستیم. فهم سریع‌تر این مسئله باعث آرامش بیشتر می‌شود. از طرف دیگر، این موضوع نیز اهمیت دارد که به‌عنوان مدیر یک سازمان چقدر می‌توانیم به دیگران کمک کنیم تا خودشان را بشناسند و اهداف مشخص‌تری داشته باشند.

مرگ‌اندیشی به تجربه غرقگی کمک می‌کند

وی به مرگ‌اندیشی به‌عنوان یک راه‌حل اشاره کرد و گفت: این تکنیک کمک می‌کند تا احساس غرقگی بیشتری داشته باشیم، هر چقدر مرگ خود و عزیزان‌مان را نزدیک بیینیم، احساس غرقگی بیشتری خواهیم داشت. مورد دیگر در زندگی فردی یا سازمانی، بازخورد است، ما انسان‌ها دوست داریم اثر کارمان را بدانیم. همچنین بسیاری از کسانی که کمال‌گرا هستند، برای خود استاندارد درونی ایجاد و بعد از رسیدن به آن، حس خوبی پیدا می‌کنند. همه ما می‌خواهیم بدانیم عملی که انجام داده‌ایم، چه تأثیری داشته و چقدر برای دیگران مؤثر بوده است.

روحانی در پایان با اشاره به خاصیت ذهن میمونی، اظهار کرد: ذهن انسان به‌گونه‌ای‌ست که اگر فعالیت هدفمندی برای آن تعریف نشود، دائماً از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پرد؛ حتی در یک زندگی روتین یا یک کار روزمره نیز دانستن وظیفه مشخص باعث فاصله گرفتن فرد از ذهن میمونی می‌شود. هر چقدر پرش‌های ذهنی کاهش پیدا کند، تمرکز و توجه ما افزایش می‌یابد و آخرین مورد در تجربه غرقگی، این است که این تجربه زمانی اتفاق می‌افتد که فرد خود را فراموش کند، به خود توجه نداشته باشد و احساس کند با محیط و طبیعت عجین شده است.

زهراسادات مرتضوی

انتهای پیام
captcha