کد خبر: 4205998
تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۳۰
جانباز دفاع مقدس:

فصل‌الخطاب امور با امام زمان(عج) است

غلامحسین صفایی گفت: مردم کمتر به یاد امام زمان(عج) هستند و از ایشان غریب‌تر یافت نمی‌شود، غربت حضرت بی‌اندازه است، در حالی‌ که زندگی ما باید امام زمانی باشد و در واقع فصل‌الخطاب امور با امام زمان(عج) است.

سردار غلامحسین صفایی، جانباز نخاعی دفاع مقدسسردار غلامحسین صفایی، جانباز نخاعی دفاع مقدس است که 43 سال گذشته را بدون حرکت روی صندلی چرخ‌دار به سر برده و با حضور در نمایشگاه بین‌المللی قرآن مشهد، دقایقی را مهمان خبرگزاری ایکنا می‌شود. اگرچه صدای آرام سردار صفایی در هیاهوی نمایشگاه به سختی شنیده می‌شود، اما نمی‌شود از این گفت‌وگو گذشت و به وقت دیگری موکول کرد؛ در ادامه متن این گفت‌وگو را می‌خوانیم.

زمانی که از وی می‌پرسم سردار اینجا چه می‌کنید و با آرامش خاصی می‌گوید: همیشه دو نمایشگاه را شرکت می‌کنم، یکی نمایشگاه گل و دیگری نمایشگاه قرآن.

به دلیل اینکه هر دو (گل و قرآن) نشانه پروردگارند و آیه‌ای از قرآن را قرائت می‌کند: «... وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ؛ و هيچ برگى فرو نمى‌افتد مگر آن را مى‌داند و هيچ دانه‌اى در تاريكی‌هاى زمين و هيچ‌ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن است»، بنابراین ذره ذره وجودی این عالم در قرآن نهفته است.

قرآن، روح عالم بشریت است؛ جان عالم و جان تمامی انبیا از حضرت آدم تا حضرت خاتم(ص) که منادی قرآن کریم است در تلاش برای رسیدن به یک جامعه قرآنی حرکت کردند و همه اولیای الهی فدای قرآن شدند، تمام کسانی نیز که در طول تاریخ اسلام برای حفظ آن جنگیدند، در واقع برای حفظ قرآن جنگیدند.

قرآن، فرهنگ دین ماست

قرآن عشق و زندگی همه است، فرهنگ دین ماست و راهنمای اساسی زندگی بشر است، با قرآن زندگی می‌کنیم و با قرآن باید بمیریم و هر که با قرآن نمیرد، مرگ موفقی نداشته است، همچنین زندگی‌ای موفق است که با قرآن زیسته شود و اگر با قرآن زندگی نکنیم، زندگی موفقی نخواهیم داشت، بنابراین از اساسی‌ترین و باورپذیرترین نکات در زندگی ما زندگی قرآنی است و هر کجا که قرآن باشد، باید عشق و معرفت باشد، چون دین در آن است و ورق به ورق آن دین ماست. 

وی با اشاره به روایتی از معصومین(ع) عبارت «لکل فتق وصل» را یادآور می‌شود و ادامه می‌دهد: رسیدن به جامعه مطلوب قرآنی دست ما نیست و در دست امام زمان(عج) است و فهم ناچیزی که علما، مفسران، عرفا و بزرگان از قرآن می‌کنند، اگرچه بسیار ناچیز است، اما ما وظیفه داریم به اندازه فهم خود آن‌ها را دنبال کنیم. حدود 55 تفسیر شیعه داریم و علاوه بر آن تفاسیر اهل سنت نیز وجود دارد که باید از همه آن‌ها به فهم درستی از قرآن برسیم و اگر به این فهم درست نرسیم، زندگی‌مان نقص دارد. 

امیرالمؤمنین علی(ع) در فرازی از دعای کمیل می‌فرماید: «... اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ، وَ اَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ اَسْماَّئِكَ، اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً، وَ اَعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً ... حَتّى تَكُونَ اَعْمالى وَ اَوْرادى كُلُّها وِرْداً واحِداً ...؛ به حق خودت و به پاکی‌ات و بزرگترين صفات و نام‌هايت كه همه اوقاتم را از شب و روز به يادت آباد كنى و به خدمت خویش پيوسته دارى ... تا آنجا كه اعمال و اورادم هماهنگ ...»  در این کلام «وِرْداً واحِداً» قرآن کریم است، یعنی زندگی، خواب و بیداری و سکوت و صحبت ما و هرچه که در زندگی داریم باید «وِرْداً واحِداً» باشد و آن قرآن است و ما باید به فهم قرآن برسیم و اگر به آن نرسیم، در واقع زندگی نکرده‌ایم. 

وی با اشاره به فرازی از دعای عهد با طرح این پرسش که چرا امام زمان(عج) که بیاید، مؤمنان را زنده می‌کند؟ ادامه می‌دهد: امام زمان(عج) به مؤمنان حیات می‌بخشد، زیرا ما فهمی از قرآن نداریم و تازه آن هنگام است که فهم حقیقی از قرآن هویدا می‌شود، بنابراین از آرزوهایمان ظهور آقا و مولایمان است تا چیزی از قرآن را دریابیم. 

پس از مجروحیت، انسم با قرآن بیشتر شده است، با قرآن و با نماز و روزه آرام می‌گیرم، من اعتقاد دارم ذره ذره آنچه در عالم وجود دارد و مردم از آن بهره می‌برند، از پرتو لطف قرآن است و امید که بتوان این تفکر را در عالم پیاده کرد تا مردم عالم قرآن را دریابند. برای این اتفاق نباید کم‌کاری کرد، در حالی‌ که ما در بسیاری از جاها کم‌کاری کرده‌ایم که ظهور و بروز داعش از نمونه‌های آن است و اگر داعش به‌وجود نمی‌آمد، امروز فهم بهتری از قرآن در جهان داشتیم.

طی 43 سال دوران مجروحیت، شفا نخواسته‌ام

از وی درباره وضعیت جسمی‌اش می‌پرسم و اینکه چه میزان ناراحتی از بودن در چنین شرایطی دارد و در پاسخی که مرا متحیر می‌کند، می‌گوید: از خودم شرمنده‌ام و نگرانم که روزی که از من بپرسند، چه چیزی برای ارائه داری، من چیزی نداشته باشم، چه کسی باور می‌کند من ناراحت نیستم و طی این 43 سال دوران مجروحیت که بر روی چرخ هستم، شفا نخواسته‌ام، چیزی که داده‌ام را اصلاً پس نمی‌گیرم، من به رضای خدا راضیم و از خداوند می‎‌خواهم راضی نگهم دارد، زیرا حتی این رضایت دست من نیست، چنانکه خداوند می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ... و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد» و هر ایمانی از کوچکترین تا بزرگترین به اذن پروردگار است و ما از خود چیزی نداریم. 

این جانباز دفاع مقدس به قرائت آیه‌ای می‌پردازد و بیان می‌کند: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ...؛ هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد». اگر من به اذن خداوند این‌گونه هستم، آیا این موضوع غصه دارد؟

از وی سابقه آشنایی و انس با قرآن را جویا می‌شوم و صفایی خود را طلبه‌ و معلم قرآن معرفی می‌کند و می‌گوید: از 16 سالگی وارد وادی طلبگی شدم و دارای تألیفات قرآنی، از جمله «صفات مؤمنین و صالحین» و «عوام و خواص» هستم، همچنین کتاب «پشت دیوار شهادت» دربردارنده خاطراتم است. 

سردار غلامحسین صفایی، جانباز نخاعی دفاع مقدس

مرا قابل کاروان شهدا ندانستند 

وی درباره زمان و مکان مجروحیت خود بیان می‌کند: دو بار مجروح شدم، بار اول در عملیات طریق‌القدس و بار دوم در تنگه چذابه که فرمانده خط بودم و تیر به گردنم اصابت کرد و از بلندی سه متری افتادم و گمان کردند که شهید شده‌ام و به‌عنوان شهید به پشت خط منتقل شدم که پس از مدتی که آنجا بودم مرا قابل کاروان شهدا ندانستند و جدایم کردند. 

زمانی که نگاهش را درباره سیر چهار دهه پس از انقلاب جویا می‌شوم، این‌گونه پاسخ می‌دهد: انقلابی که این همه دشمن دارد و تمامی‌شان با هر چه در توان دارند، در حال تلاش هستند، باز هم خوب دوام آوردیم. به یاد دارم روزی یکی از رزمندگان از جبهه آمد، هنگامی که جزیره مجنون را آب بسته بودند، ناراحت شدم و صبح قرآن را باز کردم که آیه 30 سوره فصلت آمد: «إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ؛ به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که «نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.»

مردم کمتر به یاد امام زمان(عج) هستند

این جانباز دفاع مقدس در ادامه سخنان خود با گلایه از اینکه مردم کمتر به یاد امام زمان(عج) هستند، ادامه می‌دهد: از امام زمان(عج) غریب‌تر یافت نمی‌شود و غربت ایشان بی‌اندازه است و در حالی که زندگی ما باید امام زمانی باشد، زیرا «... بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى ... از برکتش بندگان روزى یافته‌‌اند.» کجای زندگی ما امام زمانی است؟ آیا نماز، روزه، جهاد، خمس و زکات، فکر، عمل و زندگی‌‌مان امام زمانی است؟ آیا امام زمان(عج) ما را می‌پسندد؟  آیا با  دیدن کارهایمان لبخند می‌زند یا غصه می‌خورد؟   

صفایی با اشاره به فرازی از زیارت جامعه کبیره بیان می‌کند: «وَ إيابُ الْخَلْقِ إلَيْكُمْ، وَ حِسابُهُم عَلَيْكُمْ؛ بازگشت مردم در قيامت، به‌سوى شماست و رسيدگى به پرونده آنان، برعهده شماست» و اگر فصل‌الخطاب امور با امام زمان(عج) است، چرا قدردان نیستیم، شکر امام زمان(عج) را به جای نمی‌آوریم و با وجود اینکه می‌دانیم او از برخی کارهای ما غصه می‌خورد، اما استغفار و طلب بخشش نمی‌کنیم. 

وی درباره چگونگی راه یافتن کسانی که اول راه هستند، می‌گوید: معنویت در تکبر رشد نمی‌کند، در افتادگی رشد می‌کند و اولین راهنمایی‌ها این است که خود اهل دل باشی و در عمل به آنچه می‌گویی عمل کنی. برای اهل کردن دیگران، نخست باید خود اهل باشی و عالم بی‌عمل به چشمه بی‌آب می‌ماند.

انتهای پیام
captcha