کوروش شمس، کارگردان نمایش «پس از آن باران بر تو بارید» که در دومین جشنواره ملی تئاتر اقتباس به روی صحنه رفت، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان اظهار کرد: نمایشنامه این اثر که حاصل قلم رضا گشتاسب است، به اولین دوره جشنواره ارسال و برگزیده شد. اسفندماه سال گذشته قرعه به نام من افتاد و پیشنهاد کارگردانی آن را دریافت کردم؛ به این ترتیب تمرینات ما از 15 اردیبهشتماه امسال شروع شد و همکارانم حدود شش ماه برای تولید آن زحمت کشیدند.
وی ادامه داد: نمایش «پس از آن باران بر تو بارید» صرفاً برای جشنواره ملی تئاتر اقتباس تولید شده است. همه ما از داستان، روایت و نوع نگاه به دنیا و انسان از یکدیگر اقتباس میکنیم؛ ولی مواجهه با داستان آرش کمانگیر از نگاه شخص دیگری برایم بسیار جذاب بود و تازگی داشت. متن نمایشنامه باعث آزادی عمل در بهکارگیری فرمهای گوناگون میشد و این نکته من را تشویق کرد. برجستگی اثر این است که تمام بازیگرانش اولین اجرای خود را تجربه کردند.
این کارگردان تئاتر در خصوص وفاداری به متن اصلی و خلق نوآوری در این نمایش تصریح کرد: از نظر قصه و روند درام، با متن همراه بودم؛ ولی تلاش کردم تا نگارش دیالوگها به فضای امروز جامعه ایرانی نزدیک باشد. باید توجه داشت که در طول تمرین و آمادگی ما برای ساخت این نمایش، اتفاقات بزرگ و مهمی در کشور رخ داد که یکی از آنها جنگ 12 روزه بود.
وی افزود: ایستادگی مردم ایران در این مدت، ما را کاملاً به دنیای آرش کمانگیر، افراسیاب، منوچهرشاه و... نزدیک کرد؛ به این ترتیب اعضای گروه بهخوبی معنای دشمن را درک کردند و دریافتند که چرا آن شخصیتها به چنان اقداماتی دست زدند. داستان آرش کمانگیر و افراسیاب در آن زمان بر جان اعضای گروه نشست.
شمس بیان کرد: همه ما درک کردیم که چرا این رویدادها به جاندادن برای وطن ختم میشود. حتماً هر ایرانی اصیلی که به جای آرش کمانگیر با کمانی در دست در بالای کوه دماوند قرار میگرفت، همچون او عمل میکرد. آرش کمانگیر از ابتدا اسطوره یا پهلوان نبود؛ انسانی معمولی بود که بالارفتن از کوه دماوند او را به مرور و در طول مسیر تغییر داد تا در نهایت به اسطوره تبدیل شد.
وی با بیان اینکه محدودیت در زمان، چالش اصلی او و گروهش در ساخت نمایش «پس از آن باران بر تو بارید» بوده است، گفت: زمان برای تمرین و رسیدن به فضای مورد نظر کم بود؛ حتی برای تغییراتی هم که میخواستیم ایجاد کنیم، محدودیت زمانی داشتیم.
این کارگردان تئاتر اضافه کرد: تغییر بسیار مهم است؛ زیرا اعضای گروه برای اولین اجرای رسمی خود روی صحنه تلاش میکردند و درک آنها از دیالوگهایی که از دل ادبیات کهن ایران برآمده، بسیار مهم بود؛ در نتیجه باید ساعتها درباره هر دیالوگ صحبت و آن را تحلیل میکردیم تا بازیگر برای بیان و اجرای آن به پختگی برسد. میخواستیم که این درک درونی باشد و سپس به صوت و اجرا تبدیل شود که چالش اصلی ما بود.
وی اظهار کرد: اگر قرار باشد باز هم تئاتر اقتباس بسازم، به سراغ اسطوره سیمیندخت، یکی از بهترین زنان شاهنامه خواهم رفت که متأسفانه مهجور مانده است. تقریباً همه ما تهمینه، گردآفرید و... را میشناسیم؛ ولی سیمیندخت را که اصل داستان قهرمانی حول او شکل گرفته، کمتر کسی میشناسد.
زهراسادات مرتضوی
انتهای پیام