حزبالله لبنان در طول دهههای گذشته، در جایگاه یکی از مهمترین بازیگران غیردولتی مسلح در خاورمیانه، نقش تعیینکنندهای در معادلات امنیتی این منطقه ایفا کرده است. این گروه نهتنها در چارچوب سیاست داخلی لبنان، بلکه در سطح منطقهای و در پیوند با محور مقاومت، به یکی از عوامل مؤثر در موازنه قدرت میان بازیگران دولتی و غیردولتی تبدیل شده است. تحولات پس از هفتم اکتبر، بهویژه در پی جنگ غزه، بار دیگر جایگاه و نقش حزبالله را در کانون توجهات امنیتی و سیاسی منطقه قرار داد.
در این چارچوب، ورود حزبالله به تقابل حساس با رژیم صهیونیستی، ترور فرماندهان ارشد این گروه و تشدید فشارهای سیاسی و امنیتی داخلی و خارجی، موقعیت این بازیگر را با چالشهای بسیاری مواجه کرده است. همزمان، تغییر موازنههای منطقهای، تضعیف برخی متحدان راهبردی حزبالله و افزایش فشار دولت کنونی لبنان برای خلع سلاح این گروه، پرسشهایی جدی درباره آینده آن در لبنان و منطقه ایجاد کرده است. این تحولات فقط به معادلات داخلی لبنان محدود نیست و میتواند پیامدهای گستردهتری برای معماری امنیتی خاورمیانه و جایگاه بازیگران اصلی آن داشته باشد.
در چنین شرایطی، بررسی آینده حزبالله لبنان مستلزم نگاهی سناریومحور است؛ نگاهی که بتواند مسیرهای محتمل پیش روی این بازیگر را در بستر تحولات داخلی لبنان، رفتار رژیم صهیونیستی و موازنههای منطقهای ترسیم کند. بر این اساس، میتوان سه سناریوی اصلی را درباره نقش و جایگاه آینده حزبالله لبنان بررسی کرد.
سناریوی نخست، تداوم صبر راهبردی حزبالله در برابر رژیم صهیونیستی، بدون پذیرش خلع سلاح است. در این سناریو، حزبالله ضمن حفظ سلاح خود بهمثابه ابزاری مشروع برای مقابله با تجاوزات این رژیم، از ورود به درگیری مستقیم پرهیز میکند و در برابر فشارهای داخلی و خارجی مقاومت نشان میدهد. مواضع برخی مقامات حزبالله، بهویژه شیخ نعیم قاسم، دبیرکل این گروه، مؤید چنین رویکردی است. در این چارچوب، حزبالله در وضعیتی نسبتاً خنثی قرار میگیرد؛ نه وارد نبرد مستقیم با اسرائیل میشود و نه ناگزیر به حمایت نظامی فعال از ایران در برابر تهدیدات خارجی خواهد بود. این سناریو در کوتاهمدت و حتی در حالت خوشبینانه در میانمدت، محتملترین گزینه پیش روی حزبالله بهشمار میرود.
سناریوی دوم، تجهیز مجدد و ورود دوباره حزبالله به تقابل نظامی با رژیم صهیونیستی است. تحقق این سناریو در شرایطی محتمل خواهد بود که فشار قدرتهای خارجی بر دولت لبنان برای خلع سلاح حزبالله افزایش یابد و همزمان این گروه هیچگونه انعطافی در قبال سلاح خود نشان ندهد. در چنین وضعیتی، تشدید حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، بهویژه اگر این حملات از مواضع حزبالله و مناطق جنوبی فراتر رود و تمامیت ارضی لبنان را هدف قرار دهد، میتواند به تغییر فضای داخلی این کشور منجر شود.
این امر بهویژه میتواند جامعه لبنان، بهخصوص طایفه شیعه را که بیشترین آسیب را از این حملات متحمل میشود، به حمایت گستردهتر از حزبالله سوق دهد. از آنجا که ارتش لبنان از نظر تجهیزات، پدافند هوایی و پشتیبانی لجستیکی محدودیتهای جدی دارد، حزبالله ممکن است بار دیگر خود را تنها بازیگر قادر به ایجاد بازدارندگی مؤثر در برابر رژیم صهیونیستی مطرح کند. در این سناریو، حزبالله میتواند با اتکا به سابقه رزمی و توان چریکی خود در مقایسه با ارتش ضعیف لبنان، مشروعیت سلاحش را بیش از پیش توجیه کند و به بازسازی هر چه بیشتر قدرت خود بپردازد و به دنبال آن، نقش منطقهای خود را تا حدی تقویت کند.
سناریوی سوم، تضعیف هرچه بیشتر حزبالله و حرکت به سوی مهار یا حتی خلع سلاح آن است. این سناریو در صورتی محتمل خواهد بود که رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی لبنان عقبنشینی و برای مدت قابل توجهی از اقدامات تهاجمی علیه این کشور خودداری کند. در چنین شرایطی، اگر قدرتهایی مانند ایالات متحده آمریکا و فرانسه نیز تضمینهای امنیتی معتبری ارائه دهند، دولت لبنان ممکن است استدلال کند که دیگر توجیهی برای حفظ سلاح حزبالله وجود ندارد و فشارها برای خلع سلاح این گروه را تشدید کند.
در صورت مقاومت حزبالله در برابر این روند، امکان شکلگیری نوعی اجماع نسبی منطقهای یا حتی بینالمللی علیه آن وجود خواهد داشت؛ اجماعی که میتواند زمینهساز اقدامات سیاسی، اقتصادی یا حتی امنیتی علیه حزبالله شود. پیامد این سناریو، تضعیف نقش حزبالله و بهتبع آن، کاهش نفوذ بازیگران حامی این گروه، از جمله ایران در معادلات منطقهای خواهد بود؛ این امر میتواند به پررنگترشدن نقش بازیگرانی چون رژیم صهیونیستی، ایالات متحده آمریکا و متحدان منطقهای و فرامنطقهای آنها در معماری امنیتی خاورمیانه منجر شود.
با این اوصاف، بهدلیل پافشاری تلآویو بر مواضع جنگطلبانه و توسعهطلبانه خود در قبال لبنان و از طرفی، پیچیدگیهای معادلات امنیتی خاورمیانه و احتمالاً شکلگیری سناریوهای غیرمنتظره در منطقه، احتمال به وقوع پیوستن سناریوی سوم بعید به نظر میرسد و احتمال وقوع سناریوهای اول و دوم، یعنی صبر راهبردی و حفظ وضع موجود یا افزایش قدرت نظامی حزبالله و واردشدن به نبردی تنبهتن با رژیم صهیونیستی بهدلیل تهدید تمامیت ارضی لبنان محتملتر به نظر میرسد.
انتهای پیام