کد خبر: 4328238
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۰
درس اخلاق آیت‌الله مظاهری/ ۱۶

قرآن کدام انسان را مرده می‌پندارد

آدمی که تعقل و تفکر ندارد و نمی‌تواند راجع به حقایق عالم و معنویات فکر کند، کسی که چشم و گوش بصیرت ندارد و قادر به دیدن یا شنیدن معنویت نیست، پست‌ترین و شرترین جنبندگان است و قرآن شریف چنین فردی را مرده اطلاق می‌کند.

آیت‌الله‌العظمی مظاهریبه گزارش ایکنا از اصفهان، آیت‌الله‌العظمی مظاهری در جلسه شانزدهم درس اخلاق خود با موضوع «انسان در قرآن» که متن آن از سوی پایگاه اطلاع‌رسانی معظم‌له منتشر شده است، به شرح و توضیح این موضوع می‌پردازد که قرآن کریم پست‌ترین مخلوقات نزد خدا را انسان‌هایی می‌داند که نمی‌اندیشند و به آن‌ها، مرده اطلاق می‌کند.

«بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یفْقَهُوا قَوْلِی‏»

بحث جلسات اخلاق درباره موضوع «انسان در قرآن» بود. بحث به اینجا رسید که قرآن کریم از یک‌سو انسان را شایسته برخورداری از مقامات والای معنوی دانسته و از سوی دیگر، سقوط و تباهی او را یادآور شده، مذمتش کرده‌ است. به‌طور نمونه از نظر قرآن، ارزش انسان و استعداد و لیاقت او در تحصیل مقامات والای ملکوتی، با هیچ مخلوق دیگری قابل مقایسه نیست، حتی خداوند سبحان برای آفرینش او خود را تحسین کرده و آفرین گفته است: «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ‏ الْخالِقينَ؛ آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است.» (سوره مؤمنون، آیه ۱۴)

همین انسان چنانچه عقل و فکر خود را به‌کار نگیرد، به‌اندازه‌ای بی‌ارزش می‌شود که از نظر قرآن شریف، شرورترین و بدترین موجودات و مخلوقات است، چنانکه می‌فرماید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ؛ قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى‏ هستند كه نمى‏‌انديشند.» (سوره انفال، آیه ۲۲) پست‌تر از هر جنبده‌ای، آن است که تعقل و تفکر ندارد.


بیشتر بخوانید:


در جلسه قبل فهمیدیم که از مجموع آیات قرآن کریم چنین استفاده می‌شود که انسان به دنیا آمده است تا آن راهی را که عمق جانش به او می‌گوید، یعنی راه توحید را بپیماید. راهی که 124 هزار پیامبر برای توجه‌دادن به آن آمده‌اند؛ راهی که در قرآن کریم «صراط مستقیم» نامیده و در سوره حمد به آن اشاره شده و دست‌کم، روزی 10 مرتبه در نماز، هدایت به آن راه را از خدا می‌خواهیم و می‌گوییم: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ؛ به راه راست ما را راهبر باش.» (سوره فاتحه، آیه ۶)

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ؛ و اين است راه راست من، پس از آن پيروى كنيد و از راه‌‏هاى ديگر كه شما را از راه وى پراكنده می‌کند، پيروى نكنيد‏.» (سوره انعام، آیه ۱۵۳) یعنی این راه مستقیم است، از آن پیروی کنید و مواظب باشید که از راه‌های غیر از آن تبعیت نکنید که ضلالت است. در خطبه‌ای از امیرالمؤمنین(ع) آمده است: «الْيَمِينُ‏ وَ الشِّمَالُ‏ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶) یعنی جاده اصلى که انسان را به‌ مقصد می‌رساند، فقط راه ميانه است و راه‌های انحرافی به‌ سمت راست و چپ، گمراهى است. 

به این نکته هم توجه داشته باشید که راه مستقیم خداوند از مو باریک‌تر، از شمشیر برنده‌تر و از آتش سوزان‌تر است. انحراف، ولو بسیار کم هم باشد، دیگر راه مستقیم نیست. اگر انحرافی آمد، ولو بسیار کم، همین انحراف کم است که هر چه جلوتر برود، از راه مستقیم دور می‌شود، از راه خدا دور می‌شود.

انحراف به‌مثابه کشتی شکسته

بنابراین می‌توان گفت: انسان از نظر قرآن کریم، اشرف موجودات است، انسان کرامت دارد، اما به شرط اینکه در راه مستقیم باشد. اگر انسان در راهی قرار گیرد که قرآن و اسلام از او خواسته است، اگر رابطه‌اش با خداوند محکم باشد، کرامت دارد و اشرف موجودات است، وگرنه گمراه‌تر و پست‌تر از هر حیوان و هر میکروبی خواهد بود. حتی اگر کسی عالم و دانشمند باشد و از نظر آموزه‌های دینی، از جایگاه والا و ویژه‌ای برخوردار باشد، از نظر اجتماعی نیز صاحب رتبه و شخصیت به‌حساب آید، اگر از راه مستقیم منحرف شود، شدیداً نکوهش می‌شود.

در روایتی از قول پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «من از لغزش و انحراف عالم برای امتم خوف دارم.» (الإختصاص، ص ۳۳۵) دلیل این خوف را می‌توان در سخنی از امیرالمؤمنین(ع) جست‌وجو کرد که در آن انحراف عالم را به شكستن كشتى تشبیه کرده‌اند؛ چراکه در اثر آن، هم خود غرق مى‏‌شود و هم ديگران را غرق مى‏‌كند. (كنز الفوائد، ج‏ ۱، ص ۳۱۹) خدا نکند دانشمندی، عالمی، فرد تحصیل‌کرده‌ای، بدجنس و غیرمهذب باشد، اگر بیفتد در جامعه، جامعه را به فساد و تباهی می‌کشاند.

کسب علم به اندازه‌ای اهمیت و ثواب دارد که پیغمبر اکرم(ص) می‌فرماید: «کسى كه به‌ دنبال علم و دانش قدم برمی‌دارد، خداوند او را به‌سوی بهشت می‌برد، فرشتگان بال‌هاى خود را در راهی می‌گسترانند که او رفته است، اهل زمين و آسمان، حتی ماهی‌های دريا براى طالب علم آمرزش می‌طلبند.» همچنین می‌فرماید: «برترى عالم بر عابد مانند برترى ماه شب چهارده بر ستارگان است و علما، وارث پيغمبران هستند.» (الكافی، ج‏ ۱، ص ۳۴)

اما همین عالم که این‌قدر تکریم شده است، اگر متقی نباشد، اگر عالم بی‌عمل شود، نه‌تنها او را گرامی نمی‌دارند، بلکه شایسته مذمت است. در سوره جمعه، عالم بی‌عمل به الاغی تشبیه شده است که بار کتاب را حمل می‌کند: «مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً؛ مثل كسانى كه تورات بر آنان بار شد، آن‌گاه آن را به‌كار نبستند، همچون مثل خرى است كه كتاب‌هايى را بر پشت مى‌‏كشد.» (سوره جمعه، آیه ۵) آنکه علم دارد، اما عمل ندارد، آنکه تخصص دارد، اما تعهد ندارد، مثل الاغی است که یک بار کتاب بار اوست تا فقط آن را حمل کند. آن کتاب‌ها که بر پشت الاغ است، چه نتیجه‌ای به غیر زحمت برای الاغ دارد؟ در روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده است: «عالمی که علمش را ترک کرده، به آن عمل نکند، هلاک می‌شود‌‌‌، به‌ جهنم می‌افتد و بوی تعفن او اهل جهنم را می‌آزارد. (الخصال، ج ۱، ص ۵۱)

تقوا؛ شرط برتری انسان

پس انسان اشرف موجودات است، به‌خصوص اگر از فضیلت علم برخوردار باشد، اما شرط این برتری، آن است که متقی باشد، با خدای خویش رابطه محکم داشته باشد و روح خداترسی در عمق جانش حکم‌فرما شود. انسان خلیفةالله است، به‌ویژه اگر عالم باشد، مقام و ثواب کسب علم را نیز دارد و بالاخره مقرب درگاه الهی می‌شود، اما به‌شرط اینکه متقی باشد.

جایگاه والاتر درباره عالم، آن است که مهذب هم باشد، یعنی صفت رذیله‌ای نداشته و دلش پاک باشد. این عالم همان است که به معاشرت و سخن‌گفتن با او سفارش شده است. رسول خدا(ص) فرمود: «حواريون حضرت عيسى(ع) به او گفتند: يا روح‌اللّه، با چه کسی نشست و برخاست و معاشرت کنیم؟ فرمود: با كسى كه‏ ديدارش شما را به‌ ياد خداوند بیندازد و سخنش بر علم و دانش شما بیفزاید و كردارش شما را به آخرت تشويق كند.» (الكافی، ج‏1، ص 39)

اما اگر عالم، دنیا‌پرست شود، ریاست‌طلب شود، حسود و متکبر شود و به‌ قول امیرالمؤمنین(ع)، دنیا او را هلاک کند، (غررالحكم و دررالكلم، ص ۵۱۵) چنین عالمی از نظر قرآن کریم به‌ جایگاه پستی می‌رسد. تقاضا دارم همه مخصوصاً جوان‌ها به این نکات اهمیت بدهند.

خداوند تعالی در قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ؛ و بخوان بر این مردم، حکایت آن‌ کس را که ما آیات خود را به او عطا کردیم و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را تعقیب کرد تا از گمراهان عالم شد.» (سوره اعراف، آیه ۱۷۵) حکایت آن عالم قوم یهود را برای آن‌ها بخوان که از طرف ما تأیید شده بود، به او الهام می‌شد، اما شیطان بر او غلبه کرد و گمراه و دنیاپرست شد.

حکایت بلعم باعورا

امام رضا(ع) مى‏‌فرمايد: «اين آيه درباره مردى از بنى‌‏اسرائيل به نام بلعم‏ باعورا نازل شد. او از بزرگان قوم بود كه اسم اعظم را مى‏‌دانست و با آن دعا مى‏‌كرد و مستجاب مى‏‌شد. پس از چندى، او به‌سوى فرعون متمايل شد. هنگامى كه فرعون به‌دنبال حضرت موسى(ع) و يارانش رفت، به بلعم‏ گفت: به درگاه خداوند دعا كن تا موسى و يارانش از ما دست بردارند. بلعم‏ سوار الاغ خود شد تا دنبال موسى برود، اما الاغ از رفتن خوددارى كرد، پس به زدن او پرداخت. خداوند الاغ را به سخن آورد و به بلعم‏ گفت: واى بر تو، چرا مرا مى‌‏زنى؟ آيا مى‏‌خواهى با تو بيايم تا پيامبر خدا و گروهى از مؤمنان را نفرين كنى؟ بلعم‏ پيوسته الاغ را زد تا آن را از پاى درآورد و اسم اعظم از زبانش افتاد.» (تفسير القمى، ج ۱، ص ۲۴۸)

درواقع، خدا از دل او رفت و دنیا جای خدا را در دلش گرفت. او چنان پست و فرومایه شد که قرآن درباره‌اش می‌فرماید: «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ؛ از اين‌رو داستانش چون داستان سگ است كه‏ اگر بر آن حمله‏‌ور شوى، زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنى، باز هم‏ زبان از كام برآورد.» (سوره اعراف، آیه ۱۷۶) او مثل یک سگ هار است، سگ هار درندگی دارد، اگر با آن برخورد شود، پارس می‌کند و اگر برخورد نشود، باز هم پارس می‌کند.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «اگر دین خود را تابع دنیا قرار دهید، هم دین و هم دنیای شما تباه می‌شود و در قیامت از زیان‌دیدگان و جزو افراد ورشکسته هستید؛ ولی اگر دنیای خود را تابع دین قرار دهید، هم دین شما و هم دنیای شما حفظ و آباد می‌شود و در آخرت رستگار و سربلند خواهید شد.» (غررالحكم و دررالكلم، ص ۲۵۹)

عالم از نظر اسلام بسیار ارج و قرب دارد، اما شرطش این است که مهذب و متقی باشد و دینش را به دنیا نفروشد. این سخن راجع به افراد غیرعالم هم صدق می‌کند. انسان خلیفة‌الله است، اشرف موجودات است، مسجود ملائکه است و شرطش این است که اولاً، در عمق جان او روح خداترسی حکم‌فرما باشد. ثانیاً، مهذب باشد، وگرنه اسیر گناهان و صفات رذیله می‌شود، به‌طور نمونه پول‌پرست می‌شود که نوعی بت‌پرستی است و خدا را به پول می‌فروشد، رفقایش را به پول می‌فروشد. خدا نکند کسی پول‌پرست شود، به آنجا می‌رسد که حتی آبرویش را به پول می‌فروشد. خدا نکند کسی دنیاگرا باشد که حاضر است همه‌چیز را فدای دنیا کند. چنین کسی دیگر آن انسانی نیست که از نظر قرآن قابل احترام است، دیگر خلیفة‌الله نیست، مسجود ملائکه نیست، او دیگر اصلاً دل ندارد که خدا را در دلش جای دهد. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «همان‌طور كه امکان ندارد در یک زمان، هم شب باشد و هم روز، دوستى خداوند و دوستى دنيا نیز جمع‌شدنى نيست.» (غررالحكم و دررالكلم، ص ۵۳۶)

پست‌ترین مخلوقات

قرآن کریم درباره چنین افراد غافلی می‌فرماید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ؛ و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريده‌‏ايم، چراكه‏ دل‌هايى دارند كه با آن حقايق را دريافت نمى‌‏كنند و چشمانى دارند كه با آن‌ها نمى‏‌بينند و گوش‌هايى دارند كه با آن‌ها نمى‏‌شنوند. آنان همانند چهارپايان، بلكه گمراه‌‏ترند. آرى، آن‌ها همان غافل‌ماندگانند.» (سوره اعراف، آیه 179) گویا بعضی از مخلوقات خلق شده‌اند تا دوان‌دوان به‌سوی ‌جهنم بشتابند، آن‌ها دل ندارند، دلی که با آن بفهمند، عقل ندارند، عقلی که با آن فکر کنند، گوش ندارند، گوشی که با آن بشنوند و چشم ندارند، چشمی که بصیرت داشته باشد و با آن ببینند. آن‌ها مانند حیوانات، بلکه گمراه‌ترند، آن‌ها همان غافلانند.

کسی که دل و عقل و فکر نداشته باشد و حقایق را نبیند و نشنود، همان است که قرآن کریم می‌فرماید: پست‌تر از هر میکروبی و شرتر از هر جنبنده‌ای است: «اِنَ شَرَ الدَوابِ عِندَ الله الصُم البُکمٌ الذینَ لا يَعْقِلُون‏؛ قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانی هست‏ند كه نمى‌‏انديشند.» (سوره انفال، آیه 22) آدمی که تعقل و تفکر ندارد و نمی‌تواند راجع به حقایق عالم و معنویات فکر کند، کسی که چشم و گوش بصیرت ندارد و قادر به دیدن یا شنیدن معنویت نیست، پست‌ترین و شرترین جنبندگان است. اگر بگوییم چنین کسی جسم دارد و روح ندارد، حرف درستی است. دیدن، شنیدن و فهمیدن او در راستای آن چیزی است که حیوانیت او اقتضا می‌کند، نه انسانیت.

قرآن شریف چنین فردی را مرده اطلاق می‌کند. از این‌‌رو، به پیغمبر اکرم(ص) خطاب می‌شود: «إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرينَ؛ البته تو مردگان را شنوا نمی‌گردانى و اين ندا را به كران، چون پشت بگردانند، نمى‌‏توانى بشنوانى.» (سوره نمل، آیه 80) تو نمی‌توانی به کسی که مرده است، چیزی بفهمانی، نمی‌توانی به کسی که گوشی برای شنیدن ندارد و کر است، سخن حق بگویی. از نظر قرآن، چه کسی مرده است؟ آن کسی که جسم دارد و روح ندارد. چه کسی خلیفة‌الله است؟ آن کسی که هم جسم و هم روح دارد و با این دو بال، به‌سوی خداوند و عالم ملکوت پرواز می‌کند.

انتهای پیام
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha