به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، مهدی جمشیدی، نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ در وبینار «روایت این روزها؛ مسئولیت اجتماعی دانشجویان» که شامگاه یکشنبه، 28 دیماه به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاههای اصفهان و علوم پزشکی برگزار شد، اظهار کرد: ایالات متحده در شیوه مبارزه خود برای تغییر الگوی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران چرخشی جدی ایجاد کرده و به مرور زمان، جنگ ترکیبی را ترتیب داده است. با پایانیافتن جنگ تحمیلی ایران و عراق در سال 67، تا امروز با مجموعهای از فتنههای داخلی روبهرو شدهایم؛ ولی در حوادث اخیر کشور، جنگ ترکیبی به اوج خود رسید، به این ترتیب که قصد برپایی اغتشاش داخلی و حمله خارجی را بهطور همزمان داشتند.
وی افزود: برنامه این بود که در جنگ 12 روزه ابتدا حمله نظامی و بعد اغتشاش داخلی صورت گیرد، ولی در حوادث اخیر برنامه برعکس شد، بهطوری که ابتدا باید اغتشاش داخلی و بعد از آن حمله نظامی انجام میشد. درواقع، شکستخوردن در همه شیوههای پیشین، دشمنان ایران را وادار کرد تا به تقدم امر اجتماعی قائل شوند. آنان تصور کردند که با استفاده از نارضایتی اقتصادی، میتوان اغتشاش داخلی را رقم زد. شناخت این مراحل، راهبردپردازی معکوس است که میتواند در شناخت دشمن به ما کمک کند.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ در خصوص مراحل تبدیل اعتراض به اغتشاش بیان کرد: مرحله اول، شکلگیری اعتراضات واقعی یا نیمهواقعی است، بهطوری که جریانسازیهای اجتماعی که ضرورتاً واقعی هم نیستند، درباره مسئلهای واقعی ایجاد میشوند. در مرحله دوم، در دل روایتپردازی حول اعتراضات واقعی، اعمال خشونت فراوان به حاکمیت نسبت داده میشود یا اینکه از مشارکت همه مردم در اعتراضات یاد میکنند. بنابراین، در حالی که مسئله اصلی هنوز به اعتراض خیابانی تبدیل نشده است، روایتپردازیهایی درباره آن انجام میشود.
وی ادامه داد: دشمن در مرحله سوم، سلسلهگروههایی را در جایگاه ناجیان ملت معرفی میکند، یعنی مردم را در خلأ نگه نمیدارند، بلکه گزینههای بدیل را به آنان معرفی میکنند. در حوادث اخیر، رضا پهلوی را در جایگاه بدیل معرفی کردند که انتخاب کاملاً نادرستی بود. فضاسازی برای حمله نظامی در مرحله چهارم صورت میگیرد، یعنی اگر حاکمیت در برابر اغتشاش موضعگیری نداشته باشد، در خود فرومیپاشد و از بین میرود؛ البته دشمن گمان میکرد که این مرحله قطعاً اتفاق میافتد، زیرا اعتراض را برای رقمزدن طرح براندازی به اغتشاش تبدیل کرد.
جمشیدی تأکید کرد: اعتراض امری درونساختاری است که دلیلی ندارد رئیسجمهور کشوری در آن سوی دنیا از آن حمایت کند. بنابراین، اساساً از نظر آنان اعتراض بهانهای برای ایجاد اغتشاش داخلی است. ما نباید فریب بخوریم، چراکه همه این اقدامات دستاویزی برای اتفاقی بزرگتر هستند. هیچ نظامی با اعتراض اجتماعی دچار فروپاشی نمیشود، ولی با اغتشاش اجتماعی ممکن است این اتفاق رخ دهد. در نتیجه، اگر حاکمیت در مقابل اغتشاش واکنش داشته باشد، از سوی دولتهای حامی اغتشاش محکوم میشود.
وی گفت: حاصل هر دو روش، حال و روز کشور سوریه است که بهطور تمام و کمال شاهد آن هستیم. طرحی که برای ایران درنظر گرفته بودند، چیزی جز سوریهسازی ایران نبود و حمله نظامی، تیر خلاص براندازی جمهوری اسلامی بود. کشور در حوادث اخیر، جنگی واقعی را از سر گذراند، بهطوری که نیمه اصلی، یعنی اغتشاشات داخلی رخ داد و نیمه پایانی که حمله نظامی بود، ناکام ماند. بنابراین، امری بیرونی بخشی از جامعه ایرانی را فریب داد.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ تصریح کرد: عناصر مورد استفاده در این جنگ عبارت بودند از روایت و رسانه، اقتصاد و ترور شهری. دشمن از مسئلهای واقعی یا نسبتاً واقعی سوءاستفاده کرد تا بتواند کشتهسازی، ترور و جنگ شهری ایجاد کند. چیزی که شاهد آن بودیم، شبیخون تروریستی شهری با عنوان اعتراض اقتصادی بود که البته هیچ ربطی هم به اعتراض اقتصادی نداشت.
وی افزود: ترامپ با حمایت از کشتن نیروهای نظامی، طرح کشتهسازی را آشکار کرد. درواقع، آنان قصد داشتند با کشتهسازی، زمین سوختهای برای نظام جمهوری اسلامی ایجاد کنند تا راه پسرفتن و پیشآمدن نداشته باشد؛ بهطوری که با اقدام علیه تروریستها، نظام را به خشونتورزی محکوم و با انفعال در برابر آنان، شرایطی برای حمله نظامی ایجاد کنند. همهچیز صحنهسازی برای حمله نظامی بود. البته دشمنان ایران بعد از این به دنبال اجماع جهانی علیه کشور ما هستند، به این معنا که جمهوری اسلامی را از منظر حقوق بشر به سرکوب مردم متهم کنند.
جمشیدی در خصوص روندی که جنبش دانشجویی باید در پیش بگیرد، اظهار کرد: اولین نکته این است که دانشجویان به خودسازی انقلابی بپردازند، به این معنا که افراد با شخصیتهای قوی و عزم راسخ میتوانند به نیروی پیشران در جامعه تبدیل شوند؛ در حالی که افرادی با شخصیتهای ضعیف یا متوسط نمیتوانند کار چندانی از پیش ببرند. دانشجو به میزان خودساختهبودن، میتواند پیشران باشد و جامعه را به حرکت درآورد.
وی ادامه داد: انسان، خود برای ماندگارشدن در تاریخ تصمیم میگیرد. باید توجه داشت که تودههای بیشکل به تاریخ شکل نمیدهند، بلکه اقلیت مؤمن تاریخساز این کار را انجام میدهند. به عبارت دیگر، همیشه گروهی کوچک با عزم راسخ در جامعه پیشران هستند که رهبر معظم انقلاب آنان را خواص مینامد. انقلابها همیشه هستهای مرکزی دارند که بعد از مدتی در جامعه بسط و گسترش مییابد؛ بنابراین دانشجو برای تأثیرگذاری باید سرآمد باشد.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ با بیان اینکه دنیای امروز، دنیای روایتهاست، خطاب به دانشجویان بیان کرد: اگر موضع مشخصی ندارید، درواقع وجود ندارید؛ چرا که بودن انسان به موضعمندی او گره خورده است. هر انسان به میزانی که خالق روایت باشد، وجود مییابد. رهبر معظم انقلاب بزرگترین اقدام حضرت زهرا(س) را تبیین معرفی کردند که به ارزش روایت اشاره دارد. در دنیای امروز روایت اصالت یافته است، در حالی که متأسفانه ما به واقعیت چسبیدهایم.
وی نکته سوم را رهایی از محافظهکاری درنظر گرفت و گفت: محافظهکاری در تبیین حقیقت، نشانه اخلال در ایمان است؛ زیرا اهل یقین زبان شفاف و صریح دارند و منافع خود را در نظر نمیگیرند. رهبر معظم انقلاب به جوانان توصیه کردند که حقیقت را با صراحت و روشنی مطرح و از بیان مطالب بهصورت دوپهلو خودداری کنند؛ چراکه این ویژگی ابوذر در دوران امیرالمؤمنین(ع) است. در حوادث اخیر کشور، بدنهای بسیاری از هموطنان تکهتکه شد، در حالی که ما از سخنگفتن صریح پرهیز میکنیم.
جمشیدی خطاب به دانشجویان اضافه کرد: توصیه شهید طهرانچی به دانشجویان، پاسخ صریح یا ترک مجلسی بود که در آن علیه انقلاب اسلامی سخن گفته میشود. نباید اجازه دهید ضدانقلابگویی به سخنان شایع تبدیل شود. نکته چهارم این است که هرگز نباید بترسید، چراکه انقلاب اسلامی از دست نرفته و در پایان خود قرار ندارد؛ انقلاب ما شرایطی بسیار بحرانیتر را در سال 77 از سر گذرانده است. ما امروز تنومندیم و به شکنندگی دهه 60 نیستیم. انگارهای که میگوید مسئولان در حال آمادهشدن برای ترک کشور هستند و ایران در حال سوریهشدن است، خواب و خرافاتی بیش نیست و نباید آن را باور کنید.
وی در خصوص قدرت روایت بیان کرد: دشمن آنقدر میگوید بوی الرحمن جمهوری اسلامی بلند شده تا به حقیقت بپیوندد، چراکه با مرعوبشدن ذهن، اراده متزلزل و آنچه دشمن میخواهد، محقق میشود. نکته پنجم، هرگز عقبنشینینکردن است؛ زیرا اولین گام به عقب، آخرین گام نیست و این اقدام زنجیرهای به دنبال دارد. نکته بعدی درباره دریافتن مقام معظم رهبری است؛ ایشان بهطور غیرمستقیم در حوادث سال 88 و بهطور مستقیم در حوادث سال 1401 و دیماه امسال نوک پیکان حملات شدند.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ گفت: دشمن در حال حککردن تصویر مورد نظر خود از رهبر معظم انقلاب در اذهان جامعه است. باید از این تکرارها ترسید، زیرا در اذهان جامعه ثبت و ضبط میشود. جامعه دانشجویی باید نظریهپرداز «مردمسالاری دینی»، یعنی رهبر معظم انقلاب را با همین نظریه به مردم بشناساند. دانشجویان باید در این مورد حساسیت به خرج دهند؛ ما باید اثبات کنیم که رهبر معظم انقلاب هیچ نسبتی با تصویر مورد نظر دشمن ندارد.
وی افزود: نکته دیگر، پرداختن به خشونت مشروع است. جامعه دانشجو باید حکم حداکثری قوه قضائیه را درباره حوادث اخیر مطالعه کند؛ حتی امروز هم کمی دیر است، زیرا اقدامات اغتشاشگران در نهایت خشونت انجام شد. حضرت علی(ع) چهار هزار نفر از خوارج را در یک روز کشت، چراکه تهدیدکننده امنیت مردم بودند. امروز نیز قوه قضائیه باید با همین صلابت در مقابل آشوبگران داخلی بایستد. اگر خشونت مشروع اعمال نشود، فصل به فصل و ماه به ماه شاهد خشونت نامشروع در جامعه خود خواهیم بود.
به گفته جمشیدی، نکته هشتم شناخت روشنفکری سکولار است؛ این گرایش فکری گندمهای انبار انقلاب را میجود و ادبیات سازش و انفعال را بازتولید میکند. جنبش دانشجویی که اهل فکر و نظر باشد، نمیتواند با روشنفکری سکولار درگیر نشود. مورد نهم، اهمیت سلبریتیهاست، بهطوری که در دهه اخیر هیچ آشوب و انتخاب نادرستی صورت نگرفته، مگر با حمایت سلبریتیها. بدا به حال جامعهای که به جای اندیشمند و متفکر، افرادی را که صاحب فکر و اندیشه نباشند، پیشوای خود در نظر بگیرد.
وی بیان کرد: نکته دهم، جلوگیری از نابودی هویت دینی ایرانیان است. رهبر معظم انقلاب بارها بر هویتزدایی، آرمانگریزی و ایدئولوژیزدایی تأکیده کردهاند؛ زیرا ایران بعد از نابودی هویت دینی، بلعیده میشود. دانشجویان نباید اجازه دهند که ایران سکولار جایگزین ایران اسلامی شود. هرگز با جریانی که بر ایران سکولار سرمایهگذاری کرده است، همراهی نداشته باشید؛ زیرا وحدت باید براساس اصول و ارزشها ایجاد شود که اصول اسلامی در صدر آنها قرار دارد.
این نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ اظهار کرد: نکته بعدی، تبدیل دانشگاه به عرصه مباحثات صریح است؛ بنابراین باید پرسید که کرسیهای آزاداندیشی کجا هستند؟ چرا از رادیکالترین مواضع استقبال نمیکنید؟ چرا دانشگاه خط مقدم جنگ نرم نیست؟ دانشگاه و جریان دانشجویان انقلابی باید بتوانند همه افراد را با همه عقاید به مناظره دعوت کنند، چراکه نباید در گفتوگو بیزبان و ناتوان باشند. در عرصه مباحثات صریح و معرفتی، شایستهتر از دانشگاه وجود ندارد. هر چقدر دانشگاه ساکت باشد و صدایی از دانشجویان بلند نشود، باید منتظر بلندشدن آن صدا در سطح شهر باشید. دانشجویان جبهه انقلاب باید پرچمداران گفتوگوی آزاد و مناظرههای مفصل باشند.
وی اضافه کرد: باید کاری کنید که افراد از سخنگفتن بیمهار و بیضابطه بترسند. باید به چرندگویی در فضای فکری پایان داد و راه آن ایجاد مسئولیتپذیری در سخنگفتن با دعوت به مناظره و مبارزه است. دانشگاه از این منظر بسیار دچار کمکاری شده است. نکته پایانی این است که اگر فضای مجازی را تسخیر نکنیم، فضای واقعی را تسخیر میکنند. جامعهای که فضای مجازی را ببازد، واقعیتهای درونی خود را نیز خواهد باخت. جنگ در فضای مجازی، جنگ بر سر کمیتهاست، پس دانشجویان باید به آن عرصه نیز لشکرکشی داشته باشند.
جمشیدی در پایان به دانشجویان توصیه کرد: به سخن درآیید و در عمل نیز با جبهه حق همراهی کنید؛ زیرا صرف همراهی قلبی با این جبهه کافی نیست. دشمن ایران در حال تلاش برای جریانسازی و راهاندازی انبوهی از خلق با استفاده از روایت در سطح فضای مجازی است، پس شما نیز راوی جبهه خود باشید. اگر روایت شما حداکثری شد، فضای مجازی نیز از آن شما و جبهه حق خواهد بود.
انتهای پیام