کد خبر: 4330595
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۴
در نشستی مطرح شد

هماهنگی پزشکی، فلسفه و اخلاق در نظام اخلاقی ابن‌سینا

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گفت: نظام اخلاقی ابن‌سینا پیچیده، همه‌جانبه و مبتنی بر شناخت دقیق طبیعت انسان است که در آن پزشکی، فلسفه و اخلاق در هماهنگی کامل قرار می‌گیرند تا انسان را به‌سوی سعادت حقیقی رهنمون کنند.

ابن‌سینابه گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، حامد ناجی، عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان در دومین نشست از سلسله‌نشست‌های تخصصی «مدرس ابن‌سینا؛ جستارهایی از مکتب فلسفی اصفهان» با عنوان «معنای زندگی در تعامل طب و فلسفه از منظر ابن‌سینا» که عصر دوشنبه، ششم بهمن‌ماه به میزبانی سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان برگزار شد، ابتدا به تبیین مفهوم سعادت از منظر ارسطو، فارابی و ابن‌سینا پرداخت و اظهار کرد: نوع فعالیت انسان از دیدگاه اغلب فیلسوفان، شامل فعالیت اخلاقی و نظری است، اما در نگاه ارسطو، تمام وجود انسان در خدمت فعالیت نظری قرار دارد، یعنی در گرو قوه ناطقه است. بنابراین، هر آنچه بتواند قوه تفکر بشر را به کمال خود برساند، موجب سعادت می‌شود.

وی افزود: حال پرسش اینجاست که آیا اخلاق از نگاه ارسطو خود موضوعیت دارد یا نه، طریقیت است؟ ارسطو معتقد است اخلاق طریقیت دارد؛ یعنی در نگاه او هیچ‌چیز ذاتاً مهم نیست، جز همان قوه نظری. امروز شما وارث این تفکر هستید؛ در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که همگان شما را تهییج می‌کنند که «عقلت را تقویت کن» و تمرکز اصلی بر همین موضوع است. 

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: اما اولین فیلسوفی که این نظریه را به چالش کشید، فارابی بود. فارابی این نگاه را به کلی تغییر داد و معتقد بود انسان سه بخش وجودی دارد؛ نظری، فکری و اخلاقی. به عبارت دیگر، انسان دارای قوه نظری است که این بخش حتی بدون تعلیم و تربیت ویژه نیز در او موجود است و انسان را از دیگر مخلوقات متمایز می‌کند. این قوه را می‌توان توسعه داد، همان‌گونه که در نظام آموزش و پرورش با تعلیم دروسی مانند ریاضیات و دروس تجربی، این قوه تقویت می‌شود. 

وی با اشاره به بخش دوم، یعنی قوه فکری گفت: در اینجا نکته برجسته‌ای در اندیشه فارابی مطرح می‌شود؛ فیلسوفان معمولاً درباره محصول قوه فکر بحث می‌کنند، اما فارابی بر خود این قوه و تقویت آن تأکید دارد. برای نمونه، در ماشین چرخ‌ گوشت، اکثراً خروجی چرخ مورد توجه قرار می‌گیرد، حال آنکه توجه فارابی به قوه فکر، از نوع توجه به خود موتور چرخ گوشت است، نه خروجی و محصول آن. 

ناجی تصریح کرد: فارابی به تقویت موتور خردورزی توجه ویژه دارد. این تقویت بعدها در سنت اسلامی در کتاب «برهان» ابن‌سینا دنبال شد که ساختاری متفاوت با برهان ارسطویی دارد و در خدمت تقویت خود قوه فکر است. بخش سوم وجود انسان در نگاه فارابی، اخلاق است. نکته مهم این است که فارابی برخلاف ارسطو، سعادت انسان را در گرو هر سه بخش می‌داند، مانند پرنده‌ای که برای اوج‌گرفتن به سه بال نیاز دارد. 

ساختار سه‌گانه روح از منظر ابن‌سینا 

وی اضافه کرد: این بحث به‌دست ابن‌سینا رسید. او در ساختار بحث به ارسطو نزدیک‌تر است، اما موضعی ویژه دارد. ابن‌سینا تأکید می‌کند که سعادت انسان نقطه‌ای ثابت نیست، بلکه فرآیندی تدریجی و با کمال انسان مساوی است. پرسش اینجاست که کمال انسان چیست؟ در نگاه عرف، انسان زندگی خوب و سعادتمند را زیست لذت‌بخش می‌داند، اما ابن‌سینا کمال‌گراست، نه لذت‌گرا. او معتقد است انسان سه روح دارد: روح نباتی که مرکز آن کبد، روح حیوانی که مرکز آن قلب و روح انسانی که مرکز آن مغز است. اگر کمال هر یک از این سطوح پایین‌تر محقق نشود، سطح بالاتر به کمال نمی‌رسد. سعادت حقیقی از نگاه ابن‌سینا پس از مرگ تحقق می‌یابد، اما رسیدن به آن منوط به مدیریت و تعادل این سه روح در همین جهان است. 

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان به تبیین نحوه ارتباط و تعامل این سه روح انسان با یکدیگر پرداخت و بیان کرد: پرسش کلیدی این است که آیا روح انسانی بر روح حیوانی و نباتی تسلط دارد؟ پاسخ ابن‌سینا مثبت است، اما این سلطه نیازمند تدبیر و مدیریت هوشمندانه است. مثلاً با روزه می‌توان روح نباتی را مدیریت یا با کنترل قوه شهویه و غضبیه، روح حیوانی را مهار کرد. حتی حالات عمومی مثل حال داشتن یا حال نداشتن قابل مدیریت است. اینجا پروژه عملیاتی ابن‌سینا شکل می‌گیرد، یعنی استفاده کمال‌بخش از قوای پایین‌تر، نه صرفاً استفاده ابزاری از آن‌ها. 

وی افزود: برای اجرایی‌کردن این طرح، ابن‌سینا به پزشکی روی آورد. راز مهم در نظام فکری او این است که پزشکی در خدمت متافیزیک قرار دارد. به همین دلیل در سنت اسلامی، حکیم کسی بوده که هم فلسفه و هم پزشکی می‌دانسته است، چراکه بعد جسمانی انسان و قوای نباتی و حیوانی او اهمیتی بنیادین دارد. اعتلای انسان از همین نقطه آغاز و موضوع مزاج نیز وارد می‌شود. ابن‌سینا معتقد است جهان از چهار عنصر (آب، هوا، خاک و آتش) تشکیل شده و تعامل آن‌ها کیفیت جدیدی به نام مزاج را پدید می‌آورد. مزاج‌ها به چهار نوع اصلی تقسیم می‌شوند: صفراوی، بلغمی، سوداوی و دموی. 

ارتباط مزاج با روح انسانی 

ناجی تأکید کرد: نکته کلیدی این است که اگر انسان مزاج خود را نشناسد، نمی‌تواند آن را مدیریت کند و در نتیجه قادر نخواهد بود بر قوای نباتی و حیوانی خود مسلط شود. از همین رو، ابن‌سینا در کتاب «قانون» بر سبک زندگی متناسب با مزاج تأکید می‌کند. این سبک زندگی چند بخش دارد: اول، خورد و خوراک؛ دوم، محیط زندگی (آب‌وهوا و جغرافیا)؛ سوم، شغل و فعالیت روزمره؛ چهارم، ازدواج و تعاملات جنسی و حتی چیدمان خانه. همه این‌ها براساس مزاج فرد تنظیم می‌شود. اگر این موارد به درستی رعایت نشود، نه‌تنها سلامت جسمی، بلکه تعادل روانی و اخلاقی فرد نیز به خطر می‌افتد. 

وی با بیان اینکه فضیلت‌های اخلاقی در چنین بستری معنا می‌یابند، ادامه داد: اگر زیرساخت مزاجی فرد ناسالم باشد، کسب فضائل اخلاقی به‌شدت دشوار خواهد بود. مثلاً رذیله‌ای مانند تنبلی ممکن است در مزاج بلغمی به شکلی و در مزاج صفراوی به شکل دیگری ظاهر شود. درمان این رذائل نیز نیازمند اصلاح مزاج است. اینجاست که اخلاق ابن‌سینا نسبیتی مبتنی بر طبیعت فرد پیدا می‌کند، اما هرچه به سمت فضائل عالی‌تر مانند عدالت پیش برویم، این نسبیت کاهش می‌یابد. 

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در پایان به تبیین مفهوم توبه از منظر شیخ‌الرئیس پرداخت و گفت: ابن‌سینا برای توبه و اصلاح اخلاق نیز سازوکاری تدریجی قائل است. همان‌گونه که با تکرار یک عمل، ملکه‌ای نفسانی ایجاد می‌شود، با تکرار عمل مقابل می‌توان آن را تضعیف کرد. البته برخی فیلسوفان مانند ملاصدرا معتقدند بعضی آثار نفسانی به‌کلی پاک نمی‌شوند، اما ابن‌سینا بر امکان اصلاح تأکید دارد. در مجموع، نظام اخلاقی ابن‌سینا پیچیده، همه‌جانبه و مبتنی بر شناخت دقیق طبیعت انسان است که در آن پزشکی، فلسفه و اخلاق در هماهنگی کامل قرار می‌گیرند تا انسان را به سوی سعادت حقیقی رهنمون کنند.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha