کد خبر: 4331794
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۹
در گفت‌وگو با ایکنا بررسی شد

توسعه فردی جوانان با کدام چالش‌ها مواجه است

عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی با تأکید بر اینکه توسعه فردی جوانان به کیفیت بستر اجتماعی و فرهنگی وابسته است، گفت: چالش‌ها در این زمینه، به سه سطح ساختاری، فرهنگی و نهادی برمی‌گردد.

محسن مسعودیان عضو هیئت علمی پژوهشکده سمتدر جهان معاصر که با نااطمینانی اقتصادی، تکثر هویتی و فشارهای رقابتی همراه است، موضوع جوانان بیش از هر زمان دیگری به دغدغه‌ای راهبردی تبدیل شده است. مهارت‌های زندگی، توسعه فردی و کیفیت حمایت اجتماعی از نسل جوان، نه‌تنها سرنوشت فردی آن‌ها، بلکه مسیر پایداری اجتماعی و اخلاقی جوامع را تعیین می‌کند. نگاهی که این مؤلفه‌ها را در پیوند میان ساختارهای اجتماعی، معناهای فرهنگی و آموزه‌های دینی تحلیل کند، می‌تواند افقی روشن‌تر برای فهم آینده و سیاست‌گذاری مؤثر در حوزه جوانان ترسیم کند. در همین زمینه، خبرنگار ایکنا از اصفهان با محسن مسعودیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت) به گفت‌وگو پرداخته است که بخش دوم آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ مهارت‌های زندگی چه نقشی در پایداری و موفقیت جوانان در جامعه دارند؟ چه راه‌هایی می‌تواند به جوانان کمک کند تا مهارت‌هایی مانند مدیریت احساسات، ارتباطات و تصمیم‌گیری را یاد بگیرند؟

مهارت‌های زندگی ستون‌های نامرئی اما بنیادین پایداری فردی و انسجام اجتماعی به‌شمار می‌روند. موفقیت اجتماعی صرفاً حاصل دسترسی به منابع اقتصادی یا سرمایه آموزشی نیست، بلکه به میزان توانایی فرد در تنظیم هیجان‌ها، برقراری روابط سالم، انتخاب‌های عقلانی و حفظ تعادل روانی در شرایط فشار اجتماعی وابسته است. در معارف قرآنی، مهارت‌های زندگی در حقیقت ابزارهای تحقق حیات طیبه محسوب می‌شوند؛ حیاتی که در آن انسان به تعادل میان عقل، قلب و عمل می‌رسد.


بیشتر بخوانید:


در سطح جامعه‌شناختی، مهارت‌های زندگی نقش حفاظتی در برابر بحران‌های اجتماعی و فردی ایفا می‌کنند. جامعه مدرن با شتاب تغییرات فرهنگی، نااطمینانی اقتصادی، رقابت منزلتی و تکثر هویتی همراه است. در چنین شرایطی، جوانی که فاقد مهارت مدیریت هیجان‌ها یا تصمیم‌گیری عقلانی باشد، بیشتر در معرض اضطراب، سرگشتگی هویتی و شکست‌های اجتماعی قرار می‌گیرد. در مقابل، جوانی که این مهارت‌ها را داراست، می‌تواند در شرایط بی‌ثبات نیز مسیر رشد خود را حفظ کند و به عاملیت اجتماعی برسد.

در رویکرد قرآنی، انسان موجودی معرفی می‌شود که هم دارای بعد عقلانی و هم دارای بعد عاطفی و معنوی است و کمال او در هماهنگی این ابعاد شکل می‌گیرد. قرآن در مواضع متعدد بر کنترل خشم، صبر در سختی‌ها، مشورت در تصمیم‌گیری و حفظ اعتدال در روابط اجتماعی تأکید می‌کند. این آموزه‌ها در زبان امروز علوم اجتماعی، همان مهارت‌های تنظیم هیجانی، تصمیم‌گیری مشارکتی و ارتباطات سالم محسوب می‌شوند.

مهارت مدیریت احساسات، از بنیادی‌ترین مهارت‌های بقا و موفقیت اجتماعی است. از دید جامعه‌شناسی، نظم اجتماعی تا حد زیادی به توانایی افراد در کنترل هیجان‌ها و تبدیل آن‌ها به کنش عقلانی وابسته است. قرآن نیز انسان را به مهار خشم، گذشت، صبر و بردباری دعوت می‌کند و این ویژگی‌ها را نشانه بلوغ انسانی می‌داند. انسانی که بتواند هیجان‌های خود را مهار کند، نه‌تنها در روابط فردی موفق‌تر است، بلکه در ایفای نقش‌های اجتماعی نیز قابل اعتمادتر خواهد بود.

مهارت ارتباطی نیز نقش محوری در شکل‌گیری سرمایه اجتماعی دارد. جامعه‌شناسی نشان می‌دهد که موفقیت شغلی، کیفیت زندگی خانوادگی و میزان مشارکت اجتماعی، همگی به کیفیت ارتباطات انسانی وابسته هستند. در آموزه‌های قرآنی نیز بر گفتار نیکو، احترام متقابل، پرهیز از تحقیر دیگران و رعایت کرامت انسانی تأکید شده است. این اصول، بنیان شکل‌گیری ارتباطات سالم و پایدار در جامعه محسوب می‌شوند.

مهارت تصمیم‌گیری عقلانی، سومین ستون اساسی توسعه فردی به‌شمار می‌رود. جامعه مدرن سرشار از انتخاب‌های پیچیده و موقعیت‌های چندگزینه‌ای است. فردی که فاقد مهارت تحلیل پیامدها و سنجش عقلانی انتخاب‌ها باشد، بیشتر در معرض خطاهای پرهزینه قرار می‌گیرد. قرآن در آیات متعدد بر تعقل، تدبر، مشورت و پرهیز از تصمیم‌های شتاب‌زده تأکید و انسان را به انتخاب آگاهانه دعوت می‌کند.

اما درباره راه‌هایی که می‌تواند به جوانان در یادگیری این مهارت‌ها کمک کند، نخست باید به نقش تجربه زیسته توجه کرد. مهارت‌های زندگی صرفاً از طریق آموزش نظری شکل نمی‌گیرند، بلکه در میدان تجربه واقعی، خطا، بازاندیشی و یادگیری تدریجی تثبیت می‌شوند. جامعه‌ای که به جوانان فرصت تجربه مسئولیت واقعی بدهد، درواقع بستر رشد مهارت‌های زندگی را فراهم کرده است.

دوم، الگوهای تربیتی و فرهنگی نقش تعیین‌کننده دارند. جوانان بیش از آنکه از نصیحت تأثیر بپذیرند، از مشاهده رفتار واقعی الگوهای اجتماعی تأثیر می‌گیرند. در سنت دینی نیز انتقال ارزش‌ها از طریق الگوهای عینی رفتاری، یکی از مهم‌ترین روش‌های تربیتی بوده است.

سوم، پیوند میان آموزش مهارت‌های زندگی و معنا‌بخشی اخلاقی اهمیت زیادی دارد. اگر مهارت‌های زندگی صرفاً به‌مثابه ابزار موفقیت مادی آموزش داده شوند، ممکن است به فردگرایی ابزاری منجر شوند؛ اما اگر این مهارت‌ها در چارچوب مسئولیت اجتماعی، کرامت انسانی و رشد معنوی آموزش داده شوند، به شکل‌گیری شخصیت متعادل کمک می‌کنند.

در نهایت باید گفت، مهارت‌های زندگی در نگاه جامعه‌شناختی و قرآنی، ابزارهای تحقق انسان متعادل هستند؛ انسانی که می‌تواند در جهان پیچیده امروز، هم به موفقیت فردی برسد و هم در ساخت جامعه سالم و اخلاقی نقش ایفا کند. جامعه‌ای که به آموزش مهارت‌های زندگی به نسل جوان توجه نکند، درواقع در حال تولید نسلی آسیب‌پذیر در برابر بحران‌های روانی، اجتماعی و فرهنگی است.

ایکنا ـ کدام چالش‌های اجتماعی و فرهنگی در مسیر توسعه فردی جوانان وجود دارد؟ 

مسیر توسعه فردی جوانان در خلأ شکل نمی‌گیرد، بلکه در دل شبکه‌ای پیچیده از ساختارهای قدرت، نظم‌های فرهنگی، نابرابری‌های اقتصادی و نظام‌های معنایی جامعه ساخته می‌شود. به همین دلیل، توسعه فردی جوانان بیش از آنکه صرفاً به اراده فردی وابسته باشد، به کیفیت بستر اجتماعی و فرهنگی وابسته است. در معارف قرآنی نیز انسان در عین داشتن اختیار و مسئولیت فردی، در میدان آزمون‌های اجتماعی و تاریخی قرار دارد و رشد او در نسبت میان اراده فردی و شرایط محیطی شکل می‌گیرد.

نخستین چالش، ناهمخوانی میان آرمان‌های فرهنگی و واقعیت‌های ساختاری است. بسیاری از جوامع به‌صورت گفتمانی بر موفقیت، پیشرفت، خودسازی و تعالی تأکید می‌کنند، اما در سطح ساختارهای اقتصادی و نهادی، فرصت‌های برابر برای تحقق این آرمان‌ها فراهم نمی‌شود. این شکاف به نوعی فرسایش امید اجتماعی در نسل جوان منجر می‌شود. در قرآن نیز بارها بر پیوند ایمان و عمل صالح تأکید شده است؛ یعنی صرف گفتار و شعار بدون تحقق عینی عدالت و امکان رشد، نوعی نفاق ساختاری در جامعه ایجاد می‌کند که به تضعیف اعتماد اجتماعی منجر می‌شود.

دومین چالش، سیطره فرهنگ مصرفی و منزلتی است. در بسیاری از جوامع معاصر، ارزش فرد نه براساس رشد وجودی، اخلاقی یا علمی، بلکه براساس نمایش ظاهری موفقیت، ثروت و سبک زندگی مصرفی سنجیده می‌شود. این امر موجب شکل‌گیری اضطراب منزلتی و رقابت فرساینده در میان جوانان می‌شود. در نگاه قرآنی، انسان بارها از گرفتارشدن در فریب ظواهر، تکاثر و غفلت از رشد درونی برحذر داشته و بر این نکته تأکید می‌شود که ارزش واقعی انسان در تقوا، عدالت و صدق در عمل شکل می‌گیرد.

سومین چالش، بحران معنا در جهان معاصر است. بسیاری از جوانان در فضایی رشد می‌کنند که پاسخ‌های روشن و منسجم برای پرسش‌های بنیادین درباره هدف زندگی، عدالت، رنج و آینده وجود ندارد. این وضعیت می‌تواند به نوعی سرگشتگی وجودی منجر شود. قرآن بارها بر هدفمندبودن حیات انسانی، مسئولیت انسان در قبال خود و جامعه و امکان رشد معنوی حتی در شرایط سخت تأکید می‌کند. این نگاه می‌تواند معنای پایدارتری برای زیست انسانی فراهم کند.

چهارمین چالش، فشار ساختارهای رقابتی و ناامن اقتصادی است. نااطمینانی شغلی، دشواری دسترسی به فرصت‌های پایدار اقتصادی و احساس بی‌ثباتی آینده، می‌تواند فرآیند برنامه‌ریزی بلندمدت و توسعه فردی را مختل کند. در دین، عدالت اقتصادی و جلوگیری از تمرکز افراطی ثروت، یکی از پایه‌های سلامت اجتماعی مطرح شده است و بی‌توجهی به این امر می‌تواند بنیان‌های اخلاقی و روانی جامعه را تضعیف کند.

پنجمین چالش، دوگانگی هویتی ناشی از زیست در میان فرهنگ‌های متنوع و گاه متعارض است. جوان امروز در معرض روایت‌های متکثر درباره هویت، موفقیت، اخلاق و سبک زندگی قرار دارد. اگر جامعه نتواند روایت هویتی منسجم و در عین حال انعطاف‌پذیر ارائه دهد، نسل جوان در معرض چندپارگی هویتی قرار می‌گیرد. در نگاه قرآنی، بر تعادل میان ثبات ارزشی و پویایی اجتماعی تأکید و انسان به حفظ هویت در عین تعامل با جهان دعوت می‌شود.

اما اگر بخواهیم نگاه انتقادی‌تری داشته باشیم، باید اذعان کرد که بخشی از موانع توسعه فردی جوانان، نه صرفاً محصول شرایط جهانی، بلکه نتیجه ناکارآمدی‌های درونی جوامع نیز هست. گاهی ساختارهای آموزشی، فرهنگی و حتی دینی به‌ جای پرورش تفکر انتقادی، مسئولیت‌پذیری و خودآگاهی، بر انفعال، تقلید و اطاعت غیراندیشمندانه تأکید می‌کنند؛ در حالی که در قرآن بارها انسان به تفکر، تعقل، پرسشگری و مشاهده آیات الهی در جهان دعوت شده است. جامعه‌ای که جوان پرسشگر را تهدید تلقی کند، درواقع در حال محدودکردن ظرفیت رشد نسل آینده است.

همچنین باید به‌صراحت گفت که گاهی زبان رسمی درباره جوانان، آرمان‌گرایانه اما غیرواقعی است. انتظار نسل کامل، اخلاقی، موفق و بی‌خطا بدون فراهم‌کردن زیرساخت‌های واقعی رشد، نوعی فشار نمادین بر نسل جوان وارد می‌کند؛ در حالی که در نگاه قرآنی، انسان موجودی در مسیر رشد تدریجی است و خطا، بازگشت و اصلاح، بخشی از مسیر تعالی انسان تلقی می‌شود.

در آخر، چالش‌های توسعه فردی جوانان در سه سطح قابل فهم است: سطح ساختاری شامل نابرابری‌ها و محدودیت فرصت‌ها، سطح فرهنگی شامل بحران معنا و فشارهای منزلتی و سطح نهادی شامل ضعف نظام‌های تربیتی و آموزشی در پرورش انسان خودآگاه و مسئول. در قرآن، عبور از این چالش‌ها مستلزم پیوند میان عدالت اجتماعی، رشد معنوی و تقویت عقلانیت انسانی است. جامعه‌ای که این سه محور را همزمان تقویت کند، امکان پرورش نسل جوانی توانمند، امیدوار و دارای هویت پایدار را خواهد داشت.

ایکنا ـ چگونه می‌توان از جوانان برای یادگیری و رشد حمایت کرد؟

از منظر جامعه‌شناسی، حمایت از جوانان برای یادگیری و رشد، صرفاً به معنای ایجاد چند برنامه آموزشی یا ارائه خدمات رفاهی نیست، بلکه به معنای طراحی زیست‌بوم اجتماعی عادلانه، معنا‌محور و توانمندساز است. جوان زمانی می‌تواند در مسیر رشد پایدار حرکت کند که در سه سطح همزمان حمایت شود: سطح ساختارهای کلان اجتماعی، سطح نهادهای میانی مانند خانواده و آموزش و سطح تجربه زیسته فردی. در معارف قرآنی، رشد انسان در بستری محقق می‌شود که در آن عدالت، امکان انتخاب آگاهانه و هدایت اخلاقی به‌صورت همزمان وجود داشته باشد.

نخستین محور، ایجاد عدالت در دسترسی به فرصت‌های یادگیری و رشد است. جامعه‌شناسی توسعه نشان می‌دهد که نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت، مهارت‌آموزی و تجربه‌های فرهنگی، مستقیماً به بازتولید نابرابری اجتماعی منجر می‌شود. اگر بسترهای رشد فقط برای گروه‌های خاصی در دسترس باشد، توسعه فردی به امتیازی طبقاتی تبدیل می‌شود. در قرآن نیز عدالت، پایه قوام جامعه مطرح و بر این نکته تأکید می‌شود که تبعیض و انحصار فرصت‌ها، موجب فساد در نظم اجتماعی و اخلاقی می‌شود. جامعه‌ای که می‌خواهد نسل جوان توانمند داشته باشد، ناگزیر باید به سمت توزیع عادلانه فرصت‌های رشد حرکت کند.

دومین محور، بازتعریف نظام آموزشی از انتقال دانش به پرورش انسان است. بسیاری از نظام‌های آموزشی هنوز بر حفظ اطلاعات، رقابت آزمونی و تولید مدرک تمرکز دارند، در حالی که جهان معاصر نیازمند انسان‌های خودآگاه، خلاق، مسئول و توانمند در حل مسئله است. در نگاه قرآنی، علم زمانی ارزشمند است که با حکمت، اخلاق و مسئولیت اجتماعی همراه باشد. دانشی که به رشد شخصیت و آگاهی اخلاقی منجر نشود، نمی‌تواند به ساخت جامعه سالم کمک کند. از این منظر، حمایت واقعی از جوانان، یعنی تبدیل آموزش به فرآیند پرورش عقل، قلب و عمل.

سومین محور، تقویت فضاهای گفت‌وگو و تجربه اجتماعی است. جوانان نیاز دارند در محیط‌هایی قرار بگیرند که بتوانند آزادانه پرسش کنند، تجربه کنند، خطا کنند و یاد بگیرند. جامعه‌شناسی نشان می‌دهد که یادگیری عمیق در بستر تعامل اجتماعی و تجربه عملی شکل می‌گیرد. در قرآن نیز انسان به تفکر، مشاهده، تجربه و یادگیری از تاریخ و جامعه دعوت می‌شود. جامعه‌ای که فضای گفت‌وگوی سالم را محدود کند، درواقع مسیر رشد شناختی نسل جوان را محدود کرده است.

چهارمین محور، پیونددادن رشد فردی با معنا و مسئولیت اجتماعی است. اگر رشد فردی صرفاً به موفقیت فردی و رقابت اقتصادی تقلیل یابد، جامعه با بحران فردگرایی افراطی مواجه می‌شود. در نگاه قرآنی، رشد انسان همواره در نسبت با مسئولیت او در قبال دیگران معنا پیدا می‌کند. انسان رشد‌یافته، کسی است که علاوه بر ساختن خویشتن، در مسیر اصلاح جامعه نیز نقش ایفا می‌کند.

اما در نگاهی انتقادی، باید صراحتاً گفت که در بسیاری از جوامع، حمایت از جوانان بیشتر در سطح شعار باقی مانده است. گاهی سیاست‌گذاری‌ها درباره جوانان، بیشتر مبتنی بر نگرانی‌های کنترلی است تا توانمندسازی واقعی. گاهی نیز ساختارهای رسمی، از جوان مطیع و بی‌مسئله استقبال می‌کنند، اما از جوان خلاق، پرسشگر و مطالبه‌گر هراس دارند. این در حالی است که در قرآن، انسان موجودی متفکر، انتخاب‌گر و مسئول معرفی می‌شود و دعوت به تفکر و تعقل، یکی از پرتکرارترین مضامین قرآنی است.

همچنین باید به تناقضی مهم اشاره کرد. بعضی جوامع از یک سو از جوانان انتظار اخلاق‌مداری، مسئولیت‌پذیری و خلاقیت دارند، اما از سوی دیگر، در ساختارهای اقتصادی، آموزشی و فرهنگی، امکان تحقق این ویژگی‌ها را فراهم نمی‌کنند. در نگاه قرآنی، هماهنگی میان گفتار و عمل، یکی از معیارهای سلامت اخلاقی جامعه است و فاصله میان این دو، موجب بی‌اعتمادی اجتماعی می‌شود.

حمایت واقعی از جوانان زمانی محقق می‌شود که سه اصل به‌صورت همزمان اجرا شود: عدالت در توزیع فرصت‌ها، پرورش انسان به‌ جای صرف انتقال دانش و ایجاد پیوند میان رشد فردی و مسئولیت اجتماعی. در قرآن، جامعه‌ای که بتواند این سه محور را تقویت کند، در مسیر پرورش نسلی قرار می‌گیرد که هم از نظر علمی و مهارتی توانمند است و هم از نظر اخلاقی و معنوی استحکام درونی دارد. چنین نسلی می‌تواند هم آینده خود را بسازد و هم در ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر و انسانی‌تر نقش ایفا کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
مریم فلاحتی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha