کد خبر: 4334406
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۷
یادداشت

بازخوانی تیپ‌های شخصیتی جوان در قرآن

تصویری که قرآن کریم از تیپ‌های شخصیتی جوان ارائه می‌دهد، می‌تواند در نقطه‌ای کانونی و ترکیبی آرمانی با عنوان «جوان مؤمن انقلابی» متجلی شود؛ کلیدواژه‌ای استراتژیک برای ترسیم نقشه راه نسل جوان در مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی.

جوانانقلاب به معنای دگرگونی و تحولی عمیق و ریشه‌ای در ساختارهای یک جامعه است و نقش جوانان در تحقق آن بسیار مبرز و برجسته می‌کند. یادداشت پیش‌ رو با تمرکز بر این مفهوم اساسی، نقش جوانان را در تحقق قیام‌ها و انقلاب‌های دینی و اسلامی از عصر نزول قرآن تا امروز بررسی می‌کند؛ با این توضیح که تبیین این موضوع مبتنی بر شخصیت‌شناسی جوان در قرآن است. در شماره پیشین، یکی از تصویرسازی‌های قرآن در ارتباط با تیپ شخصیتی جوان احساساتی بررسی شد و در شماره پیش رو، به تبیین نقش سایر تیپ‌ها پرداخته می‌شود. 

جوان خودنگهدار و پارسا 

دومین تیپ شخصیتی برجسته از منظر قرآن کریم، جوان خودنگهدار و پارساست. این تیپ، نماد حفظ کرامت انسانی، صیانت از ایمان و پایبندی به اخلاق در برابر طوفان هواهای نفسانی و آلودگی‌های محیطی محسوب می‌شود. قرآن کریم با ارائه مصادیقی ماندگار، ویژگی‌ها و الگوهای این گروه از جوانان را ترسیم می‌کند.


بیشتر بخوانید:


الگوی نخست؛ اصحاب کهف: قرآن کریم سرگذشت گروهی از جوانان مؤمن و هوشیار را بازگو می‌کند که در جامعه‌ای شرک‌آلود و فاسد می‌زیستند، ولی تسلیم محیط نشدند: «أَمْ‌ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا، إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا؛ آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌های شگفت‌انگیز قدرت ما بودند؟ آن‌گاه که آن جوانان در آن غار جای گرفتند و گفتند: پروردگارا، از نزد خود رحمتی به ما ارزانی دار و برای ما در کارمان وسیله هدایتی فراهم کن.» (سوره کهف، آیات ۹ تا ۱۰)

این جوانان با تشخیص فساد حاکم و برای حفظ ایمان و پاکی خود، علیه طاغوت زمان قیام کردند، از شهر خارج شدند و به غاری پناه بردند. قرآن در توصیف نهایی آنان می‌فرماید: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى؛ ما داستانشان را به‌درستی برای تو بازگو می‌کنیم: آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم. (سوره کهف، آیه ۱۳)

اصحاب کهف، نمونه‌هایی آرمانی از جوانانی هستند که در فضای آلوده جامعه هضم نشدند، خود را از آن حفظ و از خدای تعالی طلب هدایت و رشد کردند. آنان الگوی پارسایی و خودنگهداری هستند و نشان می‌دهند که فرآیند تحقق انقلابی اسلامی، از مسیر ایمان، تقوا و پارسایی می‌گذرد. 

الگوی دوم؛ حضرت یوسف(ع): یکی از واضح‌ترین مصادیق جوان خودنگهدار در قرآن، حضرت یوسف(ع) است. قرآن با تعبیر بلوغ اشد به اوج جوانی و قدرت او اشاره می‌کند و سپس بزرگترین آزمایش عفت و پارسایی را شرح می‌دهد: «وَلَمَّا بَلَغَأَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ، وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ، وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ؛ و هنگامی که یوسف به رشد فکری خود رسید، به او حکمت و علم دادیم و نیکوکاران را این‌گونه پاداش می‌دهیم و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود، بارها خواست از او کام بگیرد و روزی درها را محکم بست و در حالی که خود را آماده کرده بود، به یوسف گفت: بیا، بشتاب! یوسف گفت: پناه بر خدا، حقیقت این است که پروردگار من جایگاه مرا نیکو داشته‌ است و من فرمان او را مخالفت نمی‌کنم، قطعاً ستمکاران ظفرمند نمی‌شوند و همانا آن زن آهنگ او کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ وی می‌کرد. این‌چنین برهان خود را به او نمایاندیم تا بدی و زشتکاری را از او بگردانیم؛ زیرا او از بندگان خالص ما بود.» (سوره یوسف، آیات ۲۲ تا ۲۴)

در این آیات، ایستادگی یوسف(ع) در اوج جوانی و زیبایی، با گفتن مَعَاذَ اللَّهِ، سرمشقی جاودانه برای همه جوانان در حفظ گوهر تقوا و پارسایی معرفی شده است. 

الگوی سوم؛ حضرت اسماعیل(ع): حضرت اسماعیل(ع) در جوانی، والاترین نمونه تسلیم در برابر فرمان الهی و ایثار را به نمایش گذاشت: «فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ، فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ؛ پس او را به پسری بردبار مژده دادیم، پس هنگامی که با او به حد تلاش رسید، گفت: ای پسرک من، من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم، بنگر که چه رأی می‌دهی؟ گفت: ای پدر، آنچه را به آن فرمان یافته‌ای، انجام بده که به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.» (سوره صافات، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲)

این روحیه تسلیم، صبر و آمادگی برای ایثار، از شاخص‌های جوانان خودنگهدار و پارسایی است که می‌توانند تحقق‌بخش آرمان‌های انقلابی اسلامی باشند. 

الگوی چهارم؛ دختران حضرت شعیب(ع): قرآن کریم دختران جوان حضرت شعیب(ع) را نماد شرم و حیا و رفتار عفیفانه معرفی می‌کند: «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا...؛ پس یکی از آن دو زن در حالی که با شرم و حیا راه می‌رفت، نزد او آمد و گفت: پدرم تو را می‌خواند تا در برابر اینکه دام‌ها را برای ما آب دادی، به تو مزد بدهد.» (سوره قصص، آیه ۲۵)

رفتار این دختران نشان می‌دهد که می‌توان در عین فعالیت اجتماعی و کمک به خانواده، حرمت‌ها و حدود الهی را رعایت کرد و با عفاف و حیا، از اختلاط‌های نامناسب دوری گزید. قرآن با تصویرکردن نحوه گفتار و رفتار دختران شعیب(ع)، آنان را سرمشق دیگر زنان و دختران قرار داده است. 

به‌طور کلی می‌توان گفت، جوان خودنگهدار و پارسا در قرآن، چنین صفاتی دارد: صاحب روح توحیدی، پاکدامن، مؤمن، دارای روحیه عفو و گذشت، صبر و ایثار، عفاف و حیا. این جوان با الگوگیری از مصادیق قرآنی، خود را از فضای آلوده جامعه حفظ می‌کند و به خاستگاه و بسترساز تحقق انقلاب و تمدنی اسلامی تبدیل می‌شود. 

جوان تحول‌آفرین و تمدن‌ساز 

سومین و مؤثرترین تیپ شخصیتی جوان از منظر قرآن کریم، جوان تحول‌آفرین و تمدن‌ساز است. این گروه، پیشگامان دگرگونی‌های مثبت اجتماعی و بنیان‌گذاران تمدن‌های الهی هستند که با ایمان راسخ، عمل جهادی و عدالت‌خواهی، در برابر ظلم و فساد می‌ایستند و تاریخ را جهت می‌دهند. قرآن کریم با بیان سرگذشت پیامبران و نخبگان جوان، الگوهای عملی این تیپ را به بشریت معرفی و حضرت موسی(ع) را در سنین جوانی، چهره‌ای عدالت‌طلب و مدافع ستم‌دیدگان ترسیم می‌کند.

موسی(ع) در مواجهه با ظلمی آشکار، به یاری شخص مستضعف برمی‌خیزد: «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ، وَلَمَّا دَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلَى حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَذَا مِنْ شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ؛ چون به توانایی جسمی و عقلی خود رسید و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش دادیم و این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. و موسی به شهر وارد شد، در حالی که اهل آن در خانه‌ها استراحت می‌کردند و از آنچه در شهر می‌گذشت، بی‌خبر بودند، پس دو مرد را در آنجا یافت که با هم به قصد نابودی یکدیگر، زد و خورد می‌کردند، این یک از پیروانش و آن دیگر از دشمنانش، آنکه از پیروانش بود، از موسی ضد کسی که از دشمنانش بود، درخواست یاری کرد، پس موسی مشتی به او زد و او را کشت، گفت: این نزاع میان آن دو از عمل شیطان است، قطعاً او گمراه‌کننده و دشمنی‌اش آشکار است.» (سوره قصص، آیات ۱۴ و ۱۵)

این اقدام که از سر دفاع از مظلوم بود، نشان‌دهنده روحیه ظلم‌ستیزی حضرت موسی(ع) است، چنانکه خود فرمود: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیرًا لِلْمُجْرِمِینَ؛ گفت: پروردگارا! بابت قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.» (سوره قصص، آیه ۱۷) بنابراین، جوان تحول‌آفرین مانند موسی(ع) زیر بار ظلم فرعونیان نمی‌رود و با ظلم و فساد مبارزه می‌کند و با ظالمان و مفسدان سر سازش ندارد. این روحیه درونی موسی(ع) که در آیه ۱۷ سوره قصص بیان شده است، نشان می‌دهد که او خود را مدیون نعمت‌های الهی می‌دانست و همین سپاسگزاری، وی را به پشتیبانی مظلومان وامی‌داشت. 

از منظر قرآن، در کنار عدالت‌طلبی، روحیه جهادی و سخت‌کوشی نیز از شاخص‌های این تیپ جوانان است. همچنین، قرآن هنگامی که می‌خواهد معیارهای مدیریت شایسته جامعه را معرفی کند، آن را در قالب دو جوان، طالوت و داوود(ع) ارائه می‌دهد: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ...، وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوا أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ، فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا یَشَاءُ...؛ آیا با دیده عبرت آن گروه از سران و اشراف بنی‌اسرائیل را پس از موسی ندیدی که به پیامبرشان گفتند: برای ما زمامدار و فرمانروایی برانگیز تا در راه خدا جنگ کنیم؟ و پیامبرشان به آنان گفت: بی‌تردید خدا طالوت را برای شما به زمامداری برانگیخت. گفتند: شگفتا! چگونه او را بر ما حکومت باشد و حال آنکه ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم و به او وسعت و فراخی مالی داده نشده، پس ما کجا و زمامداری انسانی تهی‌دست کجا؟ پیامبرشان گفت: خدا او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و نیروی جسمی فزونی داده و خدا زمامداری‌ش را به هر کس که بخواهد، عطا می‌کند و خدا بسیار عطاکننده و داناست. پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند و داوود، جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود، جالوت را کشت و خدا او را فرمانروایی و حکمت داد و از آنچه می‌خواست، به او آموخت.» (سوره بقره، آیات ۲۴۶ تا ۲۵۱)

معیار الهی برای رهبری، دانش و توان جسمی است، نه ثروت و نسب. طالوت جوانی از قبیله‌ای گمنام و کشاورزی ساده بود، اما به‌دلیل بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ برگزیده شد. بنابراین، جوانانی تاریخ‌ساز و تمدن‌ساز خواهند بود که هم از آگاهی‌های لازم و هم از توانایی جسمی برخوردار باشند. علاوه بر این، قرآن با این داستان تأکید می‌کند که جوان مدیریت تحول‌آفرین اجتماعی را بهتر از گروه‌های دیگر انجام می‌دهد. 

مقام معظم رهبری نیز با تأکید بر کلیدواژه جوان مؤمن انقلابی، پایبندی به اصول انقلابی را یکی از مهم‌ترین وسایل و ابزارهای پیشرفت کشور و پیشرفت ملت می‌داند و تأکید می‌کند که «راه ایجاد تحول عبارت است از تشکیل دولتی معتقد به تحول و معتقد به عنصر تحول‌آفرین، یعنی عنصر جوان نخبه مؤمن انقلابی؛ یعنی شرطش این است که مؤمن باشد و انقلابی باشد؛ و الا اگر جوان بود با همان خصوصیات جرئت و توانایی و ابتکار، لکن ایمان در او وجود نداشت، فایده‌ای ندارد... آن جوان با همان نیرو، راه غلط را خیلی سریع‌تر و تندتر از پیرها و سالخورده‌ها خواهد رفت... پس بایستی هم جوان باشد، هم مؤمن باشد، هم انقلابی باشد.»

در جمع‌بندی نهایی از تیپ‌شناسی قرآنی و با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب، مفهوم جوان مؤمن انقلابی به‌مثابه نقطه کانونی و ترکیب آرمانی این الگوها ظهور می‌یابد. این مفهوم صرفاً یک توصیف نیست، بلکه کلیدواژه‌ای استراتژیک برای ترسیم نقشه راه نسل جوان در مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی است. این تیپ، تجلی‌گاه تلفیق سه عنصر جوانی با تمام ظرفیت‌های جسمی، نشاط و جرئت آن؛ ایمان، به‌مثابه اساس جهت‌گیری و محرک درونی و انقلابی‌گری، به معنای التزام عملی به آرمان‌های تحول‌خواهانه و ظلم‌ستیزانه نظام اسلامی است. همه این شاخص‌ها در مفهوم کلیدی جوان مؤمن انقلابی تبلور می‌یابد. این مفهوم، چکیده و عصاره همان تیپ‌شناسی قرآنی و راهبرد اساسی برای حرکت رو به جلوی جامعه اسلامی است.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha