در سامانه اندیشه فلسفی و عرفانی سده معاصر، هانری کُربَن، محقق و فیلسوف فرانسوی با رویکردی پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی در حوزه معنویت اسلامی، بهویژه مکتب تشیع دوازده امامی، جایگاه برجستهای دارد. کُربَن نگاهی تأویلگرایانه به متون و مفاهیم دینی دارد؛ تأویل در نظر او، روشی برای کشف باطن پنهان زیر ظاهر متون دینی است، به این معنا که تنزیلات وحیانی فقط جنبه ظاهری کتاب قدسی را دربرمیگیرد و سیر صعودی آن، یعنی تأویل پیام الهی محقق نشده و بنابراین، باطن ادیان الهی هنوز آشکار نشده است.
به اعتقاد کُربَن، این تأویل در معنویت شیعی از طریق امام و در سایه هدایت او ممکن میشود و تا زمان ظهور امام دوازدهم که کاملکننده دایره ولایت است، این فهم روحانی محقق نمیشود. از منظر او، تشیع تنها دین در میان ادیان ابراهیمی است که به تداوم امامت زنده باور راسخ دارد؛ امامی که با وجود غیبت از ادراک حسی بشری، حضوری پایدار در قلمرو هستی دارد. این حضور، همچون پلی استوار، پیوند عالم ناسوت با ملکوت را استمرار میبخشد و مجرای فیض الهی به جهان خاکی میشود. کُربَن معتقد است که پذیرش عرفان و معنویت شیعی بدون اعتقاد به آموزه مهدویت و انتظار منجی موعود، ناقص است؛ اندیشه مهدویت، جوهرهای بنیادین و تفکیکناپذیر از ساختار اعتقادی تشیع محسوب میشود.
هانری کُربَن تأکید دارد که نمیتوان تشیع و حکمت معنوی آن را بدون اعتقاد به امام زمان(عج) فهم کرد. در آثار او، امام دوازدهم با عناوینی چون مهدی موعود، امام غایب، حجت خدا، قائم قیامت، امام منتظر، امام زمان و ولیعصر یاد میشود. کُربَن برای امام غایب دو نحوه حضور قائل است: حضوری آفاقی (عینی و تاریخی) و حضوری انفسی (باطنی و شخصی). در نظام فکری او، حضور انفسی اهمیت بنیادین دارد، زیرا کلید فهم جایگاه امام بهمثابه حجت باطنی در دوران غیبت، در گرو درک همین ساحت وجودی است.
وجود آفاقی امام دوازدهم: کُربَن با استناد به قاعده لطف که عالم خاکی به لطف وجود امام پابرجاست، برای امام دوازدهم شأنی مادی قائل است. با ذکر احادیث پیامبر(ص) و زندگینامه تاریخی امام غایب، شامل تولد و غیبت صغری و کبری، بر وجود مادی ایشان صحه میگذارد. بنابراین، کُربَن منکر وجود عینی و تاریخی امام در جهان خارج نیست.
وجود انفسی امام دوازدهم: محور اصلی آرای کُربَن در باب مهدویت حول وجود انفسی امام غایب میچرخد؛ وجودی فرامادی، فرازمانی و فراتاریخی. غیبت امام به معنای قطع ارتباط یا مرگ نیست، بلکه انتقال ظهور از عرصه آفاق به ساحت انفس است. نفس وجود امام در دنیای ما، هرچند غایبانه، نشانه گشودگی این دنیا به عالم قدس است.
کُربَن خاستگاه وجود انفسی امام را با سه گزاره مرتبط میداند:
عقل فعال و فهم حضور انفسی امام غایب: تحقق ظهور در ذهن و ضمیر شیعی نیازمند اتصال عقل فعال با راهبر درونی هر فرد است. عقل فعال، راهنمایی ملکوتی است که هر فرد را به پیامبر درونش نزدیک میکند و در قالب فرشته آسمانی یا «دگرخود» مجسم میشود. در تشیع، این راهنما همان امام زنده پاینده، یعنی امام دوازدهم است. اتصال به عقل فعال، بازگشت به خویشتن و رستاخیز نفس است و انسان را قادر میکند تا زمان خود را به تاریخ قدسی متصل کند.
امام غایب و تاریخ قدسی: تاریخ قدسی یا فراتاریخ، گذر از زمان کمی به زمان کیفی نفسانی است. در این زمان، گذشته، حال و آینده با هم جمع میشوند و وقایع زندگی امام دوازدهم به شرایط مادی جهان محسوس محدود نیست.
موطن مثالی امام غایب: کُربَن برای تاریخ قدسی از عالم مثال استفاده میکند؛ عالمی واسط میان محسوس و معنا. امام غایب در همین عالم زندگی میکند و اقامتگاه او، ناحیهای اسرارآمیز مانند جزیره خضراست. ظهورات او در مکانهای روحانی و زمان میان زمانها اتفاق میافتد.
ارتباط با امام غایب از طریق خواب یا ملاقاتهای شخصی ممکن است و وابسته به اراده امام و ایمان، عشق و پاکیزگی اخلاقی مؤمن است. امام غایب، موجودی فوقطبیعی محسوب میشود که پدیدارشدنش برای آدمیان یا غایببودنش، به ظرفیت روحی آنان بستگی دارد.
کُربَن معتقد است امام زمان(عج) ظهور نمیکند، بلکه در ذهن و ضمیر شیعیان تحقق مییابد. ظهور مادام که ذهن و ضمیر آدمیان بیدار نشده باشد، رخ نمیدهد. انتظار، حسی زنده و پویاست که روزبهروز در درون مؤمن تحقق مییابد و ظهور امام وابسته به آمادگی روحی هر مؤمن است.
از نظر کُربَن، دلایل غیبت نه متوجه خداوند و نه امام، بلکه متوجه انسانهاست. «اگر امام زمان غایب است، به این دلیل است که آدمیان لیاقت دیدار او را از دست دادهاند.» ظهور، حقیقتی است که روزبهروز در ذهن و ضمیر مؤمنان تحقق مییابد و انتظار امام به شایستگیهای روحی هر سالک وابسته است.
انتهای پیام
موضوع خوبی بود و با دقت نظر به آن پرداخته شده است.