به گزارش ایکنا از خوزستان، سیوسومین نشست از سلسله جلسات شرح مقالات شمس تبریزی با عنوان «شمسپژوهی» که به همت مهدی فردوسی مشهدی، دینپژوه و استاد دانشگاه در فضای مجازی برگزار میشود، در قالب دومین نشست «آیات مقالات» بهمناسبت ماه مبارک رمضان، دوم اسفندماه، به شرح و تفسیر و توضیح آیهای دیگر مندرج در مقالات شمس ناظر بود.
فردوسی مشهدی در این جلسه به شرح گزیدهای از توصیههای شمس تبریزی در مقالات پرداخت که با توجه به آیه 53 سوره انفال سامان یافته و به دوگانه «صورت» و «معنا» معطوف شده است: «ذلِكَ بِأَنَّ اللهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللهَ سَميعٌ عَليمٌ.»
وی گفت: این آیه که مشابهی نیز در سوره رعد دارد، پس از آیهای آمده است که به همانندی رفتار برخی از ستیزهگران با رفتار خاندان فرعون و دیگر کافران پيش از آنان و کیفر شدن آنان بر اثر همین ستیزهگری اشاره میکند؛ سپس میگوید: خداوند نعمتی را به نقمتی دگرگون نمیکند؛ مگر اینکه دارندگان آن نعمت، خودشان آن را به نقمت دگرگون کنند.
این استاد دانشگاه افزود: بنابراین، به زبان بسیار ساده، این آیه میگوید: خداوند وضع خوب را به وضع بد، بدَل نمیکند، بلکه خود مردمان وضع خوب خودشان را به وضع بد، تبدیل میکنند. بنابراین، بیشتر برداشتهای اجتماعی و سیاسی از این آیه، معکوس هستند؛ زیرا مقصودشان این است که اگر در نقطه صفر و پیشفرض بد به سر میبرید، خودتان باید وضع بد خود را تغییر دهید و آن را خوب کنید. این برداشت حتی با فرض اینکه بتوان آن را به حوزههای اجتماعی و سیاسی تعمیم داد، با سیاق آیات سازگار نیست.
فردوسی مشهدی ادامه داد: باری، استفاده شمس تبریزی از این آیه، با ترتیب یادشده همآهنگ است؛ یعنی میگوید: اگر نعمتی را از دست دادهای و به نقمتی دچار شدهای، خودت در این تغییر مقصری، اما چنین تغییری را در سیاقی عرفانی با عنایت به مقام «جمعیت» و «فُرقت» بهکار میبرد.
وی پس از اشاره به اصطلاح «جمعیت» و «جمعیت خاطر» و مرور تقسیمبندی سهگانه معرفتشناختی، انسانشناختی و روانشناختی درباره این دو اصطلاح عرفانی افزود: با توجه به این نکته، شمس در این بخش که «عرصه سخن بس تنگ است، عرصه معنی فراخ است»، مقصود او نوع معرفتشناسانه این اصطلاح است که آن را با دوگانه صورت و معنا میتوان توضیح داد.
این دینپژوه اظهار کرد: الفاظ و کلمات، مفاهیمی در ذهن انسان میآفرینند که هر یک از این مفاهیم، صورتی ذهنی بهشمار میروند و معنا را به ذهن فرامیخوانند. برای نمونه، کلمه «آب»، مفهوم «مایع سیال شفاف» را به ذهن فرامیخواند که در لیوان یا لوله یا در استخر و رودخانه موجود است. این مایع، معنایی است که ذهن آن را با لفظ «آب»، شکار میکند؛ یعنی با این صورت لفظی، آن معنای صورتی را میتوان به ذهن فراخواند. سخن شمس این است که همه معانی، همچون آب صورتمند نیستند و حتی اگر با الفاظی بتوان برای آنها مفاهیمی در ذهن ساخت، این مفاهیم نمیتوانند آن معانی را نشان بدهند و بنابراین، تنها کار شایسته درباره آن مفاهیم، سکوت کردن است. با این توضیح، دنیای معنا، فراختر از دنیای صورت است؛ زیرا برخی از معانی صورت نمیپذیرند؛ پس با سخن گفتن دربارهشان، نمیتوان تصورشان کرد. برای دریافت این معانی سخنگریز چه باید کرد؟ شمس میگوید: خانه ذهن را از جمعیت اغیار تهی کن تا احباب در آن جای گیرند: «جمعیت اغیار هست؛ هم بیرون هم در اندرون وجود تو تا وقتی که خلوت شود.» مقصود مفاهیم متکثره درباره این معانیاند که ذهن را فراگرفتهاند. با حضور این مفاهیم در خانه دل، نمیتوان میزبان و دریافتکننده معنا و امر بیصورت شد.
فردوسی مشهدی گفت: این سخن در خطاب به «شیخ محمد» است که شاید محمد بن عربی باشد. شمس میگوید تو خود ذهنت را از صورتها انباشتهای و بنابراین، در شکار این معناها معذوری؛ یعنی خودت با مفهومپردازی خودت را معذور کردهای؛ زیرا خداوند نعمتی را از کسی نمیگیرد؛ مگر اینکه او خودش موجب تغییر نعمت به نقمت شود. درنیافتن معنا و دنیای فراخ آن، نقمتی است که با سرگرم شدن به دنیای تنگ صورت، برای خودت ساختهای و خودکرده را تدبیر چیست؟
در این جلسه، متن برگزیده از مقالات شمس از دید ادبی گرهگشایی و مفهوم محوری آن؛ یعنی تقابل صورت و معنا شرح داده شد. جلسات شرح مقالات شمس در بستر فضای مجازی برگزار میشود و علاقهمندان برای اطلاع از محتوای برگزیده و زمان برگزاری جلسه، میتوانند به نشانی «eitaa.com/Shams_Quotes» یا «t.me/Shams_Quotes» در پیامرسانها مراجعه کنند.
انتهای پیام