
به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین حمیدرضا شریعتمداری؛ عضو هیئت علمی
دانشگاه ادیان و مذاهب،، شامگاه چهارم اسفندماه در نشست علمی «
تحلیل مفهوم استقامت با نگاهی به آیه ۱۱۲ سوره مبارکه هود» از سلسله نشستهای «
سی شب سی آیه» که از سوی انجمن علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد کوشیده است نگاهی نو به آیه شریفه 112 سوره هود و معنای
استقامت و نسبت آن با مقاومت ارائه دهد.
متن سخنان این استاد دانشگاه ادیان به شرح زیر است:
بحث درباره آیه 112 سوره مبارکه هود«فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» که مضمون آن با اندکی تغییر در سوره شورا تکرار شده است. مفهوم کلیدی در آیه شریفه استقم از ریشه استقامت است؛ استقامت به صورت فعلی در قرآن در ده موضع به کار رفته است و به صورت وسیع در قالب واژه مستقیم 35 بار در قرآن آمده است.
ما معمولا ریشه استقم و معنای آن را مقاومت در نظر میگیریم، یعنی خداوند از پیامبر(ص) خواسته است که مقاومت کند و مؤمنین را هم در این مسیر با خود همراه کند؛ در بین شیعه و سنی مشهور است که پیامبر(ص) فرمود سوره هود و اخوات آن یعنی چند سوره دیگر مرا پیر کرد و باعث پیری زودرس شد.
در برخی نقلها، شرح و تفصیلها در اهل سنت گفته شده است مقصود از آن چیزی که پیامبر(ص) را پیر کرده است عذابهایی است که در سوره هود و چند سوره مشابه ذکر شده است. در اهل سنت و شیعه نقلهای مکرری وجود دارد گه آنچه مایه پیری زودرس ایشان شده است همین آیه مورد بحث است نه همه سوره هود و یا سورههای دیگر که شبیه هود در بیان عذاب اخروی است. از ابن عباس نقل است که هیچ آیهای دشوارتر از این آیه برای من نبوده است.
استقامت پیامبر(ص) و به خصوص همراه کردن مردم با خود در حقیقت عامل پیری پیامبر(ص) است؛ آیا استقامت را به همان معنای مقاومت باید در نظر گرفت یا معنای دقیقتری برای آن وجود دارد.
تردیدی نیست که خداوند مؤمنان را به صبر و مقاومت در برابر مشکلات دعوت کرده است ولی استقامت دقیقا به چه معناست؟ استقامت در همه کاربردهای خود به یک معنا به کار رفته است. در آیه هفتم توبه فرموده است: «فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ»؛ آیا استقامت در این آیه معادل مقاومت است؛ در آیه 41 فصلت فرموده است: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ ۗ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ».
اگر سراغ مشتقات این واژه برویم در موارد متعدد واژه مستقیم از جمله در سوره حمد و آیه «وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ» به کار رفته است ولی آیا میتوان در این دو آیه هم به معنای تابآور و مقاوم در نظر بگیریم و اساسا مستقیم را میتوان به معنای دارای استقامت در نظر گرفت؟
مفهومی عمیقتر از مقاومت
استقامت عمیقتر از مقاومت است و به معنای منحرف نشدن و در راه درست و راست باقی ماندن است و آن چه پیامبر(ص) را به زحمت انداخته است صرف دعوت به مقاومت و استقامت نیست بلکه در راه درست باقی ماندن و به چپ و راست منحرف نشدن پیامبر(ص) را به مشقت انداخته است.
خیلی از افراد بدون داشتن آگاهی و حتی ایمان کافی مقاومت و صبوری میکنند ولی استقامت اگر به این معنا باشد که ما تحت تاثیر تبلیغات و هواهای نفسانی و... به انحراف نرویم کار سختتری است و بیش از اراده، صبر، پایداری، ایستادگی مادی و فیزیکی نیازمند یک روشنگری و بصیرت و عقلانیت است و این کار سختتر است که انسان در طول زندگی مراقب باشد به این طرف و آن طرف متمایل نشود.
گاهی در برابر دشمن بدخواه و بددهنی قرار گرفتهایم و در اینجا انسان متمایل است به اینکه به او حمله و بد دهنی کند و با او درگیر شود ولی عقلانیت، مصلحت و تعلیمات دینی اقتضاء دارد که انسان مدارا و سکوت و خویشتنداری کند، لذا گفتهاند شجاعترین مردم کسانی هستند که در برابر هوای نفس خود میایستند. در
فلسفه و حکمت گفتهاند شجاعت حد وسط بین جبن و تهور است یعنی ممکن است انسان متهورانه کارهایی بکند که مطابق با عقل و حکمت نیست ولی این شجاعت نیست.
شجاعت گاهی به معنای سکوت است
شجاعت اقتضاء دارد در مواردی انسان خویشتنداری کند و در حکمت هم گفتهاند اگر میخواهی حد وسط را متوجه شوی نگاه کن ببین کدام یک از همه سختتر است و قطعا حد وسط هم از افراط و هم از تفریط سختتر است. استقامت در حد وسط و میانه و منحرف نشدن بسیار سخت است.
در جامعه امروز خودمان ببینیم که اگر به افراط و تفریط برویم طرفداران بیشتری خواهیم داشت تا کسانی که مشی میانه را بروند که رهبری ترسیم میکند؛ متاسفانه تندروی طرفدار بیشتری دارد تا انسان در حد میانه باقی بماند.
در سوره شوری در مورد استقامت فرموده است: «وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ» منحرف نشو و در مسیر درست بمان و دنبال اهواء دیگران نرو. دنبال هواهای دیگران نرفتن معنای استقم را بیان کرده است لذا به معنای مقاومت کردن فیزیکی و مادی صرف نیست بلکه استقامت یعنی پایداری مبتنی بر عقیده و ایمان است.
در سوره هود هم فرموده است: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا» ؛ در اینجا هم واژه تطغوا معنای مقاومت را کمرنگ میکند؛ در سوره یونس فرموده است: «قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» شما دو نفر استقامت کنید. صراط مستقیم راه درست است که در سوره حمد تعریف و تبیین شده است که این صراط راه ضالین و کسانی که مغضوب خدا هستند نیست. در روایات هم بیان شده است که مغضوب علیهم یعنی یهود و ضالین هم نصرانیها که دچار انحراف شدند و در مورد مسیح(ع) غلو کردند.
پیامبر(ص) فرمودند که دو چشم من باز است مانند برادرم عیسی(ع) که یک چشم او بسته و چشم دیگرش باز بود؛ یعنی از دنیا رویگردان بود و یا موسی که او هم یک چشمش باز بود کنایه از این که در مسیحیت به سمت رهبانیت رفتند و در یهودیت خیلی به سمت دنیا متمایل شدند و از آخرت غفلت کردند و من هم به دنیا و هم به آخرت توجه دارم. در قرآن کریم هم داریم ما از کسانی هستیم که حسنه دنیا و آخرت را با همدیگر میخواهیم و به هر دو توجه داریم.
اگر مادههای دیگر واژه استقامت مانند قوام و قیم و قیم و ... را ملاحظه کنیم خواهیم دید که در آنجا هم اعتدال و در راه درست بودن مطرح است. «ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»؛ یا واژه قصد السبیل و خذ العفو را داریم که در روایات، عفو به معنای میانهروی بیان شده است.
بنابراین استقامت عدم انحراف از راه درست است که عمدتا با اهواء، وسوسهها، اغوا و فریب دشمنان رخ میدهد و پایبندی به بصیرت، عقلانیت و ایمان است که مانع لغزش انسان خواهد شد، کما اینکه حضرت علی(ع) فرمودند اگر عقل نباشد انسان جاهل و دچار افراط و تفریط و از مسیر درست هم منحرف خواهد شد.
انتهای پیام