با گذشت بیش از یک سال از سقوط بشار اسد و به قدرت رسیدن احمد الشرع (ابومحمد جولانی)، فصل جدیدی در تاریخ سیاسی و امنیتی سوریه رقم خورده است. پس از سالها حکومت حزب بعث به رهبری خاندان اسد و بیش از یک دهه جنگ داخلی از سال ۲۰۱۱، سوریه با چالشهای عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی مواجه بود. با این حال، سقوط اسد نهتنها به فروکشکردن بحران منجر نشد، بلکه این کشور را وارد مرحلهای تازه از بیثباتی و رقابتهای داخلی کرده است. در شرایط جدید، اقلیتهای قومی مذهبی و گروههای شبهنظامی محلی که در دوره اسد نیز با حکومت مرکزی تعارض داشتند، در تعامل با دولت موقت جولانی وارد مرحلهای تازه از تنش و بازتعریف مناسبات قدرت شدهاند.
علویان سوریه که در دوران حکومت خاندان اسد بهدلیل پیوند مذهبی با ساختار قدرت، از نفوذ تقریباً قابلتوجهی در دستگاه حکومتی برخوردار بودند، پس از روی کار آمدن جولانی با کاهش نقش سیاسی و امنیتی خود مواجه شدند. این وضعیت در بعضی مناطق به درگیریها و تنشهای خونین انجامیده و موجب کشته و آوارهشدن شماری از علویان شده است. درواقع، انتقال قدرت نهتنها به آشتی ملی منجر نشد، بلکه شکافهای فرقهای را در بعضی مناطق تشدید کرد.
در جنوب سوریه، دروزیها بهویژه در استان سویدا به مقابله با حکومت جدید پرداختهاند. در همین راستا، تنشهایی میان نیروهای وابسته به دولت جولانی و برخی گروههای محلی دروزی رخ داده که زمینهساز بیاعتمادی متقابل شده است. موضعگیری رهبران مذهبی دروزی، از جمله حکمت الهجری، نگرانی این جامعه را نسبت به آینده سیاسی و امنیتی خود نشان میدهد. در این میان، حمایت سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی از دروزیها با هدف مهار نفوذ دولت مرکزی دمشق، بر پیچیدگی اوضاع افزوده است.
کردها نیز از مهمترین بازیگران داخلی سوریه بهشمار میروند. تلاش دولت جولانی برای ادغام نیروهای قسد در ارتش رسمی سوریه با مخالفتهایی از سوی گروههای کردی مواجه شده است؛ مخالفتی که در دغدغههای مربوط به تضمین امنیت و خودمختاری نسبی مناطق کردنشین ریشه دارد. از سوی دیگر، فشارهای ترکیه برای خلع سلاح کردها بهدلیل نگرانیهای امنیتی آنکارا، معادلات میان کردها و دولت مرکزی را پیچیدهتر و چشمانداز توافق پایدار را مبهم کرده است.
یکی از مهمترین تهدیدهای امنیتی علیه دولت جولانی، فعالشدن مجدد گروه تروریستی داعش است. گزارشهایی از حملات این گروه به نیروهای امنیتی سوریه، از جمله حمله به ایست و بازرسی در ورودی غربی شهر رقه منتشر شده که نشان میدهد هستههای داعش همچنان توانایی عملیات دارند. داعش با انتشار بیانیهای تند، حکومت جدید سوریه را مرتد و سکولار خوانده و مبارزه با آن را واجب اعلام کرده؛ این در حالی است که جولانی در گذشته رهبری جبهه النصره را بر عهده داشت و سابقه نزدیکی به جریانهای سلفی تکفیری دارد، اما در سالهای اخیر تلاش کرده رویکردی تعدیلشده و عملگرایانهتر اتخاذ کند. با این حال، شکاف ایدئولوژیک میان جریان وی و داعش اکنون به تقابل مستقیم انجامیده است و تهدیدی جدی برای ثبات داخلی سوریه محسوب میشود.
در کنار چالشهای امنیتی، وضعیت اقتصادی سوریه همچنان بحرانی است. جنگ طولانیمدت، تخریب زیرساختها، کاهش سرمایهگذاری و مشکلات ساختاری اقتصاد، شرایط معیشتی مردم را بهشدت تضعیف کرده است. اگرچه بخشی از تحریمهای ایالات متحده آمریکا تعلیق یا کاهش یافته، اما بیثباتی سیاسی و ناامنی مانع از بهبود محسوس شرایط زندگی شهروندان شده است. نرخ بالای بیکاری، تورم، کاهش ارزش پول ملی و ضعف خدمات عمومی، نارضایتی اجتماعی را افزایش داده و ظرفیت دولت جدید برای تثبیت مشروعیت خود را محدود کرده است.
سوریه همچنان صحنه رقابت بازیگران خارجی است. رژیم صهیونیستی بلافاصله پس از سقوط بشار اسد، حملات هوایی گستردهای علیه زیرساختها و تجهیزات نظامی سوریه انجام و بخش قابل توجهی از توان نظامی این کشور را هدف قرار داد. در ادامه، عملیات زمینی ارتش اسرائیل در جنوب سوریه، بهویژه در استانهای درعا و قنیطره افزایش یافت. ورود ستونهای نظامی و تانکها به حومه بعضی روستاها، ایجاد ایستهای بازرسی موقت و حتی نفوذ چند کیلومتری به داخل خاک سوریه نشاندهنده گسترش حضور میدانی رژیم صهیونیستی است؛ اقدامی که بهروشنی نقض حاکمیت این کشور محسوب میشود.
علاوه بر این، در چارچوب رقابت منطقهای، بعضی مواضع و زیرساختهای مرتبط با حضور یا نفوذ ترکیه در سوریه هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفته است؛ موضوعی که نشان میدهد تلآویو نسبت به گسترش دامنه نفوذ آنکارا در معادلات داخلی سوریه نگران است و تلاش دارد مانع شکلگیری موازنهای شود که خارج از چارچوب منافع امنیتی آن باشد.
از سوی دیگر، مهار نفوذ مجدد ایران در سوریه همچنان یکی از اهداف اصلی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکاست. هرچند با سقوط اسد بخشی از شبکه نفوذ ایران در ساختار رسمی قدرت سوریه تضعیف شد، اما نگرانی از بازسازی تدریجی این نفوذ از طریق بازیگران غیردولتی یا مسیرهای امنیتی همچنان وجود دارد. در این چارچوب، میان واشنگتن و تلآویو هماهنگی قابل توجهی برای جلوگیری از تغییر موازنه قدرت به سود ایران وجود دارد. همچنین آمریکا علاوه بر ادعای مبارزه با داعش، بهمنظور حفظ دسترسی و نظارت بر منابع نفتی شرق سوریه، حضور نظامی خود را در این مناطق تداوم بخشیده است. این حضور در کنار اقدامات رژیم صهیونیستی، بخشی از راهبرد گستردهتر مدیریت موازنه قدرت و جلوگیری از تقویت مجدد بازیگران همسو با حکومت پیشین تلقی میشود.
سوریه پسااسد در وضعیتی میان گذار و بیثباتی مزمن قرار دارد؛ جایی که دولت جولانی همزمان با شکافهای فرقهای، چالش کردها، احیای تهدید داعش، بحران اقتصادی و رقابت فشرده بازیگران خارجی مواجه است. آینده این کشور بیش از هر چیز به توانایی حکومت جدید در ایجاد سازوکارهای فراگیر سیاسی، کاهش تنشهای هویتی و مدیریت مداخلات خارجی وابسته است. در صورتی که توازن میان تمرکز قدرت در دمشق و مطالبات محلی برقرار نشود و رقابتهای منطقهای مهار نگردد، خطر بازتولید چرخهای تازه از بیثباتی همچنان پابرجا خواهد بود؛ اما اگر بازسازی سیاسی و اقتصادی با رویکردی واقعگرایانه و جامع دنبال شود، امکان شکلگیری نظمی نسبتاً پایدار، هرچند شکننده در سوریه دور از دسترس نخواهد بود.
انتهای پیام