پانزدهم ماه مبارک رمضان، سالروز ولادت امام حسن(ع)، دومین امام شیعیان، ملقب به کریم اهل بیت(ع) است. به این مناسبت، قصد داریم به سراغ دوران امامت ایشان برویم و از هنر مقاومت در سیره آن حضرت بگوییم؛ امامی که با ایستادگی مدبرانه خود، مسیر حق را در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ امامت و ولایت حفظ کرد. در این راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان با عصمت همتی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان اصفهان درباره مقاومت و ایستادگی در سیره امام حسن مجتبی(ع) گفتوگو کرده است. در ادامه، متن این گفتوگو پیش روی مخاطبان ایکنا قرار دارد.
از نظر قرآن، انسان باید در طول زندگی در مسیر حق که «الله» در رأس آن است، حرکت کند. خداوند در این خصوص میفرماید: «ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ؛ همه این امور برای این است که بدانید خدا همان حق است» و هر چیزی خارج از آن را باطل میداند که شامل طاغوت، کفر، شیطان و... میشود. زندگی در مسیر حق، حداکثر شکوفایی معنوی را در دنیا برای انسانها بهدنبال دارد و در ابدیت نیز تجلی مییابد.
از سوی دیگر، مسیر باطل با جلوهگریهای خود، انسانها را در دنیا به فلاکت و در آخرت به هلاکت میرساند. پیامبران الهی و سپس، ائمه(ع) در رأس راهنماییهای مسیر حق قرار دارند. خداوند درباره ایشان میفرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا؛ آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند.»
البته اولیای شیطان و ائمه کفر نیز در طول تاریخ انسانها را به تقابل با مسیر حق دعوت میکردند. حال سخن قرآن این است که اگر کسی بخواهد در مسیر حق حرکت کند، قطعاً با مشکلات و چالشهای ایجادشده بهوسیله اولیای شیطان روبهرو میشود. بنابر گفته قرآن، پیامبران و مؤمنان باید در برابر این چالشها، هزینههایی بپردازند و مقاومت کنند تا نصرت خداوند شامل حالشان شود و بتوانند حق را به پیروزی برسانند.
ترس و سستی مؤمنان در این مسیر باعث غلبه طاغوت یا شیطان بر آنان میشود که تباهی در دنیا و رستگار نشدن در ابدیت را بهدنبال دارد. خداوند در سوره هود، خطاب به پیامبر(ص) میفرماید: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ؛ پس همانگونه که فرمان یافتهای، ایستادگی کن.» این آیه به معنای تسلیمنشدن و نپذیرفتن خواستههای جریان باطل است.
همچنین، نباید در مقابل جریان باطل منفعل بود؛ بلکه باید فعالانه ایستادگی کرد. البته مؤمن باید در بطن این اقدامات، به نصرت خداوند نیز امیدوار باشد. مؤمنان باید همه امکانات خود را برای مبارزه با جریان باطل بهکار گیرند و از هزینهکردن برای جریان حق نهراسند؛ چراکه خداوند شکور است و به آنان پاداش کامل عنایت میکند. مؤمنان در نتیجه همه این اقدامات، موفق به پیمودن مسیر حق میشوند.
مقاومت دستور قرآن است. همه اولیای الهی این دستور را درک و براساس آن عمل کردهاند. در طول تاریخ، این سؤال درباره صلح امام حسن(ع) با معاویه برای بسیاری از افراد مطرح شده است. در پاسخ به این سؤال باید شرایط دوران امامت امام حسن(ع) را بررسی کرد؛ زیرا مقاومت ایشان در ترک مخاصمه با معاویه معنا یافت؛ چراکه فقط جنگ یا فقط صلح، راهکار همه وقایع در همه زمانها نیست، بلکه با بررسی میتوان دریافت کدام یک متناسب با شرایط موجود، حق را جاری میکند.
امام حسن(ع) با صلح، جبهه حق را حفظ کرد. ایشان در سال ۴۰ هجری قمری، حاکمیت را پذیرفت و در اولین اقدام، دستور حضرت علی(ع) مبتنی بر مقابله با معاویه را عملی کرد. ایشان لشکری تجهیز کرد و فرماندهی آن را برعهده گرفت؛ اما با بصیرت و آگاهی خود، بهسرعت دریافت که در بدنه این لشکر، افرادی با عزم راسخ و بصیرت حضور ندارند تا بتوانند مسیر حق را بشناسند و برای احقاق آن هزینه کنند.
بنابراین، هنگامی که معاویه نامهای فرستاد که نشان میداد فرماندهان لشکر امام حسن(ع) میخواهند به لشکر معاویه بپیوندند، امام در دوراهیای قرار گرفت که یک سوی آن جنگ با نتیجهای از پیش تعیین شده و سوی دیگرش، ترک مخاصمه بود. امام حسن(ع) با ترک مخاصمه، در عین حال که معاویه را در جایگاه امام نمیپذیرفت، بیشترین امتیاز را برای حفظ جبهه حق، از او دریافت کرد.
در صورتی که امام حسن(ع) با لشکر معاویه میجنگید، در پایان معاویه با قدرت نظامی خود پیروز جنگ میشد و از هر خط قرمزی عبور میکرد. بنابراین، جان عده اندکی که در دین خود صادق بودند، به خطر میافتاد. در آن زمان چهره منفی معاویه برای همه افراد جامعه آشکار نبود؛ زیرا او شخصی سیاس و شیطنتکار بود که در ظاهر دین را حفظ میکرد، به صحابه پیامبر(ص) احترام میگذاشت و خود را خالالمؤمنین معرفی میکرد.
در نهایت، امام حسن(ع) گزینه ترک مخاصمه را بهدرستی پذیرفت؛ البته این راه دشوارتر از جنگیدن بود، چراکه پذیرش صلح با معاویه برای بسیاری از افراد جامعه که مدافع حق بودند، دشوار بود و امام حسن(ع) را شماتت میکردند. از سوی دیگر، حفظ این مسیر باریک باقیمانده از دوران پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، برعهده کریم اهل بیت(ع) بود. امام حسن(ع) در جریان ترک مخاصمه، همه آنچه را که به صلاح جامعه اسلامی بود، شرط کرد تا به دیگران نشان دهد که معاویه قابل اصلاح نیست.
شروط امام حسن(ع) این بود که معاویه حق ندارد شیعیان را تهدید کند و آزار دهد. همچنین، نباید برای خود جانشین تعیین کند که بعداً امام حسین(ع) با تکیه بر آن توانست دروغگویی بنیامیه، بهویژه یزید را به مسلمانان تذکر دهد. بعد از ترک مخاصمه، امام حسن(ع) خود را در جایگاه ناظری بر اعمال معاویه قرار داد تا جایگاه خود، جان شیعیان و مسیر حق را حفظ و شرایط را برای قیام امام حسین(ع) فراهم کند.
گفتیم که امام حسن(ع) با صلح خود، جبهه حق را از غلبه نهایی و کامل معاویه بر شیعیان حفظ و زمینه را برای آشکارشدن چهره منافق معاویه در جامعه فراهم کرد. با این وجود، معاویه با خلف وعده، نقادی بعضی از شیعیان را در کوفه و مدینه برانگیخت؛ چراکه جمعی از شیعیان را مورد آزار قرار داد، حقوق جانباختگان جنگ صفین را قطع و در نهایت برای خود جانشین تعیین کرد.
جریان حجر بن عدی، یکی از حرکتهای آگاهیبخش به جامعه درباره معاویه بود که او این جریان را قتل عام کرد. جامعهای که در مسیر حق قرار میگیرد، امامی قادر و حقگرا و مردمی بیدار و هزینهپذیر در راه حق دارد. اگر امام باشد، ولی مردم بصیرت لازم را نداشته باشند، جامعه در مسیر حق باقی نمیماند. امام حسن(ع) شرایط نظارت جامعه را بر وعدههایی ایجاد کرد که معاویه در صلح با ایشان داده بود.
به این ترتیب، بسیاری از افراد توانستند شخصیت واقعی معاویه را دریابند و در ادامه، سخن امام حسین(ع) را که فرمود: «محال است همچون منی با همچون یزید بیعت کند» با وجود ترس از یزید، درک کنند. این مردم میدانستند که منظور امام حسین(ع) از اینکه یزید لیاقت خلافت جامعه اسلامی را ندارد، چیست.
پژوهشهای فراوانی صورت گرفته که نشان میدهد، اگر امام حسین(ع) در شرایط امام حسن(ع) بود، همان کاری را انجام میداد که برادرش انجام داد و برعکس؛ چراکه ملاک آنان حفظ مسیر حق بود. همه راهکارها، تکنیکها و روشها تابع شرایط تصمیمگیری است و جنگیدن و به شهادت رسیدن، یکی از راهکارهای نصرت حق محسوب میشود.
حضرت آیتالله خامنهای(رضوان الله تعالی علیه) در خصوص سیره ائمه(ع) اقدامات پژوهشی فراوانی انجام دادند که در آثارشان قابل مشاهده است. همچنین، عبارات و اصطلاحاتی که بهکار میبردند، پشتوانه علمی، تأملی و تفکری داشت. کشور ما در شرایطی ویژه قرار دارد و همزمان باید تصمیمی مهمی اتخاذ کند که به تدبیر، درایت و آشنایی عمیق با مبانی اسلامی نیاز دارد.
رهبر شهید انقلاب در پاسخ به کسانی که راهکار پیشبرد اهداف کشور در جهان امروز را نمیدانستند، از همه مثالهای لازم بهره میبرد. ایشان با درایت خود، تکلیف آمریکا و رژیم صهیونیستی را مشخص کرده بود؛ اینکه آنان نمیتوانند حق را تحمل کنند و دیگران را به ضلالتی که خود در آن قرار دارند، دعوت میکنند. آنان خدا را باور ندارند و به تأثیرگذاری او در جهان هستی اعتقادی ندارند. همچنین، حیات جاودانه و ابدی انسانها را قبول ندارند.
در نهایت، میتوان گفت آنان در مقابل نوری قرار دارند که با انقلاب اسلامی ایران به جهان تابیده شد. امام خمینی(ره) انسانها را به خداپرستی، دینداری، معنویت و رویگردانی از شهوات دعوت و تشویق میکرد. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز عقیده داشت، شرایط را باید بهگونهای فراهم کرد تا بدنه اصلی جامعه توانایی تشخیص اقدام صحیح را کسب کند و از طرف دیگر، بتوان راه دیگری را نیز امتحان کرد.
امام خمینی(ره) از ابتدا تا انتهای جنگ میگفت: «جنگ، جنگ تا انتهای فتنه» یا شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» را سر میدادند؛ ولی هنگامی که قطعنامه ۵۹۸ پیش آمد، آبروی خود را با خداوند معامله کرد و آن را پذیرفت. در آن زمان نیز برخی به توقف جنگ اعتراض داشتند؛ ولی باید دانست شهادت زمانی تقدس و معنا دارد که فایدهای برای جبهه حق داشته باشد؛ زیرا هر اقدامی در راستای ادامهیافتن مسیر حق معنا مییابد.
شهید آیتالله خامنهای اصطلاح «نرمش قهرمانانه» را در شرایطی مطرح کرد که شاید به ذهن برخی افراد رسیده بود، اقدامی برای رسیدن به هدف اصلی صورت نمیگیرد و ما در مقابله با استکبار کوتاه آمدهایم؛ ولی باید دانست که چنین شرایطی به معنای ترک اصول نیست؛ بلکه برای آشکار کردن دشمنیهای بنیادین و از بین بردن بهانههای دشمنان است؛ چراکه رهبر شهید انقلاب عقیده داشت، هدف آنان چیزی جز از بین بردن حاکمیت دینی ایرانیان نیست و همه ما امروز شاهد آن هستیم.
پیش از این بیان کردیم که امام حسن(ع) با جامعهای ناشکیبا و خواصی خائن برای حفظ جبهه حق، مجبور به ترک مخاصمه شد. درواقع، جامعهای که تابآوری نداشته باشد، متحمل سنگینترین شکستها میشود. امروز جامعه ایرانی نیز باید همزمان با دعا برای نصرت مبارزان جبهه حق، هوشیار باشد.
همه اهالی جامعه باید کمبودها را تحمل و مؤمنان برای پیروزی ایران در جنگی که موجودیت کشورمان را تهدید میکند، دعا کنند. البته این جنگ برای آمریکا نیز نبردی موجودیتی است؛ زیرا اگر شکست بخورد، حداقل دیگر نمیتواند سرور منابع غرب آسیا باشد، اما اگر خدای ناکرده، خواص کوتاهی و مردم ناشکیبایی کنند، باید سالیان طولانی سایه این جرثومه فساد و تباهی را تحمل کنند.
دونالد ترامپ مظهر جامعهای محسوب میشود که بهوسیله آن انتخاب شده است. جزیره اپستین فقط بخش کوچکی از روابط فاسد درون جامعه آمریکاست که افشا شده است. هزاران مسئله اخلاقی که حتی نمیتوان آنان را بیان کرد، بخشی از ارزشهای زندگی انسانهایی است که با خداوند قطع ارتباط کردهاند. آنان میخواهند همه بشریت شبیه خودشان باشند و تحمل کسانی را که از آنان اعلام انزجار میکنند، ندارند.
بنابراین، راهی که رهبر شهید انقلاب اسلامی همه عمر خود را برای آن مجاهدت کرد و اکنون پیش روی مردم جامعه قرار داد، شهادت در راستای رسیدن به آرمانهای حق است. ملت ایران نیز با حضوری که در صحنه دارد، قدردان این رهنمودهاست. نگرانی امروز مردم از جانب برخی خواص است که شاید بهدلیل تعلقاتی که به این دنیا دارند، مسیرهای دیگری در پیش بگیرند.
امروز، ایران میتواند با توان نظامی خود آمریکا را از منطقه بیرون کند. ایران در جایگاه کشوری از منطقه خاورمیانه، قصد دفاع از خود را دارد. کشور ما نباید اجازه دهد که بر مردمش غلبه یابند؛ بلکه باید از تبدیل ایران به عراق، افغانستان، سوریه و... ناامید شوند. آمریکا با خسارتدیدن، ناتوانی برای هر اقدامی در منطقه و روبهرو شدن با مردمی مقاوم، ناامید میشود.
در شرایطی که هنوز تکلیف جنگ مشخص نیست، هرگونه مذاکره به معنای ضعف و ناتوانی است؛ در حالیکه براساس گزارش منابع داخلی، وضعیت تاکتیکی جبهههای جنگ به لطف خداوند بسیار عالی است.
مظلومیت امام حسن(ع) کمتر از مظلومیت امام حسین(ع) نبود؛ ولی ما همیشه برای مظلومیت امام حسین(ع) عزاداری میکنیم. گاهی امام حسن(ع) کلمات درشت و ناراحتکنندهای میشنیدند، حتی گاهی برخی افراد جرئت مییافتند و ایشان را «مذل المؤمنین»، کسی که مؤمنان را ذلیل کرد، خطاب میکردند؛ ولی پاسخ امام حسن(ع) صبر و بردباری و در بعضی مواقع، توضیحاتی درباره شرایط و نصرت خداوند بود.
ایشان در دوران امامت خود، علاوه بر فشار جبهه کفر و نفاق معاویه، فشار جبهه مؤمنان بیبصیر را نیز تحمل میکرد. آن حضرت صبر و تحمل پیشه ساخت و در طول ۱۰ سال امامت جامعه مسلمانان تا زمان شهادت، شرایط را برای معاویه سخت کرد تا جایی که او برای رسیدن به اهدافش، چارهای جز حذف امام حسن(ع) از مسیر خود نداشت و هزینه آن را پذیرفت.
اگر امام حسن(ع) در مقابل معاویه تسلیم شده بود، دلیلی برای دشمنی میان آنان وجود نداشت و معاویه میتوانست همیشه از حضور امام حسن(ع) نزد خود بهره ببرد؛ در حالیکه نامههای امام حسن(ع) به معاویه نشان میدهد، ایشان دائماً در حال نظارت و گوشزدکردن تخلفات او از توافق صلح بوده است. امیدواریم جامعه با سیره ائمه(ع) آشنایی بیشتری بیابد و حضرات معصومین(ع) را بیش از پیش الگوی خود قرار دهد.
انتهای پیام