ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره نوزدهم به بررسی اختیار و هدایت الهی، پیامدهای اعمال انسان و جوانی و امانت عمر براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
آیه ۶۶ میفرماید: «وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰ أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّىٰ يُبْصِرُونَ؛ و اگر بخواهیم، در همین دنیا دیدگانشان را محو میکنیم، پس بهسوی همان راه گمراهی بر یکدیگر پیشی میگیرند؛ نهایتاً چگونه و کجا میتوانند صراط مستقیم را ببینند؟»
در این آیه تأکید میشود که هر گونه اختیار و توانایی واقعی انسان در هدایت و گمراهی، در چهارچوب سنتهای الهی قرار دارد. اگر خدا بخواهد، انسانها نمیتوانند راه صراط مستقیم را ببینند؛ یعنی آزادی و اختیار در این دنیا داده شده، اما اختیار واقعی و کامل در قیامت دست خداست. در دنیا ما توانایی داریم که شاکر یا کفور باشیم، اما اگر خدا بخواهد، فروغ بینایی و توان تشخیص ما را از بین میبرد. واژه «طَمَسْ» در اینجا به معنای از بین بردن آثار و شواهد است و نشان میدهد که هدایت یا گمراهی انسان به مشیت الهی بستگی دارد.
آیه ۶۷ میفرماید: «وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ؛ و نیز اگر بخواهیم، آنان را در جای خودشان مسخ میکنیم و بهصورت جمادی خشک درمیآوریم که نه بتوانند بروند و نه بازگردند.»
این آیه مفهوم ناتوانی و بیاختیاری مطلق انسان در برابر قهر الهی را روشن میکند. اگر خدا بخواهد، انسانها در جای خود مسخ و به مجسمههایی بیروح و خشک تبدیل میشوند؛ بهطوری که هیچ حرکتی به جلو یا عقب نمیتوانند داشته باشند. این بیانگر سرگردانی و ناتوانی کفار در صحرای محشر و در جستوجوی راه بهشت و تأکیدی است بر اینکه هر گونه حرکت و اقدام انسانی در چارچوب قدرت و مشیت الهی محدود میشود.
نکتههایی که از این آیات برداشت میشود، عبارت است از:
اگر این دو آیه را ادامه آیات قبل درباره عذاب کفار در قیامت بدانیم، نشاندهنده ناتوانی آنها در جستوجوی راه بهشت و حیرتشان در صحرای محشر است. مفسران دو نظر دارند: برخی معتقدند «لَوْ نَشَاءُ» مربوط به دنیاست، یعنی در این دنیا هم میتوان قوه بینایی انسان را از او گرفت؛ برخی دیگر بر این باورند که این حالت مربوط به صحرای محشر و کیفر کفار در قیامت است.
هر دو دیدگاه ارائه شده است. اگر منظور دنیوی باشد، معنایش این است که کفار حتی در دنیا قوه بیناییشان را از دست میدهند و از تشخیص مسیر حق ناتوان میشوند.
پیامهای این آیه عبارت است از:
فکر نکنید آنچه دارید، همیشه در اختیار شماست. انسان نباید گمان کند آنچه دارد، باید همیشگی و جاودانه باشد. از قهر و غضب الهی و تغییر نعمتها غافل نباشید. خداوند به شما چشم داده است، اما اگر بخواهد «لَطَمَسْنَا عَلَىٰ أَعْيُنِهِمْ»، یعنی چشمی که به شما دادیم، از شما گرفته میشود و فروغ بیناییاش را از شما میگیرند. واقعیت این است که ما چیزی از خودمان نداریم که بگوییم این مال ماست.
علاج واقعه پیش از وقوع: پیش از نزول عذاب باید از لجاجت و نافرمانی دست برداشت. این برداشت از تکرار و تأکید عبارت «لَوْ نَشَاءُ» در آیات حاصل میشود.
هر مکانی میتواند ظرف قهر خدا باشد: آیه ۶۷ میفرماید: «لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ»، یعنی اگر بخواهیم، آنها را مسخ میکنیم، سر جای خودشان و به شکل مجسمههای خشک و بدون روح درمیآوریم، بهطوری که نه بتوانند بروند و نه بازگردند. مسخ در قرآن به شکلهای گوناگون از جمله حیوانات نیز آمده است: کسانی که خیلی دنبال پول جمع کردن هستند (زراندوز)، گفته میشود به شکل موش درمیآیند، چون موش به جمعکردن طلا علاقه دارد؛ کسانی که در شهوت غرق هستند، به شکل خوک درمیآیند، چون خوک حیوانی ناپاک است؛ کسانی که ادا و رفتار نمایشی دارند، به شکل میمون یا شامپانزه درمیآیند. بنابراین، مسخ براساس رفتار و صفت انسان در دنیا انجام میشود.
توانایی مقابله با قهر خداوند وجود ندارد: «فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ»، یعنی هیچکس توان مقابله یا بازگشت ندارد.
آزادی و اختیار انسان در دنیا: خداوند بهطور سنتی انسانها را آزاد گذاشته است تا از راه دیدن و شنیدن حقایق و نه با اجبار و فشار به ایمان برسند. از این رو، از کلمه «لَوْ» استفاده شده است؛ خداوند به اجبار کسی را مسخ نمیکند، اما اگر ایمان نیاورند و کفر بورزند، مشیت الهی اجرا میشود.
آیه ۶۸ میفرماید: «وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ؛ به هر کس عمر طولانی دهیم، او را در عرصه آفرینش بهسوی حالت ضعف، سستی، نقصان و فراموشی واژگونش میکنیم؛ پس آیا تعقل نمیکنند؟»
بازگشت به ضعف اولیه: «وَمَنْ نُعَمِّرْهُ» یعنی هر کس را که بخواهیم، عمر طولانی میدهیم. با پیری، تواناییها و ظرفیتهای انسان واژگون میشود: «نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ.» انسان در پیری دوباره به همان ضعفهای دوران کودکی بازمیگردد؛ حافظه کاهش مییابد، بسیاری از تواناییها از دست میرود و نیازمند کمک دیگران میشود.
شباهت به دوران نوزادی: همانطور که در دوران کودکی ضعیف و ناتوان بودیم، در پیری نیز انسان به همان حالت ضعف اولیه بازمیگردد. آدمهای پیر همچون کودکان، زودرنج، حساس و آسیبپذیر هستند و در واکنش به محرکها مانند کودکان بهانهگیر میشوند.
پیام اخلاقی و مدیریتی: آیه تأکید میکند که دوران جوانی و توانایی محدود و گذراست و انسان باید فرصت طلایی جوانی را غنیمت بشمرد و از آن برای رسیدن به کمال اخلاقی و انسانی بهره ببرد.
در حدیثی توصیه شده است که پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت بشمارید: جوانی پیش از پیری، سلامت پیش از بیماری، بینیازی پیش از فقر، زندگی پیش از مرگ و فراغت پیش از گرفتاری.
«جوانی چنین گفت روزی به پیری، که چون است با پیریات زندگانی؟/ بگفت اندرین نامه حرفی است مبهم، که معنیش جز وقت پیری ندانی/ تو، بِه کز توانایی خویش گویی، چه میپرسی از دوره ناتوانی/ متاعی که من رایگان دادم از کف، تو گر میتوانی مده رایگانی.»
این ابیات نشان میدهد که باید پیر شوی تا این مفاهیم را درک کنی؛ تا پیری فرانرسد، معنا و اهمیت آنچه گفته شده است، برای انسان روشن نمیشود. این عبارتها به ما یادآوری میکند که دوره جوانی و تواناییهای انسانی، نعمتی ارزشمند و رایگان است که نباید آن را هدر داد.
پیامهای این آیه عبارت است از:
عمر طولانی دست خداست: «وَمَنْ نُعَمِّرْهُ» یعنی هر کس را که بخواهد، عمر طولانی میدهد و طول عمر کاملاً در اختیار خداوند است.
سنت خداوند در پیری با شکستگی همراه است: کسی نمیتواند پیر شود و در عین حال از ضعف و ناتوانی مصون بماند. این قانون حیات الهی است و استثنا ندارد.
ضرورت آگاهی و مدیریت نعمتها: انسان باید همواره به فکر از دست رفتن و هم به فکر ضعیفشدن نعمتها باشد. بعضی نعمتها ممکن است کاملاً از بین بروند، همانطور که در «طَمَسْنَا» و «مَسَخْنَا» آمده است، یعنی نابودی کامل؛ اما گاهی نیز نعمتها باقی میمانند، ولی ضعیف میشوند، همانند «نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ» که خدا ضعف و کاهش قدرت را در انسان قرار میدهد. به این ترتیب، بینایی کاهش مییابد، شنوایی ضعیف میشود، توان جسمانی کاهش مییابد و اعصاب و حوصله کمتر میشود؛ اینها وجود دارند، اما ضعیف شدهاند تا اینکه مرگ فرارسد.
بنابراین، آیه ۶۸ به آگاهکردن انسان نسبت به امانت الهی بودن تواناییها و عمر طولانی میپردازد و راهکار عملیکردن آن هم این است که از جوانی و سلامت، بهرهبرداری اخلاقی و عاقلانه در زندگی صورت گیرد تا از نعمتهای خداوند حداکثر استفاده شود.
انتهای پیام