کد خبر: 4339849
تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۱
آیات مقالات/۱۵

دوگانه «طاعت» و «تبعیت»

فردوسی مشهدی در متن زیر به شرح داستانی قرآنی در مقالات شمس تبریزی پرداخت که با توجه به آیاتی از سوره کهف، به دوگانه «طاعت» و «تبعیت» معطوف و به قصه «موسی و خضر» معروف شده است.

شرح مقالات شمس تبریزیبه گزارش ایکنا از خوزستان، چهل و ششمین نشست از سلسله جلسات شرح مقالات شمس تبریزی با عنوان «شمس‌پژوهی» که به همت مهدی فردوسی مشهدی، دین‌پژوه و استاد دانشگاه در فضای مجازی برگزار می‌شود، در قالب پانزدهمین نشست «آیات مقالات» به مناسبت ماه مبارک رمضان، امروز نوزدهم اسفندماه، به شرح و تفسیر و توضیح آیه‌ای دیگر مندرج در مقالات شمس ناظر بود.

فردوسی مشهدی در این جلسه به شرح داستانی قرآنی در مقالات شمس تبریزی پرداخت که با توجه به آیاتی از سوره کهف، به دوگانه «طاعت» و «تبعیت» معطوف و به قصه «موسی و خضر» معروف شده است: «فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا قَالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا» (کهف، 65-67).

وی با اشاره به این‌که شمس در این بخش از مقالات، با توجه به روایتی در قصه‌های پیامبران بحث کرده است، به گزارش کوتاهی از آن قصه پرداخت و افزود: موسی (ع) می‌پرسد: آیا کسی عالم‌تر از من هست؟ خداوند بنده‌ای را از بندگانش به او معرفی می‌کند که به تعبیر قرآن، از «علم لدنی» برخوردار است. علم لدنی، در برابر علم مدرَسی و اکتسابی قرار می‌گیرد و این بنده خاص بر اثر قرابتش با خداوند، دست خدا روی زمین است. 

فردوسی مشهدی با تأکید بر اینکه این مضمون در قالب قصه، فقط یک بار در قرآن آمده است و بر دو نوع مواجهه با خداوند و بندگان ویژه او دلالت می‌کند، پس از شرح واژگان و عبارات مقالات، در توضیح این دو نوع مواجهه گفت: مواجهه موسی (ع) با این بنده خاص یا ولی خداوند، عاقلانه است، اما او هم‌راهی موسی (ع) را با خودش مشروط به مواجهه عاشقانه پذیرفته بوده است نه عاقلانه و بنابراین، پس از سه بار پرسش یا اعتراض موسی درباره سه رفتار آن بنده خاص، او رابطه‌اش را با موسی قطع می‌کند و هر کسی به راه خودش می‌رود.

وی در دنباله سخن به تفکیک مقام طاعت از مقام تبعیت پرداخت و افزود: افراد در مواجهه با دیگری، یا مطیع او یا تابع اویند. «طاعت» به امر و نهی مسبوق است. بنابراین، انسان مطیع «فرمان‌بردار» و «فرمان‌گزار» است، اما «تبعیت» عام‌تر از امر و نهی است و به امر و نهی مسبوق نیست. بنابراین، تابع، «پیرو» است و درباره توجیه کار متبوع، چیزی نمی‌پرسد، بلکه با اعتماد به او، از پی‌اش حرکت می‌کند. شاید مقام طاعت با «اسلام» و مقام تبعیت با «ایمان» منطبق باشد. در این قصه، بنده خاص خدا یا همان خضر به موسی می‌گوید: «قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنی‏ فَلا تَسْئَلْنی‏ عَنْ شَی‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (كهف، 70)؛ یعنی در مقام تبعیت، پرسش‌گری و کنج‌کاوی و انتقاد و اعتراض نکن تا خودم پرده ابهام را کنار بزنم و چیزی یا چیزکی از رازها برایت بگویم. 

بنابراین، انسان مُطاع (نه مطیع) رازدان نیست، اما متبوع (نه تابع) رازدان است. ولایت مُطاع یا فرمان‌ده، ولایتی سیاسی و اجتماعی است و فرمان‌برداری و فرمان‌گزاری او، با انتقاد و اعتراض به باور و فرمان او، ناسازگار نیست؛ یعنی شاید کسی در مقام نظر به دیدگاه ولی سیاسی معتقد نباشد، اما در مقام عمل به فرمان او ملتزم است و بنابراین، او را مطیع باید نامید، اما ولایت متبوع یا پیشوا، ولایتی عرفانی و معنوی است و پیروی او، با انتقاد و اعتراض به رفتار وی، سازگار نیست؛ یعنی اگر کسی رفتار ولی معنوی را برنتابد و البته پیرو او باشد، نباید زبان به نقد و اعتراض باز کند. برای نمونه، موسی (ع) سوراخ کردن کشتی را برنمی‌تابید و بنابراین، به کار بنده خاص خدا اعتراض کرد و به تعبیر من، او گفت: تو در مقام اطاعتی نه تبعیت، اما من شرط کرده بودم که تابع باشی نه مطیع؛ یعنی هم‌راهی تو مشروط بود به تبعیت «بی‌چون و چرا»؛ یعنی مواجهه عاشقانه و مریدانه، اما اکنون مواجهه تو عالمانه و عاقلانه است.

فردوسی مشهدی در پایان سخنان خود با توجه به تأکید شمس تبریزی بر «فراق» که برگرفته از تعبیر قرآن در همین قصه است، با ذکر دلایلی روان‌شناختی، برنیامیختن مواجهه فرمان‌برانه با مواجهه پیروانه در عرصه‌های جمعی و فردی تأکید کرد. 

جلسات شرح مقالات شمس در بستر فضای مجازی (روبیکا) برگزار می‌شود و علاقه‌مندان برای اطلاع از محتوای برگزیده و زمان برگزاری جلسه، می‌توانند به نشانی «eitaa.com/Shams_Quotes» یا «t.me/Shams_Quotes» در پیام‌رسان‌ها مراجعه کنند.

انتهای پیام
دبیر:
کامله بوعذار
captcha