
به گزارش ایکنا، در پی تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکایی و شهادت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی سلسله گفتارهای در تحلیل موقف کنونی بر مبنای قرآن و روایات تقدیم مخاطبان شد. در یازدهمین یادداشت به موضوع ظفر در میانه جنگ و ایمان به ولایت الهی میپردازیم که در ادامه میخوانیم:
هر حادثهای دستکم سه روایت دارد؛ یک روایت زمینی که به اعداد، آمار و استراتژیها میپردازد، یک روایت شیطانی که به ترس و تردید میافزاید و یک روایت آسمانی که لایه الهی و معنوی رخدادها را آشکار میسازد. قرآن کریم تاریخ بنیاسرائیل را صرفاً بهعنوان داستانهای گذشتگان نقل نمیکند، بلکه بهعنوان آینهای برای امروز بازگو میکند. روایت قرآن از مواجهه این قوم با دشمن نشان میدهد پیروزی یا شکست به نفرات و تجهیزات نیست، بلکه در گروه ایمان، صبر و یقین به نصرت الهی است.
آیه ۲۴۶ سوره بقره داستان بنیاسرائیل پس از حضرت موسی (ع) را نقل میکند که در وضعیت سخت تبعید و مظلومیت از پیامبر خود خواستند تا فرماندهای برای جنگ تعیین کند، اما در ادامه، چند نوبت درگیر امتحان و غربالگری شدند.
وقتى پيامبرشان طالوت را كه جوانى چوپان و فقير و گمنام بود، به فرماندهى و زمامدارى آنان تعيين نمود، گفتند: چگونه او مىتواند فرمانده ما باشد در حالى كه شهرت و ثروتى ندارد. پیامبرشان یادآوری کرد که اولاً خداوند او را انتخاب کرده و در ثانی از نظر توانايى علمی و قدرت بدنی براى فرماندهى جنگ سرآمد است: «وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ» (بقره: 247).
آزمایشها ادامه یافت و لشکر تشنه به رودی رسید، ولی طالوت گفت که نباید از آن آب بخورند، مگر با مشتشان. او در ابتدا جمعيت را به خود نسبت نداد و لشکریان من. گرچه لشكريان انبوه بودند و فرماندهى او را پذيرفتهاند، ولى هنوز ميزان فرمانبرى آنان را آزمايش نكرده است. برای آزمايش، بیان کرد که هر كس ننوشد، قطعاً خودى است: «فَإِنَّهُ مِنِّي» (بقره: 249) و هر كس بنوشد، قطعاً بيگانه است: «فَلَيْسَ مِنِّي»، ولى كسانى كه با مشت نوشيدند، نه خودى هستند و نه بيگانه. بايد آنان را نه مأيوس كرد و نه مشمول الطاف.
در مرحله بعدی وقتی با سپاهیان مجهز جالوت مواجه شدند، با مشاهده عِدّه و عُدّه دشمن گفتند که امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش رو نداریم: «لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ». در مقابل، عدهای روایت آسمانی را مطرح کردند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند و خدا با صابران است: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره: 249). در نهایت، حضرت داود که در آن نوجوان چوپانی بود، با فلاخنی که داشت سنگی به سمت جالوت زد و او را کشت و سپاه از هم پاشید.
این روایت نشان میدهد که پيروزى در یک مرحله از آزمايش، كافى نيست. افراد در بعضى از مراحل موفق مىشوند، ولى در مرحلهاى ديگر شكست مىخورند. در اين داستان گروهى رهبر را به خاطر فقر نپذيرفتند، گروهى در آزمايش شكم، شكست خوردند و گروهى در مواجهه و برخورد با دشمن خود را باختند.
كسانى كه سرپرستی ولی خدا را پذیرفتند، وقتی دستشان به اموال مردم يا اموال دولتى رسيد، با كرامت از كنارش گذشتند و در نهایت در مقابل حملات آمریکا، اسرائیل و لبه فناوری دنیا ثباتقدم ماندند. این افراد میتواند پیروزی نهایی را درک کنند. امام باقر(ع) در روایتی فرمودند: «افرادى كه تا آخر كار به طالوت وفادار ماندند، سيصد و سيزده نفر بودند».
محمد پارسائیان، عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی
انتهای پیام