کد خبر: 4343418
تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۳
عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی مطرح کرد

بحران اعتماد اجتماعی نتیجه فاصله گرفتن از منطق اخلاقی قرآن است

سیدمحسن میرسندسی با تأکید بر اینکه بحران اعتماد اجتماعی ریشه در فاصله گرفتن از منطق اخلاقی قرآن دارد، گفت: قرآن با پیوند دادن اعتماد به مؤلفه‌هایی چون صداقت، عدالت، امانت‌داری و وفای به عهد، الگویی جامع برای بازسازی اعتماد عمومی و احیای سرمایه اجتماعی در جوامع معاصر ارائه می‌دهد.

سیدمحسن میرسندسی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامیدر سال‌های اخیر، بحران اعتماد اجتماعی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های جوامع معاصر تبدیل شده است. کاهش اعتماد میان افراد، تضعیف اعتماد به نهادها و گسترش بدبینی اجتماعی، پیامدهایی فراتر از یک مسئله صرفاً اخلاقی دارد و به‌طور مستقیم بر انسجام اجتماعی، مشارکت مدنی، کارآمدی حکمرانی و حتی ثبات فرهنگی و سیاسی جوامع اثر می‌گذارد. پژوهش‌های جدید در حوزه جامعه‌شناسی و علوم سیاسی نشان می‌دهد که فرسایش اعتماد اجتماعی، هزینه‌های تعامل را افزایش می‌دهد، همکاری جمعی را کاهش می‌دهد و جامعه را در برابر بحران‌های اقتصادی، اخلاقی و هویتی آسیب‌پذیر می‌سازد.

در چنین شرایطی، بازگشت به منابع معنایی و اخلاقی ریشه‌دار می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای فهم و درمان این بحران بگشاید. قرآن کریم، به‌عنوان متنی که هم‌زمان به ساحت فردی و اجتماعی انسان توجه دارد، تصویری منسجم از سازوکارهای شکل‌گیری و فروپاشی اعتماد ارائه می‌دهد. برخلاف رویکردهای تقلیل‌گرایانه که اعتماد را صرفاً یک متغیر روان‌شناختی یا نهادی می‌دانند، قرآن اعتماد را بر بستر اخلاق، ایمان، عدالت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی تحلیل کرده و آن را به رفتارهای عینی و قابل سنجش پیوند می‌زند.

اهمیت پرداختن به نسبت قرآن و بحران اعتماد اجتماعی از آن جهت دوچندان است که بسیاری از جوامع دینی، علی‌رغم برخورداری از سرمایه‌های عظیم معنوی، امروز با نشانه‌های جدی بی‌اعتمادی، گسست اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی روبه‌رو هستند. این وضعیت پرسش‌های بنیادینی را پیش روی ما قرار می‌دهد: آیا فاصله گرفتن از معیارهای قرآنی در حوزه صداقت، امانت‌داری و وفای به عهد در شکل‌گیری این بحران نقش داشته است؟ و آیا بازخوانی اجتماعی قرآن می‌تواند راهی برای بازسازی اعتماد عمومی فراهم آورد؟

خبرنگار ایکنا خراسان رضوی به‌منظور نشان دادن ظرفیت‌های قرآن در فهم عمیق بحران اعتماد اجتماعی و ترسیم مسیرهای واقع‌بینانه برای احیای آن در جامعه معاصر، گفت‌وگویی با سیدمحسن میرسندسی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، انجام داده است که در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا- قرآن و بحران اعتماد اجتماعی چه نسبتی با یکدیگر دارند؟ آیا می‌توان از قرآن برای فهم و درمان بحران اعتماد استفاده کرد؟

قرآن اساساً کتابی برای مدیریت اعتماد در سطوح مختلف زندگی فردی و اجتماعی است. بحران اعتماد اجتماعی که امروز در بسیاری از جوامع، حتی جوامع دینی، مشاهده می‌کنیم، دقیقاً ناشی از فاصله گرفتن از منطق اخلاقی‌ای است که قرآن بر آن بنا شده است. در قرآن، اعتماد فقط یک احساس روانی نیست، بلکه یک ساختار اخلاقی و نهادی است. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که صداقت، وفای به عهد، شفافیت، عدالت و امانت‌داری به هنجار عمومی تبدیل شود.

در پژوهش‌های جدید، اعتماد اجتماعی به‌عنوان هسته مرکزی سرمایه اجتماعی شناخته می‌شود. بدون اعتماد، هزینه‌های تعاملات افزایش می‌یابد، مشارکت کاهش پیدا می‌کند و انسجام اجتماعی فرو می‌پاشد. قرآن دقیقاً همین منطق را قرن‌ها پیش صورت‌بندی کرده است. هنگامی که قرآن از صدق، امانت و وفای به عهد سخن می‌گوید، در واقع از پیش‌شرط‌های شکل‌گیری اعتماد پایدار سخن می‌گوید.

ایکنا- آیات قرآن درباره صداقت، وفای به عهد و امانت چه کمکی به بازسازی اعتماد عمومی می‌کنند؟

قرآن اعتماد را از درون فرد آغاز می‌کند، نه از بیرون؛ به این معنا که ابتدا وجدان اخلاقی را شکل می‌دهد و سپس نهاد اجتماعی را می‌سازد. برای مثال، در موضوع امانت‌داری، قرآن به‌روشنی در آیه ۵۸ سوره «نساء» می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا»؛ خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بازگردانید. این آیه فقط ناظر به مال نیست، بلکه قدرت، مسئولیت، اطلاعات و اعتماد عمومی را نیز دربرمی‌گیرد. جامعه‌ای که در آن مسئولیت‌ها به افراد غیرامین سپرده شود، ناگزیر با فروپاشی اعتماد مواجه خواهد شد. مطالعات جدید حکمرانی نیز نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین دلایل بی‌اعتمادی عمومی، شکاف میان شایستگی و انتصاب است؛ مسئله‌ای که قرآن به‌دقت به آن پرداخته است.

در مورد وفای به عهد نیز قرآن در آیه ۳۴ سوره «اسراء»، تصریح می‌کند: «وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولًا»؛ به پیمان وفا کنید که پیمان مورد بازخواست قرار می‌گیرد. در منطق قرآنی، عهد صرفاً یک قرارداد حقوقی نیست، بلکه تعهدی اخلاقی است. هنگامی که وعده‌ها در سطح فردی و نهادی بی‌اعتبار می‌شوند، اعتماد اجتماعی فرو می‌ریزد؛ وضعیتی که امروز در ادبیات جامعه‌شناسی از آن با عنوان بحران اعتبار نهادی یاد می‌شود.

ایکنا- علت اصلی فروپاشی اعتماد اجتماعی از نگاه قرآن چیست؟

قرآن در این‌باره صریح و بی‌پرده سخن می‌گوید. فروپاشی اعتماد اجتماعی محصول انباشت ناهنجاری‌های اخلاقی است، نه نتیجه یک عامل منفرد. دروغ، نفاق، خیانت، غیبت، پنهان‌کاری، شکاف میان گفتار و کردار، بی‌عدالتی و نقض حقوق دیگران، همگی شبکه اعتماد را به‌تدریج فرسوده می‌کنند.

برای نمونه، قرآن درباره دروغ و دوگانگی رفتاری در آیه ۳ سوره «صف» هشدار می‌دهد: «کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ»؛ نزد خدا بسیار ناپسند است که چیزی بگویید و به آن عمل نکنید. در جامعه‌ای که فاصله میان گفتار و کردار افزایش یابد، اعتماد با سرعتی چشمگیر سقوط می‌کند. در واقع، ادراک ریاکاری اخلاقی یکی از مخرب‌ترین عوامل تضعیف اعتماد عمومی است.

قرآن همچنین نفاق را خطری جدی‌تر از کفر آشکار معرفی می‌کند، زیرا نفاق اعتماد را از درون می‌فرساید. در آیه ۱۲ سوره «بقره» آمده است: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لَا یشْعُرُونَ»؛ آگاه باشید که آنان خود مفسدان‌اند، اما درک نمی‌کنند. نفاق موجب می‌شود مرز میان خیر و شر مخدوش شود و در نتیجه، توان جامعه برای تشخیص رفتار صادقانه از فریبکارانه کاهش یابد؛ وضعیتی که نهایتاً به فروپاشی اعتماد می‌انجامد.

ایکنا- جامعه دینی چگونه می‌تواند با معیارهای قرآنی اعتماد ازدست‌رفته را احیا کند؟

احیای اعتماد با شعار محقق نمی‌شود. قرآن در این زمینه یک بسته جامع ارائه می‌دهد که هم ناظر به اصلاح فرد است و هم به اصلاح ساختار می‌پردازد. نخستین گام، بازسازی اخلاق فردی است؛ زیرا بدون صداقت فردی، هیچ اصلاح نهادی پایداری شکل نخواهد گرفت. قرآن بر خودکنترلی اخلاقی، یعنی تقوا، تأکید دارد. در آیه ۲۸ سوره «حدید» آمده است: «یَا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید. تقوا در اینجا صرفاً به معنای عبادت یا یک خصلت فردی نیست، بلکه به معنای مسئولیت‌پذیری اخلاقی در تعاملات اجتماعی است. مطالعات جدید نیز نشان می‌دهد جوامعی که از سطح بالاتری از خودکنترلی اخلاقی برخوردارند، به سازوکارهای کنترلی پرهزینه کمتری نیاز دارند.

گام دوم، شفافیت در روابط اقتصادی و اجتماعی است. قرآن به‌صراحت در آیه ۳۵ سوره «اسراء» بر شفافیت در مبادلات تأکید می‌کند: «وَأَوْفُوا الْکَیلَ إِذَا کِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ»؛ هنگام پیمانه کردن، درست پیمانه کنید و با ترازوی دقیق وزن نمایید. این آیه صرفاً به وزن و پیمانه محدود نمی‌شود، بلکه ناظر به اصل شفافیت در تمامی روابط است. هرجا ابهام، رانت و پنهان‌کاری وجود داشته باشد، اعتماد از میان خواهد رفت.

گام سوم، تقویت عدالت و رعایت حقوق دیگران است. قرآن عدالت را ستون اعتماد می‌داند و بدون آن، هیچ سرمایه اجتماعی پایداری شکل نمی‌گیرد. حتی احساس بی‌عدالتی، اگرچه واقعی نباشد، می‌تواند به اندازه بی‌عدالتی واقعی اعتماد را تخریب کند؛ نکته‌ای که امروز در جامعه‌شناسی عدالت نیز مورد تأکید قرار دارد.

همچنین قرآن در آیه ۱۲ سوره «حجرات» بر حسن‌ظن و پرهیز از تخریب حیثیت اجتماعی تأکید می‌کند: «یَا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید. جامعه‌ای که در آن سوءظن، شایعه و تخریب شخصیت رواج داشته باشد، حتی با بهترین قوانین نیز قادر به ایجاد اعتماد نخواهد بود.

در مجموع، از نگاه قرآن، اعتماد اجتماعی نه محصول اجبار است و نه نتیجه تبلیغات، بلکه حاصل انباشت کنش‌های اخلاقی صادقانه در طول زمان است. جامعه دینی اگر در پی احیای اعتماد ازدست‌رفته است، باید از بازسازی اخلاق فردی، شفافیت نهادی، عدالت اجتماعی و صداقت در حکمرانی آغاز کند. بدون این مؤلفه‌ها، هر ادعای دینی درباره اعتماد، صرفاً به شعاری بی‌پشتوانه تبدیل خواهد شد.

انتهای پیام
خبرنگار:
لیلا قرایی
captcha