سالها پیش که آرشیوی از تصاویر زنان فعال در دوره انقلاب و جنگ را جمعآوری میکردم، حتی احتمال نمیدادم که زنان کشورم روزی دوباره همان تصاویر را بازسازی کنند. بخشی از این آرشیو شخصی دوستداشتنی، مربوط به زنانی است که اسلحه به دست، در حال رژه نظامی بودند و علیالظاهر در کارشان تبحر داشته و اغلب پوشش چادر داشتند. در بعضی از تصاویر، زنان مانتوپوش هم دیده میشدند. نگهداشتن چادر روی سر همراه با گرفتن اسلحه روی دو دست، سخت است.
انتشار گزارش تصویری از زنان برنو به دوش لر در کانالهای خبری، کافی بود تا من به روزهایی برگردم که آرشیو جمع میکردم. ناگهان ارتشی از زنان را تصور کردم که آتش به اختیار آماده مبارزه است. چند روز بعد، تصاویر دیگری از تجمعات مخابره شد که در آن زنان بهصورت کاملاً مسلح دیده میشدند. حالا دیگر آرشیو من، میزبان تصاویر جدیدی از زنان است.
بهطور کلی، اگر به تجمعات اخیر در جنگ تحمیلی رمضان دقت کرده باشید، جمعیت زنان را بیش از جمعیت مردان خواهید یافت؛ زنانی که در میدانها و بلوارها تجمع میکنند، پرچمها را با اعتماد به نفس، در دست میگیرند و شعار میدهند، با موسیقیهای حماسی و مداحیها همراه میشوند و راهپیمایی خودرویی و پیاده برگزار میکنند. حتی در خیابان بیآنکه از خاکیشدن لباسها و چادرشان نگرانی داشته باشند، نماز میخوانند. شاید نیمقرن پیش این تصویر فقط در شهرهای بزرگ قابل دیدن بود، اما این روزها، شهرهای کوچک نیز شاهد جولان زنان انقلابی است.
هر چند پدیده این تجمعات، زنان کلاشینکف به دست، برنو به دوش و کفنپوش بودند که تصاویرشان فضای مجازی را پر کرد، اما در بستر فعلی، هر زن بهصورت ارگانیک و ناخودآگاه بخشی از پازل حماسه زنان را شکل میدهد.
در عین ناهماهنگیهای سیستمی، نوعی هماهنگی ارگانیک در بین زنان شکل گرفته؛ گویی قرار است در کنار هم میهمانی بزرگی را مدیریت کنند. هیچکس به زنان نمیگوید با ماشین، زنان و کودکان فامیل را بردارند و در راهپیمایی خودرویی شرکت کنند، اما حداقل زنان اطراف نگارنده، این کار را میکنند. کسی از آنها نمیخواهد شعارها را فریاد بزنند، اما آنها این کار را میکنند. کسی به آنها نگفته ختم قرآن بردارند، در مراسم تشییع و ترحیم و تجمع شرکت کنند، به رفتوآمدهای محله و همسایهها دقت کنند و هنگام انفجار سوره مبارکه صافات بخوانند، اما آنان همه این کارها را میکنند.
با دیدن این صحنهها، جملات امام خمینی(ره) در ذهنم تداعی میشود. ایشان معتقد بودند، اگر زنان در صحنه انقلاب حضور نداشتند، انقلاب به وقوع نمیپیوست. اگر تصور میکنید که این حضور زنان، چیزی مشابه حضور آنها در پشت جبهه است، سخت در اشتباه هستید. زنان ایرانی این بار در مرکز میدان هستند. این بار مرزهای ایران ما مورد هجوم قرار نگرفته، این بار کل ایران مورد هدف است و زنان ایرانی نهتنها به دنبال پناهگاه و جای امن نیستند، که همراه فرزندان خردسال خود در مرکز حادثه حاضر میشوند.
چیزی که من میبینم، انقلابی دوباره علیه آمریکا، همپیمانان و نوچههای مزدبگیرش (پهلوی و منافقین) از سوی زنان است. زنان انقلابی دیگر در حاشیه بودن را نمیپذیرند و هوشیارانه با پذیرش خطرات احتمالی، دست به انتخاب زدهاند.
اگر نیروهای مسلح در حال مبارزه نظامی هستند، زنان نیز در میدان نبرد دست به ماشه ایستادهاند. هیچچیز شبیه به یک تجمع ساده و ازدحام جمعیت زنان نیست. همهچیز شبیه به یک فراخوان و آمادهباش سراسری است. این بار، زنان علیه استکبار قیام کردهاند، اما پیش از آن، علیه ضعیف پنداشته شدن و منفعل بودن خودشان قیام کردند.
مائده شاهنظری
انتهای پیام