یک حقوقدان با اشاره به ممنوعیت حمله به زیرساختهای حیاتی، مدارس و مراکز علمی و پژوهشی در حقوق بینالملل گفت: آمریکا از همان ابتدای جنگ، پیش از هر درگیری نظامی، مدرسه شجره طیبه میناب را زد، این عین جنایت جنگی است. ترامپ و نتانیاهو خیال میکنند با مذاکره، پروندههای این جنایات بسته میشود اما راه برای پیگیری حقوقی این جنایات کاملا باز است. 
اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ رمضان علیه ایران، چالشهای حقوقی جدی از جمله غیر مشروع بودن هدف قرار دادن مراکز علمی و فرهنگی و درمانی و زیرساختها و تأسیسات غیرنظامی را برجسته ساخته است.
در این میان، دفاع مشروع ایران در تقابل با این تجاوز، سازوکارهای تضمینکننده پایان درگیریها و میانجیگری پاکستان بیش از پیش مورد توجه افکار عمومی و محافل تخصصی قرار گرفته است.
بیشتر بخوانید:
در این راستا ایکنا با سیدمجتبی مکبری، حقوقدان گفتوگو کرد که در ادامه می خوانیم:
ایکنا ـ پیگیری ابعاد حقوقی اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در مجامع بین المللی را چگونه ارزیابی میکنید؛ اقداماتی که نقض فاحش اصول بنیادین حقوق بین الملل و منشور سازمان ملل است.
در رابطه با قضایای اخیر و حملات ناجوانمردانه و غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی به میهن عزیزمان، اولاً باید عرض کنم که اسرائیل دولت نیست. اسرائیل هنوز به رسمیت شناخته نشده است. اشتباهی که همه میکنند این است که این را «رژیم صهیونیستی» یا به شکلی دیگر قلمداد میکنند و عملاً به آن رسمیت میدهند، در حالی که اسرائیل هنوز رسمیت ندارد. اینها یک گروه صهیونیستی با اعتقادات و عقاید افراطی هستند.
اگر کشوری بخواهد بر مبنای ایدئولوژی به رسمیت شناخته شود، باید ایدئولوژی آن توسط جوامع بینالمللی تأیید شود. جمهوری اسلامی ایران دولتی کاملاً معقول، منطقی و قانونی راست که در سراسر عالم پذیرفته شده است اما هنوز رژیم صهیونیستی به عنوان یک گروه تروریستی قلمداد میشود. بنابراین هر نوع حرکت اینها علیه کشور ما غیرقانونی است.
دلیل غیرقانونی بودن این حملات، حمایتهای بدون واسطه و احمقانه آمریکا از این گروه تروریستی است. اگر آنها کشور بودند، باید طبق قوانین بینالمللی عمل میکردند. چون کشور نیستند، به صورت تروریستی عمل میکنند. جواب اقدامات تروریستی هم همین حملات قاطعانهای است که جمهوری اسلامی انجام داد.
دقت به این موضوع حائز اهمیت است؛ ایران برای نشان دادن حسن نیت، در دو سه مرحله وارد مذاکره با آمریکا شد نه مذاکره با اسرائیل. ما هنوز اسرائیل را به عنوان یک دولت نمیشناسیم. هیچ وقت هم مذاکرهای با این گروه تروریستی نداشتیم و نخواهیم داشت. همین نشان میدهد که ما اینها را اصلاً دولت نمیدانیم.
حتی در میان جنگ رمضان نیز، ایران برای اینکه مجدداً حسن نیت خود را به جهانیان ثابت کند، وارد مذاکره شد. تیم مذاکرهکننده ایرانی به صورت قانونی به اسلام آباد رفتند و مذاکره کردند و موارد پیشنهادی خود را مطرح کردند و بر سر موارد نیز ایستادگی کردند؛ این یک روش قانونی است. هرچند راههای قانونی شاخص دیگری نیز وجود دارد. نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در چارچوب قانون حرکت میکند. در تمام این موارد چه جنگ، چه صلح، چه مذاکره، چه آتشبس، چه تعلیق، هر چه که صورت بگیرد؛ رعایت تمام چارچوبهای داخلی و بینالمللی از طرف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.
این نشان میدهد علیرغم تمام خلافهایی که در حقوق آمریکا و حقوق کشورهای دیگر صورت میگیرد، جمهوری اسلامی ایران در چارچوب حقوق اسلامی از کلیه منافع خود استفاده کرده و مذاکرات اسلام آباد نیز در چارچوب قانونی شکل گرفت.
ایکنا ـ در جنگ تحمیلی اخیر (جنگ رمضان) شاهد مصادیق زیادی از جنایت جنگی توسط آمریکا بودیم؛ حمله به مدارس، دانشآموزان، مراکز درمانی، مراکز پژوهشی، پاستور و امثالهم. حمله به این مراکز از نگاه حقوق بین الملل چگونه است؟
در همه کشورها و در حقوق بینالملل هم قضیه جنگ دیده شده، هم مذاکره و هم صلح. جنگ هم برای خود قوانینی دارد. در حقوق بینالملل، چارچوبهایی وجود دارد. آن جاهایی که باید زده شود، مشخص است. آن جاهایی که نباید زده شود، نیز مشخص است. اینها نکاتی است که در قانون نوشته شده و وجود دارد. حمله به یک مدرسه، نشان میدهد آمریکا جنایتکار است.
آمریکای جنایتکار در چند مرحله مدرسه را مورد اصابت قرار می دهد. این جنایت جنگی است. ترامپ و نتانیاهو خیال میکنند جنایاتی را انجام میدهند و تمام میشود اما حتی اگر توافقی هم شکل بگیرد، راه برای پیگیری حقوقی اقدامات جنایتکارانه اینها وجود دارد.
آیا مسجد، مدرسه و دانشگاه، اماکن نظامی محسوب میشود؟ در قانون قید شده فقط نقاط و اهدافی که جنبه نظامی دارد باید مورد اصابت قرار بگیرد. اینها برعکس، از همان اول از مدارس و زیرساختها شروع کردند. بنابراین جنایت جنگی محسوب میشود و حتماً پیگرد قانونی خواهد داشت.
ایکنا ـ از منظر حقوق جزای بینالملل، ایران چطور میتواند مسئولیت بینالمللی این مهاجمان را پیگیری کند؟ آیا با مستندسازی، کارشناسی یا ارائه به دادگاههای بینالمللی امکان جبران خسارت فراهم است، هرچند زمانبر باشد؟
در همان جنگ 12 روزه، رهبری شهید به قوه قضائیه فرمودند: برای آمران، عاملان و کسانی که در این جنایت نقش داشتند، پروندههای کیفری ایجاد و در محاکم بینالمللی مطرح کنید. از همان موقع این کار شروع شده است. در این راستا پروندههای بسیار زیادی تشکیل و به محاکم قضایی بینالمللی فرستاده شده و در جنگ تحمیلی سوم نیز همین روند دنبال خواهد شد. مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای، هم به این امر تأکید کردند و حتی فرمودند: از خون یک کودک هم نمیگذریم و برای تک تک این جنایات باید پرونده تشکیل شود.
متجاوزان باید برای تمام تمام خسارتها و جنایتهایی که مرتکب شدند، غرامت بپردازند. علاوه بر غرامت، مجازات آمران و عاملان هم در قانون صراحت دارد و ما هم داریم این کار را میکنیم. همه پروندهها را داریم تشکیل میدهیم و به محاکم و مجامع بینالمللی میفرستیم.
ایکنا ـ سؤال پایانی در خصوص ضرورت برخورداری از تضمین عملی و اجرایی برای پایان جنگ است. اینکه ایران برای اقدام متقابل خود چقدر باید قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند، در چارچوب تضمینها و با توجه به سابقه بیاعتمادی و تقریباً غیرقابل اعتماد بودن طرف مقابل. الان در حال حاضر استفاده از ظرفیت تنگه هرمز را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر اول جنگ را در نظر بگیرید، تنگه هرمز اصلاً مطرح نبود اما ایران در یک چرخش بسیار ماهرانه تنگه هرمز را مطرح کرد. هیچ تضمینی بالاتر از تضمین قانونی تنگه هرمز وجود ندارد. ممکن است هر تضمین قانونی دیگری بخواهند بگذارند، بعداً یک ان قلت و خللی در آن بیاورند. ولی فعلاً ما این ابزارها را باید به طور محکم در اختیار داشته باشیم و رها نکنیم؛ 1. تنگه هرمز، 2. مسائل هستهای صلحآمیز و 3. حمایت از محور مقاومت.
این سه مورد بهتر از هر تضمینی از قبیل مجامع بینالمللی و شورای امنیت است. تصمیم عملی ایران باید مبتنی بر سه مؤلفه باشد: حفظ تنگه هرمز در قلمرو قانونی جمهوری اسلامی ایران، استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و حمایت از محور مقاومت. این سه تضمین عملی ما هستند البته که سایر راهکارهای قانونی دیگر نیز وجود دارند اما حفظ سه مورد فوق لازم و ضروی است.
انتهای پیام