به قلم حجتالاسلام محمد ملکزاده؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

پس از صدور بیانیه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر موافقت آمریکا با طرح ایران و به دنبال آن، توافق دو کشور درباره اتش بس دو هفتهای با هدف نحوه تدوین راهکار اجرایی بر اساس مفاد این طرح، برخی ابهامات و اما و اگرهایی در فضای مجازی کشور به راه افتاد. در این ارتباط توجه به نکاتی خالی از اهمیت نخواهد بود:
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شورای عالی امنیت ملی نهادی است که برای تعیین سیاستهای کلان امنیتی و دفاعی کشور تشکیل شده است.
در اصل ۱۷۶ آمده است که شورای عالی امنیت ملی برای تأمین منافع ملی، پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و هماهنگسازی فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر دفاعی و امنیتی تشکیل میشود.
نکته مهم در این اصل قانون اساسی این است که تصریح میکند مصوبات شورای عالی امنیت ملی پس از تأیید رهبر معظم انقلاب قابل اجراست.
به بیان حقوقی، این یعنی شورا میتواند تصمیمسازی و تصویب انجام دهد، اما اجرایی شدن و اعتبار نهایی آن مصوبات منوط به تأیید رهبر انقلاب است.
بنابراین بدیهی است که بیانیههای شورای عالی امنیت ملی بدون امضا مقام معظم رهبری فاقد اعتبار است از این رو به نظر میرسد که تصمیمی اینگونه مهم و سرنوشت ساز نمیتواند بدون توجه به نظر دقیق، هوشمندانه و واجب الاطاعه رهبر معظم انقلاب صورت گرفته باشد. مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. از این جهت همه ما باید مطیع قانون و تحت فرمان مقام معظم رهبری باشیم.
در ادبیات روابط بینالملل یک مفهوم مهم به نام معضل اعتماد وجود دارد. خصوصا درباره دولتی مانند آمریکا که سابقهای بسیار از بدعهدی، نقض توافق یا اقدامات خصمانه داشته است، سطح اعتماد به شدت پایین میآید. بدعهدی و پیمان شکنی آمریکا بر جمهوری اسلامی بارها به اثبات رسیده است.
در چنین شرایطی اگر براساس مصالحی باز مجبور به مذاکره شویم این مذاکره باید همراه با بازدارندگی و احتیاط راهبردی باشد یعنی در حین گفتوگو توان دفاعی و بازدارندگی حفظ شود و هر توافق موقتی با فرض امکان نقض آن مدیریت شود.
همچنانکه در متون دینی اسلامی نیز در کنار دعوت به صلح و وفای به عهد، بر هوشیاری در برابر نقض پیمان از سوی دشمن تأکید شده است.
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در نامه ۵۳ نهج البلاغه می فرماید: «از دشمنت بعد از آن که با تو از در صلح و آشتى درآمد سخت بترس! زیرا او چه بسا بوسیله صلح نزدیک مىشود تا از شیوه غافلگیرى استفاده کند، پس احتیاط و دقت را پیشه کن و در چنین مواردى زود باور و خوش گمان مباش».
تا به امروز ما پیروز قطعی نبرد با دشمن آمریکایی- صهیونی بوده ایم با این حال در این شرایط ما هرگز نباید به نتایج مذاکرات خوشبین باشیم و باید با هوشیاری کامل در راستای استیفای کامل حقوق ملت ایران عمل کنیم.
دولت آمریکا در طول ۴۰ روز جنگ تحمیلی علیه ایران تحت فشار شدید افکار عمومی داخلی و جهانی قرار داشته است. این جنگ هزینههای سرسامآوری برای مردم آمریکا و سایر کشورها ایجاد کرده است.
در مقابل دولت آمریکا به هیچ کدام از اهداف اعلامی خود دست نیافته و شکستهای سنگینی در میدان نبرد متحمل گردیده است.
به علاوه ارتکاب آمریکا و رژیم صهیونیستی به جنایات جنگی و کشتار غیر نظامیان و تخریب بیمارستانها و ارتکاب سایر جنایات جنگی، فشار مضاعفی را بر آغاز کنندگان تجاوز تحمیل نموده است.
با این حال، افکار عمومی به تنهایی تعیینکننده نیست و بیشتر زمانی اثرگذار میشود که با تحولات میدانی، فشارهای دیپلماتیک و محاسبات راهبردی دولتها همزمان گردد.
این چیزی است که با استقامت مثال زدنی ملت بزرگ ایران تا حدود زیادی حاصل شده است. امروز حتی دولتهای متحد آمریکا نیز از سیاستهای دولت آمریکا منزجر شده اند و این مسئله می تواند نقش موثری در پرهیز مجدد از جنگ افروزی و حمایت از رژیم کودک کش اسرائیل باشد.
۴. مسلما یکی از چالشهای مهم در این آتشبس، احتمال زیاد استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از این دوره برای بازآرایی نیروها یا تغییر موازنه میدانی است.
مبنای آتشبس طرح ۱۰ ماده ای جمهوری اسلامی است که یکی از بندهای آن، آتش بس در تمام منطقه است.
برای اینکه دشمن از این دوره توافق برای حمله به مقاومت استفاده نکند باید تدابیر لازم اندیشیده شود.
از جمله مهمترین این تدابیر، حفظ آمادگی دفاعی نیروهای مسلح در میدان به همراه تداوم حضور هوشمندانه مردم در خیابانها و حفظ اتحاد مقدس ذیل تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری است.
امروز با توجه به آشکار شدن قدرت جمهوری اسلامی ایران و همراهی افکار عمومی جهانی با این نظام مقدس از یکسو و فروپاشی ابهت خیالی آمریکا و ضعف این کشور برای متحدانش، اراده سیاسی برای کاهش تنش با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.
به شرط آنکه مسئولان نیز در عرصه دیپلماسی مراقب خطوط قرمز باشند و اجازه ندهند که آمریکا مانند گذشته از میز مذاکره بهعنوان ابزاری برای خرید زمان، ایجاد غافلگیری یا تکمیل فشارهای نظامی و تکرار چرخه مذاکره،جنگ و آتشبس استفاده کند.
با وجود تمام فشارها و تهدیدها امروز ایران ثابت کرد که دست برتر را در میدان نبرد دارد. بنابراین همین دست برتر را باید در میدان دیپلماسی هم داشته باشد.
انتهای پیام