مردم باز هم ناجی ایران شدند. بله، بعد از انقلاب اسلامی، مردم در دو جنگ با آمریکا و در زمانهای که جمهوری اسلامی از درون با براندازان و از بیرون با تحریمها و محدودیتها دستوپنجه نرم میکند، با پشتیبانی از نیروهای مسلح، از تمامیت ارضی ایران دفاع کردند؛ با این تفاوت که این بار، جنگ علاوه بر ابعاد ملی، بهشدت درونی شده است. مردم محافظت از ایران را همچون محافظت از خود و خانوادههایشان قلمداد میکنند.
شوری که این بار در تمامی میادین ایجاد شده، حداقل از راهپیماییها و اجتماعات ملی که من در مقام نگارنده پیش از این دیدهام، بسیار بیشتر و هیجانانگیزتر است. آنچه تجمعات فعلی را از سایر تجمعات متمایز میکند، به لحاظ مصداقی در این است که مردم به آنها شکل دادهاند، مردم هستند که این تجمعات را تا سحرگاه ادامه میدهند، مردم هستند که این روزها مشتری خاص فروشندگان پرچم هستند و به کسبوکارهای مرتبط با پرچم رونق بخشیدهاند. حتی دستفروشها در حاشیه تجمعات پرچم میفروشند و از این طریق کسب درآمد میکنند.
این روزها غرور ملی فوران کرده است؛ مردمی که پیش از این به هزینهکردن برای آیینها و مراسم مذهبی اهمیت میدادند و چندان حاضر نبودند برای مراسم و آیینهای ملی هزینه کنند، این روزها تمایل دارند به موکبها کمک مالی کنند، پرچم بخرند و تا پاسی از شب در خیابان بمانند و میدانداری کنند.
مردمان بسیاری را این شبها دیدهام که هدایای کوچکی برای کودکان تهیه و میان آنان تقسیم میکنند. زنان بسیاری هستند که برای پذیرایی از تجمعکنندگان، در منازل یکدیگر حضور مییابند و خوراکی، لقمه و... تهیه میکنند. حتی برخی از مرم نذر پرچم دارند و پس از خرید تعدادی پرچم، آنها را بین مردم توزیع میکنند. بابت هر پیروزی، در شبکههای اجتماعی به یکدیگر عیدی میدهند و به اصطلاح، پاکت میگذارند. برخی هم بهطور رایگان خدماتی مثل عکاسی، خطاطی، مشاوره و... در تجمعات ارائه میدهند. افرادی هم هستند که با پوشیدن دستکشهای یک بار مصرف، زبالههای روی زمین را جمعآوری میکنند.
هر کس هر مهارتی دارد، تلاش میکند از آن در تجمعات استفاده کند. حتی دختربچهای حدوداً ۱۰ ساله را دیدم که تعدادی از بچههای کوچکتر از خودش را جمع کرده بود و از دفترش، برگههایی جدا میکرد و همراه تعدادی مدادرنگی به آنان میداد تا نقاشی بکشند. آن دختر کوچک هم میداندار بود.
این روزها همه نه فقط در کلام، بلکه با جان و دل حامی مقاومت هستند و برای نشاندادن این حمایت، تمام تلاش خود را بهکار میگیرند. حتی بچهها هم از تکاندادن پرچمهای خود خسته نمیشوند. میتوان ادعا کرد که تقریباً نیمی از جمعیت تجمعات، پرچمهای بزرگی در دست دارند که پیش از این احتمالاً هرگز پرچم به این بزرگی نداشتهاند.
مائده شاهنظری
انتهای پیام