کد خبر: 4346732
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۱
در وبیناری بررسی شد

چگونه در زمانه ابهام بر اضطراب خود غلبه کنیم

یک استاد دانشگاه گفت: در شرایطی مانند بحران یا جنگ که نسبت به اتفاقات جاری کنترل نداریم و آینده نیز مبهم است، با برنامه‌ریزی، تعیین اهداف و مشخص‌کردن اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت می‌توانیم ترس و اضطراب را در وجود خود کاهش دهیم.

آرامش روانبه گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، مریم مردانی، استاد دانشگاه اصفهان در دومین کارگاه «روان در زمانه‌ بحران» و گفت‌وگو با دانشجویان در خصوص فقدان و ناامنی که عصر چهارشنبه، ۲۶ فروردین‌ماه، به همت انجمن علمی مشاوره دانشگاه اصفهان به‌صورت برخط برگزار شد، ضمن مرور مطالب مطرح‌شده در کارگاه اول اظهار کرد: وقتی مسئله‌ای در روان انسان حل‌و‌فصل نشده باشد، در لحظه اکنون نیز تکرار می‌شود. وقتی اختیار زندگی دست خود فرد نباشد، طبیعتاً دچار ترس و اضطراب می‌شود. مادامی که حال‌وهوای‌مان تا این حد دچار ابهام باشد و ندانیم چه اتفاقی انتظارمان را می‌کشد، مسلما حس خوبی نیست، مانند شرایط امروز. بخشی از احساس ترس و نگرانی به بحث کنترل برمی‌گردد.

وی افزود: ما تجربه شنیدن صدای جنگنده، پهپاد و... را در این مدت داشتیم. وقتی این صداها را می‌شنیدیم، منتظر بودیم ببینیم چه اتفاقی برای چه کسی و کجا می‌افتد. خیلی‌ها این انتظار را داشتند که در آن لحظه دشمن قرار است جایی را مورد حمله قرار دهد. پس موقعیتی را تجربه می‌کنیم که کنترلش دست ما نیست. افراد در سال‌های اول زندگی به‌خصوص در دو، سه سال اول، کم‌کم یاد می‌گیرند اراده را در خودشان شکل بدهند، خودمختار شوند و قدرت کنترل پیدا کنند.

این روانکاو و روان‌درمانگر تحلیلی گفت: توانایی کنترل‌کردن، موضوع بسیار مهمی است. افرادی که نتوانند چیزی را کنترل کنند، به‌شدت دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. پس ما نسبت به بخشی از شرایط و چیزی که اکنون اتفاق می‌افتد، کنترل نداریم. حتی نسبت به اتفاقاتی که از اینجا به بعد هم قرار است اتفاق بیفتد، کنترل نداریم. در مسائلی مانند جنگ طبیعتاً ترس و اضطراب‌مان بسیار زیاد است.

وی ادامه داد: آینده نیز مبهم است. پس باید با برنامه‌ریزی‌، تعیین اهداف و روشن‌کردن اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت، این ابهام را کم کنیم تا اضطراب و نگرانی‌مان کم شود. برای مثال، اینترنت بین‌الملل را در نظر بگیرید. اگر در این مدتی که به آن دسترسی نداشتیم، دست روی دست گذاشته و راه دیگری برایش پیدا نکرده باشیم، همچنان آشفتگی روانی، ترس و اضطراب ما هم زیاد است؛ به این دلیل که نمی‌دانیم اینترنت کی وصل می‌شود، اما اگر در شرایط موجود، راه‌حلی پیدا کرده باشیم که بتوانیم مدیریتش کنیم و احساس کنترل نسبت به آن داشته باشیم، آن‌وقت بدون شک ترس و اضطراب کمتر می‌شود.

شاه‌کلیدی به نام ذهن‌آگاهی

مردانی با اشاره به ذهن‌آگاهی بیان کرد: ذهن‌آگاهی کمک می‌کند در لحظه باشید؛ اما به‌طور کلی وقتی مسائل مربوط به گذشته را حل‌وفصل نکرده باشید، خیلی وقت‌ها در لحظه بودن کار سختی است؛ شاید به این دلیل که بابت آینده نگران یا مشغول نشخوار گذشته هستید. بنابراین، نمی‌توانید نسبت به شرایط حال حاضر و لحظه اکنون کنترل کافی داشته باشید، برنامه‌ریزی کنید و از چیزی که اتفاق می‌افتد، لذت ببرید. 

وی با بیان راه‌حل شخصی افراد در مواجهه با بحران‌ها توضیح داد: بسیاری از افراد با وجود حجم زیادی از مسائل و مشکلات، اضطراب و نگرانی‌ها به زندگی ادامه می‌دهند. هر کسی از ابزاری استفاده می‌کند؛ یکی به سمت معنویت می‌رود، دیگری حمایت اجتماعی را انتخاب می‌کند، برخی با انکار کردن و اجتناب از مسائل و مشکلات واکنش نشان می‌دهند، افرادی می‌جنگند و یا برخی دائما از سازوکارهای دفاعی مختلف استفاده می‌کنند. قرار نیست همه افراد تحت تحلیل روانکاوی قرار بگیرند تا گذشته‌شان را حل‌وفصل کنند. ما حق دخالت و ورود به روان آدم‌ها و نظردادن درباره آن‌ها را نداریم. سبک زندگی افراد هرچند از نظر یک متخصص اشتباه باشد، ولی برای آن فرد جواب می‌دهد. 

این استاد دانشگاه تأکید کرد: در روانکاوی چیزی به اسم سلامت روان نداریم. آدمی را نمی‌توانید پیدا کنید که هیچ دردی از اضطراب، تنش، فشار، ترس و... را تجربه نکرده باشد. برخی به‌دلیل فشار زیاد، سلامت روانشان بسیار کاهش می‌یابد و مختل می‌شود. نوع مداخله‌ها فرق می‌کند. یک‌سری افراد از راهکارهایی استفاده می‌کنند که از گذشته‌شان جدا نیست. 

وی در خصوص مسئله فقدان به‌ویژه در شرایط جنگی گفت: برای برخی افراد، مسئله‌ فقدان و از دست دادن هیچ‌گاه حل نشده است. حال وقتی چنین فردی با ریسک از دست دادن یا اتفاقات و فشارهایی مثل جنگ مواجه می‌شود، سوگواری نمی‌کند. ممکن است در اطرافیانتان کسی را دیده باشید که مثلاً پدر، مادر و خواهرش فوت کرده، ولی طوری وانمود می‌کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. ما به این حالت می‌گوییم انکار و انکار نوعی مکانیسم دفاعی است که ایگو استفاده می‌کند. اگرچه این بی‌حسی و انکار نگران‌کننده است، ولی امثال سازوکارهای دفاعی مورد استفاده ایگو کمک می‌کند که فرد بتواند با شرایط کنار بیاید.

سوگواری‌نکردن و نقش آن در آسیب‌پذیری روانی

مردانی با تحلیل مسئله سوگواری یادآور شد: سوگواری‌نکردن، حل‌وفصل نکردن سوگ و طی‌نکردن دوره آن می‌تواند دوباره مثل لقمه‌ای هضم‌نشده در روان به آسیب‌پذیری فردی منجر شود که سوگواری نکرده است. افرادی که بسیار انکار می‌کنند و در فضای بی‌حسی قرار دارند، انسان‌های آسیب‌پذیری هستند. اجتناب‌کردن و انکار کردن در طولانی‌مدت کار دستمان می‌دهد. در حیطه امداد و نجات گفته می‌شود درآوردن جسم خارجی از بدن در لحظه و بدون کنترل آسیب می‌زند، درحالی‌که همان جسم در بدن جلوی خونریزی را می‌گیرد. 

وی درباره ظرفیت‌های روانی گفت: برخی افراد صبورترند. بخشی از این صبر به ظرفیت روانی آن‌ها برمی‌گردد. برای اینکه فردی ظرفیت روانی نسبتاً خوبی داشته باشد، باید قبلاً کسی این ظرفیت روانی را برایش فراهم کرده و اصطلاحاً در محیط مراقبی بزرگ شده باشد. اگر این مراقبت اولیه به اندازه کافی وجود نداشته باشد، فرد در شرایط پرتنش زودتر به هم می‌ریزد و دچار احساس ناامنی می‌شود. بنابراین، انسان‌ها به سطحی از پایداری و مراقبت نیاز دارند تا روان خودشان را آن‌قدر قوی بسازند که در سنین بزرگسالی هم بتوانند از پس تنش‌ها و فشارها برآیند.

این استاد دانشگاه بیان کرد: بخشی از ترس و اضطراب‌ها از نظر روانکاوی کاملاً طبیعی است. اتفاقاتی بیرون از روان ما می‌افتد که به آن‌ها ترس‌های واقعی یا اصطلاحاً اضطراب واقعی می‌گوییم. مثلاً، هنگامی که صدای جنگنده می‌آید و شما می‌ترسید و می‌خواهید پناه بگیرید، درواقع دارید از خود و اطرافیانتان مراقبت می‌کنید. افرادی که تجربیات ناخوشایندی تا این لحظه از زندگی‌شان داشته‌اند، هر چیزی در دنیای بیرون از روانشان می‌تواند به‌راحتی آن‌ها را بترساند و مضطرب کند. به خاطر داشته باشید که افراد در شرایط فشار و تنش روانی مثل جنگ، بعد از مدتی فرسوده می‌شوند.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا مظفری فرد
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha