به قلم سیدمجید نبوی، دانشآموخته دکتری قرآن و حدیث
در روزهایی که منطقه غرب آسیا در سایه جنگی تازه، موسوم به «جنگ رمضان ۱۴۰۴»، با تنش و خونریزی روبهروست و حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران موجی از واکنشها را در جهان اسلام و فراتر از آن برانگیخته است، موضعگیری برخی چهرههای مذهبی بار دیگر بحث نسبت دین با عدالت، اخلاق و حقیقت را در کانون توجه قرار داده است.
در این میان، نام مشاری راشد العفاسی، قاری مشهور قرآن از کویت، به دلیل انتشار توییتی جنجالی بار دیگر مطرح شد. او در موضعی که بازتاب گستردهای در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی داشت، از دونالد ترامپ خواست «دروازههای جهنم را به روی ایران بگشاید». این سخن، از زبان فردی که با تلاوت قرآن شناخته میشود، برای بسیاری از ناظران تعجببرانگیز بود؛ چرا که چنین ادبیاتی بیش از آنکه با آموزههای قرآنی سازگار باشد، یادآور دعوت به خشونت و تشدید جنگ است.
این موضع، یک پرسش جدی را پیش میکشد: آیا صرفِ صوت خوش و تلاوت قرآن، برای آنکه فردی را در زمره اهل قرآن بدانیم کافی است؟ قرآن کریم کتاب هدایت، رحمت، عدالت و اصلاح است؛ نه ابزار توجیه کینه، جنگافروزی و نابودی. از همین رو، در متون اسلامی بارها هشدار داده شده است که ظاهر قرائت، اگر با فهم و التزام عملی همراه نباشد، ارزش حقیقی نخواهد داشت. در روایتی مشهور از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است: «رُبَّ تالِ القرآنِ والقرآنُ يَلعَنُهُ»؛ چه بسا تلاوتکننده قرآن که خود قرآن او را لعنت میکند. این حدیث، بهروشنی نشان میدهد که قرائت قرآن، اگر از مسیر عمل به پیام آن جدا شود، نه تنها فضیلتی به همراه ندارد، بلکه میتواند به داوری علیه خود فرد تبدیل شود.
براساس همین معیار، موضعگیری مشاری العفاسی را نمیتوان موضعی همسو با روح قرآن دانست. دعوت به گشودن «دروازههای جهنم» علیه یک ملت، آن هم در شرایطی که مردم عادی درگیر تبعات جنگ و تجاوز هستند، هیچ نسبتی با پیام رحمانی قرآن ندارد. قرآن کریم بارها بر عدالت، پرهیز از تعدی و رعایت حرمت انسان تأکید کرده است. بنابراین، قاری قرآن اگر بهجای دفاع از جان انسانها، به تشدید جنگ و خونریزی دعوت کند، در واقع میان تلاوت او و حقیقت قرآن فاصله بسیار زیادی است.
در نقطه مقابل، پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، موضعی متفاوت اتخاذ کرده و به صراحت با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفت کرده است. او در اظهاراتی خطاب به دونالد ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، گفته است: «خداوند طرف گناهکاران را نمیگیرد و ادعاهای آنها را نمیپذیرد.» این سخن، فارغ از جایگاه گوینده، حامل یک پیام اخلاقی روشن است: جنگطلبی، تجاوز و خونریزی نمیتواند با نام دین یا خدا توجیه شود.
این تقابل، بار دیگر نشان میدهد که در جهان امروز، مرزبندی اصلی نه صرفاً میان ادیان، بلکه میان «حق و باطل» و «عدالت و ظلم» است. ممکن است فردی در ظاهر مسلمان باشد، قرآن تلاوت کند و به عنوان قاری شناخته شود، اما در بزنگاههای تاریخی در کنار قدرتهای سلطهگر قرار گیرد. در مقابل، ممکن است فردی از دینی دیگر، اما در مقام سخن و موضع، در برابر جنگ و تجاوز بایستد و از کرامت انسان دفاع کند. این همان حقیقتی است که معیار داوری اخلاقی را از ظاهر به باطن و از عنوان به موضع منتقل میکند.
جنگ علیه ایران در این مقطع حساس، تنها یک درگیری نظامی نیست، بلکه آزمونی برای وجدانهای دینی و انسانی نیز به شمار میرود. در چنین شرایطی، انتظار از چهرههای مذهبی آن است که با زبان رحمت، صلح، انصاف و دفاع از مظلوم سخن بگویند؛ نه اینکه به خشونت مشروعیت ببخشند. اگر قرآن، کتاب هدایت و رحمت است، قاری قرآن نیز باید در امتداد همین پیام حرکت کند. تلاوت زیبا بدون پایبندی به محتوا، در نهایت به یک نمایش صوتی فروکاسته میشود و از حقیقت دینداری فاصله میگیرد.
از سوی دیگر، مخالفت پاپ لئو چهاردهم با جنگ، یادآور این نکته است که هنوز هم در جهان، امکان ایستادن در برابر منطق قدرت و خشونت وجود دارد. او در اظهارنظر خود، به اصل مهمی اشاره کرده است: اینکه خداوند در جبهه متجاوزان و گناهکاران قرار نمیگیرد. چنین نگاهی، دستکم در سطح اخلاقی، بر این حقیقت تأکید میکند که مشروعیت هر ادعایی، در گرو عدالت و صداقت آن است، نه در گرو قدرت نظامی یا رسانهای.
در مجموع، ماجرای اخیر بار دیگر نشان داد که دینداریِ صوری، اگر با فهم درست از پیام دین همراه نباشد، میتواند به ضد خود بدل شود. قاری قرآن، اگر صدای زیبا داشته باشد اما در دفاع از ظلم سخن بگوید، از رسالت قرآنی فاصله گرفته است. در مقابل، هر صدایی که در برابر جنگ و تجاوز بایستد، هر چند از بیرون دایره دین اسلام شنیده شود، میتواند در صف حق قرار گیرد. این همان تمایز اساسی است که در روزگار بحران، باید بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةࣰ مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالࣰا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ ٱلْبَغْضَآءُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُۚ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلْأٓيَٰتِۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ(١١٨)
اى كسانىكه ايمان آوردهايد، از غير همكيشان خود دوست همراز نگيريد، كه آنان از هيچ فساد و خيانتى دربارۀ شما دريغ نمىكنند، آرزو دارند كه شما به رنج و زيان افتيد، همانا دشمنى از دهانهاشان (لحن و سخنانشان) هويداست، و آنچه در دل دارند بزرگتر است، حقّا ما نشانهها را براى شما روشن ساختيم اگر خردمندى كنيد