در دین مبین اسلام بر امر ازدواج تأکید فراوان و در آیات متعددی درباره آن سفارشهای مکرر شده است، از جمله آنکه خداوند در آیه ۳۲ سوره نور میفرماید: «وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَیٰ مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ باید مردان بیزن و زنان بیشوهر و همچنین بندگان و کنیزان شایسته خود را به ازدواج درآورید. اگر آنان تنگدست باشند، خداوند آنان را از فضل خود بینیاز خواهد کرد؛ زیرا خداوند وسعتبخش و داناست.» (سوره نور، آیه ۳۲) همچنین، قرآن در آیهای دیگر هدف از ازدواج را کسب آرامش بیان میکند و میفرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانههای قدرت و ربوبیت او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این کار شگفتانگیز نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند.» (سوره روم، آیه ۲۱)
روایت است که زنی به امام باقر(ع) عرض کرد: «من زنی تارک دنیا هستم.» حضرت فرمود: «مقصودت از ترک دنیا چیست؟» عرض کرد: «نمیخواهم هرگز ازدواج کنم.» حضرت پرسید: «چرا؟» عرض کرد: «در پی کسب فضیلت هستم.» حضرت فرمود: «از این کار دوری کن، زیرا اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه(س) از تو به آن سزاوارتر بود و هیچکس نیست که در فضیلت بر او سبقت گیرد.» آن حضرت در جای دیگر فرمود: «مَا بُنِیَ فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ وَأَعَزَّ مِنَ التَّزْوِیجِ؛ هیچ بنایی در اسلام نزد خداوند محبوبتر و عزیزتر از ازدواج نیست.»
بر این اساس، این پرسش مطرح میشود که چرا حضرت معصومه(س)، دختر گرامی موسی بن جعفر(ع)، با آن مقام علمی و آگاهی عمیقی که از دستورات اسلام و سنت پیامبر اکرم(ص) داشت، ازدواج نکرد و تشکیل خانواده نداد؟ از آن رو که بسیاری از دختران امروزی این بانو را الگوی خود قرار دادهاند، پوشیدهماندن علت ازدواجنکردن آن حضرت ممکن است بهانهای برای فرار از ازدواج دختران فراهم آورد. لازم به ذکر است که نهتنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هیچیک از دیگر دختران موسی بن جعفر(ع) نیز ازدواج نکردند.
احتمالات مختلفی درباره علت ازدواجنکردن و تجرد حضرت معصومه(ع) مطرح شده است که در ادامه به واکاوی هر کدام پرداخته میشود.
وصیت موسی بن جعفر(ع): یکی از احتمالاتی که در پاسخ به علت ازدواجنکردن حضرت معصومه(س) مطرح میشود، آن است که خود حضرت موسی بن جعفر(ع) به دخترانش وصیت کرده بود ازدواج نکنند. ابنواضح یعقوبی از مدافعان این نظریه است؛ اما در پاسخ به سخنان وی باید گفت، اولاً چنین وصیتی با سنت رسول الله(ص) و سیره معصومین(ع) در تضاد است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمیشود.
دوم آنکه متن وصیت حضرت موسی بن جعفر(ع) غیر از آن است که یعقوبی ادعا دارد. با مرور متن وصیت آن حضرت مشخص میشود که موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام میکند، حجت خدا پس از خودشان، علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر کاری، از جمله موضوع ازدواج، از ایشان اطاعت کنند و ازدواج نکنند، مگر با فردی که علی بن موسی(ع) مناسب تشخیص دهد. در اینجا سخن از ترک ازدواج دختران موسی بن جعفر(ع) و خواهران حضرت رضا(ع) نیست، بلکه مسئله نظارت امام رضا(ع) بر ازدواج آنان است. بنابراین، نظریه یعقوبی بیاساس شمرده میشود و نمیتوان به آن اعتماد کرد.
همتا نداشتن: نظریه دوم آن است که دختران حضرت موسی بن جعفر(ع)، بهویژه فاطمه معصومه(س) از نظر کمالات علمی و معنوی در سطح بالایی قرار داشتند و کسی همسنگ و همکفو آنها یافت نمیشد. این نظریه نیز قابل پذیرش نیست؛ زیرا همانطور که بیان شد، سیره ائمه اطهار(ع) این نبوده که دختران خود را بهدلیل پیدانشدن همسنگ، در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند؛ بلکه هم در گفتار و هم در عمل، مرد و زن مؤمن را همکفو یکدیگر میدانستند.
از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: «هرگاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را میپسندید، هر چند در حد دختر شما نباشد، او را شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگی برپا خواهد شد.» دوم آنکه در عصر امام کاظم(ع)، جوانان شایستهای از تبار امام حسن مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و همچنین در میان شیعیان، افرادی وجود داشتند که میتوانستند همسران مناسبی برای آنان باشند.
اختناق و خفقان در زمانه هارونالرشید: احتمال و نظریه سوم که منطقیتر به نظر میرسد، آن است که اختناق هارونالرشید و خفقان حاکم بر آن دوران، چنان شدید بود که کسی جرئت نداشت حتی برای پرسیدن مسائل شرعی به در خانه موسی بن جعفر(ع) مراجعه کند تا چه رسد به اینکه در مقام داماد آن حضرت، رفتوآمد دائمی با خانواده موسی بن جعفر(ع) داشته باشد. برقراری چنین ارتباطی زمینهای فراهم میکرد تا هارون به اذیت و آزار آن فرد بپردازد. البته هارون در مواردی تظاهر به دینداری میکرد، ولی ستمگری بیرحم بود. یکی از مورخان میگوید: «هارون هنگام شنیدن وعظ از همه بیشتر اشک میریخت و در هنگام خشم و تندی از همه ظالمان ستمکارتر بود. همین مرد دو هزار کنیز داشت که 300 نفر از آنان مخصوص آوازخوانی و رقص و خنیاگری بودند.»
شیعیان در عصر خلافت هارون در تنگنا و فشار شدید قرار داشتند. تمام ارتباطات موسی بن جعفر(ع) بهشدت کنترل میشد؛ افرادی چون علی بن یقطین در تقیه به سر میبردند و کوچکترین حرکاتشان زیر نظر بود. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که مراجعه به خانه امام بهمنظور خواستگاری از دخترانشان عملاً قابل اجرا نبود. افزون بر این، زندانیشدن امام نیز انگیزه خواستگاری از دختران آن حضرت را باز هم کاهش داد.
بر این اساس، راز تجرد حضرت معصومه(س) و خواهرانش را نه در وصیت پدر باید جستوجو کرد و نه در نبود همسر متناسب و همکفو؛ علت اصلی آن، وجود اختناق شدید در دوران هارون و مأمون بود که موجب شده بود هیچکس جرئت نکند بهراحتی به خانه موسی بن جعفر(ع) و سپس به خانه فرزندش رفتوآمد داشته باشد و داماد آن خانواده شود. از سوی دیگر، زندانیشدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت ایشان و نیز احضار شدن حضرت رضا(ع) به خراسان و دور افتادن از خواهران، مزید بر علت بوده است.
انتهای پیام