کد خبر: 4348461
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۴
رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی در گفت‌وگو با ایکنا:

اراده ملت‌های آگاه در برابر قدرت‌های متجاوز غلبه می‌کند

احمد فلاح‌زاده با تأکید بر اینکه دانشگاه‌ها باید فراتر از نقش آموزشی، به پایگاه‌های جهاد علمی و مقاومت فکری تبدیل شوند، گفت: با تکیه بر نیروی انسانی متخصص، منابع غنی و فرهنگ مقاومت، ایران توان بالایی برای مقابله با پروژه‌های تحمیلی دارد.

خام آرام تنظیم شود////مصاحبه دکتر فلاح زاده//برخی از دانشگاه‌ها و مراکز علمی در روزهای جنگ تحمیلی به وطنمان از گزند دشمن در امان نماندند. حمله به آنها نه‌تنها یک واقعه امنیتی یا سیاسی، بلکه ضربه‌ای به حافظه فرهنگی و اجتماعی ماست؛ جایی که نسل‌های مختلف رؤیاها، دغدغه‌ها و امکان‌های آینده خود را در آن پرورش داده‌اند.

در چنین شرایطی، سخن‌گفتن از نقش دانشگاهیان و نخبگان علمی تنها بحثی نظری نیست، بلکه گفت‌وگویی درباره مسئولیت اجتماعیِ صاحبان اندیشه و ظرفیت دانشگاه برای ترمیم پیوندهای آسیب‌دیده جامعه است. دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی با پیشینه‌ای غنی در حوزه گفت‌وگوی میان‌فرهنگی و میان‌دینی، می‌تواند زاویه‌ای متفاوت برای فهم این رخدادها و راه‌های بازسازی اعتماد و گفت‌وگو ارائه کند.

آنچه پیش‌روی شماست، حاصل گفت‌وگو با احمد فلاح‌زاده، رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی درباره پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حمله به دانشگاه‌ها، جایگاه علم و نخبگان در بحران‌های معاصر و چشم‌انداز نقش دانشگاه در روزگار پرآشوب کنونی است. در ادامه مشروح این گفت‌و‌گو را می‌خوانیم:

ایکنا _ به‌عنوان پرسش نخست، آمریکا و اسرائیل براساس چه توجیهات قانونی به کشور ما حمله کردند؟ آیا حمله به یک کشور مطابق قوانین بین‌المللی ممنوع نیست؟

براساس مبانی حقوق بین‌الملل و به‌ ویژه منشور ملل متحد، هرگونه توسل به زور علیه حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها ممنوع است، مگر در مواردی که تحت عنوان «دفاع مشروع» طبقه‌بندی شوند یا مجوزی صریح از سوی شورای امنیت داشته باشند. در این چارچوب، اقدامات خصمانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران — از جمله ترور هدفمند دانشمندان، حملات گسترده سایبری و وضع تحریم‌های همه‌جانبه — فاقد هرگونه توجیه قانونی بوده و نقض آشکار و صریح اصول بنیادین حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود. این اقدامات که در قالب «تروریسم دولتی» و «جنگ ترکیبی» دنبال می‌شوند، عمدتاً بر پایه ادعاهای واهی و اتهام‌زنی‌های سیاسی استوارند؛ در حالی که نه مجوزی از سوی سازمان ملل برای آن‌ها صادر شده و نه در شرایطی صورت گرفته‌اند که تهدیدی نظامی یا قریب‌الوقوع از سوی ایران علیه این قدرت‌ها وجود داشته باشد.

نقض مستمر حاکمیت ملی ایران در حالی رخ می‌دهد که متأسفانه سازوکارهای بین‌المللی به دلیل نفوذ و سلطه قدرت‌های بزرگ، در قبال این بی‌قانونی‌های فاحش سکوت کرده یا از انجام اقدامات بازدارنده ناتوان مانده‌اند. این انفعال حاکم بر فضای بین‌الملل، ضرورت بازنگری در ساختارهای موجود و تقویت مکانیسم‌های مستقل برای مقابله با زورگویی‌های فراملی را بیش از پیش آشکار می‌سازد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران همواره بر پایبندی خود به منشور ملل متحد تأکید داشته و از تمامی مجاری قانونی و دیپلماتیک برای افشای این رویکردهای غیرقانونی بهره برده است. با این حال، تهران بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق ذاتی دفاع مشروع از خود در برابر هرگونه تجاوز را محفوظ می‌داند و در صیانت از امنیت ملی و حقوق ملت خود، مطابق با موازین بین‌المللی عمل خواهد کرد.

ایکنا _ چرا سازمان ‌های بین‌المللی خصوصا شورای امنیت در قبال حمله ددمنشانه آمریکا و اسرائیل اقدامی انجام نمی‌دهند؟

سؤال شما به یکی از چالش‌های بنیادین نظام بین‌الملل معاصر اشاره دارد. عملکرد شورای امنیت و نهادهای بین‌المللی در قبال اقدامات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، پرده از یکی از چالش‌های بنیادین و ساختاری در نظام بین‌الملل معاصر برمی‌دارد. تحلیل این وضعیت نشان می‌دهد که ساختار قدرت در شورای امنیت، به‌ ویژه برخورداری پنج عضو دائم از «حق وتو»، به ابزاری برای مصونیت‌بخشی به قدرت‌های بزرگ و متحدانشان تبدیل شده است؛ به‌طوری‌که ایالات متحده با استفاده مکرر از این حق، راه را بر هرگونه قطعنامه تنبیهی علیه خود یا رژیم صهیونیستی مسدود می‌کند. این رویکرد موجب شکل‌گیری «استانداردهای دوگانه» و معیارهای گزینشی در برخورد با نقض قوانین بین‌الملل شده است؛ به‌گونه‌ای که اقدامات مشابه در نقاط مختلف جهان مثل عراق، سوریه یا اوکراین، با واکنش‌هایی کاملاً متفاوت و متناقض مواجه می‌شوند.

علاوه بر ساختار سیاسی، نفوذ گسترده اقتصادی و ایجاد وابستگی‌های مالی توسط قدرت‌های بزرگ، عملاً استقلال بسیاری از نهادهای بین‌المللی را تحت‌الشعاع قرار داده است. از سوی دیگر، حقوق بین‌الملل به‌دلیل فقدان سازوکارهای اجرایی قوی و مستقل و ابتلای شدید به «سیاسی‌زدگی»، اغلب فاقد کارایی لازم در برابر قدرت‌های سلطه‌گر است. در چنین فضایی، اگرچه مجمع عمومی سازمان ملل یا دیوان بین‌المللی دادگستری تلاش‌هایی در جهت شکل‌دهی به افکار عمومی یا مستندسازی جنایات جنگی انجام می‌دهند، اما نفوذ قدرت‌ها و روند کند دادرسی، مانع از تحقق عدالت واقعی می‌شود.

برای برون‌رفت از این بن‌بست و تقویت عدالت بین‌المللی، اصلاح ساختار شورای امنیت — از جمله محدود کردن حق وتو — و تقویت نهادهای مستقل قضایی مانند دیوان کیفری بین‌المللی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. همچنین ارتقای نقش دیپلماسی چندجانبه و تقویت اتحاد میان کشورهای مستقل، راهکاری کلیدی برای مقابله با یک‌جانبه‌گرایی و زورگویی قدرت‌های بزرگ محسوب می‌شود. در نهایت، ضعف عملگراییِ شورای امنیت در مقابل نقض مکرر قوانین، لزوم تلاش جمعی کشورهای عدالت‌خواه برای ایجاد سازوکاری منصفانه را آشکار می‌سازد؛ مسیری که جمهوری اسلامی ایران همواره با دیپلماسی فعال و همکاری با کشورهای مستقل، بر آن پای فشرده است.

ایکنا _ عملکرد ایالت متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

عملکرد ایالات متحده در خاورمیانه، براساس شواهد تاریخی، نشان‌دهنده یک رویکرد قدرت‌محور است که بر چهار ستون اصلیِ کنترل منابع انرژی، حمایت از متحدان راهبردی، مهار رقبای منطقه‌ای (مانند ایران و جبهه مقاومت) و جلوگیری از نفوذ قدرت‌های جهانی نظیر روسیه و چین استوار شده است. برای دستیابی به این اهداف، واشنگتن از طیف گسترده‌ای از ابزارها بهره برده است؛ از مداخلات نظامی مستقیم در عراق و افغانستان گرفته تا اعمال تحریم‌های اقتصادی سنگین، حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در جنگ‌های نیابتی و استفاده از جنگ روانی برای توجیه اقدامات خود.

پیامدهای این سیاست‌ها برای منطقه، چیزی جز ناامنی پایدار، تشدید بحران‌های انسانی و رشد افراط‌گرایی نبوده است. مداخلات آمریکا نه‌تنها حاکمیت ملی کشورها را تضعیف کرده، بلکه با تخریب زیرساخت‌ها، بسیاری از ملت‌های منطقه را با چالش توسعه‌نیافتگی روبرو ساخته است. اما در مقابل، این رویکرد سلطه‌جویانه منجر به شکل‌گیری و تقویت «محور مقاومت» و افزایش تمایل به همکاری با قدرت‌های غیرغربی شده است که نشان‌دهنده بیداری ملت‌ها در برابر مداخلات خارجی است.

در یک ارزیابی نهایی، می‌توان گفت پروژه هژمونی مطلق آمریکا در منطقه با شکستی نسبی مواجه شده است. هزینه‌های سرسام‌آور مالی و انسانی، در کنار از دست رفتن مشروعیت اخلاقی به دلیل استانداردهای دوگانه در حقوق بشر، باعث شده تا آمریکا به تغییر تاکتیک و استفاده از جنگ‌های نیابتی و اقتصادی روی آورد. با این حال، آینده خاورمیانه به سمت کاهش نفوذ قدرت‌های فرامنطقه‌ای و افزایش نقش بازیگران محلی حرکت می‌کند؛ مشروط بر اینکه ملت‌های منطقه با تکیه بر وحدت و هویت مستقل خود، مسیر پیشرفت و تعیین سرنوشت‌شان را هموار سازند.

ایکنا _ آیا مردم آمریکا خصوصا شخصیت‌های تأثیرگذار این کشور در مقابل سیاست‌های تجاوزکارانه رئیس جمهور آمریکا اعتراضی نمی‌کنند؟

سؤال بسیار مهمی است. واقعیت این است که در داخل ایالات متحده نیز همواره اعتراضات و مخالفت‌های جدی نسبت به سیاست‌های خارجی تهاجمی دولت وجود داشته است، اما این جریان‌ها به دلیل موانع ساختاری و سیاسی اغلب در حاشیه باقی می‌مانند. طیف این اعتراضات بسیار گسترده است و از جنبش‌های صلح‌طلب مردمی که سابقه حضور در خیابان‌ها را از زمان جنگ ویتنام تا جنگ‌های عراق، افغانستان و وقایع اخیر غزه دارند، تا نخبگان دانشگاهی، اساتید و هنرمندانی که در آثار و بیانیه‌های خود به نقد این رویکردها می‌پردازند را شامل می‌شود. حتی در سطوح سیاسی و درون احزاب اصلی نیز گاه جرقه‌هایی از مخالفت با تصمیماتی نظیر خروج از برجام یا مداخلات نظامی دیده می‌شود.

مصاحبه دکتر فلاح زاده

با این حال، چالش‌های بزرگی پیش روی اثرگذاری این صداها قرار دارد. رسانه‌های جریان اصلی با جهت‌گیری‌های همسو با دولت، اغلب صدای معترضان را کمرنگ جلوه می‌دهند و ماهیت نظام دوحزبی نیز اجازه نمی‌دهد نقدها به تغییرات بنیادین منجر شود. علاوه بر این، نفوذ گسترده لابی‌های نظامی-صنعتی و لابی‌های صهیونیستی در کنار گفتمان امنیتی‌سازی که پس از ۱۱ سپتامبر هرگونه انتقاد را با برچسب ضدآمریکایی سرکوب می‌کند، مانع از به ثمر رسیدن این جنبش‌ها شده است. اگرچه نمونه‌های تاریخی موفقی مثل جنبش ضد جنگ ویتنام نشان داد که فشار عمومی می‌تواند بر تصمیمات کلان اثر بگذارد، اما امروزه گره خوردن سیاست خارجی با منافع اقتصادی نخبگان و ناآگاهی بخشی از جامعه به دلیل تبلیغات رسانه‌ای، تغییرات اساسی را دشوار کرده است.

در این میان، نقش جامعه بین‌الملل در تقویت صدای منتقدان داخلی آمریکا بسیار حیاتی است. افشای سیاست‌های دوگانه و اتحاد نهادهای مستقل برای محکومیت تجاوزات می‌تواند فضای داخلی آمریکا را به نفع جریان‌های عدالت‌خواه تغییر دهد. در این مسیر، جمهوری اسلامی ایران نیز می‌تواند با بهره‌گیری از دیپلماسی فعال و هوشمندانه، صدای مردم مستضعف و معترضان داخلی آمریکا را در عرصه جهانی منعکس کند؛ چرا که افزایش آگاهی عمومی و فشار مستمر بین‌المللی تنها راه تقویت جریان‌هایی است که به دنبال عدالت در قلب ساختار قدرت ایالات متحده هستند.

ایکنا _ همان‌طور که می‌دانیم در جریان جنگ تحمیلی رمضان به ایران،‌ نیروهای متجاوز آمریکا و اسرائیل برخی زیرساخت‌های غیرنظامی ایران مانند بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها را مورد حمله قرار دادند، نظر شما در این رابطه چیست؟

حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی همچون بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها که براساس معاهدات بین‌المللی و به‌ ویژه پروتکل‌های الحاقی کنوانسیون ژنو به‌طور مطلق ممنوع است، فراتر از یک اقدام نظامی، مصداق بارز جنایت علیه بشریت و نقض فاحش حقوق بین‌الملل بشردوستانه محسوب می‌شود. این اقدامات تهاجمی که از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی صورت می‌گیرد، نشان‌دهنده بی‌اعتنایی کامل به ارزش‌های انسانی و توسعه هدفمند جنگ به بنیان‌های حیات یک جامعه است؛ چرا که بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها نمادهای اصلی سلامت و تولید علم هستند. در واقع، این حملات بخشی از یک جنگ ترکیبی علیه ایران است که با هدف ایجاد رعب و مختل کردن پیشرفت‌های علمی و توان بهداشتی کشور طراحی شده است.

مصاحبه دکتر فلاح زاده

از منظر حقوقی، طبق ماده ۵۱ پروتکل اول ژنو (۱۹۷۷)، حمله به اهداف غیرنظامی مطلقاً ممنوع بوده و این‌گونه اقدامات مستقیماً تحت عنوان جنایات جنگی طبقه‌بندی می‌شوند که مسئولیت آن هم برعهده دولت‌های متجاوز و هم عاملان مستقیم آن‌هاست. در این میان، نهادهای بین‌المللی همچون سازمان ملل، صلیب سرخ جهانی و یونسکو رسالتی سنگین در مستندسازی و محکومیت این جنایات برعهده دارند و دیوان کیفری بین‌المللی نیز موظف است بدون تأثیرپذیری از فشارهای سیاسی، به این پرونده‌ها رسیدگی کند. افشای این ابعاد جنایت‌کارانه نه‌تنها وجدان بیدار جهانی را علیه رژیم‌های متجاوز بسیج می‌کند، بلکه مشروعیت اخلاقی آن‌ها را در افکار عمومی به چالش کشیده و اعتراض به استانداردهای دوگانه نهادهای غربی را به مطالبه‌ای جدی تبدیل خواهد کرد.

در مواجهه با این وضعیت، جمهوری اسلامی ایران براساس منشور ملل متحد، حق ذاتی دفاع مشروع و پاسخ متناسب را برای خود محفوظ می‌داند و هم‌زمان از تمامی ظرفیت‌های دیپلماتیک و حقوقی برای پیگیری بین‌المللی این جنایات استفاده خواهد کرد. در لایه داخلی نیز، تقویت زیرساخت‌های پدافند غیرعامل برای حفاظت از مراکز حیاتی با جدیتی مضاعف در دستور کار قرار دارد. در نهایت، باید توجه داشت که حمله به حریم علم و سلامت، حمله به تمدن و انسانیت است؛ اما تاریخ گواهی می‌دهد که ملت ایران با تکیه بر عزم ملی و دانش بومی، نه تنها در برابر این توطئه‌ها متوقف نخواهد شد، بلکه با مقاومت هوشمندانه، این چالش‌ها را به فرصتی برای جهش و پیشرفت بیشتر تبدیل خواهد کرد. این ضرورت امروز بیش از همیشه احساس می‌شود که کشورهای مستقل برای اصلاح نظام ناعادلانه بین‌الملل، متحد و هم‌پیمان شوند.

ایکنا _ مراکز علمی و دانشگاهی در شرایط جنگی برای انتقال پیام ایران به دیگر مراکز علمی جهان با تأکید بر مسئولیت اجتماعی اساتید و دانشجویان چه وظیفه‌ای دارند؟

در شرایط حساس کنونی که میهن ما در جبهه‌های مختلف علمی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی با یک جنگ تمام‌عیار مواجه است، مراکز علمی و دانشگاهی وظایفی بسیار خطیر و راهبردی برعهده دارند. پیرو رهنمودهای رهبر شهید انقلاب اسلامی، دانشگاه‌ها امروز باید فراتر از مراکز آموزشی، به پایگاه‌های اصلی جهاد علمی و سنگرهای مستحکم مقاومت فکری تبدیل شوند. در این راستا، شتاب‌بخشی به پژوهش‌های راهبردی در حوزه‌های حساس همچون نانو، زیست‌فناوری، هوافضا و انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز، در کنار توسعه فناوری‌های پدافند غیرعامل برای حفاظت از تأسیسات علمی، از اولویت‌های اصلی محسوب می‌شود تا از این طریق، زنجیره تولید علم تا ثروت تقویت شده و وابستگی کشور به خارج به حداقل برسد.

مصاحبه دکتر فلاح زاده

علاوه بر جنبه‌های فنی، دانشگاه‌ها در عرصه بین‌المللی نیز موظف به تشکیل شبکه‌های علمی مقاومت با همکاری کشورهای مستقل هستند. این مراکز باید با مستندسازی جنایات دشمن، از جمله ترور دانشمندان و حملات سایبری، و با انتشار مقالات و بیانیه‌های مشترک در مجلات معتبر جهانی، از حق ملت ایران برای توسعه صلح‌آمیز علمی دفاع کنند. در این مسیر، اساتید و دانشجویان به عنوان سفیران این حرکت، رسالتی سنگین بر دوش دارند؛ اساتید باید با تبیین ابعاد جنگ ترکیبی در کلاس‌های درس و هدایت پروژه‌های پژوهشی به سمت اقتدار ملی، نسل جدیدی از دانشمندان انقلابی و عالم به زمان را تربیت کنند و با حضور در رسانه‌های بین‌المللی، دروغ‌پردازی‌های دشمن را افشا نمایند.

از سوی دیگر، دانشجویان نیز باید با تشکیل گروه‌های بین‌المللی، تولید محتوای دیجیتال به زبان‌های مختلف و حضور فعال در کنفرانس‌های جهانی، پیام حقانیت و پیشرفت‌های علمی ایران را به گوش جهان برسانند. اقدامات عملی و فوری نظیر راه‌اندازی ستادهای پدافند علمی در هر دانشگاه، ایجاد شبکه‌های ارتباطی امن میان نخبگان و تدوین منشور اخلاق مقاومت علمی، از جمله گام‌هایی است که باید به سرعت برداشته شود. در نهایت، دانشگاه‌ها باید با بهره‌گیری از دیپلماسی علمی، در صف اول «جنگ روایت‌ها» ایستاده و روایت واقعی ایران را جایگزین القائات رسانه‌های سلطه کنند. این مجاهدت، نه تنها یک وظیفه ملی، بلکه تکلیفی شرعی برای دفاع از حریم علم و نوامیس علمی کشور است تا همان‌گونه که آن رهبر فرزانه تأکید داشتند، دانشگاه با تکیه بر ایمان و روحیه انقلابی، توطئه استکبار جهانی را خنثی کرده و عرصه را بر آنان تنگ نماید.

ایکنا _ به عنوان فردی دانشگاهی که مدیریت در این حوزه را عهده‌دار است، نقش اقشار مختلف مردم خصوصا دانشگاهیان در این برهه تاریخی را چگونه می‌بینید؟

در این برهه تاریخی حساس، تمام اقشار ملت ایران و در صدر آن‌ها دانشگاهیان و نخبگان علمی، نقشی سرنوشت‌ساز و چندبعدی در دفاع از حاکمیت ملی و مقابله با جنگ ترکیبی دشمن برعهده دارند. نخبگان کشور با تمرکز بر جهاد علمی و پژوهش‌های راهبردی در حوزه‌های حساسی چون نانو، زیست‌فناوری، هوافضا و صنایع دفاعی، نقشی کلیدی در خنثی‌سازی تحریم‌ها ایفا می‌کنند. این قشر فرهیخته علاوه بر طراحی سازوکارهای پدافند غیرعامل برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی مانند مراکز تحقیقاتی و شبکه‌های انرژی در برابر حملات سایبری، وظیفه دارند از طریق شبکه‌های علمی جهانی به افشای جنایات دشمن و مستندسازی حملات به مراکز غیرنظامی بپردازند تا سکوت رسانه‌های غربی را بشکنند. در کنار این فعالیت‌ها، تربیت نسلی انقلابی، مقاوم و مسئولیت‌پذیر برای مدیریت چالش‌های آینده، از مهم‌ترین رسالت‌های نظام دانشگاهی محسوب می‌شود.

مصاحبه دکتر فلاح زاده

همگام با نخبگان، سایر اقشار جامعه نیز بازوان توانمند این مقاومت ملی هستند؛ کارگران و صنعتگران با تقویت تولید داخلی، کشاورزان با تأمین امنیت غذایی، و فرهنگیان و هنرمندان با تولید محتوای اثرگذار برای حفظ هویت ملی، در خط مقدم این نبرد ایستاده‌اند. همچنین تجار و بازرگانان با توسعه روابط با کشورهای مستقل، بن‌بست‌های تحریمی را در هم می‌شکنند. در این میان، پیوند میان این گروه‌ها برای شکل‌گیری زنجیره‌های تولید دانش‌بنیان و فعال‌سازی دیپلماسی مردمی از طریق ارتباطات بین‌المللی شهروندان، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که به محافظت از امنیت روانی جامعه در برابر شایعات و جنگ روانی دشمن کمک شایانی می‌کند.

در نظام حکمرانی نیز الزامات مهمی برای پشتیبانی از این حرکت مردمی وجود دارد که شامل تأمین امنیت جانی و مالی نخبگان در برابر ترور، فراهم کردن بسترهای قانونی برای شکوفایی استعدادها و برقراری گفت‌وگوی مستمر با صاحب‌نظران در سیاست‌گذاری‌های کلان است. تاریخ نشان داده است که ملت ایران همواره با وحدت و خرد جمعی، تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده است؛ امروز نیز همکاری نزدیک دانشگاهیان به عنوان مغز متفکر و سایر اقشار به عنوان مجریان توانمند، نویدبخش عبور از بن‌بست‌ها و رسیدن به قله‌های پیشرفت علمی و اقتصادی است، چرا که مقاومت، کلید اصلی پیروزی در این راه دشوار خواهد بود.

ایکنا _ نظرتان درباره بیانیه ضدایرانی الازهر چیست؟

بیانیه الازهر، هرچند با استناد به برخی اصول اسلامی و حقوق بشری تنظیم شده است، اما با نگاهی دقیق‌تر می‌توان دریافت که این موضع‌گیری فاقد عمق تاریخی و تحلیل چندبعدی از بحران‌های پیچیده منطقه است. یکی از نقدهای جدی به این بیانیه، غفلت کامل از علل ریشه‌ای و زمینه‌های تاریخی اقدامات ایران است؛ چرا که هیچ اشاره‌ای به این واقعیت نمی‌کند که تحرکات ایران همواره در مقام پاسخ به حضور نظامی تهاجمی ایالات متحده و تهدیدات مستمر متحدانش در منطقه صورت گرفته است. سکوت الازهر در برابر اشغالگری صهیونیستی و حمایت برخی رژیم‌های عربی از آن، نقطه‌کوری است که باعث می‌شود انتقادات ایران درباره پیامدهای مخرب عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی و نادیده گرفتن آرمان فلسطین، بیش از پیش به حق جلوه کند.

از سوی دیگر، این بیانیه با نادیده گرفتن ائتلاف‌های نظامی و امنیتی برخی کشورهای عربی با قدرت‌های فرامنطقه‌ای و رژیم صهیونیستی، به نوعی دچار تک‌جانبه‌نگری شده است. استقرار پایگاه‌های نظامی بیگانه و مشارکت در تحریم‌های ظالمانه علیه ایران، مستقیماً امنیت ملی کشور را هدف قرار داده و جالب اینجاست که نقش همین کشورها در بحران‌های انسانی ناشی از جنگ‌های نیابتی، همچون وقایع تلخ یمن، در بیانیه الازهر کاملاً مغفول مانده است. این نهاد مذهبی مفهوم «وحدت اسلامی» را نیز به شکلی محدود تفسیر کرده و تنها بر عدم استفاده از زور میان مسلمانان تأکید دارد، در حالی که ضرورت وحدت در برابر دشمنان مشترک یعنی استکبار جهانی و صهیونیسم را که ستون اصلی اندیشه مقاومت است، نادیده می‌گیرد.

معیار دوگانه در برخورد با مسائل حقوق بشری نیز از دیگر نقاط ضعف این موضع‌گیری است؛ چرا که از یک سو ایران را مورد نقد قرار می‌دهد و از سوی دیگر در برابر نقض سیستماتیک حقوق بشر و سرکوب آزادی‌های مدنی در کشورهای متحد غرب سکوت اختیار می‌کند. در نهایت، این بیانیه به جای ارائه یک راه‌حل جامع و عادلانه که شامل خروج نیروهای بیگانه و ایجاد سازوکارهای امنیت جمعی بدون دخالت خارجی باشد، تنها به محکومیت یک‌طرفه بسنده کرده است. بنابراین، بیانیه مذکور بیش از آنکه یک موضع‌گیری بی‌طرفانه دینی باشد، بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های سیاسی ائتلاف عربی‌ـ‌غربی در تقابل با محور مقاومت است و برای رسیدن به صلحی پایدار، ضروری است که چنین نهادهایی با نگاهی منصفانه، تمام ابعاد امنیتی و تاریخی تنش‌ها را مد نظر قرار دهند.

ایکنا_ ارزیابی شما از پایان این جنگ نابرابر و ناجوانمردانه چیست؟

پایان جنگ نابرابر کنونی علیه ایران را می‌توان در چارچوب چند سناریوی محتمل و واقع‌بینانه تحلیل کرد:

۱. پیروزی مقاومت فعال: واقعیت‌های تاریخی (مانند تجربیات ویتنام و لبنان) نشان می‌دهند که اراده ملت‌های آگاه در نهایت بر قدرت‌های متجاوز غلبه می‌کند. ایران با اتکا به نیروی انسانی متخصص، منابع غنی و فرهنگ مقاومت، در کنار افول تدریجی قدرت آمریکا در جهان، پتانسیل بالایی برای شکستن پروژه‌های تحمیلی دارد.

۲.
عوامل حیاتی در تعیین سرنوشت: انسجام داخلی و وحدت ملی اصلی‌ترین سد در برابر جنگ ترکیبی است. در کنار آن، مدیریت جهادی نخبگان، دیپلماسی هوشمند برای تعامل با کشورهای مستقل و تقویت مداوم توان بازدارندگی دفاعی، هزینه هرگونه تجاوز را برای دشمن به شدت افزایش می‌دهد.

۳.
تغییر در نظم منطقه‌ای: شکست پروژه‌هایی مانند «خاورمیانه جدید»، منجر به تقویت گفتمان مقاومت در جهان و بازتعریف امنیت منطقه توسط خودِ کشورهای منطقه خواهد شد. این موضوع غرب را مجبور به بازنگری در سیاست‌های مداخله‌جویانه خود می‌کند.

۴.
نقش راهبردی زمان: گذشت زمان به سود جبهه داخلی است؛ چرا که پیشرفت‌های علمی ایران متوقف نمی‌شود، در حالی که شکاف‌های سیاسی و گسل‌های داخلی در جبهه دشمن عمیق‌تر و چهره واقعی سیاست‌های ظالمانه آن‌ها برای افکار عمومی جهان آشکارتر می‌شود.

پایان این جنگ نابرابر، نه با تسلیم، بلکه با مقاومت فعال و هوشمندانه رقم خواهد خورد. تاریخ نشان داده است که ملت ایران در سخت‌ترین شرایط نیز قادر به تبدیل تهدیدها به فرصت بوده است. با حفظ وحدت، تقویت تولید علم و فناوری، و تعامل هوشمند با جهان، ایران می‌تواند نه تنها از این جنگ تحمیلی سربلند بیرون آید، بلکه به الگویی برای مقاومت در جهان تبدیل شود. همان‌گونه که رهبر انقلاب فرموده‌اند: « دشمن به اراده ملت ایران خواهد شکست».

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha