معصومه ظهیری، استاد حوزه علمیه خواهران در یادداشتی که به مناسبت میلاد امام رضا(ع) در اختیار ایکنا قرار داده است، نوشت: امام رضا(ع) با برپایی مناظرات بزرگ در مرو، «آزادی بیان و عقیده» را در چارچوب منطق و اخلاق نهادینه کردند.
پذیرش پیشفرضهای خصم: ایشان در مناظره با جاثلیق(مسیحی) یا رأسالجالوت(یهودی)، بر اساس کتب خودِ آنها استدلال میکردند. این یعنی آزادی در انتخاب مبنای بحث.
سعه صدر در برابر منکران: ایشان حتی به ملحدان اجازه میدادند شبهات خود را بدون ترس مطرح کنند و سپس با برهان عقلی پاسخ میدادند. این رفتار، الگویی برای تمدن اسلامی شد که در آن «علم» بر «تکفیر» مقدم است. (منبع: عیون اخبار الرضا، جلد ۱، باب مناظرات.)
بارزترین تجلی دیدگاه توحیدی ایشان در حدیث مشهور «سلسلة الذهب» نهفته است.
توحید؛ دژ مستحکم: ایشان توحید را «حصن»(دژ) الهی میدانند(کلمة لا اله الا الله حصنی). اما نکته تمدنی آن در انتهای حدیث است: «بشروطها و أنا من شروطها».
پیوند توحید و ولایت: ایشان معتقد بودند توحیدِ بدونِ رهبری الهی(ولایت)، توحیدی انتزاعی و بیخاصیت است که نمیتواند جامعه را حفظ کند. توحید در اندیشه ایشان، ریشه در تسلیم در برابر حق دارد.(منبع: التوحید (شیخ صدوق)، صفحه ۲۵.(
رفتار ایشان با طبقات پایین جامعه، نه از روی ترحم، بلکه بر پایه «برادری انسانی» بود.
سفره مشترک: روایت شده است که ایشان در خراسان، بر سر سفرهای مینشستند که غلامان، دربانان و حتی تیمارکنندگان اسبها حضور داشتند. وقتی به ایشان پیشنهاد شد سفرهشان را جدا کنند، فرمودند: «خالق یکی است، پدر و مادر یکی هستند و پاداش به اعمال است.»
پرداخت مزد پیش از عرق ریختن: ایشان بر تعیین دقیق مزد کارگر و پرداخت فوری آن تأکید عملی داشتند تا کرامت فرودستان حفظ شود.(منبع: بحارالانوار، جلد ۴۹، صفحه ۱۰۱.)
عدالت در نگاه ایشان یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه در سه لایه تعریف میشود:
انصاف(عدالت فردی): «با مردم چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند.» این زیربنای عدالت اجتماعی است.
عدالت در توزیع (مواسات): ایشان تقسیم دارایی با نیازمندان را راه خروج از فقر جامعه میدانستند(مانند بخشش تمام اموال در روز عرفه).
قاطعیت در اجرای حق: ایشان معتقد بودند که حاکمیت باید بدون توجه به طبقه اجتماعی، حق را به صاحبش بازگرداند.(منبع: عیون اخبار الرضا، جلد ۲، باب مواعظ.)
برای دستیابی به «زیارت و معرفت رضوی»، ایشان خود مسیری را ترسیم کردهاند:
آموختن و آموزش علوم ایشان که فرمودند: «خدا رحمت کند بندهای را که امر ما را احیا کند... علوم ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزد؛ چرا که اگر مردم زیباییهای کلام ما را میدانستند، از ما پیروی میکردند.»
تفکر در سیره سیاسی-اجتماعی: شناخت امام تنها به زیارت نیست، بلکه درک علت پذیرش ولایتعهدی و چگونگی مدیریت بحرانهای زمانه توسط ایشان، عمق معرفت را زیاد میکند.
تلاش برای تشبه اخلاقی: معرفت واقعی زمانی حاصل میشود که زائر، صفات «رئوف» بودن و «عالم آل محمد» بودن را در حد توان در خود ایجاد کند.(منبع: معانی الاخبار، صفحه ۱۸۰.)
انتهای پیام