به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، نشست هماندیشی «چگونه هم بحث سیاسی کنیم، هم گروه خانوادگی را به آتش نکشیم؟» چهارشنبه، ۹ اردیبهشتماه، به میزبانی مدرسه فیل در ساختمان نارنجستان اندیشه، واقع در خیابان احمدآباد اصفهان برگزار شد؛ فضایی گرم و صمیمی در حیاط خانهای قدیمی، با حضور افرادی با رنج و دغدغه مشترک، در روزهایی پرتب و تاب.
حامد صفاییپور، دانشآموخته فلسفه علم و تسهیلگر حوزه اندیشه که مهمان این نشست بود، با اشاره به موقعیت حساس کشور در شرایط کنونی، در خصوص ضرورت برگزاری چنین نشستهایی اظهار کرد: مقالات و کتابهای بسیاری در زمینه تفکر نقاد، اخلاق گفتوگو و موضوعات مرتبط وجود دارد؛ اما گاه مسائل جدیدی در جامعه مطرح میشود که به نظر میرسد متفکران پاسخ مستقلی برای آن بیان نکردهاند و چاره در همفکری و گفتوگوست.
وی با طرح این پرسش که آیا بحث سیاسی ارزش قطع روابط خانوادگی را دارد، به بیان تفاوت ظریف و حساس میان دو مفهوم مناظره و گفتوگو پرداخت و ادامه داد: وقتی به دلایلی فضای جامعه رنگوبوی سیاست میگیرد، عوارضی چون دوقطبیشدن، مطلقگرایی و احساس برحقبودن به ظهور میرسد. در چنین شرایطی، بحثها از گفتوگو به مناظره تغییر میکند. مناظره یعنی اندکی تردید ندارم که عقیده من درست است و تو اشتباه میکنی. ما میتوانیم مناظراتی را با خشونت کلامی، کنایه، شماتت یا دستکم مچگیری به یاد آوریم.
بنیانگذار اولین مدرسه تخصصی اندیشیدن در کشور تصریح کرد: اما در گفتوگوی اصیل، هیچیک از طرفین، اطمینان صددرصدی ندارند. ما با هم میاندیشیم و در کنار هم، راهی برای رسیدن به حقیقت میپیماییم. در این همراهی، شکست دیگری، شکست من است و پیروزی من در گرو پیروزی شخص مقابل. آنچه در پایان اهمیت دارد، ارتباطی است که شکل میگیرد یا تقویت میشود؛ نه لزوماً نتیجهگیری و تعیین برنده بحث.
وی با نقل دو ترکیب اصطلاحی «تقریر حقیقت» و «تقلیل مرارت»، دو وظیفه را نیز برای مصلح اجتماعی برشمرد و گفت: تقریر حقیقت به این معناست که فرد وظیفه دارد آنچه را از حقیقت آشکار میشود، به سمع و نظر دیگران برساند و تقلیل مرارت یعنی وی همزمان مسئولیت دارد از رنج انسانها بکاهد.
صفاییپور پیچیدگی و تعارض این دو وظیفه را با ذکر مثالی معروف و قدیمی در بحثهای اخلاقی شرح داد و اضافه کرد: اگر بیماری در آستانه مرگ باشد، آیا باید حقیقت بیماریاش را بیپرده به او بگوییم یا با پنهانکاری، امید را در او زنده نگه داریم و از آسیب روحی جلوگیری کنیم؟ فضیلت واقعی در کدامیک نهفته است؟ یا آنکه شایسته است، به جای فضیلتمندبودن، به اثر و کارکرد هر تصمیم بیندیشیم؟
وی افزود: پاسخ به این پرسش، با توجه به موقعیت، یکی از قطعات پازل همان سؤال اولیه است؛ ابراز حقیقت مورد نظرمان در هر شرایطی یا مراقبت از پیوندها و احساسات خویشان و نزدیکان؟ مسئله این است.
در این نشست هماندیشی که نزدیک به سه ساعت طول کشید، دیدگاهها در سه دسته کلی موافق بحث، مخالف بحث و میانهگرا جمعبندی شد و هر یک به دفاع از چشمانداز خود پرداختند. برخی بر این عقیده بودند که بحثکردن با رسمیتبخشیدن به چندصدایی در جامعه، مفید و حتی ضروری است. گاهی ممکن است این بحثها به مشاجرات و دلخوریها منجر شود که با دلجویی قابل حل است، اما سؤال اینجاست که اگر بحث نکنیم، کجا و چگونه میآموزیم که درست و اصولی بحث کنیم؟
برخی نیز بحث در گروههای خانوادگی را قرین چالشهای جدی تلقی میکردند و معتقد بودند، قطع رحم در دین مجاز نیست. از طرفی، ما از نظر اخلاقی نمیتوانیم بهتنهایی برای این موضوع تصمیم بگیریم. خواهر من، خاله فرزندان من نیز هست و سایر پیوندهایی که تصمیمگیری درباره آنها در اختیار ما نیست.
درباره انواع دیگر پیوندها نیز نظراتی مانند این مطرح شد که بعضی از دوستیها با مبنایی غیر از بحث سیاسی شکل گرفته است و روا نیست با پافشاری بر تفاوتها به جای شباهتها، خدشهای به آن ارتباطات وارد شود.
یکی از شرکتکنندگان نیز به تأثیر و اهمیت رفتار در مقابل گفتار اشاره کرد و گفت: جدالها را باید در ذهن خود نگه داریم و به حیطه زبان وارد نکنیم. گاهی عقیده ناصحیحی با بیان درست بر عقیده صحیحی با بیان نادرست فائق میآید. نهایتاً عقیدهای ارزش دارد که اثر آن در رفتار نمایان شود.
شرکتکننده دیگری بیان کرد: اصلاً چگونه میتوان بحث کرد، درحالیکه ما امروزه گاه حتی زخمهای یکسانی نداریم. گویی در جهانهای متفاوتی زندگی میکنیم.
یک شرکتکننده هم اظهار کرد: من نیز زخم خوردهام و معمولاً بحث نمیکنم، اما جایی که بتوان جملهای گفت و چراغی روشن ساخت، نباید دریغ کرد.
در پایان، صفاییپور که در میان صحبتها نکات فراوانی را به حاضران آموخته بود، نشست هماندیشی را با بیان دو توصیه کلیدی به پایان برد و گفت: به جای گفتن جملاتی شبیه «مثل اینکه شما با حقایق آشنا نیستید» یا «به نظر میرسد از علم روز بیاطلاعید» و...، به اسناد ارجاع دهید و برای نمونه بگویید: آیا فلان مطلب را که در فلان روزنامه چاپ شده و رد ادعای شماست، دیدهاید؟ آیا این یافته پژوهش اخیر را هم شنیدهاید؟
وی بیان کرد: به جای گفتن «تو آدم بیدرکی هستی» یا «نظرت این است که...»، به احساسات و برداشتهای خود ارجاع دهید و بگویید: من از حرفت ناراحت شدم، من از رفتارت اینطور برداشت کردم و آیا نظرت را درست فهمیدم؟
عاطفه نصری
انتهای پیام