به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، شیماسادات علویان، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در کارگاه مجازی «مدیریت درون» که چهارشنبه، ۱۶ اردیبهشتماه به همت انجمن علمی مشاوره دانشگاه اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: همه افراد جامعه اکنون در شرایطی هستند که فارغ از اراده خود، اوضاع زندگی را آشفته و از حالت ثبات خارج میبینند. امروزه هیجاناتی از جمله خشم، استرس، اضطراب، ناامیدی، ترس و... بهصورت طبیعی تجربه میشوند و ابزاری برای بقای انسان هستند.
وی ادامه داد: باید توجه داشت که تجربه چنین احساساتی بهطور فراگیر و شدید، به مرور زمان بیفایده میشود و درواقع، مخرب است. در نقطه شروع، باید با مدل زیستی روانی اجتماعی آشنا شویم. براساس این نظریه، انسانها برای رفاه و افزایش سازگاری با محیط پیرامون، به برقراری تعادل و هماهنگی میان سه عامل ژنتیک، روان و جامعه نیاز دارند تا رفتاری سازگارانه و عملکردی مفید در زندگی داشته باشند.
این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی تصریح کرد: سامانه ستیز و گریز در ذهن انسان هنگام احساس تهدید فعال میشود؛ بهطوری که سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک از حالت تعادل خارج و باعث بروز رفتارهایی در انسان میشود. پاول مکلین، ارائهدهنده نظریه سهگانگی مغز است. از نظر او، قسمت اول، مغز تحتانی مشترک انسان با موجودات بدوی و خزندگان است که مسئولیت تصمیمگیری را برعهده دارد. واکنشهایی همچون خشم هیجانی، ترشح کمتر بزاق، خشکی دهان، حمله به دیگران، انقباض بدن و... وابسته به قسمت تحتانی مغز است.
وی بخش دوم را مغز پستانداران معرفی کرد و افزود: این بخش از لیمبیک، مدار پابز و ساختارهای میانی مغز تشکیل شده است. مخ یا نئوکورتکس، قسمت سوم مغز است که مکلین آن را مغز جانوران پیچیده نامید. هنگام روبهروشدن با تهدیدات، مغز انسان بهطور خودکار ابتداییترین واکنش را عملیاتی میکند؛ بهطوری که با احساس ترس و نگرانی، یکی از واکنشهای ستیز و گریز را برمیگزیند که در موجودات بدوی وجود داشته است.
علویان اضافه کرد: هنگام بروز چالشها، بخش دوم مغز، شامل خاطرات، احساسات، عادات، دلبستگیها و... فعال میشود. در نهایت، فعالیتهای آنی انسان مانند زبان، انتزاع، خودآگاهی، استدلال و... بهوسیله بخش سوم صورت میگیرد. سرعت زیاد زندگی امروز و دریافت بمبهای دوپامین که بهمرور زمان به مستهلکشدن یا تنبلی مغز میانجامد، باعث میشود که متأسفانه قسمت تحتانی مغز تصمیمگیری را برعهده بگیرد. بنابراین، از قسمت پیشانی مغز کمتر استفاده میشود و این بخش از مغز که حل مسئله را بر عهده دارد، تنبل میشود.
وی گفت: در نتیجه، انسانها در اولین گام از مدیریت درون خود، باید تقویت بخش پیشانی و پیشپیشانی مغز را بیاموزند تا در زمان بحران یا مسائل عادی زندگی از فعالیتهای عالی وجود خود استفاده کنند. بخش پیشپیشانی نیز از سه قسمت تشکیل شده است. بخش اول، زبان و انتزاع را شکل میدهد، قسمت دوم، خودآگاهی، کنترل خود و انظباط درونی ایجاد میکند و بخش سوم، مسئول تمرکز و تداوم توجه انسان است.
این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی درباره سیستم آدرنرژیک بدن انسان بیان کرد: ترشح ناقلهای عصبی و هورمونهای گوناگون هنگام احساس تهدید، باعث بروز واکنشهایی از جمله تنش عضلانی، انقباض بدن و اخم در صورت میشود. حتی اگر فرد از نظر عصبی در حالت نرمال باشد، ولی اخم کند، پیام تهدید به مغز ارسال و به مرور زمان، سردردهای میگرنی و دردهای عصبی در بدن ایجاد میشود.
وی ادامه داد: تقویت بخش پیشانی و پیشپیشانی مغز با تمرینهای آرامسازی، ذهنیسازی و ذهنآگاهی صورت میگیرد. تصویرسازی میتواند احساساتی را به جریان واقعی زندگی منتقل کند. برای نمونه، انسان هنگام خواب ترسناک دیدن، حتی بعد از بیداری نیز ترس را تجربه میکند. بنابراین، تصویرسازیهای آرامکننده نیز میتواند بهصورت واقعی بر مغز و بدن تأثیر بگذارد.
علویان افزود: تمرینات آرامسازی یا مدیتیشنهای گوناگون، واکنشهای دقیق را جایگزین واکنش سریع در مغز میکند که برای انسان عصر مدرن بسیار کمککننده است. این تمرینات عبارتند از حرکات ساده کششی که انباشتگی خشم و انرژی را در بدن کاهش میدهد و بر عضلات مخطط تأثیر میگذارد. تمرینات تنفسی مستمر نیز از استهلاک عضلات و حبابهای ریه پیشگیری میکند و اکسیژنرسانی به بدن را افزایش میدهد. همچنین، مغز را از حالت تهدید دور میکند.
وی گفت: در این شیوه از تنفس، چهار ثانیه دم، چهار ثانیه حبس و چهار ثانیه بازدم انجام میشود، بهطوری که بخواهیم شمعی را فوت کنیم. علاوه بر این، تمرکز بر یک شیء یا چیزی با تلاش برای پرتشدن حواس، یکی دیگر از تمرینات ذهنآگاهی است. مدیتیشنها حتی در هنگام راهرفتن نیز میتواند انجام شود. برای نمونه، فقط بر عضلات پای خود تمرکز کنیم و به هیچ چیز دیگری فکر نکنیم. انجام مستمر این تمرینها به مرور زمان باعث شکلگیری رفتارهای هوشمندانه در انسان میشود و او را از واکنشهای هیجانی و سریع دور میکند.
انتهای پیام