کد خبر: 4351794
تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۴
در گفت‌وگو با ایکنا تبیین شد

نقش دورهمی‌های خانوادگی در مدیریت استرس

یک روانشناس بالینی دورهمی‌های خانوادگی مثل یک دوست دوگانه هستند، گاهی آرامش‌بخش‌ترین جای دنیا و گاهی اگر روابط سالم نباشند منبعی از استرس و ناراحتی می‌شوند، گفت: در دورهمی‌های خانوادگی، فرد احساس می‌کند دیده و شنیده می‌شود که این احساس تعلق، یکی از اصلی‌ترین عوامل مقابله با استرس است.

احمد ترابی، روانشناس بالینیدورهمی خانوادگی نقش بسیار مؤثری در کاهش استرس و فشار روانی روی افراد دارد. بسیاری از اختلافات و درگیری‌های میان اشخاص و همچنین بروز نزاع‌های خانوادگی به‌دلیل فشار روانی بالا، روی انسان‌هاست. معمولاً افراد به‌دلایل مختلف مانند فشار کاری بالا، شرایط اجتماعی نامساعد، موقعیت کاری نامناسب و یا شرایط‌ بحرانی مانند جنگ دچار استرس شدید می‌شوند.
 
خبرنگار ایکنا از قم با احمد ترابی، روانشناس بالینی درباره نقش دورهمی‌های خانوادگی در مدیریت استرس گفت‌وگویی کرده است که مشروح آن‌را در ادامه می‌خوانیم:
 

ایکنا - دورهمی‌های خانوادگی در مدیریت استرس چه نقشی دارد؟

 
دورهمی‌های خانوادگی مثل یک دوست دوگانه هستند، گاهی آرامش‌بخش‌ترین جای دنیا و گاهی اگر روابط سالم نباشند منبعی از استرس و ناراحتی می‌شوند. در ادامه، به زبان ساده می‌گوییم چگونه می‌توانیم از دورهمی‌ها بهترین استفاده را ببریم.
 
دورهمی‌ها کمک می‌کنند که حمایت واقعی باشد، نه فقط حضور. وقتی در خانواده احساس می‌کنید که «من مورد قبول هستم، حتی اگر اشتباه کرده‌ام»، بدن شما هورمون‌هایی مثل اکسیتوسین(هورمون عشق و اتصال) ترشح می‌کند و کورتیزول(هورمون استرس) کم می‌شود. 
 
این دقیقاً همان لحظه‌ای است که وقتی از کار افتادید، یا عزیزی را از دست دادید، یکی از اعضای خانواده دستتان را می‌گیرد و نمی‌گوید «بی‌خیال شو»، بلکه می‌گوید: «من اینجا هستم.» صحبت کردن، مثل آب ریختن روی آتش است. وقتی احساسات را با خانواده به اشتراک می‌گذارید، مغز شما از حالت تنهایی و درگیری خارج می‌شود. این کار، احساس تنهایی را کم می‌کند و به شما می‌گوید: «من تنها نیستم.»
 
روتین‌های ساده، آرامش می‌سازند مانند شام مشترک هر شب، جشن کوچک عید، یا حتی یک قهوه صبحگاهی با مادر یا برادر، این‌ها مثل ساعتی در میان طوفان هستند. وقتی دنیا بی‌ثبات است، این روزهای قابل پیش‌بینی به شما می‌گویند: «همه چیز خراب نیست.»
 
وقتی در دورهمی‌ها ارتباط ناسالم وجود دارد، مثل دیوار نامرئی است، اگر در خانواده‌تان معمولاً این‌ها رایج باشد: «چرا همیشه اشتباه می‌کنی؟»، «باید این کار را بکنی، چون ما این‌طور کردیم»، «احساساتت رو نگو، دیگران نمی‌فهمند»؛ آن‌گاه شما نه تنها استرس را کم نمی‌کنید، بلکه استرس را تقویت می‌کنید. چون مغز شما همیشه در حالت آماده‌بودن برای جنگ می‌ماند و این حالت، وقتی طولانی شود، باعث خستگی روانی، بی‌خوابی و حتی بیماری‌های بدنی می‌شود.
 
یا زمانی که فشار انتظارات غیرواقعی وجود دارد، به‌طور نمونه در برخی خانواده‌ها، فرد مجبور است در دانشگاهی درس بخواند که خودش نمی‌خواهد، زمانی ازدواج کند که هنوز آماده نیست، کاری بکند که با علایقش سازگار نیست، چون خانواده انتظار دارد. این فشار، هویت شخصی را می‌سوزاند و به شما این احساس را می‌دهد که «من هرگز کافی نیستم.»
 
اگر والدین همیشه اضطراب داشته باشند، به‌طور نمونه هر خبر بد را پایان دنیا بنامند، کودکانشان یاد می‌گیرند که هر موقعیت جدی، تهدید است. این یادگیری از طریق مشاهده و رفتارهای روزانه اتفاق می‌افتد، نه از طریق صحبت‌های آموزشی. سوم اینکه چه کار کنیم؟ راه‌های ساده و واقع‌بینانه برای خانواده‌هایی که می‌خواهند خوب باشند این است که به گوش دادن بیشتر از صحبت کردن اهمیت بدهید، نه با قطع کردن، نه با راهنمایی فوری بلکه فقط با حضور. احساسات را نادیده نگیرید؛ اگر کسی گریه می‌کند، نگویید «نگران نباش» بلکه بگویید «این سخت بود، درسته؟» 
 
روتین‌های کوچک بسازید، به‌طور نمونه هر جمعه شب یک نوشیدنی گرم با هم بنوشید، یا یک پیام کوتاه قبل از خواب برای هم ارسال کنید. برای خانواده‌هایی که سالم نیستند، مرز (Boundary) بگذارید؛ به‌طور نمونه بگویید «من الان نمی‌توانم درباره این موضوع صحبت کنم، بعد می‌گویم»، این خشمگینی نیست، بلکه احترام به خود است. 
 
از انتظارات غیرواقعی فاصله بگیرید، هویت شما، هویت خانواده نیست. شما می‌توانید عاشق خانواده باشید و هم‌زمان تصمیم‌های مخصوص خودتان را بگیرید. در صورت لزوم، از کمک حرفه‌ای استفاده کنید مانند روانشناسی که با خانواده کار می‌کند و فقط فرد را درمان نمی‌کند، بلکه الگوهای خانوادگی را هم تغییر می‌دهد.
 
بنابراین، دورهمی‌های خانوادگی خودشان خوب یا بد نیستند بلکه کیفیت رابطه‌ها در آن‌ها تعیین‌کننده است؛ آیا بعد از دورهمی، احساس آرامش و اتصال دارید یا احساس خستگی، گناه و تنهایی؟ اگر احساس آرامش دارید که ادامه دهید، اما اگر احساس خستگی دارید نیازی نیست که همه روز با هم باشید، اما نیاز دارید که ارتباط سالمی داشته باشید حتی اگر فقط با یک نفر از اعضای خانواده باشد. خانواده، مثل درختی است که ریشه‌هایش باید محکم باشند، اما شاخه‌هایش باید با آزادی رشد کنند. وقتی هر دو اتفاق بیفتد آن‌گاه خانه، جایی است که قلب شما را می‌شناسد.
 
وقتی زندگی در دنیا به خاطر بیماری یا از دست دادن عزیز، مشکل مالی، جنگ یا بحران‌های بزرگ طاقت‌فرسا و سخت  می‌شود؛ خانه و خانواده، اغلب اولین و معتبرترین پناهگاه ما هستند. خانه جایی نیست که فقط به خواب می‌رویم یا غذا می‌خوریم، بلکه جایی است که اگر روابطش سالم باشد، استرس را جذب کرده و به آرامش تبدیل می‌کند.
 

ایکنا- خانواده چه نقشی در کنترل استرس ناشی از پیامدهای ناگوار دارد؟ 

 
خانواده موتور تاب‌آوری است؛ وقتی همه چیز بی‌ثبات است، روتین‌های ساده خانوادگی مثل شام مشترک، روزهای خاص هفته برای صحبت یا حتی یک قهوه صبحگاهی با یکی از اعضای خانواده به ما احساس «این همه خراب نیست» می‌دهند. این کار مغزمان را از حالت ترس و فرار خارج کرده و به حالت فکر کردن و تصمیم گرفتن برمی‌گرداند.
 
کودکان و نوجوانان از والدین‌شان یاد می‌گیرند که چطور با مشکل روبه‌رو شوند. اگر والدین در بحران هم با صبر و امید صحبت کنند، «این سخت است، ولی می‌توانیم از آن یاد بگیریم»، فرزندان یاد می‌گیرند که استرس پایان داستان نیست، بلکه بخشی از رشد است. همچنین، داستان‌های خانوادگی مثل یادآوری چگونگی سفر به مکه، دوران دانشجویی، یا گذشت از یک بحران گذشته هویت ما را تقویت می‌کند. وقتی می‌دانیم «ما از قبل هم از مشکل رد شدیم»، امید به جلو بیشتر می‌شود. در تحقیقاتی که در ایران انجام شد، خانواده‌هایی که این داستان‌ها را به فرزندان‌شان می‌گفتند مخصوصاً در جشن‌ها کمتر دچار افسردگی و اضطراب شدند. 
 
خانه جایی است که بدن و مغز آرام می‌شوند، وقتی در خانه احساس امنیت می‌کنیم، بدن ما اکسیتوسین(هورمون عشق و اتصال) ترشح می‌کند و کورتیزول(هورمون استرس) کم می‌شود. این یعنی نه تنها روان‌مان بهتر می‌شود، بلکه فشار روی قلب، فشار خون و سیستم ایمنی هم کاهش می‌یابد.
 
لمس، نگاه و حضور واقعی مثل در آغوش گرفتن، دست دادن یا فقط نشستن کنار هم بسیار قدرتمندتر از کلمات است. وقتی فرزند ناراحت است و والدین فقط با صبر و نگاه آرام به او گوش می‌دهند، حتی اگر چیزی نگویند، مغزش از حالت ترس خارج شده و به حالت آرامش برمی‌گردد. این دقیقاً همان چیزی است که ما «آرامش اشتراکی» می‌نامیم. در عصری که همه روی موبایل خسته می‌شوند، خانه می‌تواند ناحیه آزاد از صداهای دیجیتال باشد. وقتی یک ساعت در روز حتی فقط ۲۰ دقیقه همه بدون موبایل صحبت می‌کنند، مغزمان از فشار بیرونی آزاد می‌شود و به خودش می‌رسد. 
 
خانه، فقط چهار دیواری نیست بلکه خانه رابطه است، یک خانه با مبل و تزئینات گران، می‌تواند خانه واقعی نباشد، اما یک خانه با کمترین وسایل، می‌تواند جایی باشد که قلب شما را می‌شناسند. در ایران، خانواده‌هایی که با امکانات محدود اما با احترام، گوش دادن و پذیرش تفاوت‌ها زندگی می‌کنند، استرس کمتری داشتند تا خانواده‌هایی که وضعیت مالی بهتر داشتند، چراکه ارتباطاتشان پر از تنش بود. 
 
کیفیت رابطه، بیشتر از کمیت دارایی در سلامت روان تأثیر دارد. چه کار کنیم؟ پیشنهادات ساده و عملی این است که یک «ساعت آرامش» روزانه بسازید: یک زمان مشخص(مثلاً بعد از شام) که همه موبایل را کنار بگذارند و فقط با هم صحبت کنند حتی اگر درباره یک مسئله ساده باشد. 
 
روتین‌های کوچک را حفظ کنید؛ به‌طور نمونه هر جمعه شب یک فیلم خانوادگی یا هر صبح یک دعای کوتاه با هم بخوانید. به لمس اهمیت بدهید یک لمس دست، یک آغوش کوتاه حتی اگر کلمه‌ای نگویید بسیاری از استرس‌های روزانه را کم می‌کند.
 
داستان‌های خانوادگی را زنده نگه دارید؛ وقتی فرزند پرسید «پدربزرگ چطور از جنگ برگشت؟» حتی اگر جواب ندارید، بگویید: «بیا فردا از مامان بپرسیم.» این کار هویت و اتصال را تقویت می‌کند. خانواده مثل یک سیستم ایمنی روانی است. وقتی بیرون دنیا بی‌ثبات است، خانه باید پایدار باشد. این پایداری، فقط از طریق دیوارهای سفت و کف‌های گران به‌دست نمی‌آید، بلکه از گوش دادن واقعی، حضور کامل و عشق بدون شرط ساخته می‌شود.
 
وقتی خانه پایدار باشد، ما می‌توانیم با امید، آرامش و با توانایی مقابله بیرون برویم و دوباره برگردیم، نه فقط برای خوابیدن، بلکه برای آرام شدن دوباره. خانه جایی است که حتی اگر همه چیز را اشتباه کردید، کسی شما را ترک نمی‌کند.  این اصل ساده پایه‌ای است که تمام تاب‌آوری انسانی بر آن بنا شده است.
انتهای پیام
خبرنگار:
الهام حلاجیان
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha